نقد و بررسی
نقد نقشه دوم (The Back-Up Plan) | 2010
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
ایدهای که ظرفیت بیشتری داشت «The Back-Up Plan» کمدی رمانتیکی است که از همان طرح مرکزیاش وعدهی برخورد دو خواستهی بزرگ را میدهد: زوئی، زنی که از انتظار برای یافتن شریک زندگی خسته شده، تصمیم میگیرد بدون همسر مادر شود؛ درست در همان روز با استن آشنا میشود، مردی که شاید بتواند شریک عاطفی دلخواهش باشد.
این همزمانی، هم موقعیتی کمیک میسازد و هم پرسشی جدیتر پیش میکشد: وقتی کسی برای ساختن زندگیاش نقشهای مستقل دارد، ورود عشق چه چیزی را تغییر میدهد؟ فیلم این پرسش را بهروشنی طرح میکند، اما در ادامه کمتر از آن بهره میگیرد که ایدهاش نوید میدهد. داستان، به جای آنکه تعارض میان استقلال، مادری و رابطه را با دقت بکاود، اغلب به مجموعهای از موقعیتهای آشنا و شوخیهای پراکنده تبدیل میشود.
میان استقلال و خیال عاشقانه جذابیت آغازین فیلم در این است که زوئی منتظر نمیماند تا زندگیاش با پیدا شدن یک مرد آغاز شود. تصمیم او برای مادرشدن، دستکم در سطح طرح، کنشی فعالانه و شخصی است؛ تصمیمی که از دل خستگی و ناامیدی صرف بیرون نمیآید، بلکه نشان میدهد او میخواهد مسیر زندگیاش را خودش تعیین کند.
« فیلم این پرسش را بهروشنی طرح میکند، اما در ادامه کمتر از آن بهره میگیرد که ایدهاش نوید میدهد. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
آشنایی با استن درست در لحظهای رخ میدهد که این تصمیم دیگر تنها یک فکر یا آرزو نیست و به واقعیتی ملموس بدل شده است. با این حال، فیلم در پرداخت این کشمکش مردد میماند. از یکسو میخواهد زوئی را زنی مستقل نشان دهد و از سوی دیگر، گویی برای پیش بردن کمدی رمانتیک ناچار است استقلال او را به مانعی برای خوشبختی عاشقانهاش تبدیل کند.
در نتیجه، پرسش اصلی ــ اینکه آیا میتوان خواستههای فردی و رابطهای تازه را کنار هم نشاند ــ کمتر از سوءتفاهمها و دلخوریهای زوج مرکزی فرصت رشد پیدا میکند. طرح فیلم از ابتدا ظرفیت یک برخورد معنایی جدی را دارد، اما روایت غالباً به سادهترین مسیر ممکن میلغزد. فیلمنامهای با مسیرهای پراکنده یکی از ضعفهای اصلی فیلم، ناپیوستگی میان ایدههایش است.
داستان با محوریت تصمیم زوئی آغاز میشود، اما هر بار که به سوی مسئلهای تازه میرود، به جای آنکه آن را به شکل طبیعی به خط اصلی پیوند بزند، گویی در شاخهای فرعی مکث میکند. بخشی از این آشفتگی از فراوانی موقعیتهای فرعی و شخصیتهای پیرامونی میآید؛ گروه مادران، دوستان و آشنایان هرکدام فرصتی برای شوخی یا اظهار نظری دربارهی رابطه و بچهداری فراهم میکنند، اما همهی این حضورها به یک اندازه به رشد شخصیتها یا پیشبرد مضمون کمک نمیکنند.
« با این حال، فیلم در پرداخت این کشمکش مردد میماند. »
شخصیتها و اجرا
حاصل، فیلمی است که گاهی به مجموعهای از صحنههای جداگانه شباهت پیدا میکند: موقعیتی بامزه، سپس گفتوگویی جدیتر، و بعد بازگشت به یک شوخی جسمانی یا سوءتفاهم عاشقانه. این جابهجاییها ریتم را از انسجام میاندازند و باعث میشوند برخی لحظات بهجای آنکه پیامد طبیعی ماجرای پیشین باشند، همچون قطعههایی از یک کمدی موقعیت به نظر برسند.
فیلم برای پر کردن فاصلهی میان نقطهی آغاز و پایان، بارها به الگوهای آشنا متوسل میشود، بیآنکه همیشه دلیل تازهای برای تکرارشان داشته باشد. کمدی بارداری و محدودیت شوخیهای جسمانی بخش مهمی از شوخیهای فیلم از تجربههای جسمانی بارداری و دشواریهای روزمرهی آن میآیند. چنین موضوعی بهخودیخود میتواند سرچشمهی طنز باشد؛ بدن در حال تغییر، اضطرابهای تازه و موقعیتهای پیشبینیناپذیر، هم قابلیت کمیک دارند و هم میتوانند به شخصیتپردازی کمک کنند.
اما فیلم بیش از اندازه به تکرار نشانههای آشنا تکیه میکند. تهوع، گرسنگی، تغییرات خلقی و نگرانی دربارهی بدن، بارها بهعنوان میانبری برای خنداندن تماشاگر به کار میروند، بیآنکه هر بار برداشت تازهای از شخصیت زوئی یا شرایط او به دست بدهند. در نتیجه، بخشی از شوخیها نه از تناقضهای درونی شخصیتها، بلکه از اغراق در موقعیت یا واکنشهای بدنی میآید.
« اما فیلم بیش از اندازه به تکرار نشانههای آشنا تکیه میکند. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
این روش گاهی لحظهای خندهساز است، اما وقتی به الگوی غالب بدل شود، تازگیاش را از دست میدهد و حتی ممکن است از تجربهی بارداری به تصویر کلیشهای تقلیلیافته بسازد. فیلم در معدود لحظاتی که شوخی از رابطهی میان آدمها یا از تفاوت نگاهشان به مسئولیت سرچشمه میگیرد، زندهتر میشود؛ اما این لحظات در میان شوخیهای تکراری پراکندهاند.
جنیفر لوپز و جاذبهی بازیگر جنیفر لوپز در نقش زوئی، حضوری دلنشین و تماشایی دارد. او به شخصیت انرژی و گرمایی میبخشد که متن همیشه برایش فراهم نمیکند و میتواند میان اعتمادبهنفس، اضطراب و آسیبپذیری تعادل ایجاد کند. زوئی گاه در فیلمنامه به مجموعهای از واکنشهای قابلپیشبینی فروکاسته میشود، اما بازی لوپز مانع میشود که او کاملاً به تیپی بیروح تبدیل شود.
حضور بازیگر در بعضی صحنهها انسجامی ایجاد میکند که خود روایت از فراهم کردنش ناتوان است. در مقابل، رابطهی زوئی و استن آنچنان که باید باورپذیر از آب درنمیآید. مسئله فقط کمبود جذابیت فردی نیست؛ فیلم برای متقاعد کردن تماشاگر به عمق پیوند آنها، فرصت کافی به شناخت متقابلشان نمیدهد.
« جنیفر لوپز و جاذبهی بازیگر جنیفر لوپز در نقش زوئی، حضوری دلنشین و تماشایی دارد. »
قوتها و کاستیها
کشش اولیه و برخی لحظههای صمیمانه وجود دارد، اما در ادامه، قهر و آشتیهای متعدد جای تحول تدریجی رابطه را میگیرند. تنشها بیشتر به سوءتفاهمهایی وابستهاند که با گفتوگویی روشن میتوانستند حل شوند، و از این رو بهجای آنکه شخصیتها را پیچیدهتر کنند، حس مصنوعی بودن ماجرا را افزایش میدهند.
در کنار لوپز، بازی الکس اولافلین نیز بیشتر تابع نیازهای کلیشهای نقش است تا نیرویی که رابطه را از درون دگرگون کند. کارگردانی و لحن فیلم آلن پول فیلم را با لحنی سبک و بیتکلف پیش میبرد. این انتخاب با هدف ساختن کمدیای راحتتماشا سازگار است، اما گاه به بیتصمیمی میانجامد: فیلم نمیداند چه زمانی باید از شلوغی کمیک فاصله بگیرد و به دشواری عاطفی موقعیت نزدیک شود.
مضمونهایی مانند مادرشدن بدون شریک، ترس از پذیرفته نشدن و مسئولیت در رابطه میتوانستند به لحظاتی دقیق و اثرگذار برسند؛ با این حال، فیلم اغلب از کنارشان عبور میکند تا به شوخی بعدی برسد. در میان بازیگران مکمل، برخی حضورها به فیلم رنگوبویی انسانیتر میدهند و در صحنههایی که از مرکز رابطهی زوئی و استن فاصله میگیریم، گاهی صداقت و لطافتی دیده میشود که در خط اصلی کمرنگ است.
« کارگردانی و لحن فیلم آلن پول فیلم را با لحنی سبک و بیتکلف پیش میبرد. »
جمعبندی
اما این لحظات نمیتوانند بهتنهایی خلأ ساختاری را پر کنند. فیلم از نظر ظاهر و فضای کلی، همان آسودگی آشنای یک کمدی رمانتیک را دارد؛ ولی به جای آنکه این آسودگی را با شخصیتپردازی و مشاهدهی دقیق تقویت کند، بارها به راهحلهای آمادهی ژانر پناه میبرد. جمعبندی «The Back-Up Plan» از ایدهای برخوردار است که میتوانست کمدی رمانتیکش را به داستانی هوشمندانهتر دربارهی انتخاب، استقلال و شکلهای گوناگون خانواده تبدیل کند.
آشنایی همزمان زوئی با استن و آغاز مسیر مادرشدن، موقعیتی بهیادماندنی میسازد؛ اما فیلمنامه آن را به اندازهی کافی بسط نمیدهد و در عوض، با شوخیهای تکراری و رفتوبرگشتهای عاطفی کلیشهای پیش میرود. بازی دلنشین جنیفر لوپز و چند لحظهی بانمک، تماشای فیلم را برای مخاطبی که کمدی سبک میخواهد آسانتر میکنند، ولی نمیتوانند پراکندگی روایت و کمرمقی رابطهی مرکزی را برطرف سازند.
این اثری است که ایدهاش از اجرای آن جذابتر مینماید: سرگرمیای گذرا با جرقههایی از ظرفیت ازدسترفته، نه کمدی رمانتیکی که شخصیتها و تعارضهایش پس از پایان در ذهن بمانند.
« اما این لحظات نمیتوانند بهتنهایی خلأ ساختاری را پر کنند. »
ثبت دیدگاه