نقد و بررسی
نقد حکایت دریای زمین (Tales from Earthsea) | 2006
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
میان آشوب جهان و آشوب روایت «Tales from Earthsea» از همان آغاز خود را در مقام داستانی دربارهٔ برهمخوردن تعادل معرفی میکند. کاهش محصولات کشاورزی، اضطراب مردم و بازگشت اژدهایان نشانههایی از بحرانی گستردهاند؛ بحرانی که نه فقط نظم طبیعت، بلکه تصور آدمیان از زندگی و مرگ را نیز به لرزه درمیآورد.
اسپاروهاوک، جادوگر کهنهکار، و آرِن، شاهزادهای جوان و پریشان، در مسیر کشف منشأ این آشفتگی قرار میگیرند. فیلم در این چارچوب وعدهٔ سفری خیالانگیز میدهد؛ سفری که قرار است ما را به جهانی پهناور ببرد و در عین حال پرسشهایی دربارهٔ ترس، هویت و معنای زیستن پیش بکشد. اما میان گستردگی جهان و انسجام روایت، از همان ابتدا فاصلهای محسوس وجود دارد.
فیلم موقعیتها و مضمونهای متعددی را پیش میکشد، ولی کمتر مجال مییابد هرکدام را به اندازهٔ کافی بپرورد. گویی افق داستان از توان روایت برای همراهکردن مخاطب وسیعتر است. نتیجه، اثری است که همزمان هم سرشار از وعده به نظر میرسد و هم از دشواری تحقق وعدههایش رنج میبرد. دریای زمین؛ جهانی دیدنی با افقهای ناتمام یکی از دلایل اصلی جذابیت فیلم، دنیاسازی آن است.
سرزمین دریای زمین از آن جهانهای خیالی است که حس قدمت و گستردگی را در خود دارد: جزیرهها، روستاها، شهرها، راههای دریایی و نشانههایی از فرهنگی فراتر از محدودهٔ قصهٔ اصلی. بیننده درمییابد که شخصیتها در فضایی کوچک و بسته زندگی نمیکنند؛ آنها بخشی از جهانیاند که تاریخ و نظم خاص خود را دارد، هرچند بسیاری از جزئیات آن تنها بهاختصار دیده میشود.
« اسپاروهاوک، جادوگر کهنهکار، و آرِن، شاهزادهای جوان و پریشان، در مسیر کشف منشأ این آشفتگی قرار میگیرند. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
این گستردگی گاهی به سود فیلم عمل میکند و گاهی به زیانش. اشاره به آشفتگیهای فراگیر و دگرگونیهای جهان، حس خطر و اهمیت ماجرا را تقویت میکند؛ اما چون برخی از این ایدهها فرصت کافی برای پیوند با تجربهٔ شخصیتها نمییابند، جهان فیلم بیش از آنکه دراماتیکاً کاویده شود، همچون پسزمینهای چشمگیر باقی میماند.
مخاطب ممکن است بخواهد بیشتر بداند که این سرزمین چگونه کار میکند و بحران چگونه بر زندگی روزمرهٔ مردم اثر گذاشته است؛ فیلم، بااینحال، بارها از کنار چنین پرسشهایی میگذرد تا به مسیر اصلی خود بازگردد. آرِن و اسپاروهاوک؛ دو نسل در یک مسیر رابطهٔ آرِن و اسپاروهاوک ستون انسانی داستان است.
آرِن جوانی است که آرامش درونی ندارد و در برابر خودش و جهان پیرامونش احساس بیگانگی میکند. اسپاروهاوک، در مقابل، شخصیتی باتجربه و سنجیده است که سالها با نیروهای پنهان جهان سروکار داشته و از محدودیتهای قدرت آگاه است. کنار هم قرارگرفتن این دو، امکان شکلگیری رابطهای آموزنده و پرتنش را فراهم میآورد: یکی درگیر پرسشهای فوری و شخصی است، دیگری به نظمی بزرگتر و پیامدهای انتخابها میاندیشد.
بااینحال، پرداخت شخصیتها نابرابر است. اسپاروهاوک بهسبب حضور آرام و متینش، زودتر اعتماد مخاطب را جلب میکند؛ آرِن اما گاه بیشتر حامل راز و پریشانی است تا شخصیتی که تحولش مرحلهبهمرحله درک شود. فیلم از او انتظار دارد بار عاطفی و معنایی مهمی را به دوش بکشد، ولی همیشه لحظات کافی برای روشنکردن انگیزهها و کشمکشهایش فراهم نمیکند.
« این گستردگی گاهی به سود فیلم عمل میکند و گاهی به زیانش. »
شخصیتها و اجرا
ازاینرو، برخی تغییرات او ممکن است بهجای آنکه نتیجهٔ طبیعی تجربهای تدریجی باشند، ناگهانی یا مبهم جلوه کنند. تصویر؛ آرامش منظره و سایهٔ اندوه از نظر بصری، فیلم لحظات دلنشینی دارد. طراحی مناظر، با پهنههای باز، آسمانهای گسترده و سکون روستاها، فضایی خیالانگیز میسازد که بهخوبی با حالوهوای اسطورهای اثر هماهنگ است.
زیبایی این تصاویر صرفاً تزئینی نیست؛ در بسیاری از صحنهها، سکون طبیعت در برابر اضطراب شخصیتها قرار میگیرد و به فیلم فرصتی میدهد تا بیآنکه به گفتوگو متوسل شود، حس تنهایی یا فرسودگی را منتقل کند. در عین حال، این آرامش تصویری همیشه به ریتمی مؤثر تبدیل نمیشود. مکثها و نماهای طولانی میتوانند فضایی تأملی پدید آورند، اما اگر با رشد عاطفی یا معنایی همراه نباشند، به کندی میانجامند.
فیلم بارها مخاطب را به تماشای منظره دعوت میکند، ولی همیشه روشن نیست این مکث قرار است چه لایهای به شخصیت یا داستان بیفزاید. همین نوسان میان زیبایی تأملبرانگیز و ایستایی روایی، یکی از تجربههای متناقض تماشای اثر است. موسیقی و آواز؛ لحظههایی برای شنیدن و ماندن موسیقی تامیا تِراشیما در ساختن فضای احساسی فیلم سهم مهمی دارد.
آهنگها و بافت صوتی اثر، جهان خیالی آن را از سردی صرف دور میکنند و به برخی لحظات، لطافت و اندوهی آرام میبخشند. آواز ترورو بهویژه از بخشهای بهیادماندنی فیلم است: صدایی که بهجای توضیحدادن مضمونها، حالتی عاطفی و انسانی به آنها میدهد. این لحظهها نشان میدهند که فیلم در موسیقی گاه به بیانی دست مییابد که روایت کلامیاش از رسیدن به آن بازمیماند.
« ازاینرو، برخی تغییرات او ممکن است بهجای آنکه نتیجهٔ طبیعی تجربهای تدریجی باشند، ناگهانی یا مبهم جلوه کنند. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
بااینحال، اثرگذاری موسیقی نمیتواند بهتنهایی خلأهای داستانی را پر کند. آواز و نغمه در برخی لحظات مانند جزیرههایی از انسجام عاطفی در میان روایتی پراکنده پدیدار میشوند؛ زیبا و گیرا، اما نه همیشه بهقدر کافی در بافت پیرنگ تنیده. همین جدایی نسبی سبب میشود که موسیقی گاهی بیش از آنکه ادامهٔ طبیعی صحنه باشد، نقطهٔ اوج احساسی مستقلی به نظر برسد.
اژدهایان و مضمون تعادل حضور اژدهایان از مهمترین وعدههای خیالپردازانهٔ فیلم است. بازگشت آنها نشانهای از دگرگونی عمیق در نظم جهان به شمار میآید و به داستان بُعدی اسطورهای میدهد. اژدها در اینجا فقط موجودی شگفتانگیز یا عاملی برای هیجان نیست؛ پیوند آن با تعادل و آشفتگی، به فیلم امکان میدهد دربارهٔ رابطهٔ انسان با نیروهایی بزرگتر از خواست فردی او سخن بگوید.
ولی این ظرفیت به تمامی شکوفا نمیشود. اژدهایان در نسبت با اهمیتی که در طرح کلی داستان دارند، حضور محدودی پیدا میکنند و فیلم کمتر از آنچه انتظار میرود به معنای نمادین یا جایگاه رواییشان میپردازد. در نتیجه، تماشاگر ممکن است احساس کند که بخش مهمی از نیروی تخیلی اثر در حاشیه مانده است.
این کماستفادهماندن، نه فقط از انتظار برای صحنههای پرشمارتر، بلکه از حس ناتمامبودن ایدهای بنیادی سرچشمه میگیرد. اقتباس و دشواریِ گردآوردن ایدهها «Tales from Earthsea» بر پایهٔ عناصری از چند اثر در مجموعهٔ دریای زمین شکل گرفته و در کنار آن از مواد روایی دیگری نیز بهره میبرد.
« بااینحال، اثرگذاری موسیقی نمیتواند بهتنهایی خلأهای داستانی را پر کند. »
قوتها و کاستیها
این ترکیب، از یک سو امکان میدهد فیلم جهانی بزرگ و پرلایه را در زمانی محدود پیش چشم بگذارد؛ از سوی دیگر، خطر پراکندگی را بالا میبرد. بهجای آنکه هر ایده از دل دیگری سربرآورد و به نتیجهای روشن برسد، گاه احساس میشود چند مسیر داستانی در کنار هم حرکت میکنند، بیآنکه کاملاً به یکدیگر پیوند بخورند.
این مسئله در ریتم نیز نمود دارد. فیلم در بخشهایی آرام و سنگین پیش میرود و در بخشهایی دیگر ناگهان بر رخدادها یا توضیحهایی تکیه میکند که زمینهٔ عاطفی کافی برایشان فراهم نشده است. فضای غمگین اثر با موضوعاتی چون ترس و فناپذیری تناسب دارد، اما تداوم این تیرگی میتواند تجربه را یکنواخت کند.
از سوی دیگر، پایانبندیِ رازآلود فیلم با حالوهوای اسطورهای آن سازگار است، اما ممکن است برای مخاطبی که در پی جمعبندی روشنتر است، همچنان مبهم بماند. جمعبندی «Tales from Earthsea» فیلمی است با تخیل بصری و عاطفیِ چشمگیر، اما با روایتی که همیشه توان همراهی با گسترهٔ جهانش را ندارد.
مناظر زیبا، موسیقی تأثیرگذار و فضای اسطورهای، تجربهای خوشساخت و گاه عمیق پدید میآورند؛ در مقابل، پراکندگی ایدهها، کندی ریتم و پرداخت ناکافی برخی شخصیتها مانع از آن میشوند که همهٔ ظرفیتهای داستان به ثمر برسند. اژدهایان و بحران تعادل، وعدهٔ روایتی بزرگتر را میدهند، اما سهمشان در پیشبرد و تکمیل آن محدودتر از انتظار است.
« فضای غمگین اثر با موضوعاتی چون ترس و فناپذیری تناسب دارد، اما تداوم این تیرگی میتواند تجربه را یکنواخت کند. »
جمعبندی
بااینهمه، فیلم را نمیتوان صرفاً به ناتمامیهایش فروکاست. در سکوت مناظر، در موسیقی و در کشمکش آرِن با آشفتگی درونیاش، لحظاتی وجود دارد که بهتنهایی ارزش تأمل دارند. این اثری است که بیشتر از آنکه در همهٔ اجزایش به وحدت برسد، با تصویرها و حسهای پراکندهاش در ذهن میماند؛ تجربهای زیبا و اندوهناک که جذابیت جهانش گاه از انسجام قصهاش پیشی میگیرد.
« بااینهمه، فیلم را نمیتوان صرفاً به ناتمامیهایش فروکاست. »
ثبت دیدگاه