نقد و بررسی
نقد کره ای روباه نه دم (Tale of the Nine Tailed) | 2020
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
افسانهای شهری بر بستری از اسطوره «Tale of the Nine Tailed» جهانی میسازد که در آن اساطیر کهن نه در گذشتهای دور، بلکه در دل شهر معاصر حضور دارند. موجودات فراطبیعی، نهادهای مربوط به جهان پس از مرگ و نشانههای فولکلور کرهای به بخشی از زندگی روزمره بدل میشوند؛ گویی خیابانهای شهر تنها لایهای نازک بر جهانی دیگرند.
نقطهٔ ورود به این جهان، نام جیآ، تهیهکنندهای تلویزیونی است که در پی سرنخهایی از پدیدههای نامعمول، با لی یون روبهرو میشود؛ موجودی باستانی که گذشتهاش به مقام ایزد نگهبان کوه پیوند خورده است. پیوند این دو، داستان را به سوی رازهای فراموششده و جستوجویی دیرپا سوق میدهد، بیآنکه جذابیت سریال فقط به خط عاشقانهاش وابسته بماند.
لی یون؛ کاریزما و فاصله لی یون، با بازی لی دونگووک، از همان ابتدا مرکز ثقل روایت است. او شخصیتی است که هم از قدرت و قدمت اسطورهای برخوردار است و هم در رفتار روزمرهاش لحنی شهری، خونسرد و گاه بازیگوش دارد. این تضاد به نقش جلوهای سرگرمکننده میدهد و بازیگر نیز با حضور مسلط و کاریزمای آشکارش آن را پررنگ میکند.
لی یون میتواند در یک لحظه خطرناک و دستنیافتنی به نظر برسد و در لحظهای دیگر با طعنه یا شوخی، خشکی فضا را بشکند. بااینحال، جذابیت ظاهری و اقتدار شخصیت همیشه به پیچیدگی عاطفی تبدیل نمیشود. گاهی لی یون چنان بر صحنه مسلط است که شخصیتهای پیرامونش فرصت کمتری برای تثبیت استقلال خود مییابند.
« لی یون؛ کاریزما و فاصله لی یون، با بازی لی دونگووک، از همان ابتدا مرکز ثقل روایت است. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
نام جیآ کنجکاو و جسور تصویر میشود، اما در بخشهایی از روایت، کارکردش بیش از آنکه از مسیر درونی مستقل شکل بگیرد، به پیوندش با راز مرکزی و گذشتهٔ لی یون گره میخورد. در نتیجه، رابطهٔ این دو برای برخی بینندگان پرکشش خواهد بود و برای برخی دیگر، عمق و تحول عاطفی لازم را بهتمامی فراهم نمیکند.
رابطهٔ برادرانه؛ قلب عاطفی سریال یکی از مؤثرترین وجوه سریال، رابطهٔ لی یون و لی ران است. این پیوند، برخلاف رابطهای که بر اساس صمیمیت ساده بنا شده باشد، از لایههای متناقضی از دلبستگی، رنجش و وفاداری شکل میگیرد. دو برادر همدیگر را میشناسند، زخمهای مشترک دارند و درعینحال هرکدام گذشته را از زاویهای متفاوت به یاد میآورند.
همین تنش به گفتوگوها و رویاروییهایشان نیرویی میبخشد که گاه از ماجرای عاشقانهٔ اصلی نیز اثرگذارتر است. بازی کیم بوم در نقش لی ران، به این شخصیت کیفیتی شکننده و پیشبینیناپذیر میدهد. او صرفاً برادری معترض یا رقیبی برای قهرمان نیست؛ رفتارهایش اغلب از احساسات پیچیدهای میآیند که در پس خشونت یا بدبینی پنهان شدهاند.
سریال هرگاه به این رابطه بازمیگردد، از قالب ماجراجویی فراطبیعی فراتر میرود و به موضوعاتی چون خانواده، طردشدگی و بهای انتخابهای گذشته نزدیک میشود. این خط داستانی از منسجمترین سرمایههای درام است، هرچند میتوانست در بعضی بخشها فرصت بیشتری برای مکث و رشد تدریجی داشته باشد. افسانهها و ساخت جهان سریال از منابع فولکلوریک و موجودات افسانهای برای ساختن جهانی رنگارنگ بهره میگیرد.
« رابطهٔ برادرانه؛ قلب عاطفی سریال یکی از مؤثرترین وجوه سریال، رابطهٔ لی یون و لی ران است. »
شخصیتها و اجرا
هر رویارویی با نیرویی فراطبیعی میتواند دریچهای به سوی یک افسانه، ترس یا قاعدهٔ ناآشنا باشد. این تنوع، بهویژه در آغاز، حس کشف و کنجکاوی ایجاد میکند: بیننده با جهانی روبهروست که قوانینش بهتدریج آشکار میشوند و در آن مرز میان زندگی انسانها و قلمرو موجودات دیگر همیشه روشن نیست.
از امتیازهای این جهانسازی آن است که عناصر اسطورهای را صرفاً برای تزئین به کار نمیگیرد؛ آنها به گذشتهٔ شخصیتها و منطق درگیریهایشان پیوند میخورند. بااینحال، انباشت افسانهها و تهدیدهای پیدرپی گاهی به پراکندگی میانجامد. برخی ماجراهای فرعی بهاندازهای که باید در خط اصلی تنیده نمیشوند و ممکن است بیش از آنکه بر شخصیتها یا مضمون کلی بیفزایند، نقش حلقهای برای ادامهٔ ماجرا را پیدا کنند.
برای مخاطبی که به فضای فانتزی علاقهمند است، این فراوانی غالباً سرگرمکننده است؛ اما برای کسی که دنبال تمرکز روایی بیشتری میگردد، میتواند از پیوستگی اثر بکاهد. ریتم؛ کشش آغازین و افتهای میانی شروع سریال با ایجاد پرسش و معرفی تدریجی دنیای پنهان، بهخوبی مخاطب را جذب میکند. برخورد جهان حرفهای نام جیآ با واقعیتهای فراطبیعی، زمینهای مناسب برای تعلیق فراهم میآورد و هر سرنخ تازه وعدهٔ گشودن راز دیگری را میدهد.
اما این انرژی در سراسر مسیر با شدت یکسان حفظ نمیشود. در بخشهایی، روایت بهجای پیشروی روشن، دور خود میچرخد و برخی موقعیتها بیش از اندازه کش میآیند. این مسئله در قالب مجموعهای شانزدهقسمتی محسوستر است: ماجراهای فرعی، مواجهههای تکرارشونده و توضیح دوبارهٔ انگیزهها گاهی ضرباهنگ را کند میکنند.
« هر رویارویی با نیرویی فراطبیعی میتواند دریچهای به سوی یک افسانه، ترس یا قاعدهٔ ناآشنا باشد. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
پیامد آن است که هیجانِ صحنههای مهم همیشه فرصت کافی برای انباشتهشدن ندارد و بعضی قسمتها حالوهوای گذار پیدا میکنند. بااینهمه، سریال معمولاً هرگاه دوباره بر رابطهٔ دو برادر یا رازهای محوری تمرکز میکند، نیروی رواییاش را بازمییابد. ریتم نامتوازن از نقصهای اصلی اثر است، نه عاملی که تمام جذابیت آن را از میان ببرد.
بازیها و حضور بازیگران لی دونگووک و کیم بوم، دو قطب مهم مجموعهاند. حضور لی دونگووک به نقش لی یون وقار و جذابیتی میدهد که حتی در لحظات کمرمق داستان نیز تماشای او را دلپذیر نگه میدارد. کیم بوم در سوی دیگر، به لی ران تنشی عاطفی میبخشد و از او شخصیتی میسازد که هم میتواند تهدیدآمیز باشد و هم همدلی برانگیزد.
هماهنگی این دو بازیگر یکی از دلایلی است که رابطهٔ برادرانه تا این اندازه در ذهن میماند. جو بوآ در نقش نام جیآ، کنجکاوی و سرسختی لازم را برای پیگیری رازها دارد، هرچند میزان اثرگذاری شخصیتش با فراز و فرود فیلمنامه تغییر میکند. بازیگران مکمل نیز در ساخت فضای نیمهطنز و نیمهاسطورهای سهم دارند؛ حضوری که گاهی به سبکشدن فضای سنگین کمک میکند.
بااینحال، همهٔ شخصیتهای فرعی به یک اندازه پرداخت نمیشوند. شماری از آنها بیشتر بهعنوان ابزار پیشبرد پیرنگ یا معرفی وجهی تازه از جهان داستانی عمل میکنند و فرصت محدودی برای تبدیلشدن به آدمهایی مستقل و بهیادماندنی مییابند. تصویر، جلوههای ویژه و اتمسفر در سطح بصری، «Tale of the Nine Tailed» میان فضای معاصر و قلمرو افسانهای رفتوآمد میکند.
« ریتم نامتوازن از نقصهای اصلی اثر است، نه عاملی که تمام جذابیت آن را از میان ببرد. »
قوتها و کاستیها
طراحی لباس لی یون و برخی انتخابهای بصری، هویت نمایشی و متمایزی برای او ایجاد میکنند؛ در مقابل، فضاهای شهری و محیطهای روزمره یادآورند که بخش بزرگی از داستان در جهانی آشنا رخ میدهد. همین کنار هم نشاندن امر عادی و ناممکن، به سریال حالوهوای ویژهای میدهد. اما جلوههای ویژه همیشه با کیفیتی یکدست همراه نیستند.
بعضی تصاویر فراطبیعی چنان مصنوعی به نظر میرسند که بیننده را از فضای داستان بیرون میکشند؛ بهویژه در صحنههایی که اثر برای باورپذیرکردن موجودات یا نیروهای غیرعادی به تصویرسازی رایانهای تکیه میکند. این لغزشها لزوماً توانایی سریال در سرگرمکردن را از بین نمیبرند، ولی شکاف میان جاهطلبی بصری و اجرای فنی را آشکار میسازند.
در بهترین لحظات، موسیقی، طراحی فضا و بازی بازیگران اتمسفری رازآلود میآفرینند؛ در ضعیفترین لحظات، جلوهها یادآور محدودیتهای تولید میشوند. جمعبندی «Tale of the Nine Tailed» مجموعهای فانتزی و خوشتماشا است که بیش از هر چیز با جهان افسانهای، حضور کاریزماتیک لی یون و رابطهٔ پرتنش دو برادرش به یاد میماند.
سریال در آمیختن اسطوره با زندگی شهری و خلق موقعیتهای سرگرمکننده موفق است، اما روایتش گاه پراکنده و کند میشود؛ شخصیتپردازی بعضی نقشها نیز ممکن است برای مخاطبی که به تحول عمیق و پیوسته نیاز دارد، کافی نباشد. جلوههای ویژهٔ ناهمگون هم از کیفیت بصری آن میکاهند. بااینحال، هرگاه داستان بر پیوندهای عاطفی و زخمهای خانوادگی تمرکز میکند، از یک فانتزی پرحادثه فراتر میرود و به درامی دربارهٔ دلبستگی، رنج و گذشته بدل میشود.
« همین کنار هم نشاندن امر عادی و ناممکن، به سریال حالوهوای ویژهای میدهد. »
جمعبندی
نتیجه اثری است که شاید در همهٔ اجزایش همسطح نباشد، اما برای دوستداران فانتزی کرهای و قصههای اسطورهمحور، همچنان جذاب و سرگرمکننده است.



ثبت دیدگاه