نقد و بررسی
نقد ماجراهای شرلوک هولمز (The Adventures of Sherlock Holmes) | 1939
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
جایگاه فیلم در سنت شرلوک هولمز «The Adventures of Sherlock Holmes» ساختهٔ سال ۱۹۳۹، دومین فیلمی است که در آن Basil Rathbone نقش شرلوک هولمز و Nigel Bruce نقش دکتر واتسون را ایفا میکنند. فیلم را Alfred L. Werker کارگردانی کرده و ماجرایش در لندنِ دورهٔ ویکتوریایی میگذرد؛ انتخابی که آن را از بسیاری از آثار بعدی این مجموعه متمایز میکند.
در اینجا هولمز نه در جهان معاصرِ زمان ساخت، بلکه در فضایی تاریخی و آکنده از راز، تشریفات و هراسهای شهری حرکت میکند. فیلم از شخصیتهای ساختهٔ Arthur Conan Doyle بهره میگیرد، اما داستانش را نمیتوان بازگویی وفادارانهٔ یکی از ماجراهای مشهور ادبی دانست؛ بیشتر با روایتی تازه و سینمایی روبهرو هستیم که از اسطورهٔ هولمز و دشمنی دیرپایش با موریارتی تغذیه میکند.
در مرکز داستان، پروفسور موریارتی پس از رهایی از محکومیت، نقشهای میچیند تا هولمز را درگیر پروندهای مرموز کند و فرصت اجرای طرح اصلی خود را به دست آورد. ماجرای خانوادهٔ براندون، نشانههای تهدیدآمیز و مسئلهٔ جواهرات سلطنتی، چند خط داستانی را کنار هم میگذارند. این ترکیب برای فیلمی معمایی جذاب است، زیرا از همان ابتدا این پرسش را پیش میکشد که کدام رخداد اهمیت واقعی دارد و کدامیک ممکن است بخشی از یک فریب باشد.
برای حفظ غافلگیری، جزئیات بیشتری از گرهگشایی یا سرانجام رویارویی را نمیتوان بازگو کرد؛ اما روشن است که فیلم بیش از آنکه صرفاً دربارهٔ یافتن مجرم باشد، به بازی ذهنی دو رقیب دیرینه میپردازد. بازی Basil Rathbone و سیمای کارآگاه مهمترین دستاورد فیلم، حضور Basil Rathbone است. او هولمز را نه فقط مردی باهوش، بلکه شخصیتی نمایشی و مسلط میسازد: کسی که با سرعت نگاه میکند، با دقت سخن میگوید و حتی سکوتش نیز رنگی از محاسبه دارد.
« ماجرای خانوادهٔ براندون، نشانههای تهدیدآمیز و مسئلهٔ جواهرات سلطنتی، چند خط داستانی را کنار هم میگذارند. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
بازی او از یک سو ظرافت و وقار کارآگاه را حفظ میکند و از سوی دیگر، به شخصیت نیرویی پرتحرک میبخشد. هولمزِ او گاه خشک و خودرأی است، اما هرگز به چهرهای بیجان و صرفاً متفکر تبدیل نمیشود؛ ذهنش در کنش، لحن و حرکت بدنش نیز حضور دارد. Rathbone همچنین از تکیهٔ افراطی بر نمایش «نبوغ» پرهیز میکند.
توانایی هولمز در مشاهده و استنتاج بیشتر از راه رفتار و واکنش او محسوس میشود تا از طریق سخنرانیهای طولانی. همین امر به تماشاگر امکان میدهد که در کنار او نشانهها را دنبال کند، بیآنکه فیلم همیشه همهچیز را به زبان توضیح دهد. البته روایت در بخشهایی اطلاعات را چنان زود آشکار میکند که فضای حدسزدن محدود میشود؛ در نتیجه، بازی درخشان بازیگر گاهی بیش از خود معما بارِ کشش صحنهها را به دوش میکشد.
تقابل هولمز و موریارتی موریارتی، با بازی George Zucco، حریفی مناسب برای هولمز است؛ نه به این دلیل که حضورش پیوسته پررنگ باشد، بلکه چون ایدهٔ رویارویی آن دو، به فیلم محور دراماتیک میدهد. موریارتی در تصور هولمز تجسم هوشی است که از قانون و اخلاق جدا شده و توانایی فکری خود را برای تسلط بر دیگران به کار میگیرد.
هولمز نیز در برابر او فقط یک مأمور قانون نیست: گویی با نسخهای تاریک از همان ذهن تحلیلی روبهرو شده است. این شباهت و تضاد، رابطهٔ آنها را از جدال معمول کارآگاه و مجرم فراتر میبرد. گفتوگوهای این دو از لحظههای جذاب فیلماند، زیرا در آنها تهدید و احترام، طنز تلخ و رقابت فکری درهم میآمیزند.
« بازی او از یک سو ظرافت و وقار کارآگاه را حفظ میکند و از سوی دیگر، به شخصیت نیرویی پرتحرک میبخشد. »
شخصیتها و اجرا
با این حال، فیلمنامه همیشه از ظرفیت این تقابل بهطور یکدست بهره نمیبرد. نقشهٔ موریارتی گاهی بهسرعت توضیح داده میشود و این شفافیت زودهنگام از تعلیق میکاهد؛ تماشاگر ممکن است زودتر از آنچه فیلم میخواهد، به ماهیت بازی پی ببرد. از این رو، لذت اثر بیشتر در تماشای اجرای نقشه و واکنش هولمز نهفته است تا در غافلگیری محض از اصل ماجرا.
لندن ویکتوریایی و فضای بصری فضای فیلم از عناصر تعیینکنندهٔ هویت آن است. مه، خیابانهای سنگفرششده، کوچههای تنگ و سایههای عمیق، لندن را به مکانی بدل میکنند که هم واقعی به نظر میرسد و هم در مرز افسانه و کابوس قرار دارد. این شهر فقط پسزمینهٔ تعقیبها نیست؛ نوعی نیروی پنهان در روایت است که راز را میپوشاند و هر گوشهاش را به محل احتمالی تهدید بدل میکند.
فیلم با بهرهگیری از نورپردازی و قاببندیهای متضاد، میان فضاهای امن و تاریک مرزی شکننده ترسیم میکند. کار Leon Shamroy در تصویربرداری به ساخت همین حالوهوای گوتیک کمک میکند. مه و تیرگی در خدمت تزئین صرف نیستند؛ در بسیاری از صحنهها، دید محدود و سایههای گسترده با مضمون پنهانکاری هماهنگ میشوند.
با این همه، فضای چشمنواز فیلم گاه از انسجام جغرافیایی و روایی آن جلو میزند: اهمیت بعضی مکانها بیش از آنکه از منطق دقیق مسیر داستان حاصل شود، از حالوهوای رازآلودشان میآید. این ضعف چندان از لذت بصری نمیکاهد، اما نشان میدهد که فیلم در ساخت جهان خود، بیش از واقعنمایی به افسون تئاتری و سینمایی نظر دارد.
« با این حال، فیلمنامه همیشه از ظرفیت این تقابل بهطور یکدست بهره نمیبرد. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
واتسون و توازن میان جدیت و طنز رابطهٔ هولمز و واتسون بخش مهمی از جذابیت فیلم است، اما انتخاب Nigel Bruce مسیر خاصی برای شخصیت واتسون برمیگزیند. او همراهی گرم، صمیمی و گاه مضحک است؛ شخصیتی که واکنشهایش به موقعیتهای خطرناک یا عجیب، فرصتی برای شوخی فراهم میکند. این تصویر از واتسون فاصلهٔ محسوسی با راویِ دقیق و پزشکِ متین داستانهای ادبی دارد.
در نتیجه، او کمتر شریک فکری هولمز جلوه میکند و بیشتر نقش همراهی را دارد که تضاد میان جدیت کارآگاه و سردرگمی اطرافیان را برجسته میسازد. این انتخاب از نظر ریتم، گاهی سودمند است: شوخیها از سنگینی فضای جنایی میکاهند و رابطهٔ دو شخصیت را دوستانهتر نشان میدهند. اما وقتی دستوپاچلفتیبودن واتسون به الگوی غالب بدل میشود، از شأن و توانایی او کاسته میشود و بخشی از ظرفیت عاطفی رابطه از دست میرود.
فیلم بهجای آنکه همفکری این دو را به اندازهٔ کافی بپرورد، بارها از واتسون برای مکث طنزآمیز استفاده میکند. این شیوه برای تماشاگرانی که تصویری مستقلتر و توانمندتر از واتسون در ذهن دارند، ممکن است محدودکننده باشد. فیلمنامه، ریتم و ضعفهای ساختاری روایت با سرعت پیش میرود و بیدرنگ پروندهها، شخصیتها و تهدیدها را وارد میدان میکند.
این شتاب برای یک فیلم ماجرایی کوتاه، انرژیبخش است و اجازه نمیدهد داستان بهآسانی از حرکت بازبماند. اما در سوی دیگر، پیوند میان بعضی رخدادها بهاندازهٔ کافی پرورده نمیشود. خطوط مربوط به خانوادهٔ براندون، تهدیدهای موریارتی و دسیسهٔ بزرگتر گاهی در کنار هم قرار میگیرند، بیآنکه گذار میانشان کاملاً طبیعی یا قانعکننده باشد.
« این تصویر از واتسون فاصلهٔ محسوسی با راویِ دقیق و پزشکِ متین داستانهای ادبی دارد. »
قوتها و کاستیها
حاصل، معمایی سرگرمکننده اما نه همیشه کاملاً منسجم است. فیلم همچنین میان دو لحن در نوسان است: از یک سو، داستانی تیره دربارهٔ قتل و تهدید خانوادگی؛ از سوی دیگر، سرگرمی ماجراجویانهای با شوخیهای سبک و لحظههای پرتحرک. این آمیزش گاه به اثر تنوع میدهد، اما در برخی صحنهها از شدت تعلیق میکاهد.
توضیح مستقیم نقشهٔ موریارتی نیز بخشی از ابهام لازم برای معمایی مؤثر را از میان میبرد. با این حال، بازی Rathbone، فضای دیداری پرقدرت و کشش رقابت اصلی، کاستیها را تا حد زیادی جبران میکنند. جمعبندی «The Adventures of Sherlock Holmes» بیش از آنکه معمایی بینقص باشد، نمایشی دلنشین از برخورد دو ذهن نیرومند در لندنِ مهآلود است.
فیلم با بازی کاریزماتیک Basil Rathbone، دشمنی پرکشش هولمز و موریارتی و فضاسازی گوتیک خود، جایگاه ویژهای در بازآفرینی سینمایی این شخصیت پیدا میکند. در مقابل، ساختار داستان گاه نامتوازن است، برخی پیوندهای روایی به اندازهٔ کافی استوار نیستند و تصویر شوخیمحور Nigel Bruce از واتسون ممکن است با انتظار ادبی مخاطب فاصله داشته باشد.
با وجود این نارساییها، فیلم همچنان اثری تماشایی و خوشساخت در سنت ماجراجوییهای کلاسیک است. نیروی اصلی آن نه در پیچیدگی بینقص معما، بلکه در شخصیتپردازی هولمز، بازی روان و درخشان Rathbone و جهانی نهفته است که هر سایهاش وعدهٔ رازی تازه میدهد. برای علاقهمندان به شرلوک هولمز، این اثر فرصتی است برای دیدن یکی از تثبیتشدهترین چهرههای سینمایی کارآگاه؛ و برای دیگر تماشاگران، سرگرمیای خوشفضا که جذابیتش حتی پس از آشکارشدن برخی از سازوکارهای داستان پابرجا میماند.
« حاصل، معمایی سرگرمکننده اما نه همیشه کاملاً منسجم است. »



ثبت دیدگاه