نقد و بررسی
نقد The Battle at Lake Changjin | 2021
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
حماسهای در محاصرهٔ یخ «The Battle at Lake Changjin» فیلمی جنگی است که از همان آغاز مقیاس روایی خود را نه با سرنوشت یک سرباز، بلکه با سرنوشت ارتشی در آستانهٔ نبردی سهمگین تعریف میکند. داستان در زمستان ۱۹۵۰ و پیرامون دریاچهٔ چانگجین میگذرد؛ جایی که سرما، کمبود آذوقه و نابرابری تجهیزات به همان اندازهٔ نیروهای دشمن بر میدان نبرد اثر میگذارند.
فیلم بهجای آنکه جنگ را صرفاً رشتهای از درگیریها نشان دهد، میکوشد آن را تجربهای جسمانی و فرساینده تصویر کند: تلاشی برای زنده ماندن در فضایی که زمین، هوا و سکوتِ برف همگی به تهدید بدل شدهاند. این اثر در قالب حماسهای تاریخی ساخته شده و از ابتدا نیز قصد ندارد در محدودهٔ یک درام کوچک و شخصی باقی بماند.
دامنهٔ رویدادها گسترده است، شخصیتهای متعددی وارد صحنه میشوند و نبردها با شدتی فزاینده به نمایش درمیآیند. نتیجه، فیلمی است که هم میخواهد تماشاگر را درگیر یک واقعهٔ نظامی کند و هم تصویری قهرمانانه از ایستادگی جمعی بسازد؛ بلندپروازیای که گاه به شکوه بصری میانجامد و گاه از انسجام داستانی میکاهد.
برادران و چهرهٔ انسانی جنگ در میان این ابعاد عظیم، پیوند دو برادر، وو چیانلی و وو وانلی، مهمترین مسیر برای نزدیک شدن به وجه انسانی داستان است. رابطهٔ آنان امکان میدهد جنگ از محدودهٔ نقشهها و جابهجایی نیروها فراتر رود و به تجربهای خانوادگی و عاطفی بدل شود. یکی از برادران با بار مسئولیت و تجربه به جبهه میآید و دیگری در مسیری قرار میگیرد که او را با معنای فرمانبرداری، فقدان و خطر روبهرو میکند.
« این اثر در قالب حماسهای تاریخی ساخته شده و از ابتدا نیز قصد ندارد در محدودهٔ یک درام کوچک و شخصی باقی بماند. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
حضور این رابطه، به فیلم نقطهٔ اتکایی احساسی میبخشد؛ مخاطب در میان انبوه صحنهها میتواند به سرنوشت دو انسان مشخص دل ببندد. بااینحال، فیلم همیشه فرصت کافی برای پرورش این پیوند فراهم نمیکند. لحظههای عاطفی گاه زیر فشار روایت کلان و انبوه رخدادهای نظامی قرار میگیرند و از آنچه میتوانستند باشند کوتاهتر میمانند.
رابطهٔ برادران در بهترین لحظات، تعارضی زنده میان وظیفه و دلبستگی میسازد؛ اما در بخشهایی دیگر بیشتر به نشانهای برای تأکید بر فداکاری و وفاداری بدل میشود. اگر فیلم زمان بیشتری را به جزئیات روزمرهٔ این رابطه اختصاص میداد، تأثیر عاطفی صحنههای جنگ نیز میتوانست عمیقتر و ماندگارتر شود.
جنگ بهمثابه منظرهای عظیم یکی از برجستهترین تواناییهای فیلم، ساختن صحنههایی است که وسعت جنگ را به رخ میکشند. حرکت دستههای سربازان در برف، درگیریهای گسترده و تغییر مداوم موقعیت نیروها، تصویری پرتحرک از میدان نبرد میسازند. تدوین سریع و طراحی پرجزئیات صحنهها، حس آشوب و شتاب را به تماشاگر منتقل میکند و در لحظات اوج، فیلم به نمایشی پرهیجان از نیروهای درگیر تبدیل میشود.
کارگردانی سهگانهٔ چن کایگه، تسوی هارک و دانته لام نیز به اثر ترکیبی از نگاه حماسی، صحنهپردازی پرتحرک و تأکید بر لحظات عاطفی میبخشد. این شکوه، البته گاه از مرز باورپذیری عبور میکند. انفجارها و برخوردها در برخی صحنهها چنان پرزرقوبرق و اغراقآمیز طراحی شدهاند که تماشاگر بهجای احساس خطر ملموس، متوجه نمایش فنی و جلوههای بصری میشود.
« بااینحال، فیلم همیشه فرصت کافی برای پرورش این پیوند فراهم نمیکند. »
شخصیتها و اجرا
نبرد در چنین لحظاتی به مجموعهای از تصاویر بزرگ و پرهیاهو بدل میشود؛ تصاویر چشمگیری که لزوماً معنای تازهای به شخصیتها یا وضعیت جنگ نمیافزایند. فیلم میان واقعگرایی خشن و نمایش حماسی در رفتوآمد است و همیشه نمیتواند میان این دو لحن تعادل برقرار کند. سرما؛ نیرویی فراتر از پسزمینه فضای یخزدهٔ پیرامون دریاچه، یکی از مهمترین عناصر روایی فیلم است، نه صرفاً زمینهای زیبا برای نبرد.
برف و سرمای گزنده در قابها حضوری مداوم دارند و محدودیتهای جسمانی سربازان را برجسته میکنند. در جهانی که زمین لغزنده، دید محدود و تأمین خوراک دشوار است، طبیعت به نیرویی فعال بدل میشود؛ نیرویی که توان و پایداری انسانها را میآزماید. همین فضاسازی، به فیلم هویتی متمایز میدهد و آن را از آثاری که میدان جنگ را تنها با دود و آتش تعریف میکنند، جدا میسازد.
تصویرهای سرد و گسترده، در کنار صداهای انفجار و حرکت نیروها، تنشی دیداری و شنیداری ایجاد میکنند. تضاد میان سکون سفید برف و خشونت ناگهانی نبرد، از کارآمدترین تمهیدهای فیلم است. بااینهمه، تکرار نماهای مشابه و تأکید پیدرپی بر دشواری شرایط، در بخشهایی از فیلم اثر خود را از دست میدهد.
وقتی سرما بارها با نشانههای یکسان یادآوری میشود، دیگر بهجای تشدید اضطراب، ممکن است به پسزمینهای آشنا و کماثر تبدیل شود. روایت پراکنده و شخصیتهای ناتمام طولانی بودن فیلم تنها مسئلهٔ زمان تماشا نیست؛ بر شکل روایت نیز اثر میگذارد. داستان میان خطوط مختلف، گروههای متعدد و موقعیتهای گوناگون حرکت میکند و گاهی پیش از آنکه یک رشتهٔ روایی به اندازهٔ کافی بسط یابد، به موقعیتی دیگر میپرد.
« فیلم میان واقعگرایی خشن و نمایش حماسی در رفتوآمد است و همیشه نمیتواند میان این دو لحن تعادل برقرار کند. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
چنین گستردگیای با مقیاس حماسی اثر تناسب دارد، اما بدون تمرکز کافی میتواند پیوند میان رخدادها را سست کند. بعضی بخشها از نظر تصویری پرقدرتاند، اما از لحاظ دراماتیک به تداومی که آنها را به یک تجربهٔ یکپارچه بدل کند، دست نمییابند. همین پراکندگی بر شخصیتپردازی نیز سایه میاندازد.
گروهی از سربازان و فرماندهان حضور دارند، اما بسیاری از آنان بیش از آنکه افراد مستقلی با ویژگیها و تناقضهای روشن باشند، نمایندهٔ تیپهایی آشنا در روایتهای جنگیاند. فیلم بهسرعت از آنان انتظار شجاعت، وفاداری یا ازخودگذشتگی دارد، بیآنکه همیشه فرصت کافی برای شناخت ترسها، تردیدها و روابطشان فراهم کند.
در نتیجه، جمعیت حاضر در میدان نبرد از نظر بصری بزرگ و پرشمار است، اما تنها شمار محدودی از چهرهها به شخصیتهایی بهیادماندنی تبدیل میشوند. حماسه، تاریخ و زاویهٔ دید فیلم روایتی آشکارا حماسی از نبرد میسازد و بر فداکاری و همبستگی سربازان چینی تأکید میکند. این انتخاب به اثر انرژی عاطفی و جهت مشخصی میدهد، اما همزمان دامنهٔ پیچیدگی آن را محدود میسازد.
هنگامی که روایت بیش از اندازه در پی ستایش قهرمانان خود باشد، شخصیتها کمتر مجال مییابند میان انگیزههای متعارض در نوسان باشند و دشمن نیز ممکن است به تصویری سادهشده فروکاسته شود. این مسئله از ارزش صحنههای جنگی کم نمیکند، اما بر چگونگی خواندن آنها اثر میگذارد: تماشاگر باید میان نمایش سینمایی واقعه و تصویری که فیلم از تاریخ برمیسازد، تمایز بگذارد.
« چنین گستردگیای با مقیاس حماسی اثر تناسب دارد، اما بدون تمرکز کافی میتواند پیوند میان رخدادها را سست کند. »
قوتها و کاستیها
از این منظر، اثر بیش از آنکه بازسازی بیطرفانهٔ تاریخ باشد، روایتی با موضع روشن است. همین موضع به فیلم انسجام ایدئولوژیک میدهد، اما گاهی جای مشاهدهٔ چندسویه را میگیرد. اگر روایت مجال بیشتری برای دیدن ابهامها و تجربههای متفاوت میگذاشت، جنگ نه فقط به آزمونی برای قهرمانی، بلکه به موقعیتی اخلاقی و انسانی با پیامدهای پیچیدهتر تبدیل میشد.
جمعبندی «The Battle at Lake Changjin» اثری پرطمطراق و پرهزینه در مقیاس روایی است که بیشترین قدرت خود را در فضاسازی زمستانی و نمایش نبردهای بزرگ نشان میدهد. سرمای فراگیر، حرکت گستردهٔ نیروها و رابطهٔ دو برادر، لحظاتی میآفرینند که فیلم را از یک نمایش صرفِ انفجار و حرکت فراتر میبرند.
اما روایت طولانی و پراکنده، شخصیتهای کمپرداخته و اغراق بصری مانع میشوند که همهٔ این ظرفیتها به تجربهای کاملاً منسجم بدل شوند. تماشاگرانی که به حماسههای جنگی، صحنههای گسترده و روایتهای قهرمانمحور علاقه دارند، احتمالاً از شکوه دیداری و شدت عاطفی فیلم بهره خواهند برد. بااینحال، کسانی که شخصیتپردازی ظریف، روایت فشرده و نگاهی چندلایه به تاریخ را ترجیح میدهند، ممکن است فاصلهٔ میان جاهطلبی اثر و دستاورد دراماتیک آن را احساس کنند.
فیلم در نهایت بیش از آنکه دربارهٔ یک نبرد صرف باشد، دربارهٔ ساختن تصویری حماسی از ایستادگی است؛ تصویری که درخشان و پرهیاهوست، اما گاه زیر بار عظمت خود از دقت و ظرافت بازمیماند.
« از این منظر، اثر بیش از آنکه بازسازی بیطرفانهٔ تاریخ باشد، روایتی با موضع روشن است. »



ثبت دیدگاه