نقد و بررسی
نقد The Awful Truth | 1937
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
کمدیای که از جدایی آغاز میشود «The Awful Truth» ساختهٔ لئو مککری، در ظاهر دربارهٔ زوجی است که سوءظن و بیاعتمادی آنها را تا آستانهٔ طلاق میبرد؛ اما نیروی اصلی فیلم نه خودِ جدایی، بلکه ناتوانی جری و لوسی وارینر در کنارکشیدن از زندگی یکدیگر است. آنها با ورود به رابطههای تازه و دخالت در قرارهای هم، رقابتی کودکانه و پرهیاهو به راه میاندازند که زیر لایهٔ شوخی، از پیوندی عاطفی خبر میدهد که هنوز گسسته نشده است.
فیلم بهجای آنکه عشق را با اعترافهای پرشور یا لحظههای رمانتیکِ متعارف بیان کند، آن را در رفتارهای متناقض، حسادتهای نمایشی و کلکلهای پیوسته آشکار میسازد. این انتخاب به اثر حالوهوایی خاص میدهد: رابطهٔ جری و لوسی نه بر پایهٔ آرامش و تفاهم کامل، بلکه بر نوعی بازیگوشی و کشمکش زنده استوار است.
آنان همدیگر را میآزارند، اما همین آزارها نشان میدهد که هنوز برای یکدیگر اهمیت دارند. در نتیجه، طلاق در فیلم بیش از آنکه پایانی قطعی باشد، صحنهای تازه برای ادامهٔ رابطه و آزمودن مرزهای آن میشود. ریتم کمدی و هنر مککری مککری داستان را با شتابی سنجیده پیش میبرد. موقعیتها معمولاً از یک سوءتفاهم یا تصمیم نسنجیده آغاز میشوند و با واکنشهای زنجیرهای به آشوبی دلپذیر میرسند.
فیلم در بسیاری از لحظات، به توضیحدادن بیش از اندازه علاقهای ندارد؛ تماشاگر از نگاهها، مکثها و تغییر ناگهانی لحن شخصیتها درمییابد که چه بازیای در جریان است. همین اعتماد به بازیگران و زمانبندی صحنهها، به کمدی حالتی زنده میدهد. بخش مهمی از شوخیها از برخورد میان ظاهر موقر شخصیتها و رفتارهای عجیب یا کودکانهشان شکل میگیرد.
« آنان همدیگر را میآزارند، اما همین آزارها نشان میدهد که هنوز برای یکدیگر اهمیت دارند. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
جری و لوسی میکوشند در جمعهای اجتماعی آبرومند و مسلط به نظر برسند، اما رقابت پنهانیشان بارها این نقاب را کنار میزند. فیلم از این فاصله میان ادب ظاهری و نیت واقعی، موقعیتهای کمیک میسازد؛ موقعیتهایی که در آنها یک جملهٔ مؤدبانه میتواند معنایی نیشدار داشته باشد و یک حرکت ساده، نقشهای حسابشده را برهم بزند.
با این همه، ریتم فیلم همیشه یکدست نیست. برخی موقعیتها بهسرعت به نتیجه میرسند و برخی دیگر بیش از آنکه گسترش تازهای به قصه بدهند، بر همان شوخی آشنا تکیه میکنند. این تکرار گاهی به حس پیشبینیپذیری میانجامد، هرچند انرژی اجرا مانع از آن میشود که فیلم کاملاً از نفس بیفتد. دیالوگهایی به تیزی رابطه یکی از امتیازهای آشکار فیلم، گفتوگوهای تند و شوخطبعانهٔ آن است.
جری و لوسی هر مکالمه را به میدان کوچکی برای برتریجویی تبدیل میکنند: هرکدام میخواهد آخرین کنایه را بزند، بیآنکه آشکارا نشان دهد چقدر از رفتار دیگری متأثر شده است. این دیالوگها صرفاً وسیلهای برای انتقال اطلاعات داستانی نیستند؛ خودشان بخش مهمی از کنش فیلماند. شخصیتها با کلمات به هم نزدیک میشوند و همزمان فاصله میگیرند.
شوخیهای فیلم گاهی از همان چیزی نیرو میگیرند که رابطهٔ زوج را فرسوده کرده است: سوءظن، تحقیر و میل به کنترل. این آمیختگی به کمدی رنگوبویی بیپروا میدهد، اما همیشه به سود اثر نیست. بعضی شوخیها از مرز نیشوکنایهٔ سبک عبور میکنند و به رفتاری ناخوشایند یا نامهربانانه نزدیک میشوند.
« این تکرار گاهی به حس پیشبینیپذیری میانجامد، هرچند انرژی اجرا مانع از آن میشود که فیلم کاملاً از نفس بیفتد. »
شخصیتها و اجرا
تماشاگر ممکن است در یک لحظه از چابکی کلامی شخصیتها لذت ببرد و در لحظهای دیگر بپرسد آیا این میزان آزار واقعاً نشانهٔ صمیمیت است یا صرفاً راهی برای پیشبردن بازی کمیک. کری گرانت و آیرین دان؛ موتور اصلی فیلم کری گرانت و آیرین دان مهمترین دلیل جذابیت «The Awful Truth» هستند. گرانت با اعتمادبهنفسِ سبکبال، حرکات بدنی و اداهایی که هم جدیاند و هم آشکارا نمایشی، جری را به شخصیتی بدل میکند که حتی هنگام باختن نیز میکوشد برنده به نظر برسد.
کمدی او متکی به اغراق صرف نیست؛ زمانبندی دقیق و تغییرهای ظریف در حالت چهرهاش به شوخیها جان میدهد. گویی شخصیت هرگز نمیتواند جذابیت خود را کنار بگذارد، حتی وقتی همین خودنمایی او را به دردسر میاندازد. دان نیز در برابر او حضوری کماهمیتتر ندارد. لوسی هوشمند، بازیگوش و قادر است قواعد بازی را به سود خود تغییر دهد.
دان به شخصیتش نوعی چالاکی میبخشد که مانع از آن میشود لوسی صرفاً به طرفی واکنشی در ماجرای جری تبدیل شود. او شوخیهای همسرش را میگیرد، گاه از آنها عبور میکند و گاه با پاسخی دقیق، بازی را به زمین خود میکشاند. شیمی میان این دو از شباهت کاملشان نمیآید، بلکه از تفاوت در شیوهٔ بازی و رقابتشان نیرو میگیرد.
با وجود این، فیلم بهشدت به حضور و جذابیت گرانت و دان متکی است. هرگاه موقعیتی بهخودیخود تازگی چندانی ندارد، بازی این دو آن را زنده میکند؛ اما همین اتکا گاهی آشکار میشود و اثر انگار بیش از آنکه شوخی تازهای بیافریند، منتظر میماند تا بازیگران با انرژی خود صحنه را نجات دهند. برای تماشاگرانی که از اداهای گرانت یا کلکلهای مداوم زوج لذت میبرند، این ویژگی بخشی از افسون فیلم است؛ برای دیگران ممکن است به محدودیت آن بدل شود.
« کری گرانت و آیرین دان؛ موتور اصلی فیلم کری گرانت و آیرین دان مهمترین دلیل جذابیت «The Awful Truth» هستند. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
بدن، لباس و جزئیات صحنه کمدی فیلم تنها در کلمات جریان ندارد. واکنشهای بدنی، مکثها و جابهجاییهای بازیگران بخش مهمی از سازوکار شوخیاند. گرانت با حرکات حسابشده، بدنش را به ابزاری برای نمایش اعتمادبهنفس و دستپاچگی بدل میکند؛ لوسی نیز با بازی ظریف دان، میان خونسردی و شیطنت نوسان دارد.
برخی لحظات فیزیکی از همین هماهنگی میان حرکت و زمانبندی بهره میبرند و نشان میدهند که کمدی کلاسیک چگونه میتواند بدون تکیهٔ کامل بر گفتار، ریتمی دیدنی بسازد. لباسها و فضاهای آراسته نیز در شکلدادن به لحن اثر سهم دارند. ظاهر شیک شخصیتها با بینظمی عاطفی و رفتارهای کودکانهشان تضاد میسازد؛ هرچه محیط رسمیتر و پوششها مرتبتر است، آشفتگی زیرپوستی رابطه خندهدارتر جلوه میکند.
لباسهای لوسی بهویژه به شخصیت او جلوهای مستقل میبخشند و بخشی از بازی اجتماعی او را شکل میدهند. این توجه به ظاهر، تزئینی صرف نیست: دنیای اشرافی و آراستهٔ فیلم، بستری است که در آن نزاعهای کوچک زوج به نمایشی پرزرقوبرق بدل میشوند. محدودیتها و کهنگیهای کمدی داستان «The Awful Truth» در برخی بخشها بر الگوهایی تکیه دارد که آشنایی با آنها، مسیر شوخیها را زودتر از موعد قابل حدس میکند.
سوءظن، حسادت و خرابکردن قرارهای عاشقانه ظرفیت کمیک فراوانی دارند، اما فیلم همیشه از این مواد به کشفی تازه نمیرسد. برخی صحنهها بیشتر به انتظار برای واکنش بازیگران وابستهاند تا به چرخشی غافلگیرکننده در موقعیت. همچنین بخشی از شوخیها امروز ممکن است زمخت یا ناخوشایند به نظر برسند.
« بدن، لباس و جزئیات صحنه کمدی فیلم تنها در کلمات جریان ندارد. »
قوتها و کاستیها
فیلم رابطه را به شکل جنگی سرگرمکننده تصویر میکند، اما گاهی از مرز بازی متقابل عبور میکند و رفتارهای آزاردهنده را بیآنکه چندان بررسیشان کند، به ابزار خنده بدل میسازد. این نکته لذت تماشای فیلم را از میان نمیبرد، ولی یادآوری میکند که کمدی آن متعلق به دورهای با قراردادها و حساسیتهای متفاوت است.
تماشاگر میتواند همزمان از مهارت اجرایی اثر لذت ببرد و دربارهٔ بعضی انتخابهای طنزآمیزش فاصلهای انتقادی حفظ کند. جمعبندی «The Awful Truth» کمدیای است که بیش از پیچیدگی قصه، به حضور بازیگران، آهنگ گفتوگوها و مهارت در تبدیل کشمکش عاطفی به نمایش سرگرمکننده تکیه دارد. فیلم در بهترین لحظاتش، با دیالوگهای نیشدار، شوخیهای بدنی و هماهنگی چشمگیر کری گرانت و آیرین دان، رابطهای پرآشوب را به منبعی پایانناپذیر از بازی و خنده بدل میکند.
در لحظات کمجانتر، پیشبینیپذیری موقعیتها و اتکای زیاد به جذابیت ستارگان نمایان میشود؛ برخی شوخیها نیز ممکن است بیش از آنکه بامزه باشند، تلخ یا زمخت احساس شوند. با این حال، نیروی فیلم در همان تناقض مرکزیاش نهفته است: جری و لوسی میکوشند از هم جدا شوند، اما هر حرکتشان دوباره آنها را به مدار یکدیگر بازمیگرداند.
اثر، عشق را نه آرام و بیدردسر، بلکه به شکل کشمکشی سرزنده و بازیگوش ترسیم میکند؛ تصویری که با گذشت زمان شاید ساده به نظر برسد، اما همچنان به لطف بازیهای درخشان و ریتم پرتحرکش تماشایی است.



ثبت دیدگاه