نقد و بررسی
نقد بهدست آوردن وودستاک (Taking Woodstock) | 2009
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
میان افسانهی وودستاک و زندگی روزمره «Taking Woodstock» ساختهی Ang Lee، روایتی از رویدادی افسانهای است که آگاهانه از مرکز هیاهوی آن فاصله میگیرد. فیلم بهجای آنکه کنسرت و ستارههای موسیقی را محور قرار دهد، از پنجرهی زندگی الیوت تایبر به وودستاک نزدیک میشود: مردی که در سال ۱۹۶۹ برای کمک به مهمانخانهی رو به زوال والدینش، با برگزارکنندگان جشنواره تماس میگیرد و ناگهان خود را در آستانهی موجی مییابد که بسیار بزرگتر از برنامهی اولیهاش است.
فیلم بر خاطرات تایبر و تام مونته تکیه دارد و فیلمنامهی James Schamus این رخداد تاریخی را به درامی خانوادگی و شخصی بدل میکند. این انتخاب، هم امتیاز اصلی فیلم است و هم سرچشمهی مهمترین نارضایتی احتمالی تماشاگر. «Taking Woodstock» عنوانی دارد که نوید موسیقی، جمعیت و انفجار فرهنگی میدهد؛ اما فیلم بیشتر به مسیر رسیدن به آن رویداد میپردازد تا خود جشنواره.
وودستاک در اینجا کمتر یک منظرهی عظیم و بیشتر نیرویی است که زندگی آدمهای کوچک و حاشیهای را تکان میدهد. الیوت؛ قهرمانِ در آستانهی دگرگونی الیوت در آغاز، نه رهبر جنبشی اجتماعی است و نه چهرهای آماده برای ثبت در تاریخ. او مردی گرفتار میان مسئولیت خانوادگی، تنگنای مالی و میل به ساختن زندگی مستقل خویش است.
« این انتخاب، هم امتیاز اصلی فیلم است و هم سرچشمهی مهمترین نارضایتی احتمالی تماشاگر. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
بازگشتش به مهمانخانهی خانواده، بازگشتی صرفاً مکانی نیست؛ او به فضایی بازمیگردد که در آن عادتها، خواستههای ناگفته و تنشهای قدیمی همچنان پابرجا هستند. انگیزهی نخستین او برای نزدیکشدن به برگزارکنندگان نیز کاملاً عملی است: شاید ورود مهمانان و رونق موقت، کسبوکار خانواده را از فروپاشی نجات دهد.
در این پرداخت، فیلم از الگوی قهرمانسازی فاصله میگیرد. نقش الیوت در شکلگیری ماجرا مهم است، اما او همهچیز را از پیش طراحی نکرده و بر ابعاد پیامدهای تصمیمش نیز تسلط ندارد. همین فاصله میان قصد محدود او و نتیجهی عظیم آن، زمینهی طنز و شگفتی فیلم را فراهم میآورد. بااینحال، خط شخصی الیوت گاه چنان در میان شخصیتهای پیرامونی و رخدادهای پراکنده پخش میشود که تمرکز دراماتیکش کاهش مییابد.
داستان او قابلدنبالکردن است، اما گاهی در برابر افسانهی وودستاک کمرنگ میشود. خانواده، فشار مالی و طنزِ تلخ بخش مهمی از جان فیلم در رابطهی الیوت با پدر و مادرش شکل میگیرد. مهمانخانهی فرسوده فقط محلی برای اقامت نیست؛ تجسم بنبستی است که خانواده را در آن گرفتار میبینیم. فشار مالی، اختلاف نسلها و دشواری گفتوگو دربارهی خواستههای فردی، به داستان وزنی ملموس میدهد.
« در این پرداخت، فیلم از الگوی قهرمانسازی فاصله میگیرد. »
شخصیتها و اجرا
در برابر این گرفتاریها، طنز فیلم اغلب از برخورد دو جهان ناهمگون میجوشد: خانوادهای که با اضطراب روزمره دستوپنجه نرم میکند، و موجی از جوانان که با امیدها و عادتهایی تازه به منطقه سرازیر میشوند. کمدی «Taking Woodstock» عموماً آرام و موقعیتمحور است. فیلم کمتر به لطیفههای پرشتاب متکی میشود و بیشتر از واکنشهای آدمها، سوءتفاهمها و مواجههی محافظهکاران محلی با جمعیت تازهوارد بهره میگیرد.
نتیجه در بسیاری لحظهها شیرین و دلنشین است، بیآنکه همهچیز را به هجو یا کاریکاتور بدل کند. بااینحال، همین لحن ملایم گاهی ضرباهنگ را از حرکت بازمیدارد؛ بعضی صحنهها بیش از آنکه به کشمکش اصلی چیزی بیفزایند، صرفاً حالوهوایی گذرا میسازند. کارگردانی و تجربهی حسی Ang Lee رویداد تاریخی را نه همچون بازسازی پرطمطراق یک کنسرت، بلکه بهمثابه تجربهای شخصی و آشفته تصویر میکند.
دوربین بهجای آنکه همیشه بر صحنه و اجراها متمرکز باشد، در حاشیهها میگردد: در مهمانخانه، میان مردم، در فضای شهر و در برخوردهای پراکندهای که ورود جمعیت پدید میآورد. این رویکرد، وجه انسانی ماجرا را برجسته میکند و اجازه میدهد بزرگی رویداد از تأثیرش بر محیط و آدمها حس شود، نه فقط از نمایش مستقیم آن.
« کمدی «Taking Woodstock» عموماً آرام و موقعیتمحور است. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
بااینهمه، فاصلهگرفتن از مرکز جشنواره برای همهی تماشاگران رضایتبخش نیست. اگر انتظار تجربهای موسیقایی و فراگیر از وودستاک داشته باشیم، فیلم ممکن است بیش از اندازه در پیرامون بماند. موسیقی و هیاهوی فرهنگی در ساخت فضای اثر نقش دارند، اما بهاندازهای که عنوان فیلم القا میکند بر روایت چیره نمیشوند.
این انتخاب هنری را میتوان فهمید، ولی نمیتوان انکار کرد که بخشی از ظرفیت تصویری و دراماتیک جشنواره به حاشیه رانده میشود. بازیها و چهرههای پیرامونی Demetri Martin در نقش الیوت، شخصیتی کمادعا و مردد میسازد؛ بازی او بهجای قهرماننمایی، بر نوعی مشاهدهگری و آشفتگی درونی تکیه دارد.
الیوت گاه بیشتر از آنکه کنشگر باشد، ناظرِ رخدادهایی است که از کنترلش خارج میشوند و این ویژگی با جایگاه او در داستان تناسب دارد. Imelda Staunton و Henry Goodman نیز به رابطهی خانوادگی فیلم گرما و اصطکاک میبخشند؛ حضورشان کمک میکند که خانه و مهمانخانه صرفاً پسزمینهای برای ماجرا نباشد.
« بااینهمه، فاصلهگرفتن از مرکز جشنواره برای همهی تماشاگران رضایتبخش نیست. »
قوتها و کاستیها
در میان بازیگران مکمل، Jonathan Groff در نقش مایکل لنگ حضوری بهیادماندنی دارد. او به شخصیتش نوعی اعتمادبهنفس آرام و خیالپردازانه میبخشد؛ گویی حتی در دل آشفتگی، امکان برگزاری جشنواره را میبیند. Liev Schreiber و Eugene Levy نیز با نقشهایی متفاوت به فضای پرتنوع فیلم نیرو میدهند.
گاهی همین چهرههای پیرامونی، بهسبب انرژی یا ویژگی متمایزشان، بیش از قهرمان مرکزی توجه را به خود جلب میکنند؛ اما این برتری موضعی، در عین جذابیت، از انسجام روایت الیوت نیز میکاهد. ریتم و پراکندگی روایت یکی از دشواریهای فیلم آن است که مواد داستانی فراوانی را در اختیار دارد: خانوادهای در بحران، جامعهای محلی در برابر تغییری ناگهانی، جمعیتی جوان و بیسابقه، و فردی که در میانهی این تحولات با پرسشهای شخصی خود روبهروست.
فیلم میان این محورها جابهجا میشود، اما همیشه آنها را به یک خط روایی فشرده پیوند نمیزند. در نتیجه، برخی بخشها کشدار به نظر میرسند و حرکت داستان گاه حالت رفتوبرگشتی پیدا میکند. این پراکندگی ممکن است با منطق تجربهی جشنواره سازگار باشد؛ رخدادی بزرگ که در آن همهچیز همزمان و نامنظم پیش میرود.
« در میان بازیگران مکمل، Jonathan Groff در نقش مایکل لنگ حضوری بهیادماندنی دارد. »
جمعبندی
اما سازگاری مضمونی لزوماً به معنای انسجام دراماتیک نیست. فیلم در لحظههایی که بر تجربهی خانوادگی یا دگرگونی درونی الیوت تمرکز میکند، روشنتر و تأثیرگذارتر است؛ در بخشهایی دیگر، توجه میان آدمها و موقعیتهای متعدد پخش میشود و تماشاگر ممکن است در پایان از خود بپرسد کدامیک از این خطوط قرار بود قلب اصلی اثر باشد.
جمعبندی «Taking Woodstock» فیلمی گرم، خوشخلق و گاه بامزه است که افسانهی یک جشنوارهی بزرگ را از زاویهای کوچک و شخصی بازمینگرد. قوت آن در فضای شیرین، بازیهای مکمل و توجه به خانواده و آدمهایی است که ناخواسته در مسیر یک رخداد تاریخی قرار میگیرند. در مقابل، ریتم نامنظم و فاصلهگرفتن از خود جشنواره ممکن است برای کسانی که انتظار فیلمی پرهیجان و سرشار از موسیقی دارند، ناامیدکننده باشد.
بهترین راه تماشای آن، پذیرفتن این نکته است که با بازسازی مستقیم وودستاک روبهرو نیستیم، بلکه با داستان مردی مواجهیم که زندگیاش از کنار آن رویداد عبور میکند و دگرگون میشود. فیلم در این مقیاس شخصی دلنشینتر از آن است که در مقام تصویری جامع از جشنواره موفق باشد. «Taking Woodstock» بیش از آنکه دربارهی تماشای کنسرت باشد، دربارهی تماشای آدمهایی است که نمیدانند موجی بزرگ در آستانهی رسیدن به آنهاست.
« اما سازگاری مضمونی لزوماً به معنای انسجام دراماتیک نیست. »



ثبت دیدگاه