نقد و بررسی
نقد عروسی تانو و مانو: بازگشت (Tanu Weds Manu: Returns) | 2015
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
بازگشت به رابطهای فرسوده «Tanu Weds Manu: Returns» دنبالهای است که بهجای تکرار سادهٔ آشنایی و ازدواج دو شخصیت اصلی، سراغ مرحلهای دشوارتر میرود: زندگی پس از شور آغازین. تانو و مانو اینبار با رابطهای فرسوده و فاصلهای عاطفی روبهرو هستند؛ فاصلهای که نه با یک سوءتفاهم ساده توضیح داده میشود و نه بهسادگی میتوان از آن عبور کرد.
فیلم از همین نقطه ظرفیت دراماتیک خوبی میسازد: ازدواج، برخلاف خیال عاشقانه، پایان قصه نیست و گاه آدمها پس از آن درمییابند که شناختشان از یکدیگر سطحیتر از چیزی بوده که میپنداشتند. بااینحال، فیلم در پرداخت این بحران گاه شتابزده عمل میکند. بهجای آنکه فرسایش رابطه را با جزئیات رفتاری و گفتوگوهای سنجیده بپروراند، در مقاطعی از موقعیتهای کمیک و برخوردهای ناگهانی کمک میگیرد تا روایت را به جلو براند.
نتیجه، اثری است که ایدهٔ عاطفی جذابی دارد، اما همیشه فرصت نمیکند عمق و پیچیدگی لازم را به آن ببخشد. در بخشهایی، داستان بیشتر بهانهای برای گردهمآوردن شخصیتها و ساختن موقعیتهای خندهآور است تا کاوشی دقیق در زندگی مشترک. داتو؛ آینهای متفاوت برای تانو ورود داتو، ورزشکاری جوان که شباهتی چشمگیر به تانو دارد، موتور اصلی تغییر مسیر داستان است.
« بااینحال، فیلم در پرداخت این بحران گاه شتابزده عمل میکند. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
شباهت ظاهری این دو زن در ابتدا میتواند صرفاً تمهیدی برای کمدی و آشفتگی عاشقانه به نظر برسد؛ اما فیلم از این امکان بهره میگیرد تا پرسشی جالبتر مطرح کند: آیا جذابیت داتو برای مانو فقط از شباهت او به تانو میآید، یا او را باید شخصیتی مستقل و شایستهٔ انتخابی مستقل دانست؟ این پرسش، در دل فضای پرهیاهوی فیلم، لایهای جدیتر پدید میآورد.
تفاوت این دو شخصیت بهتدریج آشکار میشود. داتو، با منش مستقیم و اعتمادبهنفس ورزشیاش، از تانو فاصله دارد و به همین دلیل هم صرفاً بدل یا نسخهای تازه از او نیست. مسئله آنجاست که روایت گاهی استقلال داتو را زیر سایهٔ مثلث عاشقانه قرار میدهد و او را بیش از آنکه کنشگری با خواستههای خودش باشد، به نقطهای در کشمکش میان تانو و مانو تبدیل میکند.
فیلم ظرفیت آن را دارد که تجربهٔ عاطفی داتو را جدیتر بگیرد، اما همیشه از این ظرفیت استفاده نمیکند. بازی کانگانا رانوت؛ دو شخصیت، دو حضور در مرکز ثقل فیلم، کانگانا رانوت قرار دارد؛ بازیگری که دو نقش را نه با تغییرات ظاهری صرف، بلکه با تفاوت در انرژی، ریتم گفتار، زبان بدن و نحوهٔ مواجهه با دیگران از هم جدا میکند.
« این پرسش، در دل فضای پرهیاهوی فیلم، لایهای جدیتر پدید میآورد. »
شخصیتها و اجرا
تانو و داتو از یک چهره برخوردارند، اما حضورشان در قاب و اثرشان بر صحنه یکسان نیست. رانوت در نقش تانو، بیقراری و تندی رفتاری را با پیچیدگی عاطفی درمیآمیزد؛ در نقش داتو، منش محکمتر و کمتکلفتری میآفریند که از جهان اجتماعی و تجربهٔ متفاوت او میآید. نکتهٔ مهم این است که بازیگر برای قابلباورکردن تفاوت دو شخصیت، به اغراقهای آسان بسنده نمیکند.
جزئیات لحن و حرکت، همراه با نحوهٔ واکنش هر یک به مانو و اطرافیان، به تماشاگر کمک میکند میان دو نقش تمایز بگذارد. البته فیلمنامه همیشه به اندازهٔ بازی رانوت برای داتو شخصیتپردازی نمیکند؛ ازاینرو، بخشی از غنای این شخصیت را بازیگر بهتنهایی به دوش میکشد. حضور او یکی از آن عناصر نادری است که حتی در لحظات آشفتهٔ روایت، توجه را دوباره به فیلم بازمیگرداند.
مانو و دشواریِ تصمیمگرفتن مانو در ظاهر مردی آرام و سنجیده است، اما در متن داستان، بیش از آنکه تصمیمگیرندهای روشن باشد، به شخصیتی مردد بدل میشود که در برابر هر انتخاب، گامی پیش و گامی پس میگذارد. این ویژگی میتوانست تصویری باورپذیر از سردرگمی عاطفی باشد؛ مشکل آن است که فیلم بارها همان تردید را تکرار میکند، بیآنکه هر بار شناخت تازهای از او به دست دهد.
« تانو و داتو از یک چهره برخوردارند، اما حضورشان در قاب و اثرشان بر صحنه یکسان نیست. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
در نتیجه، تأمل مانو بهتدریج از پیچیدگی روانی فاصله میگیرد و به درجا زدن روایی نزدیک میشود. آرامش بازی ر. مادهاوان در برابر پرتحرکی تانو و داتو تضادی سودمند ایجاد میکند. مانو بهندرت به اندازهٔ دو زن پیرامونش حضوری پررنگ دارد و همین امر گاه تعادل دراماتیک را برهم میزند: شخصیتهایی که باید بر سر تصمیم او درگیر شوند، از خود او زندهتر و پرشورتر به نظر میرسند.
فیلم میتوانست با کاوش بیشتر در انگیزهها و مسئولیتپذیری او، این عدم توازن را به بخشی آگاهانه از داستان تبدیل کند؛ اما تردیدهایش در بخشهایی چنان کش میآیند که تماشاگر ممکن است بهجای همدلی، بیحوصلگی احساس کند. کمدی، شخصیتهای فرعی و فضای شهری طنز فیلم بیش از آنکه از شوخیهای کلامی منفرد نیرو بگیرد، از برخورد شخصیتها و تفاوت جهانهای اجتماعی آنان زاده میشود.
دیپک دوبریال در نقش پاپی، با حضور پرانرژی و واکنشهای دقیقش، بارها صحنه را از رخوت بیرون میکشد. شخصیت او بهخوبی در فضای آشنای فیلم جا میافتد و شوخیهایش غالباً از رابطهاش با دیگران شکل میگیرد، نه از شوخیهایی که جدا از موقعیت قرار گرفته باشند. جیمی شرگیل و دیگر بازیگران مکمل نیز به ساختن بافت اجتماعی قصه کمک میکنند؛ هرچند تعدد آدمها و خطوط فرعی گاهی به سود فیلم تمام نمیشود.
« در نتیجه، تأمل مانو بهتدریج از پیچیدگی روانی فاصله میگیرد و به درجا زدن روایی نزدیک میشود. »
قوتها و کاستیها
بعضی شخصیتها بیشتر برای راهانداختن یک موقعیت یا افزودن شوخی وارد میشوند و پیش از آنکه نقش دراماتیکشان بهدرستی گسترش یابد، از مرکز توجه کنار میروند. بااینهمه، حالوهوای شهرهای کوچک، روابط خانوادگی و گفتوگوهایی که از تفاوت طبقاتی و فرهنگی نیرو میگیرند، به فیلم رنگوبویی محلی و زنده میدهند.
همین فضای ملموس از عوامل اصلی جذابیت اثر است. ریتم، موسیقی و انسجام روایی فیلم در نیمهٔ نخست، با انرژی بالا و رفتوآمد میان کمدی و درام، تماشاگر را بهخوبی درگیر میکند. شوخیها، برخوردهای ناگهانی و معرفی داتو، ضرباهنگی سرگرمکننده میسازند. موسیقی نیز بخشی جداییناپذیر از این تجربه است؛ قطعات ترانهای و فضای موسیقایی فیلم، هم به لحظات شاد جان میبخشند و هم در جاهایی که عاطفه به سطح میآید، حالوهوایی اندوهناکتر میسازند.
موسیقی صرفاً زینت صحنه نیست، بلکه در شکلدادن به هویت پرجنبوجوش فیلم نقش دارد. اما همین انرژی، در ادامه همیشه حفظ نمیشود. روایت بهسبب تعدد شخصیتها و پیچیدگیهای عاشقانه، گاهی از خط اصلی فاصله میگیرد و برای بازگشت به آن به تمهیدهای شتابزده متوسل میشود. بعضی رخدادها بیش از آنکه حاصل تحول طبیعی شخصیتها باشند، راهی برای افزایش آشفتگی و تعلیق به نظر میرسند.
« همین فضای ملموس از عوامل اصلی جذابیت اثر است. »
جمعبندی
پایانبندی نیز در جمعکردن این مسیر به اندازهٔ کافی متوازن نیست: نتیجهگیری، با وجود نیروی عاطفیاش، ممکن است برای بخشی از تماشاگران از دل انتخابهای پیشین شخصیتها بهطور کامل بیرون نیاید. این نقد به معنای افشای سرانجام داستان نیست؛ مسئله، نحوهٔ چفتوبست روایی است، نه محتوای آن.
جمعبندی «Tanu Weds Manu: Returns» فیلمی پرشور و سرگرمکننده است که بهترین لحظههایش را در بازی دوگانهٔ کانگانا رانوت، طنز پاپی و برخورد میان شخصیتهایی مییابد که هرکدام جهان رفتاری متفاوتی دارند. فیلم با طرح مسئلهٔ زندگی مشترکِ فرسوده و بازگشت احساسات قدیمی، از یک کمدی عاشقانهٔ معمولی فراتر میرود و گاه به پرسشهایی دربارهٔ انتخاب، شباهت و استقلال عاطفی نزدیک میشود.
بااینحال، این دستاوردها زیر فشار فیلمنامهای قرار میگیرند که در بخشهایی کشدار، در برخی تصمیمها کماقناع و در پایان بیش از اندازه متراکم است. مانو بهعنوان مرکز کشمکش، گاه از نیروی لازم برخوردار نیست و داتو نیز سزاوار پرداخت مستقلتری است. حاصل، فیلمی نامتوازن اما خوشتماشا است: اثری که با بازی درخشان و لحظههای کمیکش به یاد میماند، هرچند انسجام داستانیاش همیشه همپای جذابیت اجراها پیش نمیرود.
« این نقد به معنای افشای سرانجام داستان نیست؛ مسئله، نحوهٔ چفتوبست روایی است، نه محتوای آن. »



ثبت دیدگاه