نقد و بررسی
نقد تامارا درو (Tamara Drewe) | 2010
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
روستا؛ صحنهای آرام برای آشوبی کوچک «تامارا درو» به کارگردانی استیون فریرز، از بازگشت زنی جوان به زادگاهش در حومهٔ انگلستان آغاز میکند؛ بازگشتی که در ظاهر برای ساماندادن و فروش خانهٔ دوران کودکی است، اما خیلی زود به برخوردی میان گذشته و اکنون بدل میشود. تامارا از شهری بزرگ و جهان حرفهای روزنامهنگاری میآید، حال آنکه روستا با ریتم کندتر، حافظهٔ جمعی و روابطی نزدیکتر به استقبالش میرود.
این تقابل، موتور اصلی فیلم است: حضور تامارا در فضایی که گمان میکند میشناسد، مناسباتی را به حرکت درمیآورد که از مدتها پیش زیر سطح آرام زندگی محلی جریان داشتهاند. روستا در فیلم نه پناهگاهی بیدغدغه است و نه نقطهای عقبمانده در برابر شهر. سکونش بیش از آنکه نشانهٔ آرامش باشد، پوششی برای نگاههای پیگیر، رنجشهای قدیمی و خواستههای ناگفته است.
فریرز از این محیط برای ساختن طنزی اجتماعی بهره میگیرد؛ طنزی که به جای تمسخر یک سبک زندگی، فاصلهٔ میان تصویر آدمها از خودشان و واقعیتی را نشان میدهد که دیگران دربارهشان میسازند. خانهای که گذشته را در خود نگه میدارد خانهٔ مادر تامارا، که باید برای فروش آماده شود، در روایت معنایی فراتر از یک ملک دارد.
« روستا در فیلم نه پناهگاهی بیدغدغه است و نه نقطهای عقبمانده در برابر شهر. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
بازگشت به آن، تامارا را با میراثی عاطفی روبهرو میکند که نمیتوان بهسادگی از آن فاصله گرفت؛ حتی وقتی هدف، خالیکردن خانه و رفتن است. فیلم از این موقعیت برای پیوندزدن خاطره با مکان استفاده میکند: گذشته در اتاقها و اشیای آشنا حضور دارد، اما نه به شکل یادبودی بیحرکت؛ بلکه همچون نیرویی که بر تصمیمهای اکنون اثر میگذارد.
در کنار آن، اقامتگاه نویسندگان و آدمهایی که برای کار یا خلوت به این محیط آمدهاند، بُعد دیگری به فضای داستان میافزاید. روستا به جایی بدل میشود که در آن زندگی واقعی و خیال ادبی به هم تنه میزنند. شخصیتهایی که دربارهٔ انسان و عشق مینویسند، خودشان از فهم روشن خواستههایشان ناتواناند؛ و همین فاصله، زمینهای مناسب برای کمدی و طعنه فراهم میآورد.
تامارا؛ انرژی، تصویر و اختیار بازی جما آرتترون به تامارا نیرویی زنده میبخشد. او زنی است که میخواهد نویسنده و روزنامهنگاری مستقل باشد، اما همزمان در معرض قضاوت دیگران دربارهٔ ظاهر، گذشته و روابطش قرار دارد. فیلم از حضور او برای نشاندادن این تناقض بهره میگیرد: تامارا میخواهد صاحب روایت زندگی خویش باشد، ولی دیگران مدام او را به موضوع روایتها و خیالهای خود تبدیل میکنند.
« روستا به جایی بدل میشود که در آن زندگی واقعی و خیال ادبی به هم تنه میزنند. »
شخصیتها و اجرا
نکتهٔ جالب آن است که تامارا همیشه به اندازهٔ انرژیاش شخصیتپردازی نمیشود. او گاه بیشتر مرکز ثقل نگاه دیگران است تا شخصیتی که لایههای درونیاش با همان دقت کاویده شده باشد. این کاستی، بهویژه در جاهایی که داستان انتظار دارد تصمیمهای او بار عاطفی مهمی پیدا کنند، محسوس میشود. بااینحال، آرتترون به شخصیت سرزندگی و حضور میدهد و مانع میشود تامارا به صرف یک محرک روایی فروکاسته شود.
طنز اجتماعی و رازهای روزمره فیلم در مشاهدهٔ رفتارهای کوچک، اغلب دقیق و دلنشین است. شایعه، کنجکاوی همسایگان، خودنمایی و رقابتهای خاموش، در قالب لحظههایی کمدی ظاهر میشوند؛ اما خنده فقط از اغراق یا شوخی آشکار نمیآید. سرچشمهٔ آن بیشتر شناختی است که تماشاگر از آدمهایی پیدا میکند که برای خودشان داستانی آبرومندانه ساختهاند، درحالیکه رفتارشان آن تصویر را پیوسته نقض میکند.
فریرز با نگاهی خوشمشاهده نشان میدهد جامعهٔ کوچک چگونه میتواند هم صمیمی و هم تنگنظر باشد. همه از زندگی یکدیگر خبر دارند، یا دستکم چنین میپندارند؛ در نتیجه، رازها بهسرعت به موضوعی عمومی تبدیل میشوند و سوءبرداشتها پیامدهایی واقعی پیدا میکنند. این طنز در بهترین لحظهها نه تندخویی میکند و نه به داوری اخلاقی ساده تن میدهد.
« نکتهٔ جالب آن است که تامارا همیشه به اندازهٔ انرژیاش شخصیتپردازی نمیشود. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
بااینحال، گاهی شخصیتهای فرعی بیش از آنکه آدمهایی با خواستهها و تناقضهای مستقل باشند، در خدمت پیشبرد شوخی یا آشفتگی داستان قرار میگیرند. عشق، میل و ناهماهنگی لحن «تامارا درو» میان کمدی اجتماعی و ملودرام عاشقانه در رفتوآمد است. این دو وجه میتوانند مکمل یکدیگر باشند: روابط عاطفی، تناقضهای شخصیتها را آشکار میکنند و طنز اجتماعی، از جدیت بیش از اندازهٔ ماجرا میکاهد.
اما فیلم همیشه به تعادلی پایدار میانشان دست نمییابد. بعضی صحنهها با سبکی بازیگوشانه پیش میروند، درحالیکه موقعیتهای دیگر از تماشاگر واکنشی عاطفیتر و جدیتر میطلبند. گذار میان این دو لحن گاهی ناگهانی است و انسجام کلی را سست میکند. مثلثها و کششهای عاطفی در روایت، بیش از آنکه به کاوشی عمیق در عشق بدل شوند، وسیلهای برای آشکارشدن خودفریبی و میل به تأییدند.
فیلم در ترسیم چگونگی تأثیر شهرت و تصویر بیرونی بر روابط، نکتههایی هوشمندانه دارد؛ اما بعضی از این روابط چنان سریع شکل میگیرند یا تغییر میکنند که مجال کافی برای باورپذیری و تحول نمییابند. گروه بازیگران و شخصیتهای پیرامونی در کنار تامارا، گروهی از شخصیتها جهان فیلم را پر میکنند: از نویسندهٔ پرادعا و همسر صبورش تا مردان روستا و دو دختر نوجوانی که با کنجکاوی و شیطنت خود، بیثباتی تازهای به فضا وارد میکنند.
« عشق، میل و ناهماهنگی لحن «تامارا درو» میان کمدی اجتماعی و ملودرام عاشقانه در رفتوآمد است. »
قوتها و کاستیها
راجر آلام در نقش نیکلاس، خودبزرگبینی را با مهارتی کمیک عرضه میکند؛ و تامسین گریگ به شخصیت بث وقار و خویشتنداری میبخشد. گاه همین شخصیتهای پیرامونی، با زندگی درونی روشنتر یا بازیهای دقیقتر، از شخصیت اصلی نیز توجه بیشتری جلب میکنند. دو دختر نوجوان، بهویژه، نمایندهٔ نوعی نگاه بیرونی و بیپروایانه به بزرگسالاناند؛ نگاهی که فاصلهٔ میان ظاهر موجه و رفتار واقعی را آشکار میکند.
بااینحال، فیلم گاه آنان را بیش از حد به ابزار آشوب تبدیل میکند. همین مسئله دربارهٔ چند شخصیت فرعی دیگر نیز صدق میکند: حضورشان برای بههمزدن نظم یا ایجاد موقعیت طنزآمیز مؤثر است، اما انگیزهها و دگرگونیهایشان همیشه به اندازهٔ کافی بسط نمییابد. اقتباس و جهان ادبی فیلم بر پایهٔ اثر تصویری پوزی سیموندز ساخته شده و در پسزمینهاش پژواکی از ادبیات توماس هاردی دیده میشود.
این پیوند به داستان امکان میدهد میان زندگی روزمره و الگوهای آشنای رمانتیک فاصله بیندازد: شخصیتها در جهانی زندگی میکنند که گویی از داستانهای بزرگتر الهام گرفته، اما خودشان در برابر پیامدهای تصمیمهای کوچک و بیمحابا آسیبپذیرند. این تناقض، بخش مهمی از نیروی طنز اثر را میسازد.
« بااینحال، فیلم گاه آنان را بیش از حد به ابزار آشوب تبدیل میکند. »
جمعبندی
بااینهمه، ساختار چندشاخهٔ روایت گاهی به زیان تمرکز تمام میشود. خردهداستانهایی که ظرفیت گسترش دارند، با شتاب به سوی نتیجه میروند و پیوند برخی مسیرها با مسیر اصلی چندان ارگانیک احساس نمیشود. فیلم از انبوه شخصیتها و مناسباتشان شور و تحرک میگیرد، اما همین کثرت گاه فرصت پرداخت عمیق را از آن میستاند.
جمعبندی «تامارا درو» کمدیای اجتماعی و روستایی است که جذابیتش بیش از هر چیز از فضای انگلستانیِ خوشپرداخت، طنز مشاهدهگر و برخورد جاهطلبی فردی با حافظهٔ یک اجتماع کوچک سرچشمه میگیرد. فیلم یادآوری میکند که بازگشت به خانهٔ کودکی صرفاً بازگشت به یک مکان نیست؛ رویارویی با خاطرات و نقشهایی است که دیگران هنوز برای آدم حفظ کردهاند.
هرچند نوسان لحن، شتاب بعضی خردهداستانها و کمپرداختگی چند شخصیت مانع از آن میشود که اثر به یکدستی کامل برسد، حضور پرانرژی تامارا و نگاه ظریف فیلم به شهرت محلی، میل و خودفریبی، آن را به تماشایی خوشمشاهده و سرگرمکننده بدل میکند.
« بااینهمه، ساختار چندشاخهٔ روایت گاهی به زیان تمرکز تمام میشود. »



ثبت دیدگاه