نقد و بررسی
نقد دیوان محاسبات (The Adjustment Bureau) | 2011
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
ایدهای که میان تقدیر و انتخاب میایستد «The Adjustment Bureau» از فرضی علمیتخیلی و در عین حال آشنا نیرو میگیرد: شاید مسیر زندگی انسانها از پیش تعیین شده باشد و نیروهایی پنهان، انحراف از آن مسیر را اصلاح کنند. فیلم این تصور را به قصهای عاشقانه و پرتعلیق پیوند میزند؛ دیوید نوریس، سیاستمداری جوان، در میانهٔ صعود حرفهایاش با حقیقتی روبهرو میشود که نگاه او را به آینده و اختیار دگرگون میکند.
ملاقاتش با الیزه، رقصندهای مستقل و پرشور، به نقطهٔ آغاز کشمکشی بدل میشود که هم شخصی است و هم فلسفی. جذابیت بنیادی اثر در همین همنشینی نهفته است: سرنوشت در اینجا مفهومی انتزاعی و دوردست نیست، بلکه مانند دستگاهی اداری، با مأموران، دستورالعملها و سازوکارهای اجرایی تصویر میشود. این انتخاب، پرسشی قدیمی را صورتبندی تازهای میبخشد: اگر مسیر زندگی از پیش طراحی شده باشد، عشق و اراده تا چه اندازه میتوانند آن را تغییر دهند؟
فیلم پاسخ قطعی نمیدهد، اما از این پرسش برای پیشراندن داستان بهره میگیرد. جهانسازی و سازوکارهای پنهان یکی از هوشمندانهترین ایدههای فیلم، تبدیل نیویورک به نقشهای از راههای آشکار و مخفی است. درهای معمولی میتوانند به گذرگاههایی غیرمنتظره بدل شوند و حرکت در شهر، معنایی فراتر از جابهجایی مکانی پیدا کند.
« ملاقاتش با الیزه، رقصندهای مستقل و پرشور، به نقطهٔ آغاز کشمکشی بدل میشود که هم شخصی است و هم فلسفی. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
این تمهید، هم به داستان هویتی بصری میبخشد و هم حس نظارت و کنترل را وارد زندگی روزمرهٔ شخصیتها میکند. شهر پررفتوآمد، با خیابانها و ساختمانهای آشنایش، ناگهان به قلمرو بازی نیروهایی ناشناخته تبدیل میشود. بااینحال، جهانسازی فیلم بیش از آنکه به کشف و گسترش قواعد این تشکیلات علاقهمند باشد، از آنها بهعنوان موتور تعلیق استفاده میکند.
مخاطب نشانههایی از قدرت و محدودیتهای این نظام میبیند، اما فرصت اندکی برای فهم دقیق منطق آن پیدا میکند. ابهام میتواند در آثار علمیتخیلی ثمربخش باشد، ولی وقتی قواعد داستان در بزنگاهها تغییرپذیر به نظر برسند، تعلیق گاهی از کنجکاوی به سردرگمی نزدیک میشود. فیلم ایدهای دارد که میتوانست موضوع کاوشی عمیقتر باشد، اما اغلب از کنار ظرفیتهای آن میگذرد.
عشق بهمثابه نیروی محرک رابطهٔ دیوید و الیزه قلب عاطفی فیلم است. کشش میان مت دیمون و امیلی بلانت از جنس نمایش اغراقآمیز احساسات نیست؛ بیشتر در نگاهها، شوخیها و واکنشهای طبیعی میان دو شخصیت شکل میگیرد. بلانت به الیزه سرزندگی و استقلال میبخشد و او را از جایگاه صرفاً «معشوق» بیرون میآورد.
« این تمهید، هم به داستان هویتی بصری میبخشد و هم حس نظارت و کنترل را وارد زندگی روزمرهٔ شخصیتها میکند. »
شخصیتها و اجرا
دیمون نیز در نقش مردی که بهتدریج از مسیر ازپیشتعیینشدهاش فاصله میگیرد، حضوری متین و قابلباور دارد. این شیمی بازیگری سبب میشود مخاطب خواستهٔ دیوید را درک کند، حتی وقتی فیلم برای ساختن رابطه مجال کافی فراهم نمیکند. عشق میان آن دو قرار است نیرویی باشد که در برابر سازوکار عظیم سرنوشت میایستد؛ اما روایت گاه بیشتر بر شدت مانعها تکیه میکند تا بر عمق پیوند میان شخصیتها.
به همین دلیل، رابطه در لحظات موفقش دلنشین و باورپذیر است، ولی در مجموع آن اندازه که ایدهٔ اصلی وعده میدهد، فرصت رشد و لایهمندی پیدا نمیکند. بازیگران و شخصیتهای فرعی حضور بازیگران اصلی از نقاط قوت روشن فیلم است. دیمون تصویری قابلفهم از جاهطلبی، تردید و سرکشی میسازد؛ شخصیت او نه قهرمانی شکستناپذیر است و نه قربانی منفعل، بلکه انسانی است که میکوشد در برابر آنچه برایش مقرر شده تصمیم بگیرد.
بلانت نیز با انرژی و ظرافت، الیزه را به شخصیتی زنده تبدیل میکند؛ کسی که حضورش صرفاً بهانهای برای ماجراجویی دیوید نیست. بازیگران مکمل، بهویژه آنتونی مکی و ترنس استمپ، به فضای رازآلود تشکیلات وزن میدهند. شخصیتهای آنان نمایندهٔ دیدگاههایی متفاوت دربارهٔ اختیار و نظماند، هرچند فیلم برای پرداختن به تعارض درونیشان چندان مکث نمیکند.
« دیمون نیز در نقش مردی که بهتدریج از مسیر ازپیشتعیینشدهاش فاصله میگیرد، حضوری متین و قابلباور دارد. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
نتیجه آن است که بازیهای خوب، گاه جای خالیِ گسترش شخصیتهای فرعی را پر میکنند؛ حضورشان مؤثر است، اما جهان درونیشان کمتر از آنچه میتوانست، آشکار میشود. نوسان میان ژانرها و ضرباهنگ روایت فیلم میان عاشقانه، علمیتخیلی، تعلیق و لحظاتی از اکشن حرکت میکند. این ترکیب در اصل ظرفیت زیادی دارد: عشق میتواند به کشمکشی فلسفی بدل شود و تعقیبوگریزها نیز میتوانند ایدهٔ کنترل سرنوشت را به کنش تبدیل کنند.
در بخشهایی، این عناصر بهخوبی در هم میآمیزند و داستان را زنده نگه میدارند؛ مسیرهای پنهان و مداخلههای غیرمنتظره، ریتمی پرتحرک ایجاد میکنند. اما پیوند میان لحنها همیشه یکدست نیست. فیلم گاهی از گفتوگویی صمیمی به موقعیتی پرتنش میجهد، بیآنکه گذار عاطفی یا روایی بهاندازهٔ کافی آماده شده باشد.
بخشهای پرهیجان سرگرمکنندهاند، ولی بیشتر به کارکرد رویدادی خود متکی میمانند تا به پیامدهای روانیشان برای شخصیتها. از همین رو، اثر در مقام سرگرمی اغلب موفق است، اما در مقام درامی یکپارچه گاهی پراکنده به نظر میرسد. اندیشهٔ اختیار و بهای موفقیت پرسش فلسفی فیلم فقط این نیست که آیا انسان میتواند سرنوشتش را تغییر دهد؛ پرسش دیگر آن است که برای چنین انتخابی چه بهایی میپردازد.
« نوسان میان ژانرها و ضرباهنگ روایت فیلم میان عاشقانه، علمیتخیلی، تعلیق و لحظاتی از اکشن حرکت میکند. »
قوتها و کاستیها
دیوید میان آیندهای حرفهای و چشمگیر و پیوندی عاطفی قرار میگیرد که برایش معنای شخصی دارد. این تقابل، داستان را از یک خیالپردازی ساده دربارهٔ نیروهای پنهان فراتر میبرد و به مسئلهای ملموستر میرساند: موفقیت وقتی به قیمت چشمپوشی از خواستههای واقعی حاصل شود، چه ارزشی دارد؟ با وجود این، فیلم بیشتر به نیروی امید و شور فردی گرایش دارد تا به پیامدهای پیچیدهٔ انتخاب.
این رویکرد با لحن رمانتیک اثر سازگار است، اما بعضی پرسشهای اخلاقی و فلسفی را ناتمام میگذارد. آیا ایستادگی در برابر سرنوشت همیشه نشانهٔ آزادی است؟ آیا خواستنِ یک زندگی شخصی میتواند با مسئولیتهای گستردهتر تعارض پیدا کند؟ فیلم این پرسشها را مطرح میکند، اما ترجیح میدهد بر حرکت داستان تمرکز کند، نه بر کاوش کامل آنها.
پایانبندی و اثر عاطفی پایانبندی در خدمت جمعبندی عاشقانه و امیدوارانهٔ فیلم قرار میگیرد، اما اثرگذاری آن برای همهٔ مخاطبان یکسان نیست. بخشی از این مسئله به انتظاری بازمیگردد که ایدهٔ آغازین ایجاد میکند: جهانی با چنین سازوکار رازآلودی میتواند به نتیجهای پیچیدهتر و عمیقتر برسد.
« دیوید میان آیندهای حرفهای و چشمگیر و پیوندی عاطفی قرار میگیرد که برایش معنای شخصی دارد. »
جمعبندی
در مقابل، فیلم راهی روشنتر و عاطفیتر برمیگزیند و بهجای گسترش پرسشهای متافیزیکی، میکوشد کشمکش شخصیتها را به فرجامی احساسی برساند. این انتخاب، برای کسانی که پیوند عاشقانه را محور اصلی میدانند، میتواند رضایتبخش باشد؛ اما برای مخاطبی که به دنبال پرداخت موشکافانهتر ایدهٔ علمیتخیلی است، کماثرتر جلوه میکند.
پایان نه بیارتباط با مسیر فیلم است و نه فاقد جذابیت، ولی ظرفیت مفهومی داستان را بهتمامی به ثمر نمیرساند. جمعبندی «The Adjustment Bureau» فیلمی خوشتماشا با ایدهای درخشان و دو بازیگر اصلیِ هماهنگ است؛ اثری که با ترکیب عشق، تعلیق و خیالپردازی علمیتخیلی، مخاطب را به پرسش دربارهٔ تقدیر و اختیار دعوت میکند.
شیمی دیمون و بلانت، فضای شهریِ پرتحرک و برخی تمهیدهای خلاقانه، به آن انرژی و گیرایی میبخشند. در مقابل، جهانسازی محدود، نوسان میان ژانرها و پرداخت ناکافیِ رابطه و پیامدهای فلسفی، مانع از آن میشوند که فیلم به اندازهٔ ایدهاش ماندگار و عمیق باشد. حاصل، تجربهای سرگرمکننده و گاه تأملبرانگیز است که بیش از آنکه پاسخهایی قاطع بدهد، از مخاطب میخواهد دربارهٔ سهم انتخابهای شخصی در ساختن زندگی خود بیندیشد.
« پایان نه بیارتباط با مسیر فیلم است و نه فاقد جذابیت، ولی ظرفیت مفهومی داستان را بهتمامی به ثمر نمیرساند. »



ثبت دیدگاه