نقد و بررسی
نقد لاکپشتهای نینجا: خارج از سایهها (Teenage Mutant Ninja Turtles: Out of the Shadows) | 2016
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
بازگشت به جهانِ پرهیاهو «Teenage Mutant Ninja Turtles: Out of the Shadows» دنبالهای است که میخواهد بیش از هر چیز، جهان لاکپشتهای نینجا را به شکل آشناتر و رنگارنگتری پیش چشم تماشاگر بگذارد. پس از آنکه شریدر از بازداشت میگریزد، باکستر استاکمن، بیباپ و راکاستدی به نقشهای برای دستیابی به قدرتی ویرانگر گره میخورند؛ در همان حال، کرنگ تهدیدی بزرگتر را پیش میکشد.
فیلم با این مقدمات، نه سراغ تعلیقی پیچیده میرود و نه قصد دارد اسطورهشناسی تازهای بنا کند؛ هدفش گردآوردن چهرهها و عناصر محبوب مجموعه در ماجرایی پرتحرک و سرگرمکننده است. این رویکرد برای تماشاگر آشنا با دنیای لاکپشتها جذابیت فوری دارد. بیباپ و راکاستدی، کرنگ و نشانههای آشنای مجموعه، حس بازگشت به فضایی کارتونی را تقویت میکنند.
بااینحال، آشنایی با مواد اولیه بهتنهایی برای ساختن فیلمی منسجم کافی نیست. اثر گاهی چنان شتاب دارد که انگار صرفاً میخواهد هرچه زودتر شخصیت و موقعیت بعدی را وارد قاب کند. قصهای با چند مسیر همزمان مشکل اصلی فیلم، پراکندگی روایت است. ماجرا از فرار شریدر و همکاری او با استاکمن آغاز میشود، اما خیلی زود چندین خط داستانی و تهدید تازه بر هم انباشته میشوند.
« این رویکرد برای تماشاگر آشنا با دنیای لاکپشتها جذابیت فوری دارد. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
هرکدام از این ایدهها میتوانستند محور یک روایت مستقل یا دستکم بخشی با فرصت کافی برای پرداخت باشند؛ فیلم، اما بیشتر به معرفی و جابهجایی میان آنها بسنده میکند. حاصل، داستانی است که پیوسته در حرکت است، ولی همیشه روشن نیست کدام تعارض باید در مرکز توجه قرار گیرد. در سوی قهرمانان نیز مسئلهٔ هویت و جایگاه لاکپشتها در جهان انسانها مطرح میشود؛ موضوعی که ظرفیت عاطفی مناسبی دارد و بهخوبی با وضعیت متفاوت آنان پیوند میخورد.
اما این لایه زیر فشار رویدادهای پیاپی کمرمق میشود. فیلم گاه به تعارضی درونی نزدیک میشود، سپس پیش از آنکه بتواند آن را بگستراند، به تعقیبوگریز یا مواجههای تازه میپرد. بنابراین، پیوند میان درام شخصیتها و حادثههای بیرونی به اندازهای محکم نیست که روایت را یکپارچه نگه دارد. شخصیتها و رابطهٔ برادرانه یکی از امتیازهای مجموعه، تفاوتهای رفتاری چهار لاکپشت و رابطهٔ برادرانهٔ آنان است.
فیلم میکوشد میان وظیفه، وفاداری و میل فردی تعادل برقرار کند؛ ازاینرو، اختلافنظرهای درون گروه صرفاً بهانهای برای جدایی موقت نیستند و میتوانند پرسشی معنادار دربارهٔ مسئولیت و تعلقخاطر بسازند. بااینحال، پرداخت این کشمکشها اغلب کوتاه و تابع ضرباهنگ ماجراجویی است. گفتوگوها فرصت نمییابند تا احساسات زیرین را بهقدر کافی آشکار کنند.
« حاصل، داستانی است که پیوسته در حرکت است، ولی همیشه روشن نیست کدام تعارض باید در مرکز توجه قرار گیرد. »
شخصیتها و اجرا
در میان شخصیتهای تازه، بیباپ و راکاستدی بیش از آنکه بهعنوان آدمهایی پیچیده شکل بگیرند، نیرویی کمیک و جسمانی برای فیلم فراهم میکنند. حضورشان برای طرفداران قدیمی مجموعه جذاب است و طراحیشان یادآور وجه اغراقآمیز و بازیگوش دنیای لاکپشتهاست. رابطهٔ ساده و همراهانهٔ آن دو نیز لحظاتی از سرخوشی میآفریند، اما شوخیهای مربوط به آنان بارها به تکرار و اغراق نزدیک میشوند.
دیگر چهرههای انسانی، از جمله اپریل و کیسی جونز، در کنار قهرمانان قرار میگیرند، ولی سهمشان در شکلدادن به مسیر داستان یکسان و پررنگ نیست. طنز؛ میان بازیگوشی و تکرار لحن فیلم آشکارا به سوی کمدی ماجراجویانه و فضای کارتونی میل میکند؛ انتخابی که با منشأ داستان و شخصیتهایش سازگار است.
مشکل نه در شوخیکردن، بلکه در میزان اتکا به شوخیهای کماثر است. بسیاری از لحظات طنز بر واکنشهای اغراقشده، بازی با ظاهر شخصیتها یا تکرار یک خصلت بنا شدهاند. گاهی این سادگی به فیلم انرژی میدهد، اما در مواردی دیگر شوخی پیش از آنکه فرصت اثرگذاری پیدا کند، با تکرار یا توضیح اضافه فرسوده میشود.
« حضورشان برای طرفداران قدیمی مجموعه جذاب است و طراحیشان یادآور وجه اغراقآمیز و بازیگوش دنیای لاکپشتهاست. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
از سوی دیگر، فیلم میان جدیت و هزل همیشه تعادل نمییابد. تهدیدی که باید وزن دراماتیک داشته باشد، گاه در کنار شوخیای قرار میگیرد که شدت موقعیت را از میان میبرد. این نوسان باعث میشود بعضی صحنهها نه بهاندازهٔ کافی مضحک باشند و نه بتوانند حس خطر را حفظ کنند. فیلم در بهترین لحظاتش به بیپروایی و سرزندگی یک ماجرای مصور نزدیک میشود؛ در ضعیفترین لحظات، مجموعهای از شوخیهای گذراست که فاصلهٔ میان صحنههای اکشن را پر میکند.
اکشن و جلوههای بصری اکشن از نقاط قوت آشکار فیلم است. تعقیبوگریزها و درگیریها با شتاب و مقیاسی بزرگ طراحی شدهاند و میکوشند تماشاگر را پیوسته در دل حادثه نگه دارند. حضور لاکپشتها در موقعیتهای گوناگون امکان بهرهگیری از حرکت، شوخی جسمانی و همکاری گروهی را فراهم میکند. فیلم در این بخش میداند که مخاطب برای تماشای قهرمانانی آمده که از دل خطرها با انرژی و خلاقیت عبور میکنند؛ به همین دلیل، لحظات پرجنبوجوش آن میتوانند سرگرمکننده باشند.
اما حجم بالای تصاویر رایانهای و سروصدای صوتی بهتدریج اثر معکوس میگذارد. وقتی تقریباً هر رویارویی با انفجار، سقوط، تعقیب یا تغییر ناگهانی مقیاس همراه است، شدت بصری دیگر همیشه هیجان تولید نمیکند. صحنهها گاهی چنان شلوغ و پرشتاب میشوند که وضوح حرکت و اهمیت کنشها کاهش مییابد. در نتیجه، مخاطب ممکن است از نظر حسی درگیر باشد، اما از نظر دراماتیک کمتر احساس کند آنچه میبیند پیامد یا معنایی ویژه دارد.
« از سوی دیگر، فیلم میان جدیت و هزل همیشه تعادل نمییابد. »
قوتها و کاستیها
نوستالژی و وفاداری به جهان مجموعه فیلم آشکارا بر شناخت پیشین مخاطب از دنیای لاکپشتهای نینجا حساب میکند. حضور شخصیتهای محبوب و لحن نزدیکتر به ماجراجوییهای کارتونی میتواند برای طرفداران قدیمی خوشایند باشد؛ گویی فیلم بخشی از عناصر آشنای آن جهان را به پرده بازمیگرداند. برای تماشاگرانی که با این شخصیتها خاطره دارند، همین بازشناسی ممکن است بخش مهمی از لذت تماشا باشد.
بااینحال، نوستالژی در اینجا گاه جای پرداخت را میگیرد. آشنایی با نامها و شمایلها لزوماً به معنای شکلگیری شخصیتپردازی یا داستانی بهیادماندنی نیست. فیلم در بازسازی حالوهوای مجموعه موفقتر از آن است که بتواند از آن حالوهوا روایتی تازه و ماندگار بسازد. ازاینرو، تماشاگر ناآشنا با جهان لاکپشتها ممکن است همان پیوند عاطفی را تجربه نکند که طرفداران قدیمی از بازگشت چهرههای محبوب به دست میآورند.
جمعبندی «Teenage Mutant Ninja Turtles: Out of the Shadows» اثری پرانرژی و آشناست که جذابیتش بیشتر در حرکت، شوخیهای کارتونی و حضور شخصیتهای محبوب مجموعه نهفته است تا در استحکام روایت. بیباپ و راکاستدی و حالوهوای نوستالژیک میتوانند برای طرفداران امتیازی جدی باشند، و صحنههای اکشن نیز گاه بهاندازهٔ کافی سرگرمکنندهاند تا فیلم را پیش ببرند.
« نوستالژی و وفاداری به جهان مجموعه فیلم آشکارا بر شناخت پیشین مخاطب از دنیای لاکپشتهای نینجا حساب میکند. »
جمعبندی
در مقابل، داستان شلوغ، گذر شتابزده از تعارضهای درونی، شوخیهای نابرابر و افراط در جلوههای پرسروصدا مانع از آن میشوند که تجربهای منسجم و ماندگار شکل بگیرد. این فیلم را میتوان ماجرایی خوشگذران اما ناپایدار دانست: برای گذراندن زمانی سبک و دیدن چهرههای آشنای مجموعه مناسب است، اما پس از پایان، بیش از آنکه بهسبب عمق یا ظرافت روایی در ذهن بماند، با چند تصویر پرتحرک و حس نوستالژی به یاد آورده میشود.



ثبت دیدگاه