نقد و بررسی
نقد زنگهای کلیسای مریم مقدس (The Bells of St. Mary's) | 1945
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
جایگاه فیلم در کارنامهٔ یک شخصیت آشنا «The Bells of St. Mary’s» ساختهٔ Leo McCarey، ادامهٔ داستان پدر اومالی است؛ کشیشی که پیشتر در «Going My Way» با بازی بینگ کراسبی معرفی شده بود. این بار او به مدرسهٔ فرسودهٔ سنت مری میرسد؛ جایی که خواهر بندیکت و راهبههای دیگر برای حفظ مدرسه و رسیدگی به دانشآموزان تلاش میکنند.
مسئلهٔ بقای مدرسه، زمینهای ساده اما پربار برای روایتی میشود که بیش از آنکه بر کشمکشهای بزرگ تکیه کند، از برخورد آدمها، خردهاتفاقهای روزمره و دگرگونی تدریجی رابطهٔ شخصیتها نیرو میگیرد. فیلم در امتداد لحن اثر پیشین حرکت میکند، اما تعادل تازهای میسازد: این بار مرکز عاطفی داستان رابطهٔ دو شخصیت اصلی است.
تقابل پدر اومالی و خواهر بندیکت نه نزاعی تلخ، بلکه اختلافی برآمده از دو شیوهٔ متفاوت برای انجام کاری مشترک است. هر دو به مدرسه و کودکان اهمیت میدهند، اما برداشتشان از انضباط، مسئولیت و راهحل عملی یکسان نیست. همین تفاوت، هم موقعیتهای طنزآمیز میآفریند و هم به فیلم امکان میدهد دربارهٔ احترام و همکاری سخن بگوید.
« جایگاه فیلم در کارنامهٔ یک شخصیت آشنا «The Bells of St. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
دو بازیگر و رابطهای زنده بازی بینگ کراسبی و اینگرید برگمن مهمترین تکیهگاه فیلم است. کراسبی پدر اومالی را با آسودگی و شوخطبعی بازی میکند؛ شخصیتی که بهجای اقتدار خشک، با نرمخویی و گفتوگو پیش میرود. در برابر او، برگمن خواهر بندیکت را باوقار، مصمم و در عین حال گرم تصویر میکند.
او از شخصیتش چهرهای صرفاً جدی یا مقدس نمیسازد؛ شوخیهایش، حساسیتش و لحظات آسیبپذیرش نیز بهروشنی دیده میشوند. جذابیت رابطهٔ این دو از آنجا میآید که هیچکدام به حاشیهٔ دیگری رانده نمیشود. پدر اومالی ممکن است در نگاه نخست با اعتمادبهنفس و مهارت اجتماعی خود صحنه را در اختیار بگیرد، اما خواهر بندیکت نیز اراده و هوش عاطفی ویژهای دارد.
برگمن با واکنشهای ظریف و نگاههای سنجیده، بارها نشان میدهد که سکوت و خویشتنداری هم میتوانند بهاندازهٔ کلام اثرگذار باشند. همکاری این دو، رابطهای باورپذیر میسازد که طنز و احترام را در کنار عاطفه نگه میدارد. کمدیِ برخوردها و مسئلهٔ اختیار بخش بزرگی از کمدی فیلم از ناهمخوانی میان روشهای دو شخصیت میآید.
« دو بازیگر و رابطهای زنده بازی بینگ کراسبی و اینگرید برگمن مهمترین تکیهگاه فیلم است. »
شخصیتها و اجرا
پدر اومالی گاهی با نیت خیر وارد موقعیتی میشود و میکوشد راهحل خودش را پیش ببرد، اما نتیجه آن است که خواهر بندیکت ناچار میشود با او مقابله کند یا مسیر را دوباره تنظیم کند. این الگو هم بامزه است و هم به یکی از محدودیتهای فیلم تبدیل میشود: مداخلههای مکرر پدر اومالی میتوانند بهجای آنکه همواره دوستداشتنی باشند، اندکی آزاردهنده جلوه کنند.
بااینحال، اختلاف میان آنها صرفاً ابزار شوخی نیست. فیلم از خلال همین برخوردها پرسشی کوچک اما مهم طرح میکند: آیا نیت خیر، بهتنهایی برای توجیه دخالت کافی است؟ پدر اومالی با اعتماد به تجربه و شهودش عمل میکند؛ خواهر بندیکت اما میخواهد اختیار و شناخت خود از مدرسه جدی گرفته شود. فیلم پاسخ پیچیدهای عرضه نمیکند، ولی با قرار دادن هر دو در موقعیتهای متقابل، نشان میدهد که خیرخواهی زمانی سازندهتر است که با شنیدن و اعتماد همراه شود.
مدرسه، کودکان و صحنههای فرعی مدرسه در فیلم صرفاً مکانی برای وقوع داستان نیست؛ جامعهٔ کوچکی است که در آن کودکان، راهبهها، خانوادهها و اهالی محل با نیازها و گرفتاریهای متفاوت حضور دارند. تلاش برای حفظ ساختمان، بهتدریج به تلاشی برای نگهداشتن حس تعلق و استمرار زندگی جمعی بدل میشود.
« بااینحال، اختلاف میان آنها صرفاً ابزار شوخی نیست. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
از همین رو، حتی لحظههای سادهٔ آموزشی یا گفتوگوهای روزمره میتوانند بار عاطفی پیدا کنند. صحنههای مربوط به بوکس و بیسبال از جمله لحظههایی هستند که به روایت تنوع میبخشند و تصویر متفاوتی از شخصیتها ارائه میکنند. آنها فیلم را از فضای گفتوگوهای مربوط به مدرسه و آیندهاش بیرون میآورند و نشان میدهند که تربیت در این جهان فقط به درس و انضباط محدود نیست.
این بخشها گاه خندهآورند و گاه با نوعی جدیت کودکانه همراه میشوند؛ هرچند برخی انتخابهای تربیتی فیلم، از دید امروز ممکن است نامتعارف یا بحثبرانگیز به نظر برسند. لحن گرم و عاطفهٔ پررنگ یکی از امتیازهای اصلی فیلم، لحن صمیمی آن است. روایت بهجای آنکه با تنشهای شدید یا بدبینی پیش برود، در فضایی آرام و دلنشین شکل میگیرد؛ فضایی که تماشاگر را به معاشرت با آدمهای مدرسه دعوت میکند.
موسیقی و آواز نیز در همین حالوهوا نقش دارند و با جهان فیلم هماهنگاند، هرچند حضورشان ممکن است برای تماشاگرانی که انتظار درامی فشرده دارند، گاه ریتم را از حرکت بازدارد. در سوی دیگر این گرمی، احساساتگرایی فیلم قرار دارد. مککری آشکارا به لحظات تأثیرگذار علاقهمند است و از عاطفه پنهان نمیشود.
« از همین رو، حتی لحظههای سادهٔ آموزشی یا گفتوگوهای روزمره میتوانند بار عاطفی پیدا کنند. »
قوتها و کاستیها
بعضی صحنهها بهواسطهٔ بازیها و پیوندی که با شخصیتها شکل گرفته، صادقانه و تکاندهندهاند؛ برخی دیگر ممکن است برای مخاطب امروزی بیش از اندازه حسابشده یا شیرین به نظر برسند. تفاوت میان اثرگذاری و اغراق، در این فیلم گاهی باریک میشود. تماشاگرانی که با لحن کلاسیک و عاطفی سینمای دههٔ چهل همراهاند، احتمالاً این صراحت احساسی را بخشی از جذابیت فیلم خواهند دانست.
ریتم و ساختار روایی ساختار فیلم بیشتر بر مجموعهای از موقعیتها و برخوردهای جداگانه استوار است تا بر خطی داستانی که پیوسته بر شدت خود بیفزاید. این شکل روایی با فضای مدرسه و زندگی روزانهٔ آن تناسب دارد، اما پیامدش آن است که ریتم در بخشهایی کند میشود و داستان کمی کش میآید. بعضی خردهروایتها فرصت مییابند لحظهای کوتاه بدرخشند، اما پیوندشان با مسیر کلی فیلم همیشه به یک اندازه محکم نیست.
در عوض، این پراکندگی به اثر فرصتی میدهد تا شخصیتها را در موقعیتهای گوناگون بسنجد و رابطهٔ اصلی را بهتدریج پرورش دهد. فیلم بهجای شتاب برای رسیدن به نتیجه، از تکرار و تفاوتهای کوچک استفاده میکند: پدر اومالی دوباره راه خودش را میرود، خواهر بندیکت دوباره به شیوهٔ خود پاسخ میدهد و هر دو اندکاندک به شناخت دقیقتری از یکدیگر میرسند.
« تفاوت میان اثرگذاری و اغراق، در این فیلم گاهی باریک میشود. »
جمعبندی
این انتخاب برای برخی مخاطبان آرامشبخش است و برای برخی دیگر کند و کمحادثه. جمعبندی «The Bells of St. Mary’s» فیلمی استوار بر بازیهای دلنشین، فضای انسانی و طنزی نرم که از تقابل دو شخصیت همدل اما متفاوت سرچشمه میگیرد. برگمن با حضوری درخشان و سنجیده، خواهر بندیکت را به شخصیتی مستقل و بهیادماندنی بدل میکند؛ کراسبی نیز پدر اومالی را با همان خوشخلقی و آسودگی شناختهشده پیش میبرد.
صحنههای بوکس و بیسبال، لحظات عاطفی و فضای صمیمی مدرسه از نقاط قوت اثرند. در برابر این امتیازها، ریتم نابرابر، برخی مداخلههای کلافهکنندهٔ پدر اومالی و احساساتگرایی گاه افراطی، مانع از آن میشوند که فیلم در تمام لحظات به یک اندازه اثرگذار باشد. بااینهمه، این کاستیها گرمای کلی اثر را از میان نمیبرند.
فیلمی است که بیش از هیجان یا پیچیدگی داستانی، بر همراهی با آدمهای دوستداشتنیاش تکیه میکند؛ و اگر تماشاگر با لحن کلاسیک و آرام آن کنار بیاید، تجربهای لطیف و ماندگار پیش رویش خواهد بود.
« این انتخاب برای برخی مخاطبان آرامشبخش است و برای برخی دیگر کند و کمحادثه. »



ثبت دیدگاه