نقد و بررسی
نقد The Accidental Husband | 2008
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
ایدهای جذاب با دامنهای محدود «The Accidental Husband» بر پایهی سوءتفاهمی عامدانه بنا شده است: اما لوید، مجری برنامهای رادیویی دربارهی روابط عاطفی، در آستانهی ازدواج با ریچارد قرار دارد؛ مردی که آرام، مؤدب و بهظاهر کاملاً مناسب اوست. اما ناگهان درمییابد که در اسناد رسمی، همسر پاتریک سالیوان، آتشنشانی که تا آن روز نمیشناخته، به شمار میرود.
پاتریک این موقعیت را برای انتقامگرفتن از توصیهی اما به نامزد پیشینش ترتیب داده است. فرض آغازین فیلم بهاندازهای نامعمول و بازیگوشانه هست که بتواند موتور یک کمدی رمانتیک را روشن کند؛ مشکل این است که فیلم، پس از معرفی این موقعیت، بهسختی میتواند آن را به مسیری تازه و پُرمعنا ببرد.
داستان از همان ابتدا به منطق واقعگرایانه وفادار نمیماند و از تماشاگر میخواهد قواعدش را بپذیرد. چنین انتخابی در کمدی رمانتیک ایرادی ندارد؛ بسیاری از آثار این ژانر بر تصادف، اغراق و تصمیمهای نسنجیده استوارند. اما خیالپردازی زمانی کار میکند که شخصیتها و مناسباتشان بهاندازهی کافی زنده باشند تا تماشاگر بخواهد بازی را دنبال کند.
اینجا ایدهی مرکزی زودتر از آنچه انتظار میرود نیروی خود را از دست میدهد و فیلم به جای گسترش آن، بارها به همان کشمکش اولیه بازمیگردد. اما؛ میان تخصص و خودخواهی اما در آغاز، شخصیتی دوپهلو و بالقوه جالب است. او در برنامهی رادیوییاش برای دیگران نسخه میپیچد و با اطمینان دربارهی عشق و انتخاب درست سخن میگوید، اما در زندگی شخصی خود چندان از تردید و خودخواهی مصون نیست.
« اما ناگهان درمییابد که در اسناد رسمی، همسر پاتریک سالیوان، آتشنشانی که تا آن روز نمیشناخته، به شمار میرود. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
این فاصله میان تصویر عمومی و درون خصوصی میتوانست به طنزی ظریف دربارهی کارشناسان روابط و میل انسان به سادهکردن تجربهی عاطفی بینجامد. بااینحال، فیلمنامه بیشتر از آنکه این تناقض را بکاود، از آن برای ساخت موقعیتهای کمیک استفاده میکند. مشکل دیگر آن است که اما برای مدت زیادی دوستداشتنی یا حتی قابلدرک نمیشود.
سختگیری و اعتماد بیش از اندازهاش به داوری خود، گاه به جای آنکه پیچیدگی شخصیت را نشان دهد، او را آزاردهنده میکند. برای آنکه تماشاگر تحول عاطفی او را باور کند، لازم بود فیلم روشنتر نشان دهد که چه چیزی در نگاهش به عشق تغییر میکند و چرا. در عوض، این دگرگونی بیشتر به اقتضای طرح داستان پیش میرود تا از دل تجربه و شناختی تدریجی سر برآورد.
پاتریک و مسئلهی انتقام پاتریک با ظاهر بیقید و رفتار شوخطبعانهاش نقطهی مقابل اماست. آتشنشانبودنش نیز تصویری آشنا از مردی عملگرا و خوشقلب میسازد که در برابر جهان حسابگر و مرتب قهرمان زن قرار میگیرد. نقشهی انتقام او نقطهی آغاز طنز موقعیت است، اما همزمان پرسشی اخلاقی پیش میکشد: تا چه اندازه میتوان آزار و فریب را زیر نام عشق یا شوخی پنهان کرد؟
فیلم این پرسش را جدی نمیگیرد و بیشتر میکوشد رفتار پاتریک را با جذابیت ظاهری و شوخیهایش قابلقبول جلوه دهد. همین انتخاب، رابطهی مرکزی را دشوارتر میکند. نقشهی پاتریک صرفاً یک شیطنت بیضرر نیست؛ او زندگی اما را مختل میکند و او را در موقعیتهایی قرار میدهد که ناچار به پنهانکاری و دستوپنجه نرمکردن با پیامدهای دروغ میشود.
« بااینحال، فیلمنامه بیشتر از آنکه این تناقض را بکاود، از آن برای ساخت موقعیتهای کمیک استفاده میکند. »
شخصیتها و اجرا
فیلم فرصت دارد این رفتار را به منشأ تعارضی واقعی تبدیل کند، اما معمولاً با لحنی سبک از کنارش میگذرد. در نتیجه، عبور پاتریک از انتقامجویی به دلبستگی، بیش از آنکه حاصل شناخت متقابل باشد، شبیه تغییر جهتی ناگهانی در نقشهی داستان به نظر میرسد. رابطهای که باید باورش کرد در مرکز کمدی رمانتیک، معمولاً نوعی کشش میان دو شخصیت وجود دارد که حتی در میان مشاجرهها نیز حس میشود.
در این فیلم، تفاوت میان اما و پاتریک برای ایجاد برخورد و شوخی کافی است، اما برای ساختن پیوندی قانعکننده کافی نیست. آنها گاه در کنار هم سرگرمکنندهاند، اما لحظههای مشترکشان بهندرت حس نزدیکی عاطفی پایداری میسازد. به همین دلیل، تغییر رابطهشان از تقابل به علاقه بیشتر به تصمیمی روایی شبیه است تا نتیجهی پیوندی که فیلم بهتدریج پرورانده باشد.
ریچارد نیز در این میان نقشی مهمتر از یک مانع ساده دارد. او نامزد اماست و قرار است نماد انتخابی امن و سنجیده باشد. بازی کالین فرث به شخصیت وقار و خویشتنداری میدهد، اما همین ویژگیها گاهی او را به چهرهای بیش از حد آرام و پذیرا تبدیل میکند؛ واکنشش به شرایطی که باید برایش تکاندهنده باشد، همیشه با شدت عاطفی متناسب نیست.
فیلم از این شخصیت برای پیچیدهکردن انتخاب اما بهرهی اندکی میبرد و بیشتر او را در حاشیهی ماجرای دو نفر دیگر نگه میدارد. بازیها و نیروی گروه بازیگری بازیگران از امتیازهای روشن فیلماند، هرچند توان آنها هم نمیتواند همهی کاستیهای متن را جبران کند. اوما تورمن به اما نوعی آشفتگی پرتحرک میبخشد و از قالب شخصیت کاملاً سرد و حسابگر بیرونش میآورد.
« فیلم فرصت دارد این رفتار را به منشأ تعارضی واقعی تبدیل کند، اما معمولاً با لحنی سبک از کنارش میگذرد. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
جفری دین مورگان نیز از جذابیت و آسودگی حضورش برای جاندادن به پاتریک استفاده میکند؛ او در لحظات سبک، بیتکلف و خوشتماشا است. بااینهمه، این دو بازیگر بهندرت به هماهنگی عاطفی میرسند و تفاوت انرژیشان بیشتر به تضاد بازیها بدل میشود تا شیمیای که رابطه را باورپذیر کند. کالین فرث، سم شپرد و ایزابلا روسلینی نیز حضورهایی قابلتوجه دارند، اما فیلمنامه همیشه به اندازهی کافی به آنها میدان نمیدهد.
برخی شخصیتهای فرعی حالوهوای کمدی را گرمتر میکنند و کمک میکنند فیلم از یکنواختی کامل دور بماند؛ بااینحال، گاهی این حضورها به حاشیهپردازیهایی میانجامد که انسجام لحن را برهم میزنند. گروه بازیگری، در مجموع، از جنس آثاری است که تماشایشان میتواند لذتبخش باشد، اما شخصیتپردازی و دیالوگها همیشه امکان درخشش کامل را فراهم نمیکنند.
کمدی موقعیت و افت ریتم بخشهایی از طنز فیلم از برخورد جهان منظم اما با آشفتگیای میآید که پاتریک وارد زندگیاش میکند. موقعیتِ کشف ازدواج ثبتشده، تلاش برای حلوفصل آن، و برخورد دو شخصیت ناهمگون ظرفیت شوخی دارد. فیلم در آغاز از این ظرفیت استفاده میکند و برای تماشای سبک، لحظاتی سرگرمکننده میسازد.
بااینحال، شوخیها اغلب بر دستپاچگی، اغراق رفتاری و آشفتگی ناگهانی تکیه دارند و کمتر به طنز کلامی یا مشاهدهی دقیق شخصیتها میرسند. افت ریتم زمانی محسوستر میشود که فیلم برای حفظ کشمکش به موقعیتهایی تازه متوسل میشود، بیآنکه هرکدام را به تحول تازهای در شخصیتها پیوند بزند. بعضی صحنهها، از جمله فضای مهمانی عروسی، بهجای آنکه اوج کمیک یا عاطفی داستان باشند، نامتوازن و غریب از کار درمیآیند.
« موقعیتِ کشف ازدواج ثبتشده، تلاش برای حلوفصل آن، و برخورد دو شخصیت ناهمگون ظرفیت شوخی دارد. »
قوتها و کاستیها
فیلم میان کمدی رمانتیک شهری، اغراق کارتونی و لحظات احساسی رفتوآمد میکند، اما گذار میان این لحنها همیشه نرم نیست. حاصل، اثری است که در لحظههایی لبخند میآورد، ولی بهسختی ضرباهنگ خود را تا پایان حفظ میکند. جهان ظاهری و لحن فیلم نیویورک در فیلم بیشتر پسزمینهای آشنا برای عاشقانهای شهری است تا حضوری زنده در داستان.
فضای رادیو، آتشنشانی و محافل اجتماعی میتوانست به فیلم هویت ویژهای بدهد، اما این عناصر عمدتاً در حد ابزار پیشبرد روایت باقی میمانند. کارگردانی بهاندازهای سرراست است که داستان را بدون پیچیدگی بصری دنبال کنیم؛ بااینحال، تصویر و میزانسن بهندرت چیزی فراتر از اجرای معمول یک کمدی رمانتیک عرضه میکنند.
لحن شاد و سبک فیلم برای مخاطبی که بهدنبال تماشایی بیدردسر است، امتیاز محسوب میشود. اثر قصد ندارد تجربهای تلخ یا واقعگرایانه از خیانت، اعتماد یا ازدواج ارائه کند. اما همین سبکی گاهی به بیاعتنایی نسبت به پیامدهای رفتار شخصیتها نزدیک میشود. وقتی فیلم میخواهد از یک دروغ بزرگ، داستانی دلپذیر بسازد، لازم است دستکم پیامدهای عاطفی آن را جدی بگیرد؛ وگرنه شوخیها و احساسات پایانی وزن کافی پیدا نمیکنند.
جمعبندی «The Accidental Husband» فیلمی است که ایدهی آغازینش از اجرای نهاییاش جذابتر میماند. موقعیت مرکزی ظرفیت شوخی و تعارض دارد، بازیگران خوشتماشا هستند و فضای سبک اثر میتواند برای یک شب آرام مناسب باشد. بااینحال، فیلمنامه پس از شروع امیدوارکننده، به تکرار الگوهای آشنا پناه میبرد؛ شخصیت اما بهاندازهی کافی تحول نمییابد، رفتار پاتریک بیش از اندازه آسانگیرانه پذیرفته میشود و رابطهی اصلی از شیمی و اعتماد لازم بیبهره میماند.
« حاصل، اثری است که در لحظههایی لبخند میآورد، ولی بهسختی ضرباهنگ خود را تا پایان حفظ میکند. »
جمعبندی
فیلم نه در ژانر خود بازآفرینی چشمگیری میکند و نه کاملاً از جذابیت بازیگران و چند موقعیت بامزه تهی است. بهترین راه تماشایش، پذیرفتن آن بهعنوان سرگرمیای سبک و کمادعاست، نه عاشقانهای که قرار است تصویری ماندگار از عشق بسازد. برای مخاطبی که با کلیشههای کمدی رمانتیک کنار میآید، لحظههایی دلنشین دارد؛ اما اگر انتظار رابطهای باورپذیر و فیلمنامهای پرجزئیات داشته باشد، احتمالاً زودتر از خود فیلم متوجه میشود که ایدهی بامزهاش دیگر چندان حرفی برای گفتن ندارد.
« فیلم نه در ژانر خود بازآفرینی چشمگیری میکند و نه کاملاً از جذابیت بازیگران و چند موقعیت بامزه تهی است. »



ثبت دیدگاه