نقد و بررسی
نقد Testament of Youth | 2015
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
میان رؤیا و تاریخ «وصیتنامهٔ جوانی» درام تاریخی جیمز کنت است که از خاطرات ورا بریتین، پرستار و نویسندهٔ بریتانیایی، الهام میگیرد و جنگ جهانی اول را از زاویهای کمتر متعارف مینگرد: نه از مرکز میدان نبرد، بلکه از چشمانداز خانهها، دانشگاهها و بیمارستانهایی که جنگ سایهاش را بر آنها میافکند.
فیلم با ورا، دختری بلندپرواز و اهل مطالعه، همراه میشود؛ زنی که در جامعهای محدودکننده برای تحصیل و استقلال میکوشد و در آستانهٔ ورود به بزرگسالی، با بحرانی روبهرو میشود که مسیر زندگی او و نزدیکانش را دگرگون میکند. در این روایت، جنگ صرفاً رویدادی تاریخی نیست؛ نیرویی است که خصوصیترین آرزوها را با واقعیتی جمعی و بیرحم روبهرو میسازد.
صدای زنانه در روایت جنگ یکی از انتخابهای اساسی فیلم، قرار دادن تجربهٔ زنانه در مرکز داستان است. ورا نه سرباز است و نه شاهدی بیطرف؛ او هم در برابر جنگ سوگوار است و هم میکوشد در جهانی که برای زنان نقشهای محدودی در نظر گرفته، عاملیت خود را حفظ کند. تصمیم او برای ترک مسیر تحصیلی و کار در مقام پرستار، بیش از آنکه حرکتی قهرمانانه و بینقص باشد، پاسخی انسانی به احساس مسئولیت و درماندگی است.
فیلم از این مسیر، معنای «حضور در جنگ» را گسترش میدهد: رنج فقط در جبهه رخ نمیدهد؛ در انتظار، مراقبت از زخمیان و مواجهه با فقدانی که زندگی روزمره را میشکافد نیز ادامه پیدا میکند. این نگاه، اهمیت تاریخی داستان را به تجربهای ملموس بدل میکند. جنگ در چشمانداز ورا ابتدا چیزی دور و سیاسی به نظر میرسد، اما بهتدریج وارد روابط، خانواده و انتخابهای شخصی میشود.
« صدای زنانه در روایت جنگ یکی از انتخابهای اساسی فیلم، قرار دادن تجربهٔ زنانه در مرکز داستان است. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
فیلم در بهترین لحظههایش نشان میدهد چگونه فاصلهٔ میان خانه و جبهه، با نامهها، خبرها و بازگشت مجروحان از میان میرود. در نتیجه، تصویر جنگ نه به نمایش صرف خشونت محدود میشود و نه از پیامدهایش در زندگی غیرنظامیان غافل میماند. ورا؛ شخصیت محوری و بازی آلیسیا ویکاندر آلیسیا ویکاندر نقش ورا را با ترکیبی از اراده، حساسیت و خویشتنداری پیش میبرد.
مهمترین دستاورد بازی او آن است که دگرگونی شخصیت را به چند نقطهٔ عاطفی پررنگ تقلیل نمیدهد. ورا در آغاز، از سرکشی و اعتماد به آینده نیرو میگیرد؛ سپس تجربههایش لایههایی از اندوه و فرسودگی به این شور میافزایند. بازی ویکاندر این تغییر را بیشتر در سکوتها، مکثها و نگاههای کنترلشده آشکار میکند تا در فورانهای احساسی.
همین خویشتنداری باعث میشود رنج شخصیت از جنس نمایش صرف نباشد. بااینحال، فیلم گاه بیش از اندازه بر ورا بهعنوان محور اخلاقی و عاطفی تکیه میکند. چنین تمرکزی با ماهیت خاطرهنگارانهٔ اثر سازگار است، اما گاهی آدمهای پیرامون او را به اجزایی از مسیر تحولش بدل میسازد. حضور کیت هرینگتون در نقش رولند لیتون و تارن اجرتون در نقش ادوارد بریتین، به بخش آغازین داستان گرما و صمیمیت میبخشد؛ اما فرصت شناخت مستقل برخی از این شخصیتها محدود میماند.
در نتیجه، مخاطب گاه بیش از آنکه با جهان درونی آنان آشنا شود، پیامد حضورشان در زندگی ورا را دنبال میکند. عشق، فقدان و دگرگونی آرزوها رابطهٔ عاطفی ورا و رولند در ابتدا در فضایی از جوانی، ادبیات و امید شکل میگیرد. این رابطه صرفاً خطی عاشقانه برای افزودن لطافت به داستان نیست؛ بخشی از تصویری است که فیلم از آیندهٔ ممکن شخصیتها میسازد.
« در نتیجه، تصویر جنگ نه به نمایش صرف خشونت محدود میشود و نه از پیامدهایش در زندگی غیرنظامیان غافل میماند. »
شخصیتها و اجرا
گفتوگوها و علاقهٔ مشترکشان به نوشتن، جهانی را پیش چشم میگذارد که میتوانست با تحصیل، انتخاب و زندگی مدنی ادامه یابد. ورود جنگ به این جهان، بنابراین فقط جدایی عاشقانه نیست؛ فروپاشی افقی است که هنوز مجال تحقق نیافته بود. فیلم در پرداخت فقدان، عموماً از اغراق میپرهیزد. اندوه ورا بهصورت تجربهای تدریجی و انباشتهشونده جلوه میکند، نه حادثهای که با موسیقی و بازی پرهیجان به تماشاگر تحمیل شود.
این رویکرد به بخشهایی از اثر وقار میبخشد، بهخصوص وقتی سکوت و انتظار از رخدادهای بزرگ اثرگذارتر میشوند. بااینحال، ساختار ملودراماتیک روایت گاهی مسیر احساسات را بیش از حد آشنا میکند: عشق، جدایی و سوگ در نظمی قابل پیشبینی کنار هم قرار میگیرند. فیلم در این لحظهها بهجای کشف پیچیدگی تازه، بر نیروی طبیعی موقعیتهای غمبار تکیه میکند.
روایت، زمان و ضرباهنگ روایت فیلم آرام و کلاسیک است؛ آرامشی که با موضوع خاطره و سوگواری تناسب دارد. جیمز کنت بهجای ساختن درامی پرشتاب، زمانی برای استقرار فضای خانه و دانشگاه و شکلگیری روابط در نظر میگیرد. همین فرصت به تماشاگر کمک میکند پیش از آنکه جهان شخصیتها دگرگون شود، تصویری از امیدهای معمول و پیوندهای انسانی آنان به دست آورد.
اما این انتخاب همیشه به انسجام نمیانجامد. گذرهای زمانی گاه شتابزدهاند و برخی دگرگونیها پیش از آنکه بهاندازهٔ کافی دراماتیزه شوند، به مرحلهٔ بعد میروند. این فشردگی بهویژه در روایت زندگی جمعی محسوس است. فیلم میخواهد هم رشد فکری ورا را دنبال کند، هم رابطههایش را بپرورد و هم گسترهٔ تجربهٔ جنگ را به تصویر بکشد؛ محدودیت زمان سینمایی سبب میشود بعضی مسیرها تنها بهاختصار ترسیم شوند.
« ورود جنگ به این جهان، بنابراین فقط جدایی عاشقانه نیست؛ فروپاشی افقی است که هنوز مجال تحقق نیافته بود. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
در نتیجه، ریتم آرام صحنهها همیشه با عمق روایی همراه نیست: گاهی مکثها مجال تأمل میدهند و گاهی فاصلهٔ میان رخدادها بیش از آنکه معنا بسازد، پیوند داستان را سست میکند. تصویر و صدا؛ زیبایی در برابر ویرانی فضاسازی تاریخی فیلم از نقاط قوت آن است. طراحی صحنه و لباس، خانهها و محیط دانشگاه را با جزئیاتی چشمنواز بازمیسازند، اما این زیبایی صرفاً آرایهای نوستالژیک باقی نمیماند.
تضاد میان آرامش ظاهری محیطهای آشنا و حضور فزایندهٔ جنگ، به فیلم امکان میدهد نشان دهد چگونه تاریخ به فضاهای خصوصی نفوذ میکند. تصویرپردازیِ سنجیده نیز در لحظههای آرام، بر فاصله و تنهایی تأکید میگذارد و گاه بیش از گفتوگوها وضعیت عاطفی شخصیت را منتقل میکند. موسیقی و طراحی صوتی در همراهی با این فضا، عموماً بهجای تشدید پیوستهٔ احساسات، به حفظ لحن سوگوارانهٔ اثر کمک میکنند.
فیلم در بخشهایی که به سکوت اعتماد میکند، تأثیر بیشتری دارد؛ زیرا تماشاگر فرصت مییابد بار عاطفی صحنه را خودش دریابد. البته همین زیبایی بصری ممکن است برای برخی لحظات، ظاهری صیقلی و آراسته بسازد که از خشونت زمخت جنگ فاصله دارد. اثر بیشتر به یادآوری و پیامد انسانی جنگ علاقهمند است تا بازنمایی بیواسطه و تکاندهندهٔ میدان نبرد، و این انتخاب هم نقطهٔ قوت آن است و هم محدودیتش.
تاریخ، خاطره و معنای شهادت «وصیتنامهٔ جوانی» از گذشته سخن میگوید، اما مسئلهاش صرفاً بازسازی یک دورهٔ تاریخی نیست. عنوان اثر به عمل شهادتدادن و به مسئولیت یادآوری اشاره دارد: چگونه میتوان از کسانی گفت که جنگ فرصت زندگی را از آنان گرفت، بیآنکه رنجشان به تزئینی برای یک روایت غمانگیز تبدیل شود؟
« تصویر و صدا؛ زیبایی در برابر ویرانی فضاسازی تاریخی فیلم از نقاط قوت آن است. »
قوتها و کاستیها
فیلم، در امتداد خاطرات بریتین، حافظه را کنشی اخلاقی میبیند؛ راهی برای ثبت آنچه در زبان رسمی جنگ ممکن است به افتخار، وظیفه و پیروزی فروکاسته شود. در این معنا، نگاه ضدجنگ اثر به خطابهای ساده محدود نمیماند. ورا با فقدانهایش دستوپنجه نرم میکند و معنای رویدادها را از خلال تجربهای شخصی میجوید.
بااینحال، بخشهایی از پیام فیلم صریح و مستقیم بیان میشوند و ممکن است پیچیدگیهایی را که در سراسر روایت ساخته شدهاند، به جمعبندی اخلاقی روشنتری تقلیل دهند. هرگاه فیلم به جای توضیح دادن، به تصویر و سکوت تکیه میکند، این پرسشها چندلایهتر و ماندگارتر میشوند. جمعبندی «وصیتنامهٔ جوانی» درامی تاریخی و انسانی است که ارزش اصلیاش را در انتقال جنگ از عرصهٔ تاریخ عمومی به زندگی خصوصی مییابد.
بازی صادقانهٔ آلیسیا ویکاندر، فضاسازی چشمنواز و پرهیز نسبی از احساساتگرایی، به فیلم نیرویی آرام و ماندگار میبخشند. در مقابل، گذرهای زمانی شتابزده، کمپرداختماندن بعضی شخصیتهای فرعی و اتکا به الگوهای آشنای ملودرام، مانع از آن میشوند که همهٔ ظرفیت عاطفی و فکری خاطرهٔ بریتین به تمامی به زبان سینما منتقل شود.
بااینهمه، فیلم در لحظههایی که به جای حادثهپردازی بر مکث، مراقبت و یادآوری تمرکز میکند، به تأثیرگذارترین صورت خود میرسد. این اثر بیش از آنکه دربارهٔ جنگ بهمثابه صحنهای دوردست باشد، دربارهٔ کسانی است که باید پس از جنگ با جای خالیها زندگی کنند؛ و دربارهٔ این پرسش که چگونه میتوان از دل اندوه، معنایی ساخت بیآنکه خود اندوه را انکار کرد.
« در این معنا، نگاه ضدجنگ اثر به خطابهای ساده محدود نمیماند. »



ثبت دیدگاه