نقد و بررسی
نقد هوانوردان (The Aeronauts) | 2019
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
آسمان بهمثابه صحنهٔ نمایش «The Aeronauts» به کارگردانی تام هارپر، ماجراجویی تاریخیای است که از نخستین دقایق میداند مهمترین جاذبهاش کجاست: آسمان. فیلم، با تکیه بر بالن عظیم، ابرهای انباشته و افقهایی که پیوسته زیر پای مسافران دور میشوند، تماشاگر را به قلمرویی میبرد که هم زیباست و هم بیرحم.
صعود در این اثر صرفاً جابهجایی مکانی نیست؛ تجربهای حسی است که ارتفاع را به ترس، شگفتی و تنهایی پیوند میزند. هرچه بالن بالاتر میرود، زمین کوچکتر و آدمی ناتوانتر به نظر میرسد. در این معنا، بهترین لحظههای فیلم نه الزاماً پرحادثهترین صحنهها، بلکه قابهاییاند که برای لحظهای حرکت را متوقف میکنند: بالنی در میان گسترهٔ ابر، نشانهای از زندگی در دوردست، یا صدایی که از زمین به ارتفاعی نامعمول میرسد.
این جزئیات، عظمت آسمان را از یک پسزمینهٔ دیدنی به فضایی زنده و رازآلود بدل میکنند. فیلم در ساختن حس vertigo و خطر موفق است؛ تماشاگر گاه پیش از شخصیتها از ارتفاع میترسد و گاه با آنان در برابر شکوه منظره خاموش میماند. بااینحال، همین جلوهگری بصری گاهی چنان بر روایت سایه میاندازد که داستان برای چند لحظه بیشتر بهانهای برای نمایش مناظر به نظر میرسد تا نیرویی مستقل و پیشبرنده.
ماجراجویی و علم در تعادل ناپایدار هستهٔ داستان بر همراهی دو فرد ناهمگون استوار است: جیمز گلیشر، هواشناسی که میخواهد با مشاهده و اندازهگیری، فهم بشر از جو را گسترش دهد، و آملیا رِن، خلبانی جسور که با مهارتی عملی و روحیهای سرکش به ارتفاعات قدم میگذارد. فیلم از کنار هم گذاشتن این دو، کشمکشی ساده اما مؤثر میسازد: دانش در برابر شهود، محاسبه در برابر واکنش، و نظم در برابر جسارت.
« صعود در این اثر صرفاً جابهجایی مکانی نیست؛ تجربهای حسی است که ارتفاع را به ترس، شگفتی و تنهایی پیوند میزند. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
این تقابل بهجای آنکه صرفاً به اختلافنظرهای لفظی محدود بماند، در شیوهٔ مواجههٔ هر شخصیت با خطر نمود پیدا میکند. پیوند علم و ماجراجویی از امتیازهای اصلی فیلم است. گلیشر در پی آن است که دادهها را ثبت کند و از دل مشاهده، الگویی برای پیشبینی آبوهوا بیابد؛ اما آزمایش او در ارتفاع، از فضای امن نظریه بیرون میآید و در برابر نیروهای طبیعی قرار میگیرد.
فیلم با نمایش ابزارها، اندازهگیریها و کنجکاوی علمی، یادآور میشود که کشف، تنها محصول نبوغ فردی نیست؛ گاه به جسارت ورود به محیطی ناشناخته و تحمل پیامدهای آن نیاز دارد. با این همه، علم در بخشهایی بیشتر کارکرد روایی دارد تا عمق فکری: ابزارها و دادهها هیجان صحنه را تقویت میکنند، اما پرسشهای علمی به اندازهٔ خطر جسمانی سفر گسترش نمییابند.
دو شخصیت و رابطهای که فرصت رشد میخواهد فلیسیتی جونز و ادی ردمین در نقشهای آملیا و جیمز، رابطهای قابلقبول و در مجموع گرم میسازند. جونز به آملیا سرزندگی و نیرویی مستقل میبخشد؛ زنی که مهارتش را از تجربه و خطر آموخته و قرار نیست تنها همراه یا پشتیبان مردی دانشمند باشد. ردمین نیز جیمز را با همان دقت و خویشتنداریای بازی میکند که با شخصیت یک پژوهشگر سازگار است، بیآنکه او را به چهرهای کاملاً خشک و بیاحساس تقلیل دهد.
تفاوت بازی و منش این دو، به گفتگوها و لحظههای مشترکشان انرژی میدهد. بااینحال، رابطهٔ آنان از ظرفیتی فراتر برخوردار است که فیلم همیشه فرصت پرداختنش را فراهم نمیکند. شخصیتها در ارتفاع، ناچارند به یکدیگر اعتماد کنند؛ اما اعتماد در اینجا گاه بیشتر نتیجهٔ ضرورت ماجراجویی است تا ثمرهٔ تحولی تدریجی و پیچیده.
« پیوند علم و ماجراجویی از امتیازهای اصلی فیلم است. »
شخصیتها و اجرا
روایت میکوشد گذشته و زخمهای عاطفی هر دو را آشکار کند، ولی رفتوآمد میان زمان حال و خاطرات، گاه روند شکلگیری پیوندشان را قطع میکند. در نتیجه، برخی دگرگونیهای عاطفی سریعتر از آن رخ میدهند که تماشاگر بتواند تمام مراحلشان را احساس کند. بازیگران شکافهای فیلمنامه را تا حدی پر میکنند، اما همنشینی پرخطرشان در آسمان از تحول درونیشان قانعکنندهتر از کار درمیآید.
ساختار روایت و ریتم ساختار فیلم میان صعود بالن و بازگشتهایی به زندگی پیشین شخصیتها در رفتوآمد است. این الگو در اصل میتواند به ماجراجویی حال حاضر عمق بدهد: خطرهای سفر با انگیزهها و شکستهای گذشته معنا پیدا کنند و هر شخصیت در آینهٔ خاطراتش بازخوانی شود. اما اجرای آن همیشه به سود ریتم نیست.
درست هنگامی که صحنهٔ پرواز تنش میگیرد، بازگشت به زمین ممکن است ضرباهنگ را کند کند؛ سپس فیلم باید دوباره زمان صرف کند تا تماشاگر را به خطر جاری بازگرداند. بخشهایی از داستان نیز از ملودرامی آشنا بهره میگیرند: گذشتهای دردناک، اندوهی شخصی و جستوجوی دوبارهٔ معنا. این عناصر بهخودیخود ناموجه نیستند، اما گاهی چنان قابلشناسایی و پیشبینیپذیر به کار میروند که از تازگی ماجراجویی میکاهند.
فیلم در لحظات پرتنش، پیوسته بر خطر جسمانی تأکید میکند؛ در مقابل، برای سکوت و تأمل دربارهٔ معنای آن خطر کمتر مکث دارد. بنابراین، هیجان غالباً بر روانشناسی شخصیتها پیشی میگیرد و تجربهٔ پرواز، بیش از آنکه به کندوکاوی عمیق درونی بدل شود، به آزمونی نفسگیر برای بقا تبدیل میشود. تصویر، صدا و کیفیت تجربهٔ حسی طراحی بصری فیلم در بهترین لحظاتش آسمان را همزمان باشکوه و تهدیدآمیز نشان میدهد.
« در نتیجه، برخی دگرگونیهای عاطفی سریعتر از آن رخ میدهند که تماشاگر بتواند تمام مراحلشان را احساس کند. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
قابهای باز، فضای خالی پیرامون بالن را برجسته میکنند و اندازهٔ کوچک آن را در برابر ابرها و تغییرات جوی به رخ میکشند. این انتخاب تصویری با مضمون اصلی اثر هماهنگ است: انسان میتواند برای لحظهای از زمین فاصله بگیرد و جهان را از منظری تازه ببیند، اما این فاصله به معنای تسلط بر طبیعت نیست.
هر صعودی، آسیبپذیری را نیز آشکارتر میکند. صدا نیز در انتقال این تجربه نقش مهمی دارد. سکوتهای مرتفع، صدای باد و نشانههای دوردست، گاه بیش از موسیقی یا گفتوگو حس انزوا را منتقل میکنند. در کنار لحظههای خطر، شوخیهای ظریف میان دو شخصیت به فیلم مجال تنفس میدهند و مانع از آن میشوند که فضای ماجراجویی سراسر جدی و سنگین شود.
بااینحال، جلوههای بصری همیشه به یک اندازه باورپذیر نیستند؛ در برخی صحنهها، مصنوعبودن تصویر به چشم میآید و از حس حضور در ارتفاع میکاهد. این کاستی، اثرگذاری کلی طراحی را از میان نمیبرد، اما یادآور میشود که تماشاییبودن صحنه بهتنهایی برای ایجاد واقعنمایی کافی نیست. تاریخ، تخیل و بازنمایی «The Aeronauts» را باید اثری الهامگرفته از تاریخ دانست، نه بازسازی وفادارانهٔ یک رویداد به همان صورتی که رخ داده است.
سفر بلندپروازانهٔ سال ۱۸۶۲ و شخصیت جیمز گلیشر به تجربهای واقعی پیوند دارند، اما آملیا رِن شخصیتی داستانی است که جایگزین همسفر تاریخی گلیشر شده است. فیلم با این تغییر، امکان مییابد زنی را در مرکز ماجرایی قرار دهد که روایتهای متعارف تاریخ علم و هوانوردی اغلب مردانه بازگو کردهاند.
« هر صعودی، آسیبپذیری را نیز آشکارتر میکند. »
قوتها و کاستیها
این تصمیم از نظر دراماتیک نتیجهای دوگانه دارد. از یک سو، آملیا حضوری پرتحرک و الهامبخش دارد و داستان را از الگوی دانشمند مرد و همراه فرعی او دور میکند. از سوی دیگر، جایگزینی یک شخصیت خیالی با فردی واقعی که در رخداد تاریخی حضور داشته، پرسشی دربارهٔ مسئولیت فیلم در قبال حافظهٔ تاریخی پیش میکشد.
اثر بیشتر به اقتباس آزاد و بازآفرینی روایی نزدیک است تا بازنمایی مستندگونه؛ آگاهی از این تفاوت کمک میکند هم ارزش شخصیتپردازی آملیا را ببینیم و هم محدودیت تاریخیِ انتخاب فیلمسازان را نادیده نگیریم. جمعبندی «The Aeronauts» ماجراجوییای خوشساخت و چشمنواز است که در نمایش عظمت آسمان، خطر صعود و شکنندگی انسان در برابر طبیعت توانایی دارد.
همراهی علم و هیجان، بازیهای متناسب فلیسیتی جونز و ادی ردمین و لحظههای کوتاه شوخطبعی، فیلم را به تجربهای دلنشین و تماشایی بدل میکنند. در مقابل، ساختار رفتوبرگشتی روایت گاه ضرباهنگ را میشکند، ملودرام آن به مسیرهایی آشنا میافتد و رابطهٔ دو شخصیت فرصت نمییابد به اندازهٔ مناظر پیرامونشان عمق پیدا کند.
جذابیت اثر در این است که ارتفاع را هم وعدهٔ کشف میبیند و هم یادآور محدودیت. فیلم همیشه به همان اندازه که چشماندازش بلند است، از نظر احساسی پیش نمیرود؛ اما لحظههایی که دو شخصیت را در برابر پهنهٔ بیکران آسمان تنها میگذارد، جوهرهٔ خود را آشکار میکند: میل به دانستن و رهایی، در کنار آگاهی از اینکه جسارت انسانی هرگز طبیعت را رام نمیکند.
« این تصمیم از نظر دراماتیک نتیجهای دوگانه دارد. »



ثبت دیدگاه