نقد و بررسی
نقد آن لحظه مزخرف (That Awkward Moment) | 2014
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
ایدهای آشنا با گرهی معاصر «That Awkward Moment» کمدی رمانتیکی است درباره لحظهای که یک رابطه از معاشرتی بیتعهد به پرسشی جدیتر میرسد: «این رابطه به کجا میرود؟» جیسن، دنیل و مایکی سه دوست صمیمیاند که با تجربهها و زخمهای متفاوت، ظاهراً بر یک اصل توافق دارند: خوشگذرانی، بدون تعهد.
اما وقتی هرکدام درگیر رابطهای جدی میشوند، این پیمان بیش از آنکه نشانه آزادی باشد، به قفسی برای پنهانکاری و خودفریبی بدل میشود. فیلم بهجای آنکه فقط درباره آشنایی و دلباختگی باشد، میکوشد ترس از صمیمیت، توقعهای دوطرفه و فاصله میان آنچه آدمها میگویند و آنچه واقعاً میخواهند را دستمایه طنز قرار دهد.
این ایده برای یک کمدی رمانتیک ظرفیت دارد؛ بهخصوص چون مسئله تعهد در اینجا صرفاً یک مانع داستانی نیست، بلکه نقطه اتصال سه شخصیت است. بااینحال، فیلم ایدهاش را بهندرت از سطح موقعیتهای شناختهشده فراتر میبرد. سازوکار اصلی روایت، از همان ابتدا قابل حدس است: شخصیتها در برابر رابطه مقاومت میکنند، احساسشان را انکار میکنند و در نهایت ناچار میشوند با آن روبهرو شوند.
« بااینحال، فیلم ایدهاش را بهندرت از سطح موقعیتهای شناختهشده فراتر میبرد. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
چنین مسیری لزوماً ضعف نیست؛ مشکل آنجاست که فیلم برای تازهکردن این مسیر، جز چند شوخی و موقعیت کمیک، ابزار چندانی در اختیار ندارد. سه دوست و نیروی رفاقت بخش زندهتر فیلم، رابطه میان سه مرد است. جیسن، دنیل و مایکی فقط همپیمانانی برای فرار از تعهد نیستند؛ آنها با شوخی، کلکل و عادتهای مشترک، نوعی خانواده کوچک ساختهاند.
همین پیوند باعث میشود تماشاگر لحظههایی را که سه بازیگر کنار یکدیگرند، با آسودگی بیشتری دنبال کند. گفتوگوها اغلب سریعاند و بعضی شوخیها، بهویژه وقتی از تفاوت خلقوخوی سه نفر نیرو میگیرند، حالوهوایی سرزنده به فیلم میدهند. بااینهمه، رفاقت در این فیلم بیشتر در قالب شوخی و همنشینی دیده میشود تا رابطهای که عمقش بهتدریج آشکار شود.
فیلم اشارههایی به وفاداری و حمایت متقابل دارد، اما کمتر مکث میکند تا نشان دهد این دوستی چگونه شکل گرفته یا هر یک از شخصیتها چه چیزی از دیگری میخواهد. به همین دلیل، اختلافها و آشتیهای میان آنها گاهی بیش از آنکه حاصل تحولی عاطفی باشند، وظیفه پیشبرد قصه را برعهده دارند. شیمی بازیگران بخشی از این کمبود را جبران میکند، اما نمیتواند جای پرداخت دقیقتر رابطه را بگیرد.
« سه دوست و نیروی رفاقت بخش زندهتر فیلم، رابطه میان سه مرد است. »
شخصیتها و اجرا
بازیها و تفاوت سه شخصیت Zac Efron، Miles Teller و Michael B. Jordan سه شخصیت اصلی را بازی میکنند و توازن میان آنها یکی از عوامل حفظ کشش فیلم است. جیسن، با بازی Efron، از بیرون مطمئن و بیاعتنا به نظر میرسد؛ اما فیلم تلاش میکند نشان دهد این آسودگی ظاهری در برابر احتمال آسیبدیدن، سپری دفاعی است.
اجرای Efron بیش از آنکه متکی به دگرگونیهای پیچیده باشد، بر جذابیت و سبکسری شخصیت تکیه دارد و با فضای کلی اثر سازگار است. Teller به دنیل انرژی پرتحرکتری میدهد. زمانبندی کمدی و لحن بیپروایش از نقاط قوت اوست، هرچند شخصیت گاه چنان بر شوخی و خودنمایی متکی میشود که مرز میان جذابیت و آزارندگی را باریک میکند.
Michael B. Jordan در نقش مایکی وجهی متفاوت به جمع میآورد: او تجربهای جدیتر از رابطه دارد و موقعیتش میتواند زمینهساز لحظاتی عاطفیتر باشد. بازی او از سنجیدگی و آرامشی برخوردار است که به داستان وزن میدهد؛ حضورش یادآوری میکند که تعهد فقط موضوعی برای ترس یا تمسخر نیست، بلکه میتواند با فقدان، اندوه و بازنگری در زندگی نیز همراه باشد.
« بازیها و تفاوت سه شخصیت Zac Efron، Miles Teller و Michael B. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
طنز؛ از ضرباهنگ تا تکرار طنز فیلم در بهترین لحظههایش از سرعت دیالوگها و تفاوت میان تصویر مردان از خودشان و رفتار واقعیشان پدید میآید. شخصیتها میخواهند خود را بینیاز، مسلط و بیاعتنا نشان دهند، اما در موقعیتهای عاطفی به همان اندازه سردرگماند که دیگران. این شکاف میتوانست سرچشمه طنزی ظریف و انسانی باشد؛ فیلم نیز گاهی از آن بهره میگیرد و بهویژه در گفتوگوهای سه دوست، ریتمی دلنشین پیدا میکند.
اما اتکای مکرر به شوخیهای جنسی و موقعیتهای اغراقآمیز، دامنه طنز را محدود میکند. برخی شوخیها با تکرار، اثر نخستین خود را از دست میدهند و بعضی دیگر بهجای آنکه از شخصیتها یا تناقضهایشان بیرون بیایند، صرفاً برای گرفتن خندهای فوری طراحی شدهاند. در نتیجه، فیلم میان کمدی رمانتیک، شوخیهای خام و لحظات جدیتر در نوسان است، بیآنکه همیشه بتواند این لحنها را بهخوبی به هم پیوند دهد.
گاه یک صحنه میخواهد همزمان هم احساسبرانگیز باشد و هم مضحک، اما گذار میان این دو حالت به اندازه کافی طبیعی نیست. زنان در حاشیه روایت یکی از محدودیتهای مهم فیلم، پرداخت نابرابر شخصیتهای زن است. زنان داستان در شکلگیری تجربه عاطفی مردان نقش دارند، اما کمتر فرصت مییابند مستقل از آن نقش، خواستهها و تناقضهای خود را آشکار کنند.
« اما اتکای مکرر به شوخیهای جنسی و موقعیتهای اغراقآمیز، دامنه طنز را محدود میکند. »
قوتها و کاستیها
در عمل، روایت بیشتر به این میپردازد که مردان چگونه از رابطه میترسند یا درباره آن تصمیم میگیرند؛ کمتر میپرسد طرف مقابل چه برداشتی از این رفتار دارد و چرا باید به آن فرصت دوباره بدهد. این کمپرداختی فقط مسئلهای در ساخت شخصیت نیست؛ بر باورپذیری موقعیتها نیز اثر میگذارد. وقتی واکنشها و تصمیمهای بعضی شخصیتهای زن به اندازه کافی زمینهسازی نمیشوند، رابطهها گاهی بیشتر شبیه وسیلهای برای آموختن یک درس به مرداناند تا پیوندهایی میان انسانهایی با نیازهای برابر.
فیلم در ظاهر از تغییر شخصیتهای مرد و پذیرش احساساتشان حرف میزند، اما گاه چنین مینماید که هزینه این تغییر را دیگران میپردازند. همین تناقض، پیام عاطفی اثر را مبهم میکند. روایت، کلیشه و باورپذیری Tom Gormican که نویسنده و کارگردان فیلم است، قصه را در چارچوبی آشنا پیش میبرد و برای حفظ ریتم از تقارن میان سه خط عاطفی استفاده میکند.
هر یک از دوستان، به شکلی متفاوت، با فاصله میان عهدشان و خواسته واقعیشان روبهرو میشود. این ساختار کمک میکند فیلم از یک رابطه واحد فراتر برود و موضوع تعهد را از سه زاویه بسنجد؛ اما تفاوت این زاویهها همیشه به اندازه کافی پرورش نمییابد. بعضی خطهای داستانی پیچیدگی بیشتری دارند، درحالیکه برخی دیگر به الگوهای متعارف ژانر بسنده میکنند.
« این کمپرداختی فقط مسئلهای در ساخت شخصیت نیست؛ بر باورپذیری موقعیتها نیز اثر میگذارد. »
جمعبندی
پیشبینیپذیری فیلم از همینجا نیرو میگیرد. نشانهها معمولاً آشکارند و سوءتفاهمها یا تصمیمهای ناگهانی بهجای آنکه از شخصیتپردازی دقیق برخیزند، گاهی برای رسیدن به گره بعدی وارد قصه میشوند. از اینرو، تماشاگر ممکن است پیش از شخصیتها بداند که چه تغییری در راه است. این آشنایی میتواند برای مخاطبی که به دنبال سرگرمی سبک و بیدردسر است پذیرفتنی باشد، اما برای کسی که انتظار نگاهی تازه به روابط عاطفی دارد، محدودکننده خواهد بود.
جمعبندی «That Awkward Moment» فیلمی است که بیش از هر چیز از انرژی گروه بازیگران و رفاقت سه شخصیت اصلی سود میبرد. دیالوگهای سریع، شوخیهای پراکنده و اجرای متمایز Michael B. Jordan در کنار حضور پرجنبوجوش Zac Efron و Miles Teller، به اثر لحظههایی سرگرمکننده میبخشند. در همان حال، تکرار شوخیهای کممایه، اتکا به مسیرهای آشنای کمدی رمانتیک و کمتوجهی به شخصیتهای زن، مانع از آن میشود که ایده مرکزی فیلم به کاوشی عمیقتر درباره صمیمیت و مسئولیت تبدیل شود.
این اثر نه در پی بازآفرینی ژانر است و نه در پرداخت روابط، همواره به اندازهای دقیق عمل میکند که کلیشههایش را پشت سر بگذارد. بااینحال، برای تماشاگرانی که از یک کمدی رمانتیک سبک انتظار همراهی چند شخصیت خوشصحبت و موقعیتهای آشنا دارند، لحظات خوشایندی فراهم میکند. حاصل، فیلمی متوسط در بلندپروازی اما گاه دلنشین در اجراست؛ اثری که پرسش مهمی درباره تعهد طرح میکند، ولی پاسخهایش را اغلب از مسیرهای ازپیشساختهشده میجوید.
« پیشبینیپذیری فیلم از همینجا نیرو میگیرد. »



ثبت دیدگاه