نقد و بررسی
نقد ترکیب مرگبار شکرگزاری (ThanksKilling) | 2008
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
ایده و جایگاه فیلم «ThanksKilling» ساختهٔ Jordan Downey فیلمی مستقل است که ایدهاش را بیپرده بر دوش میگذارد: در تعطیلات شکرگزاری، گروهی از دانشجویان با بوقلمونی اهریمنی روبهرو میشوند که از دل افسانهای کهن بازگشته و آدمها را شکار میکند. این طرح، در نگاه نخست، بیشتر به شوخیای یکخطی میماند تا شالودهٔ روایتی جدی؛ و فیلم نیز کوششی برای پنهانکردن این ماهیت ندارد.
«ThanksKilling» نه وحشت روانشناختی میسازد و نه در پی بازآفرینی جدی قواعد اسلشر است. هدفش بازیکردن با آن قواعد از راه اغراق، ابتذالِ عامدانه و شوخی با خودِ سینمای کمهزینهٔ ترسناک است. نام فیلم نیز برنامهٔ کلی آن را روشن میکند: بازی زبانی با «شکرگزاری» و «کشتار»، که از همان آغاز وعدهٔ آمیزهای از جشن و خشونت میدهد.
این انتخاب، هم نقطهٔ قوت اثر است و هم محدودیتش. فیلم بهسرعت هویت خود را اعلام میکند، اما پس از آن برای گسترش این ایده یا افزودن لایهای تازه، چندان تلاشی ندارد. هرکس با انتظار یک کمدی ترسناک نامتعارف وارد شود، احتمالاً با جهان فیلم آشنا خواهد شد؛ اما مخاطبی که از شوخی آغازین انتظار مسیرهای تازه دارد، ممکن است زود احساس کند اثر همان نکته را بارها تکرار میکند.
روایت و ساختار اسلشر ساختار داستان به الگوی آشنای اسلشر نزدیک است: چند جوان، موقعیتی دورافتاده، تهدیدی که دیگران در ابتدا جدیاش نمیگیرند، و قاتلی که حضورش بهتدریج جمع را به وحشت میاندازد. فیلم این عناصر را نه با تعلیقی حسابشده، بلکه با لحنی سرخوش و عمداً نامتوازن به کار میگیرد.
« ThanksKilling» نه وحشت روانشناختی میسازد و نه در پی بازآفرینی جدی قواعد اسلشر است. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
خط روایی از افسانهای قدیمی به تهدیدی معاصر میرسد و سپس ماجرا را میان شخصیتها و برخوردهایشان با قاتل پیش میبرد. سازوکار پیرنگ، بیشتر بستری برای شوخی و قتلهای نامتعارف است تا معمایی که تماشاگر را درگیر کشف تدریجی حقیقت کند. این سادگی در فیلمی کوتاه میتواند مفید باشد. اثر به جای آنکه پیشزمینهای طولانی بسازد، زود به سراغ موقعیت مرکزی خود میرود و از تکرار توضیحات پرهیز میکند.
بااینحال، کمبودن زمان بهتنهایی تضمینکنندهٔ ریتم مناسب نیست. در بخشهایی، فیلم میان رخدادها مکثهایی دارد که نه تعلیق میسازند و نه شوخی را به اوج میرسانند؛ لحظههایی که با اندکی فشردگی میتوانستند مؤثرتر باشند. بنابراین، سرعت کلی روایت قابلقبول است، اما پیوستگی و ضرباهنگ آن همیشه به یک اندازه منظم نیست.
طنز سیاه و شوخی با ژانر مهمترین ویژگی «ThanksKilling» آگاهی آشکارش از مضحکبودن ایدهٔ مرکزی است. بوقلمون قاتل صرفاً هیولایی برای ایجاد ترس نیست؛ خودِ حضورش حکم شوخیای تصویری را دارد که فیلم از آن نیرو میگیرد. شخصیت، گفتار و خشونت او بر منطق اغراق استوار است و اثر از همین تضاد میان شکل آشنای اسلشر و قاتلی نامتعارف، موقعیتهای کمیک میسازد.
در این جهان، جدیت کلاسیک فیلمهای ترسناک مرتب به سخره گرفته میشود و فاصلهٔ میان تهدید و مسخرگی، بخش بزرگی از لذت تماشاست. بااینهمه، خودآگاهی فیلم همیشه به طنز موفق تبدیل نمیشود. شوخی رکیک و دیالوگهای عامدانهٔ بیپروا در آغاز تازگی دارند، زیرا انتظار تماشاگر را از یک فیلم ترسناک متعارف برهم میزنند؛ اما تکرار همان جنس شوخی، بهتدریج غافلگیری را کاهش میدهد.
« این سادگی در فیلمی کوتاه میتواند مفید باشد. »
شخصیتها و اجرا
طنز اثر بیش از آنکه بر ظرافت کلام یا مشاهدهٔ دقیق شخصیتها تکیه کند، به بیپروایی و بیادبی متکی است. این انتخاب ممکن است برای گروهی از مخاطبان جذاب باشد، اما دامنهٔ اثرگذاری فیلم را محدود میکند: وقتی هر لحظه میخواهد از قبلی زنندهتر یا مضحکتر باشد، فرصت کمتری برای ساختن طنزی متنوع و ماندگار باقی میماند.
شخصیتپردازی و بازیها دانشجویان فیلم تا حد زیادی بر اساس تیپهای آشنای آثار اسلشر معرفی میشوند: دختر مسئولتر، ورزشکار، شخصیت سادهدل، جوان روستاییمآب و دانشجوی خجالتی. چنین انتخابی با وجه هجوآمیز فیلم سازگار است، زیرا تیپها همان قراردادهایی را نمایان میکنند که بسیاری از آثار ژانر به آنها تکیه دارند.
مشکل اینجاست که فیلم کمتر میکوشد این تیپها را به شخصیتهایی فراتر از کارکردشان در پیرنگ تبدیل کند. آنها بیش از آنکه تاریخچه، تناقض یا مسیر شخصیتی داشته باشند، جایگاههایی در ترکیب گروهاند. بازیها نیز این فاصله را بیشتر میکنند. اجراها در بسیاری از صحنهها خشک و ناهماهنگاند و دیالوگها گاه چنان خام ادا میشوند که مرز میان بازیِ عمدیِ بد و ضعف واقعی در اجرا مبهم میشود.
البته این ناهمواری میتواند با زیباییشناسی فیلمهای درجهدو و کمهزینه همخوان باشد؛ اما وقتی فیلم انتظار دارد تماشاگر به شخصیتها اهمیت بدهد، همین اجراها مانع شکلگیری درگیری عاطفی میشوند. نتیجه آن است که بیشتر واکنشها نه از همذاتپنداری با قربانیان، بلکه از کنجکاوی دربارهٔ شوخی بعدی یا شیوهٔ تازهٔ ورود قاتل برمیآیند.
« طنز اثر بیش از آنکه بر ظرافت کلام یا مشاهدهٔ دقیق شخصیتها تکیه کند، به بیپروایی و بیادبی متکی است. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
کارگردانی، جلوهها و زیباییشناسی کمهزینه «ThanksKilling» آشکارا با امکانات محدود ساخته شده و این محدودیت در ظاهر بصری آن دیده میشود. بوقلمون عروسکی و جلوههای ساده، بخشی از هویت فیلماند؛ خامیِ تصویر گاهی همان حس فیلمهای ترسناک ارزانقیمتی را تداعی میکند که اثر قصد شوخی با آنها را دارد.
در چنین شرایطی، کمبود امکانات میتواند به انتخابی زیباییشناختی بدل شود، بهشرط آنکه میزانسن، تدوین و ریتم به شکلی سنجیده این ضعف را مهار کنند. فیلم گاهی از این مزیت بهره میبرد، اما همیشه به آن دست نمییابد. اجرای فنی در برخی صحنهها ناپخته به نظر میرسد و تأکید بیش از اندازه بر لحظات خشونتآمیز یا شوخیهای کشدار، ضربهٔ کمیک آنها را کم میکند.
گاهی قاب یا مکثی که قرار است خنده بسازد، بیش از اندازه ادامه مییابد؛ درنتیجه، تماشاگر پیش از آنکه شوخی به نقطهٔ مؤثر برسد، از آن عبور کرده است. فیلم از نظر بصری بهدنبال صیقل و واقعنمایی نیست و این رویکرد با ماهیت هجوآمیزش تناقضی ندارد، اما کمهزینهبودن بهتنهایی جایگزین انسجام فنی نمیشود.
بعضی محدودیتها به جذابیت اثر کمک میکنند و بعضی دیگر صرفاً خامیِ اجرا را آشکار میسازند. خشونت، لحن و مخاطب خشونت در فیلم بیشتر وسیلهای برای غافلگیری و شوخی سیاه است تا ابزاری برای ساختن ترس پایدار. صحنههای قتل، در کنار حضور غیرواقعی قاتل، فضایی کارناوالی و بیقاعده میسازند. این رویکرد به فیلم اجازه میدهد از قواعد اسلشر بهره بگیرد، بیآنکه خود را به تعلیق جدی یا ترس روانی مقید کند.
« فیلم گاهی از این مزیت بهره میبرد، اما همیشه به آن دست نمییابد. »
قوتها و کاستیها
بااینحال، شدت و زنندگی برخی شوخیها ممکن است برای مخاطبی که طنز سیاه را با ظرافت یا فاصلهگذاری میپسندد، آزاردهنده باشد. فیلم در مواردی بهجای آنکه با ابتذال بازی کند، صرفاً به آن تکیه میکند. از همین رو، «ThanksKilling» اثری برای هر نوع تماشاگر نیست. علاقهمندان به فیلمهای ترسناک مستقل، اسلشرهای هجوآمیز و آثار عامدانهٔ ناهنجار ممکن است از جسارت ایده و بیاعتناییاش به وقار ژانر لذت ببرند.
در مقابل، کسانی که به شخصیتپردازی قوی، بازیهای طبیعی، طنز چندلایه یا پرداخت فنی دقیق اهمیت میدهند، احتمالاً کمبودهای فیلم را برجستهتر خواهند دید. اثر در بهترین لحظههایش سرگرمیای سبک و نامتعارف است؛ در ضعیفترین لحظههایش، همان شوخی نخست را با صدای بلندتر تکرار میکند. جمعبندی «ThanksKilling» فیلمی است که ارزش اصلیاش را نه در داستانی پیچیده یا اجرای فنی چشمگیر، بلکه در ایدهٔ بامزه و نگاه آشکارا هجوآمیزش به اسلشر مییابد.
بوقلمون قاتل، ترکیبی ساده اما بهیادماندنی از وحشت و کمدی سیاه فراهم میکند و کوتاهی فیلم نیز کمک میکند بسیاری از ضعفهای رواییاش بیش از اندازه انباشته نشوند. در سوی دیگر، بازیهای ناپخته، شخصیتهای تیپیک، شوخیهای رکیکِ تکرارشونده و لحظههای کشدار، مانع میشوند که این ایده به اثری منسجمتر و غنیتر بدل شود.
تماشای فیلم بیش از هر چیز به پذیرش قراردادهای خاص آن وابسته است: باید با یک کمدی ترسناک خام، اغراقآمیز و کمتکلف روبهرو شد، نه اثری که بخواهد همزمان ترسی جدی و طنزی سنجیده عرضه کند. «ThanksKilling» در چارچوب محدود خود گاه سرگرمکننده و گاه فرساینده است؛ فیلمی که جسارتِ انتخاب ایدهای نامعمول را دارد، اما همیشه ابزار لازم برای پرورش آن را در اختیار نمیگیرد.
« فیلم در مواردی بهجای آنکه با ابتذال بازی کند، صرفاً به آن تکیه میکند. »
ثبت دیدگاه