نقد و بررسی
نقد تار (Thar) | 2022
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
بیابان بهمثابه شخصیت «Thar» ساختهٔ راج سینگ چودهاری، تریلری هندی است که در روستایی دورافتاده در راجستانِ دههٔ هشتاد میگذرد. ورود مردی غریبه به این آبادی با رشتهای از قتلهای خشونتبار همزمان میشود و بازرس کهنهکار، سورخا سینگ، را به دل پروندهای میکشاند که بهتدریج از یک تحقیق جنایی ساده فراتر میرود.
این چارچوب، فیلم را در محدودهٔ تریلرهای رازآلود قرار میدهد، اما حالوهوای آن بیش از هر چیز از وسترنهای بیابانی و سینمای نوآر تأثیر میگیرد: آدمهایی کمحرف، سکوتهای طولانی، خشونتی ناگهانی و جهانی که در آن قانون از همان ابتدا شکننده به نظر میرسد. مهمترین دستاورد فیلم، تبدیل بیابان به عنصری فعال در روایت است.
چشماندازهای خشک و فراخ راجستان فقط پسزمینهای زیبا برای تعقیبوگریزها نیستند؛ خلوتی و سختیشان بر منش آدمها و فضای اخلاقی داستان سایه میاندازد. در این جهان، فاصلهها زیادند، کمکرسیدن آسان نیست و سکوت میتواند بهاندازهٔ گفتوگو معنا داشته باشد. فیلم در ساختن این حسِ انزوا موفق است و گاهی چنان به منظره و بافت مکان تکیه میکند که خودِ صحرا از شخصیتها حضور پررنگتری پیدا میکند.
تصویرهایی که در خاطر میمانند فیلمبرداری شریا دِو دوبه نقطهٔ قوت بیچونوچرای «Thar» است. قابها با حوصله از فضای خشک و خشن منطقه بهره میگیرند: افقهای باز در برابر آدمهایی کوچک و گرفتار، خانهها و خیابانهایی که زیر آفتاب بیرحم قرار گرفتهاند، و چهرههایی که در سکوت، بیش از کلمات احساساتشان را آشکار میکنند.
« مهمترین دستاورد فیلم، تبدیل بیابان به عنصری فعال در روایت است. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
رنگهای خاکی و نور تند، نهتنها مکان را باورپذیر میسازند، بلکه به فیلم حالتی فرسوده و سنگین میدهند؛ گویی هرچیز در این جهان از پیش زیر فشار گرما، فقر و بدگمانی قرار گرفته است. این زیبایی بصری صرفاً تزئینی نیست. ترکیب فضای خالی با خشونتی که گاه ناگهان سر برمیآورد، نوعی ناامنی دائمی میآفریند.
تماشاگر میداند که سکون قاب ممکن است هر لحظه با حادثهای برهم بخورد، اما فیلم همیشه از این ظرفیت به بهترین شکل استفاده نمیکند. بعضی نماها چنان بر تماشای منظره یا مکث تأکید دارند که کشش روایی کاهش مییابد. بااینحال، حتی هنگامی که داستان کند میشود، تصویرها اغلب همچنان چشمنوازند و به اثر هویتی قابلتشخیص میبخشند.
معمایی که همیشه روشن نمیماند روایت در آغاز با دو مسیر موازی پیش میرود: تحقیق سورخا سینگ دربارهٔ قتلها و حضور مرموز سیدارت، تازهواردی که در روستا بهدنبال اشیای عتیقه است. این دو خط داستانی وعدهٔ برخوردی جذاب میان نگاه قانون و راز شخصی را میدهند. فیلم با پنهانکردن اطلاعات و کاشتن نشانهها میکوشد کنجکاوی مخاطب را زنده نگه دارد، اما میان رازآلودگی و ابهامِ بیثمر همیشه مرزی باریک وجود دارد.
در بخشهایی، جابهجایی میان شخصیتها و خردهروایتها چنان فشرده یا ناگهانی است که بهجای افزایش تعلیق، تمرکز را پراکنده میکند. مشکل اصلی این نیست که فیلم پاسخها را آهسته آشکار میکند؛ کندی میتواند برای یک تریلرِ متکی بر فضا انتخابی مؤثر باشد. مسئله آن است که بعضی پیوندهای روایی به اندازهٔ کافی جا نمیافتند تا مخاطب بتواند میان اطلاعات پراکنده رابطهای روشن برقرار کند.
« ترکیب فضای خالی با خشونتی که گاه ناگهان سر برمیآورد، نوعی ناامنی دائمی میآفریند. »
شخصیتها و اجرا
ماجرای راهزنان نیز در همین زمینه اهمیت دارد: حضور آنان به گسترش حس خطر کمک میکند، اما همیشه به خط اصلی داستان عمق یا نیروی دراماتیک متناسب نمیبخشد. ازاینرو، فیلم گاه پرحادثه به نظر میرسد، بیآنکه همهٔ این حوادث به یک مسیر کاملاً منسجم تبدیل شوند. ریتم و تعلیق «Thar» بهعمد از ریتمی آرام و مکثدار استفاده میکند.
این انتخاب با فضای کمجمعیت، گرمای بیابان و شخصیتهای کمحرف سازگار است؛ قرار نیست فیلم از همان ابتدا با تدوینی پرشتاب، مخاطب را درگیر هیجان مداوم کند. سکوتها و انتظارهای طولانی به جهان اثر وزن میدهند و به تماشاگر فرصت میدهند نشانهها را بسنجد. اما ریتم آهسته هنگامی اثرگذار است که هر مکث، اطلاعاتی دربارهٔ شخصیت یا فضای داستان بیفزاید.
در «Thar»، برخی صحنهها بیش از اندازه کش میآیند و همان حسِ خلوت و تعلیق را تکرار میکنند، بیآنکه معنای تازهای به آن بیفزایند. این کندی، گاهی به فرسودگی میانجامد. فیلم در میانهٔ راه ممکن است برای تماشاگرانی که انتظار یک معمای جنایی پیوسته و پرتحول دارند، کمتحرک جلوه کند. در مقابل، مخاطبی که با سینمایی مبتنی بر فضا، چهره و سکوت ارتباط میگیرد، از این مکثها لذت بیشتری خواهد برد.
بااینهمه، تدوین میتوانست با حذف یا فشردهکردن برخی لحظات، هم اتمسفر را حفظ کند و هم جریان روایت را منظمتر سازد. مسئله نه آرامبودن بهخودیخود، بلکه نابرابری میان بخشهای مؤثر و بخشهای کمثمر است. شخصیتها و بازیها سورخا سینگ، با بازی آنیل کاپور، از جنبههای محوری فیلم است. او بازرس باتجربهای است که خستگی و ناکامی در چهره و رفتارش رسوب کرده؛ بنابراین حضورش با تصویر مأمور قهرمان و شکستناپذیر تفاوت دارد.
« ازاینرو، فیلم گاه پرحادثه به نظر میرسد، بیآنکه همهٔ این حوادث به یک مسیر کاملاً منسجم تبدیل شوند. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
کاپور از سن و تجربهٔ خود برای ساختن مردی فرسوده اما هوشیار بهره میگیرد و به فیلم تکیهگاهی انسانی میدهد. در لحظاتی که داستان از خط اصلی منحرف یا مبهم میشود، شخصیت او همچنان مخاطب را به فضای روستا و مسئولیتهایش پیوند میزند. هارشوردان کاپور در نقش سیدارت بر کمگویی و خویشتنداری تکیه میکند.
این انتخاب با غریبگی و رازآلودگی شخصیت هماهنگ است و به او حضوری سرد و دور از دسترس میبخشد. بااینحال، کمحرفی همیشه به معنای عمق نیست؛ در برخی لحظات، بازی و پرداخت شخصیت آنقدر بسته میماند که دشوار است از سکوت او به لایهای عاطفی یا فکری دست یافت. فاطیما ثنا شیخ نیز در نقش چتنا، در دل جهانی مردسالار، حضوری مهم دارد.
شخصیت او ظرفیت آن را دارد که صرفاً واکنشی به مردان پیرامونش نباشد، اما فیلم گاهی بیش از اندازه او را در مدار تصمیمها و بحرانهای دیگران نگه میدارد. جیتندرا جوشی نیز با بازی خشن و ناآرامش، یکی از چهرههای ناخوشایند و بهیادماندنی فیلم را شکل میدهد. خشونت و زمینهٔ اجتماعی خشونت در «Thar» عنصری محوری است و فیلم از نمایش زشتی و بیرحمی آن پرهیز نمیکند.
این انتخاب به جهان داستان شدت میدهد، اما هر صحنهٔ خشن الزاماً به تعلیق یا فهم شخصیتها کمک نمیکند. گاهی خشونت چنان برجسته میشود که بهجای آنکه پیامدهای انسانیاش در مرکز قرار گیرد، خودِ شوک بصری به موضوع اصلی بدل میشود. برای برخی مخاطبان، این صراحت بخشی از لحن تلخ فیلم است؛ برای برخی دیگر، زیادهروی در آن میتواند تجربهای سنگین و حتی فرساینده بسازد.
« کاپور از سن و تجربهٔ خود برای ساختن مردی فرسوده اما هوشیار بهره میگیرد و به فیلم تکیهگاهی انسانی میدهد. »
قوتها و کاستیها
در پسِ معمای قتلها، فیلم به مناسباتی چون مردسالاری، تحقیر زنان و سلطهٔ محلی نیز نظر دارد. این زمینهها به اثر امکان میدهند فراتر از یک تعقیب جنایی حرکت کند و بیابان را نه فضایی خالی، بلکه جامعهای با قواعد سخت و نابرابریهای ریشهدار نشان دهد. بااینحال، این لایهها همیشه بهطور یکدست در داستان ادغام نمیشوند.
برخی اشارهها پرمعنا و تلخاند، اما بعضی دیگر چنان گذرا مطرح میشوند که فرصت پرورش کافی پیدا نمیکنند. در نتیجه، فیلم میان تریلری دربارهٔ جنایت و اثری دربارهٔ ساختار اجتماعی روستا در رفتوآمد میماند، بیآنکه همیشه میان این دو وجه تعادلی کامل برقرار کند. موسیقی و فضاسازی موسیقی متن ساختهٔ آجی جایانتی، در کنار تصویر، به ساختن فضای خشک و رازآلود فیلم کمک میکند.
بهجای آنکه همواره بر احساسات آشکار شخصیتها تأکید کند، بیشتر در خدمت تنش و انتظار قرار میگیرد؛ انتخابی که با لحن کمحرف اثر سازگار است. گاهی صداگذاری و موسیقی به سکوتها شکل میدهند و خطر را در پسِ آرامش ظاهری حاضر نگه میدارند. این عناصر، بهویژه در پیوند با قابهای باز و چهرههای خاموش، تجربهای یکپارچه از محیط میسازند.
البته فضاسازی در فیلم بیش از هر چیز از تصویر و مکان نیرو میگیرد. موسیقی میتواند صحنهای را سنگینتر کند، اما نمیتواند جای خالی پرداخت روایی یا تحول شخصیت را پر کند. از این رو، تأثیر فنی فیلم در لحظاتی پررنگتر از پیوند عاطفی ما با آدمهای آن است. «Thar» تصویری زنده و شنیدنی از بیابان میسازد، اما همواره موفق نمیشود این زیبایی حسی را به تجربهای دراماتیک به همان اندازه نیرومند بدل کند.
« در پسِ معمای قتلها، فیلم به مناسباتی چون مردسالاری، تحقیر زنان و سلطهٔ محلی نیز نظر دارد. »
جمعبندی
جمعبندی «Thar» تریلری خوشفضا و چشمنواز است که مهمترین امتیازش را در تصویرپردازی، استفاده از چشماندازهای راجستان و خلق حس انزوا پیدا میکند. آنیل کاپور با حضوری سنجیده، محور انسانی محکمی برای فیلم فراهم میآورد و دیگر بازیگران نیز، بهویژه در نقشهای خشن و پرتنش، به شکلگیری جهان بیرحم داستان کمک میکنند.
موسیقی و قاببندی نیز حالوهوای وسترنِ تیرهٔ اثر را تقویت میکنند. در سوی دیگر، روایت در بخشهایی پراکنده و دشوارفهم میشود؛ ریتم کند گاه به کشآمدن صحنهها میانجامد و بعضی شخصیتها و خطوط فرعی، از جمله ماجرای راهزنان، آنقدر پرداخت نمیشوند که در ذهن مخاطب وزن مستقلی پیدا کنند.
خشونت نیز همیشه با عمق دراماتیک همسنگ نیست. حاصل، فیلمی است که بیش از آنکه با پیچیدگی داستانی یا پیوند عاطفی استوار خود را ماندگار کند، با منظرهها و فضای خاصش در خاطر میماند. برای تماشاگر علاقهمند به تریلرهای آرام، خشن و متکی بر محیط، تجربهای دیدنی است؛ اما کسانی که انسجام روایی و تحول پررنگ شخصیتها را در اولویت میگذارند، احتمالاً با کاستیهایش روبهرو خواهند شد.
« موسیقی و قاببندی نیز حالوهوای وسترنِ تیرهٔ اثر را تقویت میکنند. »
ثبت دیدگاه