نقد و بررسی
نقد اغواگر بزرگ (Tempted) | 2018
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
ایدهای کلاسیک در جامهای نوجوانانه سریال کرهای «Tempted» که با نام «The Great Seducer» نیز شناخته میشود، برداشتی آزاد از رمان کلاسیک «روابط خطرناک» است: جوانانی برخوردار از ثروت و نفوذ، عشق را به بازی قدرت و انتقام بدل میکنند. در مرکز ماجرا، وارثی ثروتمند به نام کوون شیهیون قرار دارد که با ترغیب دوستش چوی سوجی، نقشهای برای اغوای دانشجویی به نام اون تههی میپذیرد؛ نقشهای که بهتدریج از کنترل طراحانش بیرون میرود.
این خاستگاه داستانی ظرفیت یک ملودرام تلخ و روانشناختی را دارد، اما سریال بیشتر به سوی عاشقانهای جوانپسند و پرحادثه حرکت میکند. فاصله میان این ظرفیت و آنچه عملاً روی پرده میبینیم، مهمترین منشأ همزمان جذابیت و ناکامی اثر است. فریب؛ موتور درام و مسئله اخلاقی نقطه آغاز سریال، تنها یک شرطبندی عاشقانه نیست؛ دستکاری احساسات انسانی است که شخصیتها آن را به شوخی یا راهی برای تسویهحساب شخصی تقلیل میدهند.
همین بیرحمیِ آغازین، پرسشی اخلاقی پیش میکشد: آیا رابطهای که بر دروغ بنا شده، میتواند به عشقی صادقانه بدل شود؟ «Tempted» در طرح این پرسش موفق است، زیرا فاصله میان نیت اولیه شیهیون و احساسی که در مسیر شکل میگیرد، تنش روایی ایجاد میکند. با این حال، سریال همیشه حاضر نیست پیامدهای این فریب را با همان جدیتی دنبال کند که ایدهاش اقتضا میکند.
« فاصله میان این ظرفیت و آنچه عملاً روی پرده میبینیم، مهمترین منشأ همزمان جذابیت و ناکامی اثر است. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
گاهی رفتارهای آسیبزا در فضای عاشقانه و پرزرقوبرق داستان نرم میشوند و بهجای آنکه به شکافی عمیق در شخصیتها بینجامند، به سوختی برای بحران بعدی بدل میگردند. در نتیجه، اخلاق درام بیش از آنکه کاویده شود، وسیلهای برای پیشبردن قصه میشود. شخصیتها میان زخم و تیپپردازی شیهیون در ظاهر وارثی مغرور و آسودهخاطر است، اما خونسردیاش پوششی برای تنهایی و آشفتگی عاطفی به نظر میرسد.
وو دوهوان این تضاد را با حضوری کنترلشده و نگاههایی حسابشده منتقل میکند؛ او به نقش کیفیتی میبخشد که گاه از محدودیتهای متن فراتر میرود. تههی نیز با بدبینیاش نسبت به عشق و تکیه بر استقلال فردی، میتواند وزنهای متعادلکننده در برابر جهان امتیازمحور دوستان ثروتمند باشد. با این همه، پرداخت او همیشه به اندازه ایده اولیهاش پیچیده نیست و تصمیمهایش گاه بیش از آنکه از تحول درونی روشنی برخیزند، تابع ضرورتهای ملودراماند.
سوجی از شخصیتهایی است که بیشترین ظرفیت را برای ایجاد ابهام دارد. او هم زخمی است، هم جاهطلب، و هم در پی کنترل کسانی که برایش اهمیت دارند. مون گایونگ در این نقش، سردی و آسیبپذیری را بهخوبی کنار هم مینشاند و به کشمکشهای او وزن میدهد. سِهجو نیز با جایگاهی میان دوستی، دلبستگی و وفاداری، به روابط گروه عمق میبخشد.
« در نتیجه، اخلاق درام بیش از آنکه کاویده شود، وسیلهای برای پیشبردن قصه میشود. »
شخصیتها و اجرا
گاه همین شخصیتهای فرعی و پیوندهایشان از خط عاشقانه اصلی زندهتر به نظر میرسند؛ نکتهای که هم از توان بازیگران خبر میدهد و هم از نابرابریِ تمرکز فیلمنامه. بازیگری و شیمی میان بازیگران یکی از دلایل اصلی دنبالکردن سریال، حضور بازیگران جوان و شیمی قابلباور میان آنهاست. وو دوهوان به شیهیون جذابیتی آمیخته به اندوه میدهد، بیآنکه نقش را صرفاً به تصویر وارثی خوشپوش و مرموز تقلیل دهد.
جوی در نقش تههی در لحظات آرام و عاطفی بهتر میدرخشد؛ حضورش در برابر شیهیون رابطهای میسازد که بهاندازه کافی کشش دارد تا مخاطب را با خود همراه کند. در سوی دیگر، مون گایونگ و کیم مینجه به رابطهای پرتنش و چندلایه شکل میدهند که گاهی از زوج محوری پیچیدگی بیشتری پیدا میکند. با این حال، شیمی بازیگران نمیتواند همه کمبودهای فیلمنامه را جبران کند.
وقتی موقعیتها تکراری میشوند یا انگیزهها ناگهان تغییر جهت میدهند، بازیگران ناچارند بار احساسی صحنه را بهتنهایی به دوش بکشند. حاصل، لحظاتی است که از نظر اجرا اثرگذارند، اما در پیوند با مسیر کلی شخصیتها به اندازه کافی استوار نمیمانند. ریتم و کشش روایی «Tempted» از همان ابتدا با رازها، قرارهای حسابشده و مناسبات پرتنش، میل به تماشای قسمت بعد را برمیانگیزد.
« با این حال، شیمی بازیگران نمیتواند همه کمبودهای فیلمنامه را جبران کند. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
قصه با سرعت وارد رابطههای متداخل میشود و اطلاعات تازه را بهتدریج آشکار میکند؛ این شیوه، بهویژه در بخشهای آغازین، برای مخاطبی که از ملودرامهای پرپیچوخم لذت میبرد، سرگرمکننده است. اما همان سازوکاری که ابتدا کشش میآفریند، در ادامه به نقطه ضعف سریال بدل میشود. بحرانها پشت سر هم میآیند، بیآنکه هر بار کیفیت یا پیامد تازهای به روابط بیفزایند.
شخصیتها بارها در چرخهای از سوءتفاهم، پنهانکاری و واکنشهای تند گرفتار میشوند و روایت به جای حرکت پیوسته به سوی تحول، دور خود میچرخد. این تکرار ریتم را فرسوده میکند و از شدت موقعیتها میکاهد. هنگامی که هر قسمت بحران تازهای عرضه میکند، اما بحران پیشین هنوز بهدرستی هضم نشده است، تنش بهتدریج اثر خود را از دست میدهد.
سریال همچنان تماشایی میماند، اما نه همیشه به این دلیل که مسیرش محکم و پیشبینیناپذیر است؛ گاه صرفاً به سبب میل مخاطب به دانستن اینکه این رشته درهمتنیده سرانجام به کجا میرسد. فضا، تصویر و حالوهوای ملودرام جهان سریال بر تضاد میان زندگی مرفه و دغدغههای روزمره بنا شده است. خانههای بزرگ، مهمانیها و فضاهای شیک، در کنار محیط دانشگاه و زندگی مستقل تههی، تفاوت طبقاتی شخصیتها را بهسرعت به چشم میآورند.
« اما همان سازوکاری که ابتدا کشش میآفریند، در ادامه به نقطه ضعف سریال بدل میشود. »
قوتها و کاستیها
این تضاد میتوانست زمینهای برای نقد دقیقتر قدرت و امتیاز اجتماعی باشد؛ اما اغلب بیشتر کارکرد بصری و داستانی دارد تا تحلیلی. ثروت، در درجه نخست، راهی است برای فراهمکردن موقعیتهای پرزرقوبرق و نشاندادن آزادی عملی که شخصیتهای برخوردار از آن دارند. حالوهوای سریال نیز میان تلخی و شیرینی در نوسان است.
عنوان و طرح اولیه، وعده داستانی تیرهتر و بیرحمانهتر میدهند؛ در عمل، اثر زودتر به ملودرام عاشقانهای آشنا نزدیک میشود. این تغییر لحن الزاماً آن را بیجاذبه نمیکند، اما ممکن است برای تماشاگرانی که انتظار کاوشی جدیتر در فریب و پیامدهای آن دارند، ناامیدکننده باشد. «Tempted» بیشتر به احساسات و کشمکشهای رابطهای تکیه میکند تا به فضای تاریک و روانشناختیای که ایده مرکزیاش نوید میدهد.
میان سرگرمی و کلیشه بخش مهمی از جذابیت سریال در همان عناصر آشنایی نهفته است که به آن آسیب میزنند. وارث ثروتمند، شرطبندی عاشقانه، عشق برخاسته از فریب، دوستیهای پرحسادت و رازهایی که بهموقع آشکار میشوند، همگی از مصالح شناختهشده ملودرامهای جوانپسندند. سریال این مصالح را با انرژی و چهرههایی جذاب عرضه میکند و از همین رو میتواند اعتیادآور باشد؛ حتی وقتی مخاطب میداند قصه به سمت بحرانی دیگر میرود، تماشای واکنش شخصیتها همچنان سرگرمکننده است.
« حالوهوای سریال نیز میان تلخی و شیرینی در نوسان است. »
جمعبندی
اما آشناییِ بیش از حد این الگوها، گاه به حس قصهای شبیه رمانهای اینترنتی میانجامد: احساسات بزرگ، تصمیمهای ناگهانی و بحرانهایی که برای حفظ هیجان پیدرپی از راه میرسند. این ویژگی برای برخی تماشاگران بخشی از لذت اثر است و برای برخی دیگر نشانهای از سطحیماندن آن. «Tempted» در بهترین لحظاتش از همین کلیشهها برای ساختن کشش عاطفی استفاده میکند؛ در ضعیفترین لحظاتش، زیر بار همان کلیشهها از پرداخت دقیق شخصیت و رابطه بازمیماند.
جمعبندی «Tempted» سریالی است با طرحی پرظرفیت، بازیگرانی خوشحضور و روابطی که در مقاطع مختلف کشش چشمگیری ایجاد میکنند. تماشاگرانی که از ملودرامهای عاشقانه، رازهای خانوادگی و شخصیتهای ثروتمند اما آشفته لذت میبرند، احتمالاً در فضای پرتنش آن چیزی برای دنبالکردن خواهند یافت. نقطه قوت اصلی اثر، بیش از انسجام داستان، در انرژی بازیگران و جذابیت مناسبات میان آنهاست.
در مقابل، تکرار بحرانها، نوسان لحن و فاصله گرفتن از تاریکیِ وعدهدادهشده، مانع میشود سریال به کاوشی ماندگار درباره عشق، فریب و مسئولیت بدل شود. پایانبندی نیز ممکن است برای برخی مخاطبان بیش از اندازه فشرده و کمپرداخت جلوه کند؛ بیآنکه لازم باشد از جزئیات آن سخنی گفته شود. در نهایت، «Tempted» اثری نهچندان یکدست اما سرگرمکننده است: سریالی که گاهی با بازیگرانش زنده میشود و گاهی در تکرار قراردادهای ژانری خود گرفتار میماند.
« این ویژگی برای برخی تماشاگران بخشی از لذت اثر است و برای برخی دیگر نشانهای از سطحیماندن آن. »
ثبت دیدگاه