نقد و بررسی
نقد ضربه بزرگ (The Big Hit) | 1998
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
جایگاه فیلم و هویت ژانری «The Big Hit» ساختهٔ کرک وونگ، کمدی اکشنی از اواخر دههٔ نود است که از همان آغاز، قصد ندارد جهان آدمکشها را به قلمرویی واقعگرا یا اخلاقاً جدی تبدیل کند. فیلم بر مبنای برخورد دو لحن بنا شده است: خشونت حرفهای و پرهیاهو از یکسو، و زندگی روزمرهٔ قهرمانی که بیش از آنکه هیبت یک قاتل مزدور را داشته باشد، گرفتار رودربایستیها و دلواپسیهای عاطفی است.
حاصل، اثری است که جدیت ژانر جنایی را پیوسته با شوخی و اغراق برهم میزند؛ گاهی با انرژی و جسارت، و گاهی چنان شلوغ که انسجامش را از دست میدهد. این فیلم را بهتر است نه بهعنوان یک تریلر دقیق و حسابشده، بلکه بهمثابه تفریحی پرتحرک و آگاهانه نامعقول تماشا کرد. «The Big Hit» در بسیاری از لحظات از منطق واقعگرایانه فاصله میگیرد و به نمایش پرتابهها، تعقیبوگریزها، انفجارها و واکنشهای نامتعارف تکیه میکند.
همین انتخاب، سرچشمهٔ اصلی جذابیت و ضعف آن است: فیلم میخواهد مخاطب را سرگرم کند، اما همیشه در مهار انرژی سرریز خود موفق نیست. ملوین اسمایلی؛ آدمکشی با روحیهٔ مردمداری ملوین اسمایلی، با بازی مارک والبرگ، محور تضادهای فیلم است. او در حرفهای بیرحمانه فعالیت میکند، اما در روابط شخصیاش چنان نرمخو، تأییدطلب و ناتوان از «نه» گفتن است که گویی بهاشتباه وارد جهان خلافکاران شده.
ملوین نه با خونسردی یک ضدقهرمان کلاسیک تعریف میشود و نه از خشونت پیرامونش لذت میبرد؛ بیشتر مردی است که پیوسته میکوشد دیگران از او راضی باشند، حتی وقتی همین میل به رضایتطلبی او را به دردسر میاندازد. والبرگ این دوگانگی را با بازیای سرراست و گاه عمداً سادهدلانه پیش میبرد. او در لحظات اکشن توانایی و چابکی دارد، اما در موقعیتهای عاطفی به شکلی مضحک دستوپاچلفتی میشود.
« ملوین اسمایلی؛ آدمکشی با روحیهٔ مردمداری ملوین اسمایلی، با بازی مارک والبرگ، محور تضادهای فیلم است. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
این تضاد، شخصیت را به منبعی طبیعی برای طنز بدل میکند و به فیلم امکان میدهد میان خشونت نمایشی و اضطرابهای کوچک زندگی روزمره رفتوآمد کند. بااینحال، ملوین گاهی بیش از آنکه شخصیتی پیچیده باشد، وسیلهای برای اتصال صحنههای پرهیاهوست؛ فیلم بیشتر از آنکه درونیاتش را بکاود، او را در موقعیتهای تازهای گرفتار میکند.
روایت؛ موقعیت جذاب، تمرکز ناپایدار هستهٔ داستان ساده و کارآمد است: ملوین و همکارانش در جریان یک آدمربایی با پیامدهایی پیشبینیناپذیر روبهرو میشوند و قهرمان باید هم از بحران بیرونی جان سالم به در ببرد و هم راز شغلش را از پم، نامزد بیخبرش، پنهان کند. این طرح از همان ابتدا ظرفیت طنز موقعیت دارد؛ مردی که در کارش با تهدید و گلوله سروکار دارد، در خانه و رابطهٔ عاشقانهاش از مدیریت سادهترین تنشها درمانده است.
اما فیلم بهجای آنکه این محور را با تمرکز دنبال کند، شخصیتها و خردهماجراهای متعددی را وارد میکند. در نتیجه، مسیر روایت گاهی از مرکز ثقل خود فاصله میگیرد. بعضی اتفاقها بیش از آنکه از انتخابهای شخصیتها برخیزند، بهانهای برای راهاندازی تعقیبوگریز یا شوخی تازهاند. این شتاب، ریتم را زنده نگه میدارد، اما در بخشهایی تشخیص اینکه داستان دقیقاً بر کدام رابطه یا بحران متمرکز است دشوار میشود.
«The Big Hit» از پراکندگی خود آسیب میبیند، بیآنکه کاملاً از نفس بیفتد. طنز و اغراق؛ میان بامزگی و زیادهروی طنز فیلم در فاصلهٔ میان امر هولناک و واکنشهای روزمره شکل میگیرد. آدمهایی که با خشونت سروکار دارند، گاه دربارهٔ مسائل پیشپاافتاده حرف میزنند یا درگیر دلمشغولیهایی میشوند که با ظاهر خشنشان تناسب ندارد.
« اما فیلم بهجای آنکه این محور را با تمرکز دنبال کند، شخصیتها و خردهماجراهای متعددی را وارد میکند. »
شخصیتها و اجرا
همین ناهمخوانی میتواند لحظاتی واقعاً خندهدار بسازد. فیلم همچنین از شوخی با قراردادهای ژانر ابایی ندارد: خطرها و انفجارها چنان اغراقآمیزند که واقعگرایی از همان ابتدا جای خود را به نوعی بازیگوشی میدهد. بااینهمه، هر شوخی به یک اندازه جواب نمیدهد. برخی لحظات از مرز طنز سنجیده عبور میکنند و به صحنههایی ناموزون یا صرفاً عجیب بدل میشوند.
در چنین مواردی، فیلم بهجای آنکه با انتظار مخاطب بازی کند، فقط بر شدت و غرابت موقعیت میافزاید. گاهی نیز لحن اثر میان هجو، کمدی عامهپسند و خشونت نمایشی در نوسان است، بیآنکه این سه کاملاً به زبان واحدی برسند. بنابراین، خندهدار بودن فیلم تا حد زیادی به پذیرش بیپروایی و منطق شلختهٔ آن وابسته است.
اکشن و میزانسن؛ جنبوجوشی با فراز و فرود صحنههای اکشن «The Big Hit» بر حرکت و اغراق تکیه دارند. تیراندازیها و تعقیبها قرار نیست تصویری دقیق از خشونت بسازند؛ بیشتر همچون نمایشهایی پرزرقوبرق و کمابیش کارتونی طراحی شدهاند. چنین رویکردی با حالوهوای سبک فیلم سازگار است و در لحظات موفق، انرژی قابلتوجهی تولید میکند.
مونتاژهای تمرین نیز به این جهان پرتحرک تعلق دارند و با تأکید بر آمادگی جسمانی و نمایش عضلات، هم شخصیتپردازی را پیش میبرند و هم به شوخیهای فیلم رنگوبوی خودآگاهانه میدهند. اما جنبوجوش بهتنهایی برای ساخت اکشنی مؤثر کافی نیست. در برخی صحنهها، آشفتگی قاب و سرعت تغییر موقعیتها باعث میشود وضوح کنش کاهش یابد.
« همین ناهمخوانی میتواند لحظاتی واقعاً خندهدار بسازد. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
افزون بر آن، فیلم همیشه در ساخت تعلیق موفق نیست؛ وقتی مخاطب از همان ابتدا با منطق اغراقآمیز و آسیبناپذیری نسبی شخصیتها روبهرو شده، خطرها گاهی وزن دراماتیک خود را از دست میدهند. اکشن فیلم بنابراین بیش از آنکه پیوسته نفسگیر باشد، مجموعهای از لحظههای پرانرژی است که کیفیتشان یکدست نیست.
روابط و بازیگران؛ جذابیت در تضادها بخش مهمی از کشش فیلم به روابط میان شخصیتها وابسته است. ملوین در میان همکاران بیرحم خود جایگاه غریبی دارد: او بخشی از همان گروه است، اما خلقوخویش با منطق خودخواهانهٔ آنان جور درنمیآید. این فاصله، هم منشأ کمدی است و هم نشان میدهد چرا قهرمان چنین آسان به قربانی موقعیت تبدیل میشود.
پم نیز بهواسطهٔ بیخبری از زندگی حرفهای ملوین، نمایندهٔ همان زندگی عادیای است که او میکوشد حفظ کند؛ هرچند فیلم فرصت کافی به رابطهٔ آنان نمیدهد تا از سطح یک موقعیت طنز فراتر برود. لو دایموند فیلیپس و بازیگران نقش همکاران ملوین، به فضای گروهی فیلم تندی و بیرحمی میبخشند. کریستینا اپلگیت در نقش پم، وجه روزمرهتر و عاطفی داستان را نمایندگی میکند و حضورش به تضاد میان زندگی پنهان ملوین و ظاهر عادی او کمک میکند.
بااینحال، بسیاری از شخصیتهای پیرامونی بیشتر با یک ویژگی برجسته یا کارکرد داستانی تعریف میشوند تا با لایههای روانشناختی. فیلم بهجای پرداخت عمیق به روابط، از آنها برای روشنکردن آشوب موقعیتها بهره میبرد. حالوهوای دههٔ نود و تماشای امروز «The Big Hit» بهوضوح محصول زمانهٔ خود است.
« اکشن فیلم بنابراین بیش از آنکه پیوسته نفسگیر باشد، مجموعهای از لحظههای پرانرژی است که کیفیتشان یکدست نیست. »
قوتها و کاستیها
موسیقی، پوشش، شیوهٔ شوخیپردازی و حتی تصورش از اکشن، ردّ اواخر دههٔ نود را با خود دارند. همین ویژگی برای تماشاگر امروز دو اثر متضاد دارد: از یک سو، فیلم واجد جذابیت نوستالژیک است و سبک پرزرقوبرق آن تصویری از سینمای تجاری آن دوره به دست میدهد؛ از سوی دیگر، بخشی از شوخیها و انتخابهای روایی ممکن است کهنه، تکراری یا بیش از اندازه خام به نظر برسند.
فیلم از فضای سینمای اکشن هنگکنگی و کمدی آمریکایی بهره میگیرد، اما این آمیزش همیشه به ترکیبی منسجم بدل نمیشود. آنچه باقی میماند، بیشتر نشانههای یک تجربهٔ آمیخته است: خشونت پرتحرک، قهرمانی دوستداشتنی اما ناتوان، و کمدیای که گاهی از مرزهای سلیقهٔ متعارف عبور میکند. فیلم را نمیتوان نمونهای بینقص از هیچیک از این سنتها دانست؛ جذابیتش در همین بیپروایی و نقصهای آشکار آن نهفته است.
جمعبندی «The Big Hit» فیلمی خوشریتم، پرانرژی و آگاهانه نامعقول است که بیش از هر چیز به دنبال سرگرمکردن مخاطب میرود. ملوین اسمایلی، با تضاد میان شغل خشونتبار و روحیهٔ مردمدارش، مرکز کمدی اثر است و مونتاژهای تمرین، روابط گروهی و اکشنهای اغراقآمیز لحظات جذابی میسازند. در برابر این امتیازها، روایت پراکنده، شوخیهای نابرابر و صحنههایی که صرفاً با شدت بیشتر میکوشند خنده یا هیجان بسازند، مانع انسجام فیلم میشوند.
این اثر برای تماشاگرانی مناسبتر است که از کمدی اکشن سبک، شلوغ و بیادعا لذت میبرند و انتظار ظرافت روایی یا تعلیقی پیوسته ندارند. «The Big Hit» شاهکاری فراموشنشدنی نیست، اما در لحظات موفقش چنان سرخوش و بیپرواست که میتواند به تفریحی دلپذیر بدل شود؛ فیلمی که بهترین راه مواجهه با آن، پذیرفتن منطق بازیگوشانهاش است، بیآنکه از آن بیش از آنچه وعده میدهد انتظار داشته باشیم.
« موسیقی، پوشش، شیوهٔ شوخیپردازی و حتی تصورش از اکشن، ردّ اواخر دههٔ نود را با خود دارند. »



ثبت دیدگاه