نقد و بررسی
نقد تگزاس آنسوی رودخانه (Texas Across the River) | 1966
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
بازخوانی یک وسترن کمدیِ نامتوازن «Texas Across the River» ساختهٔ Michael Gordon، وسترنی کمدی از سال ۱۹۶۶ است که از همان ابتدا بیش از آنکه بخواهد به قواعد جدی ژانر وفادار بماند، در پی بازیگوشی با آنهاست. فیلم فضای مرزهای آمریکا را به صحنهای برای تعقیبوگریز، رقابت عاشقانه و شوخیهای موقعیت بدل میکند؛ اما حاصل این ترکیب، اثری یکدست نیست.
گاه سرزندگی بازیگران و لحن سبکبالش تماشاگر را همراه میکند و گاه پراکندگی روایت و فرسودگی شوخیها مانع شکلگیری یک کمدی پرقدرت میشود. داستان با برهم خوردن مراسم ازدواج Phoebe Ann Naylor و دون آندریا دِ بالداسار آغاز میشود. دون آندریا به تگزاس میگریزد و در آنجا با Sam Hollis و همراهش، Kronk، روبهرو میشود؛ دو مردی که برای رساندن تفنگ به شهری مرزی در سفرند.
از این نقطه، ماجرا میان ماجراجوییهای غرب وحشی، کشمکشهای عاشقانه و برخورد با نیروهای نظامی و بومیان رفتوآمد میکند. این توصیف، چارچوب کلی ماجرا را روشن میکند، بیآنکه جزئیات پایانی یا گرهگشاییهای آن را آشکار سازد. تقابل دو قهرمان و جذابیت ناهمگونی یکی از دلایل اصلی تماشاییبودن فیلم، کنار هم قرار گرفتن Dean Martin و Alain Delon است.
Martin در نقش Sam، شخصیتی آسودهخیال، زیرک و کموبیش بدبین میسازد؛ مردی که در برابر خطر نیز کمتر از آنچه انتظار میرود هیجانزده میشود. لحن خشک و پاسخهای نیشدار او، بهویژه هنگامی که با موقعیتهای پرتنش روبهروست، از معدود سرچشمههای مطمئن خنده در فیلم است. کمدی او بیشتر بر زمانبندی، خونسردی و طرز بیان تکیه دارد تا بر شوخیهای پرتحرک.
« داستان با برهم خوردن مراسم ازدواج Phoebe Ann Naylor و دون آندریا دِ بالداسار آغاز میشود. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
Delon در سوی دیگر، دون آندریا را با ترکیبی از وقار اشرافی، سادهدلی و نوعی جدیت اغراقآمیز بازی میکند. تفاوت منش این دو، موتور اصلی رابطهٔ دوستانه و رقابتیشان است: Sam جهان را با بدگمانی و عملگرایی میبیند، حال آنکه دون آندریا همچنان به قواعد افتخار و تشریفات پایبند است؛ حتی وقتی محیط پیرامونش هیچ اعتنایی به آن قواعد ندارد.
جذابیت این زوج بیشتر از آنکه به عمق شخصیتپردازی وابسته باشد، از برخورد دو شیوهٔ بازی و دو تصور متفاوت از قهرمان وسترن حاصل میشود. با این همه، این تضاد ظرفیت بیشتری از آنچه فیلم به کار میگیرد دارد. گاهی صحنهها صرفاً برای آن طراحی شدهاند که دو بازیگر فرصت حضور داشته باشند، نه اینکه رابطهشان دگرگون شود یا شناخت تازهای از آنها به دست دهد.
نتیجه، لحظاتی خوشنشست در کنار بخشهایی است که بیش از اندازه به جذابیت ذاتی ستارگان متکی میمانند. کمدی میان طعنه و شلوغی بهترین شوخیهای فیلم از برخورد لحنها پدید میآیند: مردی که هرجومرج را عادی میپندارد، در برابر اشرافزادهای که هنوز جهان را با معیارهای تشریفاتی میسنجد. پاسخهای کوتاه و کنایهآمیز Sam اغلب از اغراقهای کلامی مؤثرترند و به فیلم لحظههایی از طنز خشک میبخشند.
این نوع شوخی با فضای وسترن هم سازگار است؛ زیرا جهان فیلم پر از خطر و آشوب است، اما شخصیتها بارها چنان با آن مواجه میشوند که گویی مصیبتی روزمره و کماهمیت است. مشکل آن است که فیلم میان طنز موقعیت، هجو و کمدی بدنی به تعادلی پایدار نمیرسد. برخی شوخیها از رفتار شخصیتها یا تفاوت فرهنگی میان آنها سرچشمه میگیرند و طبیعی به نظر میرسند؛ برخی دیگر، ناگهان و بیآنکه از دل صحنه برخاسته باشند، به روایت تحمیل میشوند.
« Delon در سوی دیگر، دون آندریا را با ترکیبی از وقار اشرافی، سادهدلی و نوعی جدیت اغراقآمیز بازی میکند. »
شخصیتها و اجرا
با پیشرفتن داستان، تکرار موقعیتهای کمیک نیز از تازگی آنها میکاهد. فیلم میخواهد هم ماجراجویی باشد، هم عاشقانه و هم هجوی بر وسترن، اما همیشه نمیتواند این لحنها را در یک مسیر واحد جمع کند. چهرهٔ وسترن و فاصلهٔ تاریخی فیلم از نشانههای آشنای وسترن بهره میبرد: شهر مرزی، اسلحه، گلهٔ گاو، سوارهنظام و خطر حمله.
با این حال، این عناصر بیشتر مصالحی برای کمدیاند تا اجزای یک جهان باورپذیر. مرز در اینجا مکانی است که قهرمانان میتوانند پیدرپی از یک دردسر به دردسر دیگر برسند؛ نه فضایی که پیچیدگی اجتماعی یا تاریخی آن بهطور جدی کاویده شود. همین نگاه سبکسرانه به فیلم امکان میدهد از خشونت و اضطراب وسترن فاصله بگیرد، اما در عوض، به جهانش عمق و وزن کمتری میبخشد.
این سبکگرایی گاهی به سود فیلم تمام میشود. اثر برای بازآفرینی واقعگرایانهٔ تاریخ ادعایی ندارد و نوعی رنگوبوی قدیمی و نمایشی را حفظ میکند که با کمدی آن هماهنگ است. با این حال، فاصلهگرفتن از واقعگرایی بهخودیخود به معنای رهایی از مسئولیت بازنمایی نیست. فیلم در تصویرکردن بومیان آمریکا به کلیشههایی تکیه میکند که امروز آشکارا مسئلهساز و آزاردهندهاند.
شخصیتهای بومی غالباً بهجای آنکه فردیت و انگیزهٔ مستقل داشته باشند، در قالب تیپهایی سادهشده و تابع نیازهای ماجراجویی قهرمانان ظاهر میشوند. شوخیگرفتن از این تصویرها، نه از شدت کلیشهها میکاهد و نه آنها را به نقدی آگاهانه تبدیل میکند. زنان و جایگاهشان در روایت Phoebe و Lonetta هر یک در موقعیتی متفاوت وارد داستان میشوند، اما روایت کمتر به آنها مجال میدهد از نقشهایی که برای پیشبرد ماجرا تعیین شدهاند فراتر بروند.
« با پیشرفتن داستان، تکرار موقعیتهای کمیک نیز از تازگی آنها میکاهد. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
Phoebe بیش از همه در مرکز رقابت عاشقانهٔ دو مرد قرار دارد. حضور Rosemary Forsyth به شخصیت او متانت و جذابیتی آرام میبخشد، ولی فیلم کمتر به خواستهها و نگاه مستقل او میپردازد. در نتیجه، رقابت Sam و دون آندریا اغلب مهمتر از خود زنی میشود که ظاهراً موضوع این رقابت است. Lonetta نیز در طرح ماجراجویانهٔ فیلم جای میگیرد، اما نگاه اثر به او و دیگر بومیان، همان محدودیت فرهنگی را بازتاب میدهد که در بخشهای دیگر دیده میشود.
این کاستی را نمیتوان صرفاً به گذر زمان نسبت داد؛ زیرا حتی در قالب کمدی نیز میشد به شخصیتها فردیت بیشتری بخشید و از تبدیل آنان به ابزارهای شوخی یا حادثه پرهیز کرد. از این منظر، «Texas Across the River» امروز نه فقط بهسبب ضعفهای روایی، بلکه بهدلیل انتخابهای بازنماییاش نیز اثری دشوارتر برای تماشا است.
روایت پراکنده و فرصتهای ازدسترفته ساختار فیلم بر رشتهای از حادثهها و برخوردها بنا شده است: فرار، سفر، مواجهه با خطر و بازگشت به رقابت عاشقانه. چنین ساختاری در یک کمدی ماجراجویانه میتواند ریتمی پرشتاب بسازد، اما اینجا پیوند میان بخشها همیشه محکم نیست. بعضی رخدادها بیش از آنکه پیامد طبیعی تصمیم شخصیتها باشند، بهانهای برای انتقال فیلم به صحنهٔ بعدی به نظر میرسند.
در نتیجه، روایت گاهی شبیه مجموعهای از قطعات سرگرمکنندهٔ پراکنده میشود، نه داستانی که هر صحنهاش بر صحنهٔ پیشین بنا شده باشد. این پراکندگی همچنین بر ریتم اثر میگذارد. فیلم برای رسیدن به اوجهای ماجراجویانه، شخصیتها را از موقعیتی به موقعیت دیگر میفرستد، اما همواره فرصت کافی برای گسترش پیامدهای این اتفاقها فراهم نمیکند.
« Phoebe بیش از همه در مرکز رقابت عاشقانهٔ دو مرد قرار دارد. »
قوتها و کاستیها
شوخیهایی که میتوانستند از شناخت عمیقتر شخصیتها نیرو بگیرند، گاه به تکرار همان تضاد اولیه بسنده میکنند. بااینحال، فیلم کاملاً بیتحرک نیست: حضور دو بازیگر اصلی و میل آشکارش به بازی با قراردادهای ژانر، همچنان لحظههایی زنده و سرگرمکننده پدید میآورد. جمعبندی «Texas Across the River» بیش از هر چیز فیلمی متکی بر جذابیت ستارگان و ناهمگونی دلنشین دو قهرمانش است.
Dean Martin با طعنههای خونسرد و Alain Delon با وقار نمایشی و سادهدلیِ شخصیتش، ترکیبی نامعمول اما گیرا میسازند. حالوهوای وسترن قدیمی نیز به اثر رنگی خاص میدهد و در بهترین لحظات، کمدی و ماجراجویی را بهسادگی کنار هم مینشاند. اما این امتیازها نمیتوانند ضعفهای فیلمنامه، افت تدریجی شوخیها و پراکندگی داستان را کاملاً جبران کنند.
مهمتر از آن، تصویر کلیشهای بومیان آمریکا از فاصلهٔ امروز مسئلهای جدی است و لحن کمدی فیلم آن را از میان نمیبرد. حاصل، فیلمی است با لحظههایی خوشتماشا و ترکیبی بازیگرانه که کنجکاوی برمیانگیزد، اما ظرفیتهایش را تا انتها محقق نمیکند؛ اثری که بیشتر به لطف چند صحنه و حضور بازیگرانش در خاطر میماند تا بهسبب انسجام یا ماندگاری رواییاش.
« شوخیهایی که میتوانستند از شناخت عمیقتر شخصیتها نیرو بگیرند، گاه به تکرار همان تضاد اولیه بسنده میکنند. »
ثبت دیدگاه