نقد و بررسی
نقد مرد مجرد و دختر جوان (The Bachelor and the Bobby-Soxer) | 1947
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
کمدیِ آداب و رسوم در آستانهٔ تغییر «The Bachelor and the Bobby-Soxer» ساختهٔ اروینگ رایس، کمدی رمانتیک آمریکاییِ سال ۱۹۴۷ است؛ فیلمی که از دلِ برخورد سه جهان متفاوت شکل میگیرد: آزادیخواهیِ مردی خوشگذران، اقتدارِ زنی قانونمدار و شورِ نوجوانی که احساساتش را با تمام وجود تجربه میکند.
سیدنی شلدون فیلمنامه را نوشته و کری گرانت، میرنا لوی و شرلی تمپل سه نقش اصلی را بر عهده دارند. فیلم در قالب کمدی پیچیدهٔ موقعیت پیش میرود، اما نیروی محرک آن فقط زنجیرهای از سوءتفاهمها نیست؛ فاصلهٔ نسلی و کشمکش میان میل شخصی و مسئولیت اجتماعی نیز در مرکز توجه قرار دارد. داستان با شیفتگی سوزان ترنر به ریچارد نیوجنت، هنرمندی جذاب و رها از قیدوبند، به مسیری نامتعارف قدم میگذارد.
خواهر بزرگتر سوزان، مارگارت، هم قاضی است و هم سرپرست او؛ ازاینرو ماجرا از همان ابتدا میان حریم خصوصی، اقتدار قانونی و عاطفهٔ خانوادگی معلق میماند. فیلم برای پیشبرد کمدی، موقعیتی میسازد که در آن آدمها ناچارند با پیامدهای تصمیمهایی روبهرو شوند که تصور میکردند ساده و قابلکنترلاند.
همین تناقض، موتور اصلی شوخیها و تنشهای داستانی است. فیلمنامه؛ بازی با موقعیتهای نامنتظر مهمترین امتیاز فیلم، توانایی فیلمنامه در تبدیل یک پیشفرض نامتعارف به مجموعهای از موقعیتهای کمیک است. هر شخصیت میکوشد اوضاع را به سود خود مهار کند، اما دخالت دیگران، قواعد اجتماعی و غرور فردی پیدرپی نقشهها را بههم میزند.
« سیدنی شلدون فیلمنامه را نوشته و کری گرانت، میرنا لوی و شرلی تمپل سه نقش اصلی را بر عهده دارند. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
طنز از همین فاصله میان آنچه شخصیتها میخواهند و آنچه واقعاً رخ میدهد پدید میآید: گفتوگوها گاه به جدلهای مؤدبانه بدل میشوند و تصمیمهای بهظاهر منطقی، نتیجههایی مضحک به بار میآورند. شوخیهای کلامی در کنار کمدی بدنی و واکنشهای سریع بازیگران، ریتمی سرزنده به فیلم میبخشند. موقعیتها غالباً با ضرباهنگی خوشایند به صحنهٔ بعدی راه میگشایند و فیلم کمتر اجازه میدهد انرژیاش فروکش کند.
فیلمنامه برای اثرگذاری به افشاگریهای بزرگ یا پیچیدگی روایی متکی نیست؛ لذت آن بیشتر از بازی مداوم با مناسبات قدرت و نقابهای اجتماعی میآید. این شیوه در بهترین لحظهها ظریف و دقیق است، هرچند گاه برای رسیدن به شوخی، تصادفها و اغراقهایی را به کار میگیرد که بیش از اندازه طراحیشده به نظر میرسند.
تقابل سه شخصیت و سه نیروی کمدی ریچارد نیوجنت با بازی کری گرانت، چهرهٔ آشنای مرد خوشپوش و بذلهگو را نمایندگی میکند؛ مردی که جذابیتش را میشناسد و معمولاً میتواند با شوخطبعی از موقعیتهای دشوار بیرون بیاید. گرانت نقش را با سبکی بازی میکند که نه شخصیت را کاملاً بیمسئولیت میسازد و نه جذابیتش را از میان میبرد.
مکثها، نگاهها و لحن مطمئن او بخش مهمی از کمدی فیلماند. گویی ریچارد حتی هنگامی که اوضاع از اختیارش خارج میشود، میخواهد چنین وانمود کند که هنوز ابتکار عمل را در دست دارد. سوزان، در برابر او، با شور و شتاب نوجوانی تعریف میشود. شرلی تمپل باید شخصیتی را به تصویر بکشد که در احساسات خود صادق است، اما در تشخیص فاصلهٔ میان خیال و واقعیت هنوز خامی دارد.
« شوخیهای کلامی در کنار کمدی بدنی و واکنشهای سریع بازیگران، ریتمی سرزنده به فیلم میبخشند. »
شخصیتها و اجرا
بازی او در لحظات پرتحرک و پرشور فیلم، انرژی قابلتوجهی ایجاد میکند؛ بااینحال، نقش گاه به آن اندازه که اقتضای داستان است به درون شخصیت راه نمییابد و بیشتر بر رفتارهای پرهیجان و واکنشهای نمایشی تکیه میکند. مارگارت، با بازی میرنا لوی، نقطهٔ ثقل عقلانی فیلم است: زنی که اقتدار حرفهایاش با مسئولیت خانوادگی درهمتنیده شده است.
لوی با خویشتنداری و طنزی خشک، شخصیتی میسازد که در برابر آشوب اطرافش میکوشد سنجیده باقی بماند. بخش مهمی از جذابیت رابطهٔ او با ریچارد در همین تضاد نهفته است؛ یکی به بداهه و بازیگوشی خو گرفته و دیگری به نظم و کنترل. بااینهمه، فیلم مجال کمتری برای پرداخت مستقل به مارگارت فراهم میکند و او گاهی بیش از آنکه صاحب مسیر دراماتیک خود باشد، کارکردی برای تنظیم و پیشبرد ماجرا دارد.
بازیگری و شیمی گروهی جذابیت فیلم بهطور چشمگیری به هماهنگی بازیگران وابسته است. گرانت با بازی سبک و مطمئنش مرکز ثقل بسیاری از صحنههاست، اما توانایی او در کمدی زمانی بهتر جلوه میکند که با انضباط و خونسردی میرنا لوی برخورد میکند. تقابل این دو، لحظاتی میسازد که در آن طنز از اختلاف منشها بیرون میآید، نه صرفاً از شوخیهای نوشتهشده.
بازی لوی، بهویژه در برابر آشفتگیهایی که پیرامونش شکل میگیرند، به فیلم تعادل میبخشد. تمپل نیز حضور پرانرژی و متمایزی دارد و از تبدیل سوزان به تیپی یکبعدی تا حدی جلوگیری میکند. بااینحال، ساختار اثر بیشتر به سود ریچارد و رابطهٔ او با مارگارت کار میکند؛ در نتیجه، سوزان گاهی به نیروی محرکی برای شکلگیری موقعیتها بدل میشود، نه شخصیتی که تحول درونیاش با همان دقت دنبال شود.
« لوی با خویشتنداری و طنزی خشک، شخصیتی میسازد که در برابر آشوب اطرافش میکوشد سنجیده باقی بماند. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
این نابرابری در پرداخت، بهخصوص در بازبینی امروزی، محسوس است. کارگردانی و ضرباهنگ اروینگ رایس فیلم را با تمرکز بر اجرا و گفتوگو پیش میبرد. صحنهها معمولاً روشن و هدفمندند: اطلاعات لازم را منتقل میکنند، برخوردی تازه میان شخصیتها میسازند و سپس راه را برای موقعیت بعدی باز میکنند.
فیلم در قالب کمدی رمانتیکِ پرتحرک خود، از ریتمی خوشدست برخوردار است و با مدتزمانی حدود نودوپنج دقیقه، بیش از اندازه در یک وضعیت نمیماند. در عین حال، این شتاب همیشه به معنای ظرافت نیست. بعضی موقعیتها چنان آشکار برای تولید خنده چیده شدهاند که طبیعیبودن رفتار شخصیتها را کمرنگ میکنند.
فیلم از تصادف و اغراق بهره میگیرد و گاهی انتظار دارد تماشاگر قواعد واقعگرایانه را کنار بگذارد تا با منطق بازیگوشانهٔ آن همراه شود. این انتخاب در سنت کمدیهای پرشتاب هالیوودِ آن دوره قابلفهم است، اما برای تماشاگرانی که به پیوند روانشناختیِ دقیقتری میان کنش و واکنش خو گرفتهاند، ممکن است تصنعی جلوه کند.
مسئلهٔ نگاه امروزی بزرگترین دشواری فیلم برای مخاطب امروز، پیشفرض مرکزی آن است: دلبستگی نوجوانی به مردی بسیار بزرگتر، و تبدیل این وضعیت به مادهٔ خام یک کمدی رمانتیک. فیلم میکوشد موقعیت را از مسیر اغراق، بیگناهی و تدبیر بزرگترها سبک کند، اما این لحن الزاماً نگرانی اخلاقیِ نهفته در ماجرا را از میان نمیبرد.
« این نابرابری در پرداخت، بهخصوص در بازبینی امروزی، محسوس است. »
قوتها و کاستیها
آنچه در زمان ساخت میتوانست دستمایهٔ شوخی دربارهٔ شور نوجوانی و آداب معاشرت باشد، امروز میتواند مسئلهٔ مرزبندی، تفاوت سن و مسئولیت بزرگسال را برجسته کند. توجه به این فاصلهٔ تاریخی به معنای نادیدهگرفتن ارزش کمدی یا بازیگری فیلم نیست. برعکس، نگاه انتقادی کمک میکند دو جنبه را همزمان ببینیم: از یک سو، فیلمی خوشساخت و سرگرمکننده با اجرای بازیگران توانمند؛ از سوی دیگر، اثری که مفروضات اجتماعیاش برای تماشاگر معاصر بیمسئله نیست.
فیلمنامهٔ شلدون در زمان خود جایزهٔ اسکار بهترین فیلمنامهٔ غیراقتباسی را دریافت کرد؛ اما جایگاه تاریخی آن، حساسیت امروز نسبت به موضوع محوری فیلم را بیاعتبار نمیکند. جمعبندی «The Bachelor and the Bobby-Soxer» کمدیای خوشریتم و بازیگرمحور است که بخش بزرگی از لذت خود را از شوخطبعی کری گرانت، خونسردی میرنا لوی و انرژی شرلی تمپل میگیرد.
فیلمنامه در ساختن سوءتفاهم و برخورد میان شخصیتها مهارت دارد و فیلم، در لحظات موفقش، با سبکی دلپذیر و بیتکلف پیش میرود. در مقابل، بخشی از شوخیها به اغراق و تصادف وابسته است، مارگارت فرصت چندانی برای گسترش مستقل پیدا نمیکند و هستهٔ داستانیِ مربوط به نوجوان و مرد بزرگتر، با معیارهای امروز معذبکننده است.
تماشای فیلم بیش از آنکه سفری به سوی رمانتیسمی بیدغدغه باشد، تجربهای دوگانه است: میتوان از مهارت بازیگران و خوشساختی کمدی لذت برد و همزمان نسبت به جهانی که فیلم بدیهی میگیرد فاصلهای انتقادی حفظ کرد. ارزش آن اکنون در همین ترکیب نهفته است؛ اثری سرگرمکننده از سنت کمدی کلاسیک که جذابیتهایش همچنان پابرجاست، اما نگاه معاصر را نیز به بازاندیشی دربارهٔ پیشفرضهایش فرامیخواند.
« توجه به این فاصلهٔ تاریخی به معنای نادیدهگرفتن ارزش کمدی یا بازیگری فیلم نیست. »
ثبت دیدگاه