نقد و بررسی
نقد تتریس (Tetris) | 2023
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
از بازی ساده تا تریلری پرپیچوخم «Tetris» فیلمی است که از یک ایدهٔ ظاهراً کوچک، داستانی گسترده دربارهٔ تجارت، مالکیت فکری و رقابت در واپسین سالهای جنگ سرد میسازد. در مرکز ماجرا، هنک راجرز قرار دارد؛ فروشندهای که با بازی تتریس روبهرو میشود و بهسرعت درمییابد ظرفیت آن از یک سرگرمی محبوب فراتر میرود.
جستوجوی او برای بهدستآوردن حقوق عرضهٔ بازی، پایش را به شبکهای از قراردادهای مبهم، منافع شرکتی و مناسبات سیاسی میکشاند. فیلم بهجای آنکه صرفاً تاریخچهٔ یک بازی را روایت کند، رقابت بر سر این پرسش را به حرکت درمیآورد که چه کسی حق دارد یک پدیدهٔ جهانی را در اختیار بگیرد و از آن بهرهمند شود.
این انتخاب، به اثر نیرویی روایی میدهد: سرنوشت یک بازی آشنا بهانهای میشود برای ساخت تریلری دربارهٔ چانهزنی و خطر. بااینحال، «Tetris» در همهٔ لحظات به یک اندازه میان واقعیت تاریخی و هیجان سینمایی تعادل برقرار نمیکند. نتیجه، فیلمی سرگرمکننده و پرتحرک است که گاهی از پیچیدگی واقعی ماجرا فاصله میگیرد تا ضرباهنگی پرشتابتر و تماشاییتر بسازد.
افتتاحیهای پرانرژی، اما آشفته بخش آغازین فیلم میکوشد جهان تتریس و مجموعهٔ بازیگران اقتصادی پیرامون آن را با سرعتی چشمگیر معرفی کند. تدوین تند، روایت راوی و جلوههایی الهامگرفته از بازیهای هشتبیتی، به فیلم هویتی بصری میبخشند و حالوهوای دههٔ هشتاد را از همان ابتدا به نمایش میگذارند.
« بااینحال، «Tetris» در همهٔ لحظات به یک اندازه میان واقعیت تاریخی و هیجان سینمایی تعادل برقرار نمیکند. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
این انتخاب در لحظههایی خلاقانه است؛ گویی فیلم میخواهد منطق چیدن قطعهها و انباشتهشدن ردیفها را به منطق قراردادها و منافع متضاد پیوند بزند. اما شتابی که ابتدا جذاب به نظر میرسد، گاه به آشفتگی میانجامد. نامها، شرکتها و انواع حقوق عرضه پشت سر هم وارد روایت میشوند و تماشاگر باید پیش از آنکه فرصت کند نسبت میان آنها را بهدرستی دریابد، سراغ گره بعدی برود.
همین فشردگی، بهویژه در توضیح مناسبات حقوقی، ممکن است تمرکز را دشوار کند. فیلم پس از ورود راجرز به شوروی مجال بیشتری برای استقرار پیدا میکند، اما افتتاحیه از وضوحی که موضوع پیچیدهاش میطلبد برخوردار نیست. هنک راجرز و نیروی بازی ترون اگرتون ترون اگرتون در نقش هنک راجرز، موتور اصلی فیلم است.
او شخصیتی را بازی میکند که ترکیبی از بلندپروازی، سماجت و خوشبینی دارد؛ مردی که در برابر موانع نهچندان آشنا عقب نمینشیند و گاه همین سرسختی او را به موقعیتهایی خطرناک میکشاند. اگرتون انرژی لازم برای پیشراندن داستان را فراهم میکند، بیآنکه راجرز را به قهرمانی بینقص تبدیل کند.
در لحظات پرتنش، اضطراب و شتاب درونی شخصیت در بازی او ملموس است؛ در لحظات عاطفی نیز انگیزهٔ انسانیِ پشت جاهطلبی تجاری آشکارتر میشود. بااینهمه، تمرکز سنگین فیلم بر راجرز بهای خود را دارد. شخصیتهای پیرامونی گاه بیشتر کارکردی روایی دارند تا زندگی مستقل. الکسی پاژیتنوف، خالق بازی، به داستان وجه انسانیتری میبخشد و رابطهٔ او با راجرز از مهمترین لایههای عاطفی اثر است؛ اما فیلم همیشه به اندازهٔ کافی در جهان درونی او مکث نمیکند.
« اما شتابی که ابتدا جذاب به نظر میرسد، گاه به آشفتگی میانجامد. »
شخصیتها و اجرا
از سوی دیگر، برخی چهرههای تجاری و سیاسی بیشتر بهصورت مانع یا تهدید ظاهر میشوند تا شخصیتهایی با انگیزههای چندوجهی. در نتیجه، تقابلها روشناند، اما عمق شخصیتپردازی در همهٔ نقشها یکسان نیست. بازیگران و کشمکشهای انسانی حضور نیکیتا افرموف در نقش پاژیتنوف، بخشی از گرما و ظرافت لازم را به داستان میافزاید.
او میان احتیاط، کنجکاوی و میل به دیدهشدنِ حاصل کارش تعادل برقرار میکند و تصویری از سازندهای ارائه میدهد که در میان ساختارهای بزرگتر از خود گرفتار شده است. در برابر او، اگرتون رویکردی پرتحرکتر دارد؛ تضاد این دو شیوهٔ بازی به رابطهٔ شخصیتها شکل میدهد و مانع میشود فیلم کاملاً در جدلهای قراردادی محصور بماند.
بازیگران نقشهای فرعی نیز در ایجاد فضای رقابت مؤثرند، اما فیلم گاهی آنان را به تیپهایی آشنا تقلیل میدهد: تاجر فرصتطلب، مقام سختگیر یا رقیب بیرحم. این سادهسازی بهخصوص در بخشهایی که ماجرا رنگ جاسوسی و تهدید میگیرد، بیشتر به چشم میآید. بااینحال، بازیها معمولاً از همان الگوهای نسبتاً ساده فراتر میروند و به صحنهها نیرویی میدهند که متن بهتنهایی همیشه فراهم نمیکند.
همین اتکا به بازیگران، لحظات مذاکره و رویارویی را زندهتر میسازد. دههٔ هشتاد در تصویر و صدا فضاسازی نوستالژیک فیلم فقط به لباس و طراحی اشیا محدود نمیشود. رنگ، موسیقی و ریتم تدوین هم در ساختن حالوهوای دوره نقش دارند. تضاد میان فضای شرکتی غرب و محیط شوروی، از طریق طراحی صحنه و پالت رنگی برجسته میشود؛ رویکردی که گاه بیش از اندازه آشکار است، اما به تماشاگر کمک میکند میان جهانهای متفاوت فیلم جابهجا شود.
« در نتیجه، تقابلها روشناند، اما عمق شخصیتپردازی در همهٔ نقشها یکسان نیست. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
موسیقی و ارجاعهای فرهنگی نیز انرژی صحنهها را افزایش میدهند و به اثر لحنی سرگرمکننده میبخشند. جلوههای الهامگرفته از بازیهای ویدئویی، یکی از مشخصههای فرمی فیلماند. این لحظات میتوانند ایدهٔ مرکزی را به زبانی دیداری ترجمه کنند و مرز میان بازی و روایت را بازیگوشانه کمرنگ سازند؛ اما استفادهٔ پرتکرار از آنها گاه حس تزیینی پیدا میکند.
فیلم در بهترین حالت از این عناصر برای تقویت مضمون رقابت بهره میگیرد، و در ضعیفترین حالت، آنها را همچون تزئینی پرزرقوبرق بر روایت مینشاند. ریتم و تنش: نقطهٔ قوتی با یک افت میانی «Tetris» در آغاز و پایان مسیر رواییاش پرشتاب و گیراست. موقعیتهای تازه پیدرپی شکل میگیرند و خطرِ از دسترفتن فرصت، مخاطب را همراه نگه میدارد.
اما در میانه، رفتوآمد میان مذاکرهها، قراردادها و اختلاف بر سر حقوق عرضه میتواند تکراری شود. بسیاری از صحنهها ساختاری مشابه دارند: طرفها وارد گفتوگو میشوند، اطلاعات تازهای رو میشود و توافقی که نزدیک به نظر میرسید دوباره به تعویق میافتد. این الگو برای نشاندادن پیچیدگی ماجرا ضروری است، ولی تکرار آن از نیروی تعلیق میکاهد.
فیلم برای شکستن این یکنواختی به تهدیدهای امنیتی و صحنههای تعقیبوگریز متوسل میشود. این لحظهها از نظر سرگرمی مؤثرند و ضرباهنگ را بالا میبرند، اما همزمان اثر را از وجه تاریخی و تجاری داستان دور میکنند. هرچه فیلم بیشتر به زبان یک تریلر جاسوسی نزدیک میشود، فاصلهاش با تجربهٔ واقعی افرادی که درگیر مذاکرات بودهاند آشکارتر میشود.
« موسیقی و ارجاعهای فرهنگی نیز انرژی صحنهها را افزایش میدهند و به اثر لحنی سرگرمکننده میبخشند. »
قوتها و کاستیها
این جابهجایی لحن گاهی ثمربخش است، اما گاه به اغراق میانجامد. واقعیت تاریخی و آزادی سینمایی فیلم بر رویدادهایی واقعی تکیه دارد، اما خود را به بازسازی مستند و وفادارانهٔ آنها محدود نمیکند. داستان، برای ایجاد تعلیق، برخی عناصر را برجسته یا دگرگون میکند و مناسبات پیچیدهٔ حقوقی را در قالب تقابلهایی روشن و نمایشی درمیآورد.
این آزادی در یک درام تجاری قابلفهم است، بهویژه هنگامی که هدف، تبدیل قراردادها و مجادلات تجاری به تجربهای پرتنش باشد؛ ولی تماشاگر باید بداند که با بازآفرینی سینمایی طرف است، نه گزارشی دقیق از هر رویداد. این تفاوت در صحنههای تهدید و اکشن محسوستر میشود. گاه فضای سیاسی شوروی به پسزمینهای برای تولید خطر بدل میشود و تصویرپردازی از محیط، به سوی کلیشههای آشنا میل میکند.
در مقابل، ایدهٔ مرکزی فیلم ــ برخورد خلاقیت فردی با ساختارهای قدرت و مالکیت ــ همچنان جذاب میماند. پرسش مهم نه صرفاً این است که کدام شرکت حقوق بازی را به دست میآورد، بلکه این است که در میان قراردادها و منافع سیاسی، جایگاه سازندهٔ اثر کجاست. جمعبندی «Tetris» با اتکا به موضوعی نامتعارف، از تاریخچهٔ حقوق یک بازی ویدئویی تریلری خوشریتم و دیدنی میسازد.
اجرای پرانرژی ترون اگرتون، رابطهٔ راجرز و پاژیتنوف، فضاسازی دههٔ هشتاد و موسیقی پرتحرک از مهمترین امتیازهای فیلماند. در برابر، افتتاحیهٔ شتابزده، تکرار مذاکرهها در میانه و گرایش به صحنههای جاسوسی اغراقآمیز، مانع میشوند اثر به درامی کاملاً منسجم و تاریخی تبدیل شود. بااینحال، فیلم در هدف اصلی خود ــ زندهکردن رقابتی پیچیده در قالب سرگرمی سینمایی ــ تا حد زیادی موفق است.
« این جابهجایی لحن گاهی ثمربخش است، اما گاه به اغراق میانجامد. »
جمعبندی
«Tetris» نه پژوهشی جامع دربارهٔ تاریخ یک بازی است و نه پرترهای عمیق از همهٔ شخصیتهای درگیر؛ جذابیتش در تبدیل قراردادی دشوار و رقابتی تجاری به ماجرایی پرکشش نهفته است. حاصل، اثری سرگرمکننده و خوشساخت است که در بهترین لحظاتش نشان میدهد حتی سادهترین بازیها نیز میتوانند داستانهایی بزرگ و چندلایه در دل خود داشته باشند.



ثبت دیدگاه