نقد و بررسی
نقد لاکپشتهای نینجا ۲: راز اووز (Teenage Mutant Ninja Turtles II: The Secret of the Ooze) | 1991
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
بازگشت به جهان لاکپشتها «Teenage Mutant Ninja Turtles II: The Secret of the Ooze» دنبالهای است که بیش از هر چیز میکوشد دوباره مخاطب را به جهان آشنای چهار لاکپشت نینجا بازگرداند: شهری پرآشوب، مخفیگاههایی دور از چشم مردم، رفاقتی خانوادگی و دشمنی که هنوز دست از تعقیب قهرمانان برنداشته است.
فیلم به کارگردانی Michael Pressman ساخته شده و در سال ۱۹۹۱ به نمایش درآمد؛ زمانی که شخصیتهای مجموعه به بخشی از فرهنگ عامهٔ کودکان و نوجوانان تبدیل شده بودند. داستان از همان ابتدا مسیرش را روشن میکند: لاکپشتها و شردر بار دیگر در برابر هم قرار میگیرند و مادهٔ جهشزا، این بار، در مرکز کشمکش است.
فیلم برای ورود به ماجرا نیازی به مقدمهچینی پیچیده ندارد و با تکیه بر رابطههای تثبیتشده و شور و شیطنت شخصیتها، زود به فضای اصلی خود میرسد. روایت ساده، هدفمند و قابلپیشبینی سادگی داستان هم امتیاز فیلم است و هم محدودیت آن. خطر اصلی بهسرعت قابلفهم میشود، انگیزهٔ شردر بهروشنی بیان میشود و قهرمانان نیز بیدرنگ دست به کار میشوند.
چنین ساختاری برای ماجرایی خانوادگی مناسب است: تماشاگر کمسنوسال میتواند مسیر داستان را دنبال کند، بیآنکه در میان شاخههای فرعی یا اطلاعات پیچیده سردرگم شود. در عوض، همین وضوح باعث میشود فیلم کمتر از قسمت نخست حس کشف و غافلگیری داشته باشد. رخدادها اغلب مطابق انتظار پیش میروند و تهدید تازه، هرچند به جهان داستان بُعدی علمیـتخیلی میدهد، بهندرت پیچیدگی دراماتیک قابلتوجهی میآفریند.
« روایت ساده، هدفمند و قابلپیشبینی سادگی داستان هم امتیاز فیلم است و هم محدودیت آن. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
فیلم همچنین فرصت مییابد پرسشهایی دربارهٔ خاستگاه لاکپشتها و معنای تعلق آنها به خانوادهٔ اسپلینتر مطرح کند. این پرسشها میتوانستند به هستهٔ احساسی پررنگتری بدل شوند، اما اثر معمولاً در حد اشاره و زمینهسازی باقی میماند و زود دوباره به ماجرای تعقیب و درگیری بازمیگردد. بااینحال، این انتخاب با خصلت سرراست فیلم سازگار است: هدف اصلی نه ساختن معمایی پیچیده، بلکه فراهمکردن بستری برای ماجراجویی و شوخی است.
لاکپشتها و گرمای رابطههایشان مرکز جذابیت فیلم همچنان خود چهار لاکپشتاند؛ هرکدام با خلقوخویی متمایز که به گروه تنوع میدهد. رابطهٔ برادرانهٔ آنها، درگیریهای کوچک و شوخیهای میانشان، بیش از خود خط داستانی به فیلم جان میبخشد. در دل نبردها، آنها نه قهرمانانی بینقص، بلکه نوجوانانی بازیگوش و گاه لجباز به نظر میرسند؛ همین ویژگی سبب میشود پیوندشان با اسپلینتر نیز اهمیت پیدا کند.
استاد، تنها آموزگار فنون رزمی نیست؛ حضورش یادآور انضباط، مراقبت و مسئولیتی است که قهرمانان در برابر یکدیگر دارند. در سوی دیگر، April O’Neil و شخصیت تازهوارد Keno به گسترش فضای انسانی داستان کمک میکنند. حضور Keno بهویژه امکان میدهد فیلم از محدودهٔ مخفیگاه و گروه اصلی بیرون بیاید و قهرمانان را در برخورد با آدمهای عادی نشان دهد.
با وجود این، شخصیتپردازی بیشتر بر کارکرد ماجرایی تکیه دارد تا تحول عمیق. بسیاری از آدمها در داستان نقش خود را انجام میدهند و کنار میروند؛ بار اصلی سرگرمی همچنان بر دوش لاکپشتهاست. بازیها و چهرهٔ آشنای شردر دیوید وارنر در نقش پروفسور جردن پری حضوری متین و مطمئن دارد. بازی او به فیلم وزنی میدهد که در غیر این صورت ممکن بود زیر فشار شوخیهای کودکانه و هیجانهای پرسرعت از دست برود.
« رابطهٔ برادرانهٔ آنها، درگیریهای کوچک و شوخیهای میانشان، بیش از خود خط داستانی به فیلم جان میبخشد. »
شخصیتها و اجرا
وارنر شخصیت را با جدیتی کنترلشده اجرا میکند و همین تفاوت لحن، به صحنههایش تنوع میبخشد. او بهجای آنکه در فضای کارتونی اثر حل شود، نوعی ثبات و اعتبار نمایشی وارد آن میکند. این حضور، یکی از امتیازهای محسوس فیلم است. شردر نیز همچنان نیروی محرک خصومت داستان باقی میماند، هرچند فیلم در ترسیم او بیشتر به هیبت ظاهری و میل به انتقام تکیه میکند تا کاوش روانشناختی.
در میان قهرمانان، لئوناردو، رافائل، دوناتلو و میکلآنجلو بیشتر از راه رفتارهای شاخص و شوخیهایشان شناخته میشوند تا از مسیر قوسهای شخصیتی مستقل. این رویکرد برای فیلمی با حالوهوای ماجراجویانه کارآمد است، اما گاهی حس میشود ظرفیت رابطهها و تعارضهای درونی گروه فراتر از آن چیزی است که فیلمنامه به آنها مجال میدهد.
عروسکها، حرکت و هویت دیداری یکی از سرچشمههای ماندگار لذت فیلم، حضور فیزیکی و دیداری لاکپشتهاست. طراحی لباسها و عروسکها به آنها حجمی ملموس میدهد؛ آنها فقط تصویرهایی روی پرده نیستند، بلکه بدن دارند، حرکت میکنند و در فضای واقعی صحنه جا میگیرند. همین ویژگی به کنشها نوعی گرما و بازیگوشی میبخشد که ممکن است در جلوههای کاملاً رایانهای از دست برود.
حرکات رزمی، چرخشها و واکنشهای چهرهای عروسکها، با وجود محدودیتهای فنی، بخش مهمی از هویت فیلم را شکل میدهد. البته برخی لحظههای اکشن از نظر طراحی و تدوین بهاندازهٔ کافی پرتنش نیستند. فیلم بیش از آنکه بر واقعنمایی نبردها یا ظرافت فنون رزمی تمرکز کند، به تصویرهای پرتحرک و سرگرمکننده وفادار میماند.
« وارنر شخصیت را با جدیتی کنترلشده اجرا میکند و همین تفاوت لحن، به صحنههایش تنوع میبخشد. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
نتیجه گاهی سبک و حتی کمی ساختگی به نظر میرسد، اما همین آشکاریِ ساخت و پرداخت بخشی از جذابیت نوستالژیک اثر است. فیلم خود را جدیتر از آنچه هست عرضه نمیکند و از رنگوبوی نمایشیاش نیز شرمنده نیست. شوخیها، موسیقی و لحظههای بهیادماندنی طنز فیلم بر شوخیهای کلامی، اغراق و شیطنتهای کودکانه بنا شده است.
بعضی از این لحظهها هنوز سرزندهاند و از هماهنگی میان شخصیتها نیرو میگیرند؛ برخی دیگر اما بیش از حد ساده یا لوس به نظر میرسند. اگر مخاطب با انتظار یک کمدی ظریف یا گفتوگوهای چندلایه سراغ فیلم برود، احتمالاً از تکرار شوخیها خسته میشود. اما در چارچوب اثری که اساساً برای سرگرمی خانوادگی ساخته شده، این لحن تا حدی قابلانتظار است.
موسیقی و فرهنگ عامهٔ زمانه نیز سهم مهمی در ساختن خاطرهٔ فیلم دارند. «نینجا رپ» یکی از آن لحظههایی است که بهتنهایی میتواند هویت اثر را در ذهن مخاطب حک کند: صحنهای سرزنده و نمایشی که انرژی فیلم را به اوج میرساند، هرچند همهٔ تماشاگران با ترکیب رقص، موسیقی و نبرد به یک اندازه همراه نشوند.
این بخش نمونهای روشن از دوگانگی فیلم است؛ همان چیزی که برای برخی بیش از اندازه پنیری و کودکانه جلوه میکند، برای گروهی دیگر بخشی جداییناپذیر از لذت نوستالژیک آن است. ریتم و سایهٔ قسمت نخست ریتم فیلم در بخشهایی پرجنبوجوش است و با جابهجایی میان شوخی، تعقیب و درگیری، فرصت زیادی برای سکون باقی نمیگذارد.
« فیلم خود را جدیتر از آنچه هست عرضه نمیکند و از رنگوبوی نمایشیاش نیز شرمنده نیست. »
قوتها و کاستیها
بااینحال، تندی کلی روایت همواره پایدار نیست. بعضی صحنهها بیش از اندازه در یک موقعیت میمانند و میان رخدادهای اصلی، لحظههایی دیده میشود که بیشتر برای حفظ حالوهوا حضور دارند تا پیشبرد داستان. ازاینرو، اثر گاه کشدار میشود؛ بهویژه برای تماشاگر امروزی که انتظار دارد هر صحنه نقشی روشنتر در تحول ماجرا داشته باشد.
مقایسه با فیلم نخست نیز طبیعی است و معمولاً به سود دنباله تمام نمیشود. قسمت اول فضایی متمایزتر و لحنی منسجمتر داشت؛ این فیلم در عوض، به سمت سرگرمی سبکتر و کودکپسندتر حرکت میکند. این تغییر به معنای بیارزشی دنباله نیست، اما تفاوتی مهم در اولویتهای آنهاست. فیلم دوم بیش از آنکه بخواهد جهان لاکپشتها را از نو تعریف کند، میخواهد دوباره با همان عناصر آشنا مخاطب را سرگرم سازد.
جمعبندی «Teenage Mutant Ninja Turtles II: The Secret of the Ooze» فیلمی بینقص یا پیچیده نیست. روایت ساده و قابلپیشبینی، شوخیهایی که گاه از حد میگذرند و ریتمی که در بخشهایی افت میکند، مانع از آن میشوند که دنباله به اندازهٔ قسمت نخست ماندگار و منسجم باشد. بااینهمه، عروسکها و طراحی ملموس لاکپشتها، رابطهٔ گرم گروه، حضور مؤثر دیوید وارنر و چند لحظهٔ موسیقایی و نمایشیِ بهیادماندنی، به آن نیرویی مستقل میبخشند.
ارزش امروزین فیلم تا حد زیادی به تواناییاش در زندهکردن خاطره وابسته است؛ اما این وابستگی صرفاً به نوستالژی محدود نمیشود. اثر هنوز میتواند با انرژی بیتکلف و شوخیهای آشنایش تماشاگر را سرگرم کند، بهشرط آنکه از آن انتظار درامی عمیق یا ماجرایی غافلگیرکننده نداشته باشد. این دنباله در نهایت فیلمی جمعوجور، شلوغ و صمیمی است: اثری که ضعفهایش آشکارند، اما شور کودکانه و شخصیتهای دوستداشتنیاش تا پایان همراه تماشاگر میمانند.
« بااینحال، تندی کلی روایت همواره پایدار نیست. »
ثبت دیدگاه