نقد و بررسی
نقد کوتاه 2012 (Tangled Ever After) | 2012
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
جایگاه اثر در جهان «گیسوکمند» «Tangled Ever After» دنبالهای کوتاه بر «Tangled» است؛ فیلمی پویانمایی که ما را به روز عروسی راپونزل و فلین بازمیگرداند، اما بهجای آنکه داستان را از چشم عروس و داماد روایت کند، ماکسیموس و پاسکال را در مرکز ماجرا مینشاند. این انتخاب، هم امتیاز اصلی اثر است و هم محدودیت تعیینکنندهاش: دو شخصیت فرعی که پیشتر بارها با رفتارهای بامزه و بیکلام خود تماشاگر را سرگرم کردهاند، حالا فرصت مییابند در مقام قهرمانان یک ماجرای مستقل ظاهر شوند.
فیلم محصول سال ۲۰۱۲، ساختهٔ نیتن گرنو و بایرون هاوارد، و با زمانی نزدیک به شش دقیقه، بیش از آنکه بخواهد فصل تازهای از زندگی شخصیتها بگشاید، همچون پسدرآمدی شوخطبعانه و کوچک برای دنیای «گیسوکمند» عمل میکند. طرح ساده و موتور کمدی هستهٔ داستان، گمشدن حلقههای عروسی است؛ اتفاقی کوچک که در فضایی رسمی و پر از انتظار، میتواند به بحرانی بزرگ تبدیل شود.
پاسکال و ماکسیموس میکوشند پیش از آنکه آشفتگی مراسم آشکار شود، حلقهها را پیدا کنند و به جایگاه خود بازگردانند. همین تضاد میان اهمیت نمادین حلقهها و بیقاعدگیِ جستوجوی دو حیوان، سرچشمهٔ کمدی فیلم است. اثر برای پیشبرد روایت به پیچیدگی یا رازآلودگی تکیه نمیکند؛ کافی است هدف روشن باشد و هر کوشش برای رسیدن به آن، دردسر تازهای بسازد.
« همین تضاد میان اهمیت نمادین حلقهها و بیقاعدگیِ جستوجوی دو حیوان، سرچشمهٔ کمدی فیلم است. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
این سادگی با قالب کوتاه فیلم سازگار است. تماشاگر از همان آغاز میفهمد که مسئله چیست و چرا دو شخصیت باید دستبهکار شوند؛ بنابراین فیلم نیازی به مقدمهچینی طولانی ندارد. اما همین تمرکز، مجال چندانی برای گسترش موقعیتها یا پرداخت عاطفی آنها باقی نمیگذارد. ماجرا بیشتر زنجیرهای از اتفاقهای پیدرپی است تا روایتی با فراز و فرودهای عمیق.
نتیجه، سرگرمیای فوری و بیتکلف است که هدفش نه شگفتزدهکردن مخاطب با پیچیدگی، بلکه حفظ شتاب و خنده است. شخصیتپردازی از راه حرکت در این فیلم، گفتوگو جایگاه فرعی دارد و شخصیتها بیش از هر چیز از راه بدن، حرکت و واکنش شناخته میشوند. ماکسیموس با غرور و جدیت همیشگیاش، حتی در دل موقعیتهای بیمعنا، رفتاری فرماندهوار دارد؛ پاسکال نیز با چابکی و تواناییهای خاص خود، تعادل این زوج را حفظ میکند.
تفاوت میان اسب نیرومند و آفتابپرست کوچک، زمینهای طبیعی برای شوخیهای دیداری فراهم میآورد: یکی با وزن و سرعت خود آشوب میآفریند، دیگری ناچار است از ظرافت و چالاکیاش بهره بگیرد. این دوگانگی به رابطهٔ میانشان هم جان میدهد. آنها نه با گفتوگوهای توضیحی، بلکه با نگاهها، مکثها و واکنشهایشان به یکدیگر شکل میگیرند.
« این سادگی با قالب کوتاه فیلم سازگار است. »
شخصیتها و اجرا
فیلم فرض میگیرد که تماشاگر پیشتر آنها را میشناسد و از همین آشنایی برای ساختن شوخی بهره میبرد. به همین دلیل، بینندهای که «گیسوکمند» را دیده باشد، سریعتر با رفتارهایشان همراه میشود؛ بااینحال، اثر تا حد زیادی بر شناخت قبلی مخاطب تکیه دارد و فرصت اندکی برای معرفی دوباره یا ژرفترکردن شخصیتها فراهم میکند.
ریتم، تعقیبوگریز و زبان تصویری مهمترین ابزار اجرایی فیلم، ریتم تند آن است. حلقهها بهانهای میشوند برای تعقیبوگریز، برخوردهای زنجیرهای و دگرگونشدن پیاپی فضا. فانوسها، کبوترها و بشکههای شراب، از عناصر محیطیِ مراسم و شهر به اجزای فعال کمدی بدل میشوند؛ هرکدام میتوانند مسیر حرکت شخصیتها را منحرف کنند یا وضعیتی تازه بسازند.
این شیوه به سنت کمدیهای جسمانی نزدیک است: شوخی بیش از آنکه بر بازی با واژهها استوار باشد، از برخورد، سرعت، اغراق و پیامدهای دیداری حاصل میشود. پویانمایی رنگارنگ نیز به این انرژی کمک میکند. فضای جشن با رنگهای روشن و جزئیات پرتحرک جان میگیرد و تقابل میان تشریفات عروسی و آشوبی که در حاشیهٔ آن پدید میآید، پیوسته حفظ میشود.
« فیلم فرض میگیرد که تماشاگر پیشتر آنها را میشناسد و از همین آشنایی برای ساختن شوخی بهره میبرد. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
فیلم میداند چه زمانی از نمایی وسیع برای نشاندادن هرجومرج استفاده کند و چه زمانی با واکنش چهره یا بدن شخصیتها، خنده را از جزئیاتی کوچک بیرون بکشد. بااینهمه، انباشت حادثه گاهی به شلوغی بیش از اندازه میانجامد. وقتی هر موقعیت بلافاصله با حادثهای دیگر جایگزین میشود، بعضی شوخیها مجال اثرگذاری کامل نمییابند و تکرار الگوی تعقیب و فرار میتواند تازگی خود را از دست بدهد.
طنز و نسبت آن با فضای عروسی طنز فیلم از دو سرچشمه تغذیه میشود: نخست، آشفتگیای که حیوانات در برابر چشم جمعیت پدید میآورند؛ دوم، تضاد میان رفتار نامنضبط آنها و وقار مراسم. عروسی فضایی است که در آن همهچیز باید مرتب و پیشبینیپذیر باشد، اما فیلم بارها این انتظار را بر هم میزند.
ماکسیموس و پاسکال با نیتهایی خیرخواهانه وارد عمل میشوند، ولی نتیجهٔ تلاششان اغلب چیزی جز گسترش دردسر نیست. همین فاصلهٔ میان قصد و پیامد، عنصر کمدی را میسازد و اجازه میدهد فیلم بینیاز از بدجنسی یا تمسخر شخصیتها، فضای شاد خود را حفظ کند. با وجود این، ترکیب شوخیها همیشه به یک اندازه متنوع نیست.
« بااینهمه، انباشت حادثه گاهی به شلوغی بیش از اندازه میانجامد. »
قوتها و کاستیها
فیلم عمدتاً بر همان نیروی آشنا تکیه دارد: چیزی از دست میرود، تعقیبی آغاز میشود و حرکت شتابزده، مانعی تازه به وجود میآورد. در اثری بلندتر، چنین الگویی احتمالاً بهسرعت فرسوده میشد؛ در قالب کوتاه، سرعت اجرا و آشنایی با شخصیتها تا اندازهای این تکرار را جبران میکند. بنابراین موفقیت کمدی بیش از آنکه از تازگی تکتک موقعیتها بیاید، به زمانبندی، چابکی اجرا و لذت دیدن دوبارهٔ این زوج وابسته است.
راپونزل و فلین در حاشیه قرارگرفتن ماکسیموس و پاسکال در مرکز روایت، به معنای کمرنگشدن حضور راپونزل و فلین است. آن دو دلیل اصلی برپایی مراسماند، اما فیلم علاقهای ندارد زندگی مشترکشان یا احساساتشان را به موضوع اصلی بدل کند. راپونزل و فلین بیشتر بهمنزلهٔ نقطهٔ مقصد ماجرا حضور دارند؛ شخصیتهایی که آشفتگی پیرامونشان اهمیت موقعیت را یادآوری میکند، بیآنکه بخش بزرگی از زمان فیلم را در اختیار بگیرند.
این تصمیم برای یک فیلم کوتاهِ متمرکز بر زوج حیوانات منطقی است، اما ممکن است برای مخاطبی که خواهان ادامهای پررنگتر برای داستان عاشقانهٔ آن دو است، ناکافی به نظر برسد. اثر بهجای پرداخت رابطهٔ عروس و داماد، از محبوبیت و شناخت قبلی آنها بهره میگیرد و توجه اصلی را به کمدی جسمانی میسپارد.
جمعبندی
بنابراین بهتر است آن را نه فصلی تازه در سرگذشت راپونزل و فلین، بلکه ضمیمهای بازیگوشانه در جهان «گیسوکمند» دانست. جمعبندی «Tangled Ever After» فیلمی کوتاه، سرزنده و سرراست است که میداند چگونه از یک دردسر کوچک، زنجیرهای از شوخیهای تصویری بسازد. پویانمایی رنگارنگ، تضاد رفتاری ماکسیموس و پاسکال و سرعت مناسب روایت، آن را به سرگرمیای دلنشین برای دوستداران «گیسوکمند» تبدیل میکند.
در سوی دیگر، کوتاهی زمان، سادگی طرح، تکرار برخی الگوهای تعقیبوگریز و حضور محدود راپونزل و فلین، مانع از آن میشود که فیلم به تجربهای گسترده یا عمیق بدل شود. ارزش اثر در این نیست که جهان داستان را دگرگون میکند یا به شخصیتها لایههایی تازه میافزاید؛ ارزشش در بازآفرینی کوتاه و خوشساختِ همان شادابی و بازیگوشیای است که مخاطب از این جهان انتظار دارد.
فیلم برای تماشاگر آشنا با شخصیتها، میانپردهای مفرح و پرتحرک است؛ برای مخاطبی که به دنبال داستانی مستقل و پرورشیافته میگردد، سرگرمیای خوشساخت اما محدود باقی میماند.



ثبت دیدگاه