نقد و بررسی
نقد تنتوره (Tantura) | 2022
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
روایتی از گذشتهای که بسته نمیشود مستند «طنطوره» ساختهٔ آلون شوارتس، به یکی از حساسترین فصلهای تاریخ اسرائیل و فلسطین بازمیگردد: رخدادهای روستای ساحلی طنطوره در مهٔ ۱۹۴۸، در روزهای نخست جنگ اعراب و اسرائیل. فیلم از پژوهش تدی کاتس آغاز میکند؛ دانشجویی اسرائیلی که در اواخر دههٔ ۱۹۹۰، بر پایهٔ گفتوگو با شاهدان فلسطینی و سربازان اسرائیلی، روایتی از کشتار ساکنان روستا ارائه داد.
پژوهش او ابتدا جدی گرفته شد، اما سپس با انکار، حملهٔ حقوقی و پسگرفتن اجباری روبهرو شد. شوارتس سالها بعد به نوارهای ضبطشده و مواد آرشیوی بازمیگردد تا بپرسد: چه چیزی را میتوان از میان خاطرههای متناقض، سکوتها و انکارها بازیابی کرد؟ فیلم پاسخ را همچون یک گزارش قطعی و بیمناقشه عرضه نمیکند؛ دستکم نیروی اصلی آن در همین جستوجوی پرتنش است.
«طنطوره» به ما یادآوری میکند که تاریخ تنها مجموعهای از تاریخها و اسناد نیست؛ میدان کشاکش میان آن چیزی است که شاهدان به یاد میآورند، آنچه حاضرند بر زبان آورند و آنچه یک جامعه ترجیح میدهد به فراموشی بسپارد. شهادت، سند و مسئلهٔ حقیقت مهمترین سرمایهٔ فیلم، اتکای آن به شهادتهای دستاول و مواد آرشیوی است.
نوارهای مصاحبهٔ کاتس، گفتوگوهای تازه با شاهدان و سربازان پیشین، و تصاویر و اسناد تاریخی، لایههایی از روایت را کنار هم میگذارند. این شواهد نه همیشه همسو هستند و نه به آسانی در یک روایت مرتب و آرام جای میگیرند؛ اما همین ناهمخوانیها، پرسش اخلاقی مستند را ملموس میکنند. حافظه ممکن است ناقص باشد، اما تکرار یک الگوی انکار یا لغزشهای کلامی نیز خود بخشی از چیزی است که فیلم از مخاطب میخواهد به آن گوش بسپارد.
« پژوهش او ابتدا جدی گرفته شد، اما سپس با انکار، حملهٔ حقوقی و پسگرفتن اجباری روبهرو شد. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
اهمیت این روش در آن است که فیلم ادعا را صرفاً به صدای راوی یا یک کارشناس واگذار نمیکند. مخاطب با صداهای گوناگون روبهرو میشود و باید فاصلهٔ میان گفتهها، مکثها و تناقضها را بسنجد. بدینترتیب، مستند به جای آنکه فقط دربارهٔ حقیقت سخن بگوید، فرایند دشوار نزدیکشدن به حقیقت را پیش چشم میگذارد.
با این همه، وجود شهادتها بهخودیخود همهٔ اختلافهای تاریخی را حل نمیکند؛ ارزش فیلم بیشتر در آشکارکردن وزن اخلاقی این اختلافهاست تا در وانمودکردن به پایانیافتن بحث. انکار بهمثابه موضوع اصلی «طنطوره» تنها دربارهٔ آنچه در روستا روی داده نیست؛ دربارهٔ شیوهای است که یک جامعه با اتهامی دردناک روبهرو میشود.
واکنشها به پژوهش کاتس ــ از بیاعتبارکردنش تا فشار برای پسگرفتن ادعاها ــ بخشی جداییناپذیر از روایتاند. مستند نشان میدهد که مناقشه بر سر گذشته، در همان لحظهای که در دادگاه، دانشگاه یا رسانه جریان مییابد، به نزاعی بر سر اعتبار شاهدان و حدود آنچه میتوان گفت تبدیل میشود. قدرت فیلم در ثبت این سازوکارهاست.
برخی مصاحبهشوندگان با اطمینان انکار میکنند؛ برخی دیگر حافظهای لرزان یا روایتی دوپهلو دارند. گاه سخنانی که قرار است دفاع باشند، بهسبب تناقض یا بیاعتناییشان به رنج قربانیان، اثر معکوس میگذارند. تماشاگر در برابر واژهها تنها نمیماند: حالت چهره، سکوت و خندهٔ عصبی نیز به متن بدل میشوند.
« اهمیت این روش در آن است که فیلم ادعا را صرفاً به صدای راوی یا یک کارشناس واگذار نمیکند. »
شخصیتها و اجرا
با این حال، فیلم همیشه از تبدیل این لحظات به داوری نهایی پرهیز نمیکند؛ بار معناییشان را به مخاطب میسپارد و از همین رو تماشایش میتواند هم تکاندهنده باشد و هم آزارنده. ریتم کند و چهرههای متعدد ساختار مستند در آغاز آهسته پیش میرود. تعداد زیاد مصاحبهشوندگان، جابهجایی میان روایتها و بازگشتهای مکرر به گذشته ممکن است نامها و موضعها را در ذهن مخاطب درهم بیامیزد.
فیلم برای ساختن زمینه و شنواندن صدای افراد وقت میگذارد، اما این مکثها همیشه به روشنی در خدمت پیشبرد روایت قرار نمیگیرند. در بخشهای نخست، تماشاگر ممکن است بیش از آنکه درگیر پرسش مرکزی شود، سرگرم دنبالکردن این باشد که هر مصاحبهشونده چه نسبتی با ماجرا دارد. با گذشت زمان، همین کندی معنای دیگری پیدا میکند.
فیلم به مخاطب فرصت میدهد تا به جای عبور شتابزده از گفتهها، در برخورد میان روایتها مکث کند. تنش کمکم از دل جزئیات بیرون میآید: جملهای که با گفتهای پیشین ناسازگار است، فراموشیای که بیش از حد بهموقع به نظر میرسد، یا اعترافی که مرز مسئولیت فردی و جمعی را مبهم میگذارد. ریتم اثر بنابراین دوگانه است: در ابتدا ممکن است فرساینده باشد، اما در ادامه به بخشی از تجربهٔ مواجهه با موضوع بدل میشود.
توازن صداها و محدودیت نگاه یکی از کاستیهای مهم مستند، نابرابری در فضای دادهشده به صداهاست. تمرکز عمدهٔ فیلم بر سربازان اسرائیلی و جدل پیرامون روایت آنان قرار دارد؛ در نتیجه، تجربهٔ فلسطینیان گاه در جایگاه زمینه یا موضوعِ مورد مناقشه باقی میماند، نه صدایی که بتواند با گستردگی و عمق لازم مرکز روایت را شکل دهد.
« ریتم کند و چهرههای متعدد ساختار مستند در آغاز آهسته پیش میرود. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
این انتخاب از نظر دراماتیک قابل فهم است: فیلم میخواهد سکوت و انکار در جامعهٔ اسرائیل را بررسی کند. اما نتیجه آن است که مخاطب ممکن است دربارهٔ تردیدهای سربازان و دفاعیاتشان بیش از زندگی، فقدان و حافظهٔ فلسطینیان بداند. این عدم توازن فقط مسئلهای در میزان حضور افراد نیست؛ بر زاویهٔ اخلاقی اثر نیز تأثیر میگذارد.
وقتی بعضی گفتههای تحقیرآمیز یا انکارگرایانه مجال طرح مییابند، اما پاسخ و زمینهٔ کافی در کنارشان قرار نمیگیرد، خطر آن وجود دارد که فیلم ناخواسته همان فضای نابرابری را بازتولید کند که میکوشد افشا کند. این نکته از ارزش شهادتهای فیلم نمیکاهد، اما دامنهٔ آن را محدود میسازد و یادآور میشود که یک مستند میتواند در افشای انکار نیرومند باشد، بیآنکه همهٔ ابعاد رنج قربانیان را به یک اندازه بازنمایی کند.
گذشته و امتداد زخم فیلم بهدرستی نشان میدهد که ماجرای طنطوره صرفاً پروندهای بستهشده در بایگانی تاریخ نیست. کشمکش بر سر بهیادآوردن یا بهحاشیهراندن آن، نشان میدهد که روایت گذشته چگونه به هویت سیاسی و اخلاقی امروز پیوند میخورد. بااینحال، پیوند میان رخدادهای سال ۱۹۴۸ و وضعیت معاصر فلسطینیان در اثر به اندازهٔ ظرفیت موضوع گسترش نمییابد.
مستند بیشتر بر بازسازی گذشته و واکنش جامعه به افشای آن متمرکز میماند و کمتر به پیامدهای امروزین سلب خانه، جابهجایی و استمرار ستم میپردازد. این محدودیت، پایان اثر را از نظر عاطفی و سیاسی باز میگذارد. مخاطبی که با این پیشفرض فیلم را میبیند که زخم تاریخی هنوز در زندگی اکنون حضور دارد، ممکن است انتظار داشته باشد مستند این پیوند را صریحتر دنبال کند.
« این انتخاب از نظر دراماتیک قابل فهم است: فیلم میخواهد سکوت و انکار در جامعهٔ اسرائیل را بررسی کند. »
قوتها و کاستیها
در عوض، اثر عمدتاً بر حقیقتِ مورد مناقشه و دشواری پذیرش آن توقف میکند. این تمرکز، انسجام موضوعی فیلم را حفظ میکند، اما تصویر نهایی را ناقصتر از آن میسازد که بتواند بهتنهایی چشماندازی جامع از پیامدهای جاری ارائه دهد. زبان سینمایی و تأثیر عاطفی «طنطوره» با تکیه بر گفتوگو، نوارهای صوتی و تصاویر آرشیوی، از بازسازی نمایشی و هیجانپردازی پرهیز میکند.
این انتخاب با مضمون اثر تناسب دارد: فیلم به جای آنکه خشونت را در قالب صحنهای بازآفرینیشده به نمایش بگذارد، ما را با دشواری شنیدن و پذیرفتن شهادتها روبهرو میکند. صدا در اینجا فقط حامل اطلاعات نیست؛ گاه مکثها، لغزشها و ناگفتهها از عبارتهای روشنتر اثر میگذارند. همین خویشتنداری، گاه به خشکی فرمی میانجامد.
بخشهایی از فیلم بیشتر شبیه پروندهای پژوهشیاند تا روایتی سینمایی با تصاعدی نرم و پیوسته. اما در موضوعی که خود بر ثبت، خاطره و انکار بنا شده، این خشکی همیشه نقص نیست؛ میتواند حس مواجهه با پروندهای حلنشده را تقویت کند. مستند از مخاطب میخواهد به جای تماشای منفعلانهٔ فاجعه، در مقام شنونده و داور باقی بماند؛ تجربهای که آسان نیست، اما با موضوع فیلم همخوانی دارد.
جمعبندی «طنطوره» مستندی مهم و آزارنده است که نیروی اصلیاش را از شهادتهای دستاول، مواد آرشیوی و ثبت تناقضهای گفتار عمومی میگیرد. فیلم نشان میدهد که انکار چگونه میتواند به اندازهٔ خودِ واقعه بخشی از تاریخ شود و چرا حقیقتیابی، بهویژه هنگامی که با حافظهٔ جمعی و هویت سیاسی درگیر است، فرایندی دردناک و ناتمام میماند.
« در عوض، اثر عمدتاً بر حقیقتِ مورد مناقشه و دشواری پذیرش آن توقف میکند. »
جمعبندی
آغاز کند، تعدد چهرهها و فضای محدودتر روایت فلسطینیان از کاستیهای جدی اثرند؛ همچنین پیوند آن با تداوم رنج در زمان حال میتوانست روشنتر و عمیقتر باشد. با وجود این محدودیتها، مستند در طرح پرسش مرکزی خود موفق است: چه کسی حق دارد گذشته را روایت کند، و جامعه برای نشنیدن یک شهادت تا کجا پیش میرود؟
پاسخ فیلم ساده نیست و نباید هم باشد. ارزش «طنطوره» در آن است که اجازه نمیدهد این پرسشها با فراموشی خاموش شوند؛ آن را از بایگانی بیرون میکشد و به وجدان تماشاگر میسپارد.
ثبت دیدگاه