نقد و بررسی
نقد غول بزرگ مهربان (The BFG) | 2016
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
خیالپردازی در آستانهی خواب و بیداری «The BFG» ساختهی Steven Spielberg، اقتباسی از داستان Roald Dahl است که به جای تکیه بر ماجراجویی پرشتاب، مخاطب را به جهانی آرام، غریب و سرشار از تصویر دعوت میکند. محور قصه، دوستی Sophie، دختری یتیم، با غولی است که برخلاف ظاهر هراسآورش مهربان و تنهاست.
همراهی این دو، آنها را به سرزمین غولها میبرد و در برابر غولهای آدمخوار قرار میدهد؛ اما فیلم بیش از آنکه دربارهی نبردی پرحادثه باشد، دربارهی پیوندی نامعمول و نیروی تخیل است. همین انتخاب، هم سرچشمهی دلنشینی اثر است و هم منشأ بخشی از کندی آن. «The BFG» در سال ۲۰۱۶ اکران شد و Melissa Mathison فیلمنامهی آن را بر پایهی کتاب دال نوشت.
زیبایی بصری؛ جهانی ساختهشده از نور یکی از برجستهترین دستاوردهای فیلم، ساختن جهانی است که گویی از دل رؤیا بیرون آمده است. سرزمین غولها، با مقیاسهای نامتعارف و طبیعتی آشنا و در عین حال بیگانه، حس کشف را زنده نگه میدارد. فیلم به جای آنکه همهچیز را با توضیح روشن کند، از رنگ، نور و اندازهها برای القای شگفتی بهره میگیرد: دنیای Sophie کوچک و محصور است، اما با ورود غول مهربان ناگهان افقهای تازهای پیش روی او گشوده میشود.
طراحی بصری در بهترین لحظهها فقط تزئین داستان نیست؛ بخشی از شیوهی روایت آن است. تاریکی شب، سکوت فضاها و درخشش رؤیاها، حالتی افسانهای میآفرینند که با تجربهی کودکانهی مواجهه با ناشناخته پیوند دارد. صحنههای گرفتن رؤیاها بهویژه از همین توانایی بهره میبرند: خیال در اینجا چیزی نامرئی و انتزاعی نیست، بلکه مادهای دیدنی و قابل لمس میشود.
« محور قصه، دوستی Sophie، دختری یتیم، با غولی است که برخلاف ظاهر هراسآورش مهربان و تنهاست. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
این بخشها از نظر تصویر و حرکت، از جذابترین لحظههای فیلماند و یادآوری میکنند که تخیل سینمایی گاهی میتواند خودِ موضوع داستان را به تجربهای حسی بدل کند. غولی با صدایی مخصوص خود شخصیت غول مهربان، قلب عاطفی و طنزآمیز فیلم است. او در برابر عظمت و قدرت جسمانیاش، رفتاری خجالتی و آسیبپذیر دارد؛ غریبهای که به جهان آدمها تعلق ندارد و در جامعهی خودش نیز بیرونافتاده به نظر میرسد.
تضاد میان هیبت ظاهری او و لطافت رفتارش، پایهی اصلی جذابیت شخصیت را میسازد. شیوهی نامتعارف حرفزدنش نیز به او فردیتی روشن میبخشد: زبانش گاه بازیگوش و گاه نامأنوس است، اما صرفاً ابزار شوخی نیست؛ نشانهای از فاصلهی او با قواعد معمول جهان انسانی است. اجرای Mark Rylance به شخصیت گرما و ظرافت میدهد.
او غول را به هیولایی مضحک یا صرفاً بامزه تقلیل نمیدهد؛ در مکثها و واکنشهایش تنهایی و احتیاط نیز دیده میشود. همین توازن باعث میشود که شوخیهای زبانی، حتی وقتی برای همهی مخاطبان به یک اندازه کارگر نیستند، از شخصیتپردازی جدا نشوند. با این حال، فیلم گاهی بیش از اندازه بر همان تکیهکلامها و بازیهای زبانی میماند.
طنزی که در آغاز تازه و دوستداشتنی است، در تکرار میتواند اثر خود را از دست بدهد و به یکی از عوامل کشآمدن بعضی صحنهها تبدیل شود. پیوند Sophie و غول مهربان رابطهی میان Sophie و غول، بهتدریج از ترس و بدگمانی به اعتماد میرسد. فیلم این دگرگونی را با شتاب روایت نمیکند؛ به جای آن، لحظههای کوچکِ گفتوگو، مشاهده و همکاری را کنار هم میچیند تا نزدیکی دو شخصیت باورپذیر شود.
« غولی با صدایی مخصوص خود شخصیت غول مهربان، قلب عاطفی و طنزآمیز فیلم است. »
شخصیتها و اجرا
Sophie صرفاً همراهی خاموش نیست. کنجکاوی و جسارت او نیرویی محرک در رابطه است و به قصه اجازه میدهد دوستی را نه به شکل نجات یکطرفه، بلکه بهصورت ارتباطی دو سویه نشان دهد. این رابطه در عین سادگی، موضوعی انسانی را پیش میکشد: تنهایی میتواند آدمها را به یکدیگر نزدیک کند، حتی اگر اندازه، زبان و جایگاهشان در جهان هیچ شباهتی به هم نداشته باشد.
فیلم بر مهربانی، همدلی و اعتماد تأکید میکند، اما کمتر در پی پیچیدهکردن این مضمونهاست. در نتیجه، لحن اثر بیشتر به قصهای خانوادگی و دلگرمکننده نزدیک میشود تا درامی عمیق دربارهی انزوا یا ترس. این انتخاب برای مخاطب کمسنوسال مناسب است، هرچند ممکن است بزرگسالانی را که انتظار لایههای معنایی تیرهتر و دشوارتر دارند، چندان غافلگیر نکند.
قصر؛ تغییر لحن و نقطهی قوت بخشهای مربوط به قصر، تغییر چشمگیری در فضای فیلم ایجاد میکنند. پس از خلوتی سرزمین غولها و تأکید بر پیوند دو شخصیت، ورود به محیطی رسمی و پرتشریفات، زمینهی برخوردی کمیک میان دو جهان فراهم میکند. شکوه قصر، قواعد خشک آن و حضور غولی که با ظرافتهای مرسوم این فضا بیگانه است، سرچشمهی موقعیتهایی سرگرمکننده میشوند.
این تضاد به فیلم انرژی تازهای میبخشد و از نظر بصری نیز محیطی متفاوت پیش چشم میگذارد. با این همه، همین بخش یکی از نمونههای روشن مشکل ریتم فیلم است. موقعیت کمیک بهجای آنکه با ایجاز به نتیجه برسد، چند بار بر شوخی و واکنشهای مشابه تکیه میکند. بعضی لحظهها از نظر ایده بامزهاند، اما امتدادشان از قدرت اثر میکاهد.
« فیلم بر مهربانی، همدلی و اعتماد تأکید میکند، اما کمتر در پی پیچیدهکردن این مضمونهاست. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
فیلم در اینجا گویی به جای پیشبردن داستان، در فضای ساختهشدهی خود آسوده میماند. برای تماشاگرانی که از طنز بدنی و موقعیتهای اغراقآمیز لذت میبرند، این بخش میتواند نقطهی اوج سرگرمی باشد؛ برای دیگران، احتمالاً طولانیتر از حد لازم به نظر میرسد. ریتمی آرام، گاه بیش از اندازه آرام مهمترین محدودیت «The BFG» نه کمبود زیبایی، بلکه ناتوانی آن در تبدیل همهی لحظههای زیبا به پیشروی دراماتیک است.
فیلم نزدیک به دو ساعت زمان دارد، اما همهی این مدت با کشش یکسانی سپری نمیشود. بعضی صحنهها فضای لازم برای جاافتادن شخصیتها را فراهم میکنند؛ در برخی دیگر، مکثها تکراری میشوند و روایت برای رسیدن به گام بعدی بیش از اندازه درنگ میکند. نتیجه، اثری است که ممکن است برای تماشاگر صبور و علاقهمند به قصههای خیالانگیز دلپذیر باشد، اما برای مخاطبی که انتظار حادثههای پیاپی دارد، حوصلهسربر جلوه کند.
این کندی بهویژه در بخشهایی آشکار میشود که شوخی یا موقعیت، پس از آنکه اثر نخستین خود را گذاشته، ادامه پیدا میکند. همچنین، مسیر کلی قصه ساده است و کشمکشها همیشه پیچیدگی تازهای نمیآفرینند. تهدید غولهای آدمخوار به داستان نیرویی بیرونی میدهد، اما تمرکز اصلی همچنان بر رابطه و حالوهوای افسانهای باقی میماند.
از این رو، فیلم گاهی میان ماجراجویی و تأمل آرام معلق میماند؛ نه آنقدر پرشتاب است که هیجان پیوسته بسازد و نه آنقدر ژرفکاو که هر مکثش معنایی تازه بیافریند. جمعبندی «The BFG» اثری دیدنی و مهرباندل است که در بهترین لحظههایش با تصویرهای خیالانگیز، شخصیت مرکزی دوستداشتنی و صحنههای رؤیاپردازانهاش تماشاگر را به دنیایی دیگر میبرد.
« فیلم در اینجا گویی به جای پیشبردن داستان، در فضای ساختهشدهی خود آسوده میماند. »
قوتها و کاستیها
بخشهای مربوط به گرفتن رؤیاها و فضای قصر، ظرفیت بصری و طنز فیلم را بهخوبی نشان میدهند؛ Sophie و غول نیز دوستیای میسازند که بر همدلی و پذیرفتن تفاوت استوار است. در مقابل، ریتم کند، تکرار بعضی شوخیها و کشآمدن چند صحنه مانع از آن میشود که جذابیت بصری همیشه به نیروی روایی تبدیل شود.
این فیلم برای تماشاگرانی مناسبتر است که از قصههای خانوادگیِ آرام، طراحی خیالانگیز و شخصیتهای نامتعارف لذت میبرند؛ بهویژه تماشای خانوادگی میتواند فرصتی برای همراهشدن با جهان عجیب و دوستداشتنی آن باشد. اما اگر اولویت تماشاگر روایت فشرده، شوخیهای پیوسته یا ماجرایی پرتحرک باشد، «The BFG» احتمالاً در بخشهایی آزمون صبر او خواهد بود.
حاصل، فیلمی است که بیش از آنکه با پیچشهای داستانی در ذهن بماند، با تصویرها و حالوهوای افسانهای خود خاطره میسازد؛ خاطرهای دلنشین، هرچند نه همیشه به یک اندازه زنده.
ثبت دیدگاه