نقد و بررسی
نقد تاما (Thamma) | 2025
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
بازگشت به افسانه، با چاشنی عشق «Thamma» از همان آغاز میکوشد در قلمرو آشنای کمدیـوحشت هندی، جهانی تازه بنا کند: جهانی که در آن افسانههای کهن، عشق نامتعارف و شوخیهای روزمره در یک قاب جمع میشوند. فیلم بهجای آنکه وحشت را به سرچشمهٔ اصلی کشش بدل کند، آن را با رمانس و ماجراجویی درمیآمیزد؛ انتخابی که گاه به فیلم هویت میبخشد و گاه باعث میشود هیچیک از این لحنها فرصت نکند کاملاً استوار و مستقل شکل بگیرد.
حاصل، اثری پرزرقوبرق و جاهطلب است که لحظههایی سرگرمکننده دارد، اما برای حفظ انسجام در سراسر مسیر با دشواری روبهرو میشود. جهان افسانهای و قواعد ناپایدار آن داستان با روزنامهنگاری به نام آلوک آغاز میشود؛ مردی که پس از برخوردی خطرناک با زنی مرموز، با واقعیتی فراتر از جهان عادی روبهرو میشود.
از این نقطه، قصه به قلمرو موجودات فراطبیعی، پیوندهای خونی، نیروهای باستانی و پیشگوییها قدم میگذارد. این بستر ظرفیت روایی فراوانی دارد: برخورد جهان روزمره با باورهای اسطورهای میتواند هم تعلیق بسازد و هم پرسشهایی دربارهٔ میراث، هویت و اختیار پیش بکشد. بااینحال، فیلم در معرفی قواعد جهان خود به اندازهٔ کافی دقیق نیست.
گاه رازآلودگی بهجای آنکه کنجکاوی برانگیزد، به ابهام محض نزدیک میشود؛ تماشاگر درمیماند که کدام قانون بر کردار شخصیتها حاکم است و چرا برخی تصمیمها پیامدهایی چنین بزرگ دارند. داستان از سرنوشت و نفرین سخن میگوید، اما رابطهٔ میان این مفاهیم و انتخابهای فردی همیشه روشن نیست. در نتیجه، جهانی که باید هم افسونگر باشد و هم باورپذیر، در بخشهایی به مجموعهای از توضیحات و رخدادهای ناگهانی تبدیل میشود.
« از این نقطه، قصه به قلمرو موجودات فراطبیعی، پیوندهای خونی، نیروهای باستانی و پیشگوییها قدم میگذارد. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
عشق؛ محور عاطفی یا شتابدهندهٔ قصه؟ رابطهٔ آلوک و زن مرموز، قلب عاطفی فیلم است. جذابیت اصلی این پیوند در تضاد میان زندگی عادی و جهانی است که یکی از دو شخصیت به آن تعلق دارد. عشق در اینجا صرفاً تجربهای شخصی نیست؛ با خانواده، قانونهای گروهی و سرنوشتی بزرگتر گره میخورد. این ایده به فیلم امکان میدهد از کشش رمانتیک به سوی پرسشهایی دربارهٔ وفاداری و حق انتخاب حرکت کند.
مشکل آن است که رشد رابطه گاه شتابزده به نظر میرسد. فیلم از مخاطب میخواهد شدت دلبستگی شخصیتها را بپذیرد، بیآنکه همیشه زمان کافی برای شکلگیری این دلبستگی فراهم کند. وقتی عشق قرار است انگیزهٔ تصمیمهایی سرنوشتساز باشد، هرچه پیوند میان دو شخصیت ملموستر و تدریجیتر ساخته شود، خطرها نیز اثر عاطفی بیشتری خواهند داشت.
«Thamma» گاهی این مرحله را کوتاه میکند و به همین سبب، برخی انتخابهای بزرگ بیش از آنکه از شخصیتها بجوشند، به نیازهای پیشبرندهٔ قصه وابسته میشوند. بازیگران و کشمکش میان دو لحن Ayushmann Khurrana نقش آلوک را با ترکیبی از آسیبپذیری، کنجکاوی و شوخطبعی پیش میبرد. بازی او در لحظات سبکتر با ریتم فیلم سازگار است، اما وقتی داستان به سوی عاطفه و خطر جدیتر حرکت میکند، فیلمنامه همیشه فرصت نمیدهد لایههای درونی شخصیت بهخوبی آشکار شوند.
Rashmika Mandanna نیز در نقش زن رازآلود، حضوری گیرا دارد؛ بااینحال، شخصیت او بیشتر در خدمت راز و فضای افسانهای فیلم قرار میگیرد تا آنکه بهطور کامل به فردی مستقل با خواستهها و تعارضهای روشن بدل شود. Nawazuddin Siddiqui به نقش نیرویی تهدیدآمیز وزن میدهد و Paresh Rawal در فضای خانوادگی داستان، به فیلم رنگی آشنا و زمینی میبخشد.
« رابطهٔ آلوک و زن مرموز، قلب عاطفی فیلم است. »
شخصیتها و اجرا
حضور بازیگران مکمل و چهرههای افتخاری نیز در لحظاتی انرژی تازهای وارد روایت میکند؛ گاه دقیقاً همان تکانهای که قصه برای زندهماندن نیاز دارد. بااینحال، حضورهای آشنا جای پرداخت شخصیت را نمیگیرد. در چند موقعیت، فیلم بیش از آنکه از بازیگر و شخصیت برای تعمیق جهانش بهره ببرد، بر آشنایی مخاطب با حضور او تکیه میکند.
طنز، موسیقی و ریتم روایت طنز «Thamma» از کنار هم گذاشتن ترس فراطبیعی و واکنشهای روزمرهٔ شخصیتها نیرو میگیرد. بعضی شوخیها بهخوبی از این تضاد استفاده میکنند و برای لحظهای فضا را سبک و دلپذیر میسازند. اما شوخیهای مبتنی بر الگوهای میمی یا تکرار واکنشهای مشابه، همیشه به موقعیت داستانی وفادار نمیمانند.
وقتی شوخی بیش از اندازه ادامه پیدا میکند، نهتنها ضرباهنگ کمدی افت میکند، بلکه تعلیق یا عاطفهای را که پیشتر ساخته شده بود نیز تضعیف میسازد. موسیقی و ترانهها نیز نقشی برجسته دارند، اما حضورشان همیشه در خدمت پیشبرد قصه نیست. یک قطعهٔ میانفیلمی میتواند به نمایشپردازی و انرژی بصری کمک کند؛ بااینحال، طولانیشدن آن، پیوستگی روایت را میشکند و حس میدهد فیلم برای رسیدن به نقطهٔ بعدی، توقفی غیرضروری کرده است.
همین مسئله در ساختار کلی هم دیده میشود: نیمهٔ نخست با معرفی جهان و قواعد رازآلود آن، کنجکاوی ایجاد میکند، اما نیمهٔ دوم بارها از مسیر عاطفی اصلی فاصله میگیرد. فیلم در این بخش بهجای فشردهکردن تنش، گاهی آن را با خردهپیرنگها و پیوندهای جهان مشترک خود پراکنده میکند. جلوههای بصری و نبرد پایانی در سطح دیداری، فیلم لحظاتی چشمگیر دارد.
« بااینحال، حضورهای آشنا جای پرداخت شخصیت را نمیگیرد. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
طراحی موجودات و صحنههای فراطبیعی میتواند حس بزرگی و غریبگی جهان داستان را منتقل کند، بهخصوص زمانی که جلوههای ویژه با حرکت و نورپردازی همراه میشوند. این تصاویر از نقاط قوت فیلماند، هرچند کیفیت اجرایشان در همهٔ صحنهها یکدست نیست. برخی نماها بهخوبی تخیلانگیزند، اما برخی دیگر بیش از آنکه به ساخت فضا کمک کنند، صرفاً جلوهای نمایشی دارند.
نبرد پایانی از پرتحرکترین بخشهای فیلم است و از نظر مقیاس و انرژی، پاداشی برای تماشاگرانی فراهم میکند که تا آنجا همراه روایت ماندهاند. موسیقی و تصویر در این بخش دست در دست هم میدهند تا حس رویارویی بزرگ را تقویت کنند. بااینهمه، هیجان بصری بهتنهایی نمیتواند کاستیهای زمینهچینی را جبران کند.
هرچه قواعد جهان و انگیزههای شخصیتها روشنتر باشند، چنین نبردی معنای عاطفی بیشتری پیدا میکند؛ در «Thamma» این پیوند گاه کامل شکل نمیگیرد. فیلمی میان سرگرمی و پراکندگی «Thamma» در بهترین لحظههایش فیلمی پرجنبوجوش است که از برخورد افسانه، عاشقانه و کمدی بهره میبرد و با جلوههای بصری و حضورهای افتخاری به خود تنوع میدهد.
اما همین میل به افزودن عناصر متعدد، به نقطهضعف آن نیز بدل میشود. قصه میخواهد هم جهان اسطورهای تازهای بسازد، هم رابطهای عاطفی را پیش ببرد، هم مخاطب را بخنداند و هم راه را برای پیوندهای گستردهتر باز بگذارد. این گستردگی، بدون انسجام کافی، وزن بخشهای مختلف را نامتوازن میکند.
« این تصاویر از نقاط قوت فیلماند، هرچند کیفیت اجرایشان در همهٔ صحنهها یکدست نیست. »
قوتها و کاستیها
مهمترین مسئلهٔ فیلم نه کمبود ایده، بلکه ناتوانی در انتخاب و پرورش ایدههای اصلی است. اگر تمرکز بیشتری بر رابطهٔ دو شخصیت و قوانین جهان فراطبیعی گذاشته میشد، طنز و اکشن نیز میتوانستند اثرگذارتر شوند. در شکل کنونی، فیلم بارها وعدهٔ عمق و هیجان میدهد، اما برای رسیدن به آنها از مسیرهای فرعی طولانی میگذرد.
جمعبندی «Thamma» اثری است با تخیل دیداری و لحظاتی سرگرمکننده که از اسطورههای فراطبیعی، عشق ممنوعه و کمدی عامهپسند ترکیبی پرزرقوبرق میسازد. بازیگران و حضورهای افتخاری در بخشهایی به آن نیرو میبخشند و نبرد پایانی، یکی از برجستهترین لحظاتش است. در سوی دیگر، نیمهٔ دوم کش میآید، ترانه و شوخیها گاه بیش از اندازه توقف ایجاد میکنند و قواعد قصه یا انگیزهٔ بعضی تصمیمها شفاف نمیمانند.
فیلم در نهایت بیش از آنکه بهواسطهٔ انسجام روایی در خاطر بماند، با چند تصویر پرتحرک، لحظههای کمیک و جاهطلبی جهانسازانهاش شناخته میشود.
« مهمترین مسئلهٔ فیلم نه کمبود ایده، بلکه ناتوانی در انتخاب و پرورش ایدههای اصلی است. »



ثبت دیدگاه