نقد و بررسی
نقد Taste the Blood of Dracula | 1970
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
بازگشت خونآشام به جهانی رو به زوال «Taste the Blood of Dracula» محصول ۱۹۷۰، از آن فیلمهای مجموعهای است که هراس را نه فقط از دخمهها و آیینهای ممنوع، بلکه از دل خانههای آبرومند و مناسبات اجتماعی بیرون میکشد. داستان با سه مرد متمول و صاحبمنصب آغاز میشود که زندگی منظم و محترمانهشان، در خلوت، پوششی برای میلهای سرکوبشده و دورویی اخلاقی است.
پیوند آنان با آیینی شیطانی، ناخواسته به احیای دراکولا میانجامد؛ اما فیلم بیش از آنکه صرفاً حکایت بازگشت یک هیولای افسانهای باشد، تصویری از فساد پنهان در طبقهای است که خود را معیار فضیلت میداند. از همینجا تضاد محوری فیلم شکل میگیرد: هیولایی که آشکارا هیولاست، در برابر مردانی که شرارت خود را پشت آداب معاشرت و اعتبار اجتماعی پنهان میکنند.
این تقابل به اثر بُعدی فراتر از وحشت متعارف میبخشد و آن را به نقدی تند، هرچند نه همیشه ظریف، از ریاکاری بورژوازی بدل میکند. فیلم میپرسد چه کسی واقعاً خطرناکتر است: موجودی که ماهیت خونآشامانهاش را پنهان نمیکند، یا مردانی که فسادشان را با نام شرافت میآرایند؟ گناه در لباس احترام مهمترین امتیاز روایی فیلم، قرار دادن سرچشمه بحران در رفتار همان کسانی است که خود را ستون نظم اجتماعی میپندارند.
سه مرد، در ظاهر خیرخواه و محترماند، اما زندگی دوگانهشان نشان میدهد که اخلاق عمومی برای آنان بیشتر وسیله حفظ موقعیت است تا باوری درونی. رفتارشان با خانوادهها نیز این تناقض را پررنگتر میکند: اقتدار پدرانه و سختگیری اخلاقی از یک سو، و تسلیم در برابر هوسهای خودخواهانه از سوی دیگر.
روایت و ریتم؛ جریان داستان
فیلم از این شکاف برای ساختن نوعی عدالت انتقامجویانه بهره میگیرد. پیامد اعمال مردان به قلمرو خانوادههایشان راه مییابد و رابطه نسلها را به میدان اصلی کشمکش بدل میکند. در این چارچوب، فرزندان صرفاً قربانیانی اتفاقی نیستند؛ آنان در برابر ساختاری قرار میگیرند که پدرانشان ساختهاند و اکنون در حال فروپاشی است.
البته فیلم این مضمون را بیش از آنکه با ظرافت روانشناختی بپروراند، در قالب رویدادهای گوتیک و انتقامهای هولناک به نمایش میگذارد. بااینحال، همین پیوند میان گناه خصوصی و بحران خانوادگی، داستان را از یک تعقیبوگریز خونآشامی ساده فراتر میبرد. دراکولا؛ حضوری اندک، سایهای بلند کریستوفر لی بار دیگر در نقش کنت دراکولا ظاهر میشود؛ حضوری که همچنان از اقتدار سرد و جاذبه تهدیدآمیز او بهره میبرد، اما سهم زمانیاش در فیلم محدود است.
دراکولا در بخشهایی بیشتر به نیرویی پشت پرده شباهت دارد تا قهرمانی که روایت پیوسته پیرامون او بچرخد. فیلم، بهجای آنکه او را در مرکز صحنه نگه دارد، تأثیرش را از خلال ترس، اطاعت و پیامدهایی نشان میدهد که بر زندگی دیگران میگذارد. این انتخاب دو نتیجه متضاد دارد. از یک سو، غیبت نسبی دراکولا حس تعلیق میسازد: هر بار که او ظاهر میشود، حضورش وزن پیدا میکند و فیلم میتواند از رازآلودگی شخصیت بهره ببرد.
از سوی دیگر، مخاطبی که انتظار دارد با اقتدار و شرارت نمایشی لی روبهرو شود، ممکن است از کمرنگبودن نقش او ناامید شود. بازی لی همچنان به شخصیت وقار و هیبتی خاص میبخشد، اما محدودیت حضورش فرصت چندانی برای گسترش رابطه میان کنت و قربانیان فراهم نمیکند. به همین دلیل، دراکولا هم قلب عنوان فیلم است و هم تا حدی عنصری حاشیهای در ساختار آن.
« فیلم از این شکاف برای ساختن نوعی عدالت انتقامجویانه بهره میگیرد. »
شخصیتها و اجرا
بازیها و چهرههای گرفتار در مناسبات در میان بازیگران، جفری کین در نقش ویلیام هارگود بهخوبی سیمای مردی را میسازد که اقتدارش را با فضیلت اشتباه گرفته است. او لازم نیست شرارت خود را آشکارا به نمایش بگذارد؛ خشکی رفتار و اطمینانی که به جایگاهش دارد، خود بخشی از تهدید شخصیت است. پیتر سالیس و جان کارسون نیز در ترسیم دو همپیمان او به فضای مردانه و بسته روایت کمک میکنند؛ فضایی که در آن دوستی، منفعت و رازهای مشترک به هم گره خوردهاند.
رالف بیتس در نقش لرد کورتلی، در بخش آغازین داستان، حضوری متمایز دارد. او با چهره و رفتاری که میان جذابیت و آشفتگی نوسان میکند، حس ورود به قلمرویی ممنوع را تقویت میکند. در سوی دیگر، لیندا هیدن بهعنوان آلیس بخشی از تنش میان اقتدار پدرانه و استقلال نسل جوان را نمایندگی میکند. بااینحال، شخصیتهای جوانتر همیشه به اندازه ظرفیت موقعیتشان پرداخت نمیشوند.
گاه به نظر میرسد فیلم آنان را بیشتر برای پیشبرد سازوکار انتقام و ایجاد کشمکش خانوادگی به کار میگیرد تا آنکه زندگی درونیشان را بهطور کامل بشکافد. کارگردانی و زبان بصری همر پیتر ساسدی جهان فیلم را با تکیه بر عناصر آشنای سینمای گوتیک همر میسازد: خانههای بزرگ، فضاهای سایهدار، آیینهای شبانه و ترکیب رنگهایی که میان شکوه ظاهری و فساد پنهان فاصله میاندازند.
طراحی لباسها نیز سهم مهمی در شکلگیری این جهان دارد. پوشش رسمی مردان، منزلت و انضباط اجتماعی آنان را به رخ میکشد، درحالیکه فضای کابارهها و محافل پنهانی، سویه دیگر زندگیشان را آشکار میکند. این دوگانگی بصری، همان تضاد اخلاقی داستان را به زبان تصویر ترجمه میکند. فیلم در استفاده از جزئیات گوتیک دستودلباز است و از همین رو، حتی زمانی که روایت به مسیرهای آشنا میافتد، تماشایش لذت بصری خود را حفظ میکند.
« رالف بیتس در نقش لرد کورتلی، در بخش آغازین داستان، حضوری متمایز دارد. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
طراحی صحنهها گاهی اغراقآمیز است، اما این اغراق با جهان ملودراماتیک و افسانهای اثر سازگاری دارد. در مقابل، کارگردانی همیشه از همین ظرفیت بصری برای تشدید معنای صحنهها استفاده نمیکند. برخی لحظات بهجای آنکه با ضرباهنگی حسابشده به اوج برسند، ساده و مستقیم اجرا میشوند. بااینهمه، فضای کلی فیلم چنان شخصیت روشنی دارد که ضعفهای اجرایی آن را کاملاً از یاد نمیبرد.
تعلیق، خشونت و آشنایی با قواعد ژانر «Taste the Blood of Dracula» برای ساختن دلهره، تنها به حضور ناگهانی خونآشام متکی نیست. رازهای مشترک، رفتارهای پنهانی و خطرهایی که آرامآرام وارد خانههای محترم میشوند، حس ناامنی پیوستهای پدید میآورند. فیلم همچنین از تصاویر خونآلود و لحظات هراسانگیز برای تثبیت لحن خود بهره میگیرد؛ اما جذابیتش صرفاً در شوک بصری نیست.
بخش مهمی از تعلیق از این تصور میآید که نظم خانوادگی و اجتماعی، برخلاف ظاهر مطمئنش، از درون پوسیده است. بااینحال، داستان از برخی شگردهای آشنا و قابلپیشبینی استفاده میکند. مسیر انتقام، تقابل نسلها و بازی با نیروهای فراطبیعی در فیلمهای خونآشامی پیش از این نیز بارها به کار رفتهاند.
اثر همیشه نمیتواند این عناصر را به شکلی تازه بازآرایی کند و گاه حرکت روایت از همان ابتدا قابل حدس به نظر میرسد. افزون بر این، قواعد مربوط به خونآشامی و نیروی دراکولا در همه لحظات به یک اندازه روشن نیستند. منطق فراطبیعی فیلم بیش از آنکه نظامی دقیق و پیوسته بسازد، تابع نیازهای دراماتیک صحنههاست.
« طراحی صحنهها گاهی اغراقآمیز است، اما این اغراق با جهان ملودراماتیک و افسانهای اثر سازگاری دارد. »
قوتها و کاستیها
این ابهام برای برخی تماشاگران بخشی از افسانهگونگی اثر خواهد بود، اما برای دیگران میتواند حس بیقاعدگی ایجاد کند. میراث فیلم و جایگاه آن در مجموعه این فیلم پنجمین عنوان از مجموعه دراکولای همر و چهارمین حضور کریستوفر لی در نقش کنت است. همین جایگاه، هم به آن امکان میدهد از سنت تثبیتشده مجموعه بهره ببرد و هم ناچار است با انتظارهایی روبهرو شود که در طول زمان پیرامون شخصیت دراکولا شکل گرفتهاند.
اثر میکوشد از قالب صرفاً تکراری فاصله بگیرد و مرکز ثقل را از خود خونآشام به جامعهای منتقل کند که بازگشت او را ممکن میسازد. این جابهجایی، جسورانه و از نظر مضمونی ثمربخش است، هرچند بهایش کاهش حضور یکی از مهمترین جاذبههای مجموعه است. فیلم همچنین به دورهای تعلق دارد که وحشت گوتیک کلاسیک همر در حال مواجهه با مخاطبی تازه و حساسیتهای متحولشده بود.
فضای آن همچنان ریشه در قصههای کهن و معماری سایهدار دارد، اما موضوعاتی چون میل سرکوبشده، ریاکاری اجتماعی و فروپاشی اقتدار پدرسالارانه، به آن رنگوبویی متناسب با زمانه میدهد. نتیجه اثری است که نه کاملاً از فرمول مجموعه میگریزد و نه صرفاً آن را بیتغییر تکرار میکند. جمعبندی «Taste the Blood of Dracula» فیلمی گوتیک و خوشتماشا است که بهترین ویژگیاش را در پیوند دادن وحشت با نقد ریاکاری اجتماعی مییابد.
طراحی لباس و فضا، بازیهای متناسب با لحن اثر و تعلیقی که از رازهای خانوادگی و زندگی دوگانه مردان محترم برمیخیزد، آن را به تجربهای سرگرمکننده بدل میکند. در برابر این امتیازها، حضور محدود دراکولا، شخصیتپردازی نابرابر و اتکای داستان به الگوهای آشنا قرار دارند. ابهام در قواعد خونآشامی نیز ممکن است بخشی از تأثیر روایت را کاهش دهد.
« این جابهجایی، جسورانه و از نظر مضمونی ثمربخش است، هرچند بهایش کاهش حضور یکی از مهمترین جاذبههای مجموعه است. »
جمعبندی
ارزش فیلم در بینقصبودنش نیست؛ در این است که زیر ظاهر قصهای درباره بازگشت یک خونآشام، تصویری از جامعهای میسازد که گناه خود را پشت احترام و اعتبار پنهان کرده است. دراکولا سایهای تهدیدآمیز بر این جهان میاندازد، اما تاریکی اصلی از پیش در خانههای آدمهای بهظاهر متمدن جا خوش کرده است.
ثبت دیدگاه