نقد و بررسی
نقد The Architect | 2016
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
ایدهای جذاب دربارهٔ خانه و صاحبانش «The Architect» از تناقضی ساده اما پربار آغاز میشود: زوجی میخواهند خانهای بسازند که بازتاب رؤیای مشترکشان باشد، اما معماری را برمیگزینند که بیش از آنکه به خواستهٔ کارفرمایانش گوش دهد، در پی تحقق رؤیای شخصی خود است. این تقابل، از همان ابتدا ظرفیت طنزی تلخ دارد؛ خانه، که باید پناهگاهی خصوصی و نشانهای از زندگی مشترک باشد، به میدان کشمکش میان سلیقه، جاهطلبی و خودفریبی بدل میشود.
فیلم با این پیشفرض، میتواند هم رفتار معماران خودشیفته را به هجو بکشد و هم میل طبقهٔ مرفه به ساختن تصویری آراسته از خویشتن را به پرسش بگیرد. جذابیت ایده در این است که خانه صرفاً پسزمینهٔ داستان نیست. طرح، مصالح و هزینهها بهتدریج در مناسبات زوج و معمار دخالت میکنند و آشکار میسازند که «خانهٔ رؤیایی» هر شخصیت چه معنایی دارد.
با این همه، فیلم از امکان تمثیلی خود بهطور کامل بهره نمیبرد. تعارض محوری روشن است، اما گاه بیش از آنکه از دل جزئیات زندگی و تصمیمهای آدمها رشد کند، بهصورت سازوکاری برای پیشبرد موقعیتهای عجیب باقی میماند. از هجو معماری تا نقد جاهطلبی مایلز ماس، معمار مدرنیست و سازشناپذیر داستان، نمایندهٔ هنرمندی است که زبان آوانگارد و تصور نبوغ خویش را سپری در برابر مسئولیتپذیری قرار میدهد.
او بهجای آنکه طراحی را خدمتی برای ساکنان آیندهٔ خانه بداند، آن را صحنهای برای نمایش امضای شخصی خود میبیند. این شخصیت زمینهای فراهم میکند تا فیلم با فاصلهای کمیک به خودبزرگبینی حرفهای و شکاف میان آرمان هنری و نیازهای روزمره نگاه کند. در سوی دیگر، زوج نیز صرفاً قربانیانی بینقص نیستند.
« جذابیت ایده در این است که خانه صرفاً پسزمینهٔ داستان نیست. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
آنان با انتخاب معماری پرآوازه و امید به خانهای خاص، خود نیز در رؤیای منزلت و تمایز سهم دارند. از همین رو، تقابل میان «هنر» و «کاربرد» میتوانست پیچیدهتر از رویارویی یک معمار متکبر و کارفرمایانی معقول باشد. فیلم گاهی به این لایه نزدیک میشود، اما بهندرت آن را تا نتیجهای ژرف دنبال میکند.
هجو اجتماعیاش بیشتر در طرح موقعیت و تضادها حضور دارد تا در کاوشی دقیق از آنچه شخصیتها واقعاً میخواهند. زوجی با کشش، اما نه چندان باورپذیر درو و کالین، با بازی پارکر پوزی و اریک مککورمک، از بهترین داراییهای فیلماند. میان این دو بازیگر هماهنگی و چابکیای وجود دارد که به صحنههای مشترکشان جان میبخشد؛ حتی زمانی که فیلمنامه در پرداخت رابطه کم میآورد، حضورشان کمک میکند گفتوگوها خشک و بیروح نشوند.
پوزی به درو انرژی نامتعارف و اندکی آشوبگر میبخشد، در حالی که مککورمک کالین را با خویشتنداری و عملگراییای بازی میکند که گاه به تصلب نزدیک میشود. بااینحال، شیمی بازیگران بهتنهایی نمیتواند جای شخصیتپردازی را بگیرد. اختلافهای زوج بهروشنی ترسیم شدهاند، اما لایههای زیرین آنها کمتر مجال بروز مییابند.
فیلم از نشانههای بحران در رابطه بهره میگیرد، ولی پیوند میان این بحران و رفتارهای روزمرهٔ آن دو همیشه قانعکننده نیست. در نتیجه، برخی لحظههای صمیمیت یا تنش بیشتر کارکرد روایی دارند تا آنکه از تجربهای عاطفی و تدریجی برآیند. مخاطب میتواند تضادهایشان را بفهمد، اما لزوماً درگیر سرنوشت مشترکشان نمیشود.
« آنان با انتخاب معماری پرآوازه و امید به خانهای خاص، خود نیز در رؤیای منزلت و تمایز سهم دارند. »
شخصیتها و اجرا
طنزی که بیش از آنکه بخنداند، معذب میکند فیلم خود را در قلمرو کمدی و هجو جای میدهد، اما طنزش اغلب به موقعیتهای نامعقول و واکنشهای اغراقشده متکی است. ایدهٔ معمارِ خودمحوری که طرحی مطابق میل خویش پیش میبرد، بهتنهایی خندهآور است؛ بااینحال، بسیاری از صحنهها از ظرفیت همین ایده فراتر نمیروند و ضربهٔ کمدی لازم را پیدا نمیکنند.
بهجای آنکه هر موقعیت تناقضی تازه دربارهٔ قدرت، سلیقه یا مناسبات حرفهای آشکار کند، گاه فقط بر غرابت رفتار شخصیتها تکیه میشود. این انتخاب، فیلم را در وضعیتی دوپهلو قرار میدهد: لحظاتی میخواهد تماشاگر را بخنداند، اما همزمان از دل همان موقعیتها نوعی ناخوشایندی و اضطراب بیرون میکشد.
این کیفیت میتوانست به طنزی سیاه و سنجیده بینجامد؛ مسئله آن است که فیلم همواره نمیداند چگونه این دو حس را به هم پیوند دهد. بنابراین، بخشهایی از آن بیشتر نامتعارف به نظر میرسند تا واقعاً بامزه، و برخی شوخیها پیش از آنکه به اوج برسند، فروکش میکنند. تصویر، فضا و حضور معماری در سطح بصری، «The Architect» از مادهٔ اصلی داستانش بهرهٔ مؤثری میبرد.
معماری در این فیلم فقط موضوع گفتوگو نیست؛ شکل و حجم بناها، فاصلهٔ میان انسانها و محیط پیرامون، و چشماندازهای منطقهٔ سیاتل به جهان فیلم هویتی دیداری میدهند. مناظر طبیعی اطراف، با زیبایی آرام و گستردهشان، در برابر خانهای قرار میگیرند که قرار است دستساخته و حسابشده باشد. این تضاد میان طبیعت و طراحی، به داستان کیفیتی دیدنی میدهد، حتی وقتی گفتوگوها از حرکت بازمیمانند.
« تصویر، فضا و حضور معماری در سطح بصری، «The Architect» از مادهٔ اصلی داستانش بهرهٔ مؤثری میبرد. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
مهمتر آنکه بنا و طراحی خانه به بخشی از شخصیتپردازی بدل میشوند. آنچه ساخته میشود، بازتابی از صاحبان واقعی پروژه نیست، بلکه اثری است که معمار میخواهد به نام خود ثبت کند. این جابهجایی، هستهٔ بصری و مفهومی فیلم را تقویت میکند: خانه همزمان محصولی هنری، کالایی پرهزینه و فضایی برای زیستن است.
فیلم در این جنبه از ایدهاش موفقتر عمل میکند تا در ساخت طنز یا کاوش عاطفی. ناهماهنگی لحن و ضعف پیشروی دراماتیک یکی از دشواریهای اصلی اثر، ناتوانی در تثبیت لحن است. «The Architect» گاه هجویهای دربارهٔ خودشیفتگی هنری به نظر میرسد، گاه کمدیای دربارهٔ گرفتاریهای یک زوج و گاه درامی دربارهٔ فرسایش رابطه.
این قلمروها ذاتاً ناسازگار نیستند؛ اما برای همراهشدنشان، لازم است فیلم از آغاز تا پایان ریتمی منسجم و زاویهٔ دیدی روشن داشته باشد. در اینجا، گذار میان شوخی، تنش و لحظههای جدی همیشه طبیعی نیست و گاه چنین مینماید که فیلم برای هر بخش قواعد تازهای وضع میکند. این ناهماهنگی بر ضرباهنگ نیز اثر میگذارد.
موقعیت اصلی ظرفیت گسترش دارد، اما روایت بعضی تعارضها را سریع پیش میبرد و برخی دیگر را بدون پرداخت کافی رها میکند. در نتیجه، پیامدهای عاطفی و عملی تصمیمها همیشه وزن لازم را نمییابند. پایان نیز، بیآنکه لازم باشد جزئیاتی از آن فاش شود، از همین شتاب و کمرمقی آسیب میبیند: جمعبندی به اندازهای که ایدهٔ آغازین وعده میدهد، مجال رسوب و تأمل پیدا نمیکند.
« مهمتر آنکه بنا و طراحی خانه به بخشی از شخصیتپردازی بدل میشوند. »
قوتها و کاستیها
جمعبندی «The Architect» فیلمی با پیشفرضی هوشمندانه و مصالح بصری جذاب است که میتوانست از برخورد میان رؤیای کارفرما و خودبزرگبینی معمار، هجویهای تیز و درامی انسانیتر بسازد. بازیهای پوزی و مککورمک به رابطهٔ مرکزی گرما میبخشند و فضای معماری و مناظر اطراف سیاتل نیز به اثر هویت دیداری میدهند.
اما شخصیتها در بسیاری از لحظهها کلیتر از آناند که تعارضشان عمق عاطفی پیدا کند، شوخیها کماثر میمانند و نوسان لحن، انسجام روایت را تضعیف میکند. با وجود این کاستیها، فیلم برای مخاطبی که به برخورد هنر و مصرف، معماری و منزلت اجتماعی، یا کمدیهای نامتعارف علاقه دارد، ایدههایی دیدنی عرضه میکند.
ارزش آن بیش از آنکه در خندههای ماندگار یا پرداخت دراماتیک کامل باشد، در موقعیت مرکزی و تصویرهایی است که از خانهای میسازد که دیگر قرار نیست صرفاً خانهٔ صاحبانش باشد.



ثبت دیدگاه