نقد و بررسی
نقد فرار از خانه (Taking Off) | 1971
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
کمدیای درباره والدین، نه فقط فرزندان «Taking Off» ساختهٔ میلوش فورمن، در ظاهر داستان گمشدن جینی تایْن و جستوجوی پدر و مادرش برای یافتن اوست؛ اما مرکز ثقل فیلم خیلی زود از دختر غایب به بزرگسالانی منتقل میشود که تصور میکنند فرزندشان را میشناسند. گریز جینی، بیش از آنکه معمایی برای حلکردن باشد، نشانهای از فاصلهای است که در زندگی روزمرهٔ خانواده پنهان مانده است.
فیلم از این موقعیت برای ساختن کمدی استفاده میکند، اما خندههایش پشتوانهای از اضطراب و اندوه دارند: والدین نگراناند، ولی درک روشنی از آنچه فرزندشان را به رفتن واداشته ندارند. فورمن از همان آغاز، نگاه متعارف به روایت را کنار میگذارد. فیلم بهجای آنکه بیدرنگ ما را به خانهٔ تایْنها یا دلایل فرار جینی ببرد، فضایی میسازد که در آن صدای نسل جوان، آشکار و پرشمار است و بااینحال بهسختی فهمیده میشود.
این انتخاب، هم تمهیدی فرمی است و هم طرح فشردهای از مضمون اثر: جوانان حضور دارند، حرف میزنند و خود را عرضه میکنند، اما بزرگسالان هنوز نمیدانند چگونه باید به آنان گوش بسپارند. شکاف نسلی بهمثابه سوءتفاهمی دوطرفه فیلم شکاف میان والدین و فرزندان را به نبردی ساده میان نسل محافظهکار و نسل آزادیخواه تبدیل نمیکند.
« فورمن از همان آغاز، نگاه متعارف به روایت را کنار میگذارد. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
جوانان خواهان استقلالاند، اما خواستهشان همیشه به زبانی روشن یا قابلفهم بیان نمیشود؛ والدین نیز نگراناند، اما نگرانیشان غالباً با عادت، خودمحوری و ناآگاهی درهمآمیخته است. نتیجه، طنزی است که از برخورد دو جهان متفاوت پدید میآید، نه از تمسخر یک طرف به سود دیگری. جینی در مرکز حادثه قرار دارد، ولی فیلم او را به مسئلهای تبدیل نمیکند که والدین با چند گفتوگو یا یک تصمیم قاطع حلش کنند.
غیبت او مهمتر از توضیح کامل انگیزههایش است: جای خالیاش وادارمان میکند رفتار کسانی را ببینیم که ماندهاند. از این منظر، داستان دربارهٔ آن چیزی است که خانوادهها نمیگویند؛ فاصلهای عاطفی که ممکن است مدتها پیش از فرار آشکار شده باشد. این رویکرد، فیلم را از درامی صرف دربارهٔ نوجوانی سرکش دور میکند و به تأملی دربارهٔ ناتوانی در گفتوگو نزدیک میسازد.
جستوجویی که به درون خانه بازمیگردد لری و لین تایْن برای یافتن دخترشان از مسیرهایی میگذرند که آنها را با خانوادههای دیگری در وضعیتی مشابه روبهرو میکند. این برخوردها دامنهٔ فیلم را گسترش میدهند، اما کارکرد اصلیشان افزودن ماجراهای فرعی نیست؛ آنها آینههاییاند که هر زوج در آن، نگرانیها و کاستیهای خود را میبیند.
« نتیجه، طنزی است که از برخورد دو جهان متفاوت پدید میآید، نه از تمسخر یک طرف به سود دیگری. »
شخصیتها و اجرا
جستوجوی جینی بهتدریج از تعقیب نشانیهای بیرونی فراتر میرود و به فرصتی برای مواجههٔ والدین با زندگی خودشان بدل میشود. یکی از ایدههای هوشمندانهٔ فیلم همین جابهجایی مرکز توجه است. پدر و مادرها در آغاز خود را کسانی میدانند که باید فرزند گمشدهشان را پیدا کنند؛ اما در ادامه روشن میشود که آنان نیز، بهنوعی، از خود و خواستههایشان دور افتادهاند.
بازگشت به تجربههای تازه برای لری و لین هم کمیک است و هم اندکی تلخ، زیرا یادآور میشود که بزرگسالی لزوماً به معنای بلوغ عاطفی یا شناخت خویشتن نیست. فیلم این کشف را با موعظه بیان نمیکند؛ آن را از دل موقعیتهایی بیرون میکشد که خندهدارند، اما اندکی بعد پرسشی جدی بر جا میگذارند. طنزی بازیگوش با رگههای انتقادی طنز «Taking Off» اغلب از ناهماهنگی میان جدیت شخصیتها و رفتارهایشان نیرو میگیرد.
والدین برای نزدیکشدن به جهانی که فرزندانشان در آن زندگی میکنند، به راههایی متوسل میشوند که هم مضحکاند و هم بهطرزی غیرمنتظره صادقانه. آنان میخواهند همزبان جوانان شوند، اما همین تلاش نشان میدهد که تا چه اندازه از تجربهٔ آنان فاصله دارند. فورمن در این لحظهها بهجای آنکه شخصیتها را تحقیر کند، ضعف و نیازشان را به نمایش میگذارد؛ از همینرو خنده با نوعی همدلی همراه میشود.
« یکی از ایدههای هوشمندانهٔ فیلم همین جابهجایی مرکز توجه است. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
فیلم همچنین نگاهی کنایهآمیز به طبقهٔ متوسط و میل آن به ساماندادن تجربهها دارد. حتی بحران خانوادگی میتواند به گردهمایی، روشهای آموزشی و راهکارهای آماده بدل شود؛ گویی میتوان با دستورالعملی مناسب، فاصلهٔ میان آدمها را از میان برد. این شوخیها نه فقط به بزرگسالان، بلکه به فرهنگ خودیاری و این تصور نیز نظر دارند که هر آشفتگی را میتوان با یک تمرین یا نسخهٔ سریع درمان کرد.
بااینهمه، فیلم از موضع برتری اخلاقی سخن نمیگوید. شخصیتهایش مضحکاند، اما نیازشان به صمیمیت و تعلق واقعی است. بازیها و کیفیت حضور انسانی بازیهای لین کارلین و باک هنری، پیوند عاطفی اثر را استوار میکنند. کارلین در نقش لین، نگرانی را با شکنندگی و گاه با نوعی بیقراری پوشیده درمیآمیزد؛ او شخصیتی میسازد که نمیتوان احساساتش را به یک حالت ساده فروکاست.
هنری نیز با لحن خشک و واکنشهای خویشتندارانهاش، از لری مردی میسازد که بیشتر از آنچه میگوید در خود نگه میدارد. تفاوت این دو شیوهٔ بازی، به رابطهٔ زناشویی آنها جان میدهد: گاه فاصلهشان خندهدار است و گاه نشان میدهد که مدتهاست به یکدیگر با دقت گوش ندادهاند. حضور بازیگران فرعی نیز به جهان فیلم بافتی متنوع میبخشد.
« فیلم همچنین نگاهی کنایهآمیز به طبقهٔ متوسط و میل آن به ساماندادن تجربهها دارد. »
قوتها و کاستیها
برخی از آنان با چند لحظه حضور، شخصیتی بهیادماندنی میسازند؛ بعضی دیگر بیشتر کارکردی موقعیتی دارند و مجال چندانی برای عمقیافتن پیدا نمیکنند. همین ناهمواری بخشی از خصلت آزاد و گاه نامنظم فیلم است. بااینحال، طبیعیبودن واکنشها و پرهیز از بازیهای بیشازحد نمایشی کمک میکند روابط خانوادگی و برخوردهای اجتماعی باورپذیر بمانند.
فیلم بیش از آنکه به شخصیتپردازی کلاسیک و کامل تکیه کند، به حضور زندهٔ آدمها و کیفیت برخوردشان با یکدیگر اهمیت میدهد. ساختار پراکنده و آزادی روایی ساختار فیلم بهاندازهٔ مضمونش از قواعد متعارف فاصله میگیرد. روایت گاهی از یک موقعیت به موقعیتی دیگر میلغزد، مسیر جستوجو تکراری میشود و برخی بخشها بیش از آنکه پیشبرندهٔ داستان باشند، بر حالوهوا یا مشاهدهٔ رفتارها تکیه میکنند.
این پراکندگی میتواند تماشاگر را از پیگیری خط اصلی دور کند؛ بهویژه آنجا که جستوجوی جینی چند بار با ریتمی مشابه ادامه مییابد، بیآنکه هر بار اطلاعات یا تحولی تازه به همان اندازه اثرگذار باشد. اما همین آزادی روایی به فیلم اجازه میدهد که زندگی را نه همچون زنجیرهای مرتب از علت و معلول، بلکه بهصورت مجموعهای از برخوردها، مکثها و لحظههای تصادفی تصویر کند.
« همین ناهمواری بخشی از خصلت آزاد و گاه نامنظم فیلم است. »
جمعبندی
بخشهایی که ظاهراً از مسیر اصلی جدا میشوند، اغلب در خدمت گسترش مضموناند: آنها نشان میدهند بزرگسالان نیز در نقشهایی که برای خود ساختهاند گرفتار شدهاند. بنابراین، نامتوازنی فیلم هم محدودیت آن است و هم سرچشمهٔ بخشی از جذابیتش. تماشاگر باید آمادگی داشته باشد که بهجای انتظار برای روایتی کاملاً فشرده، با ریتم آزاد و گاه سرگردان آن همراه شود.
جمعبندی «Taking Off» کمدیای است دربارهٔ پدر و مادرهایی که برای یافتن فرزندانشان راه میافتند، اما در مسیر با ناآشنایی خودشان روبهرو میشوند. فیلم در کنار شوخی با اضطراب والدین و تلاشهای دستوپاشکستهشان برای فهم نسل جوان، به این نکته نیز توجه دارد که استقلال فرزندان فقط مسئلهٔ خروج از خانه نیست؛ میتواند آشکارکنندهٔ خلأهایی باشد که پیشتر در روابط خانوادگی وجود داشتهاند.
اثر در همهٔ لحظههایش یکدست نیست. ریتم پراکنده، تکرار در بخشهایی از جستوجو و کمعمقی برخی شخصیتهای فرعی از توان روایی آن میکاهد. بااینحال، نگاه مهربان و بیتعارف فورمن، بازیهای طبیعی و طنزی که از مشاهدهٔ دقیق رفتارها برمیخیزد، فیلم را زنده نگه میدارد. حاصل، اثری بازیگوش و تأملبرانگیز است که پاسخ آسانی دربارهٔ نسلها و خانواده عرضه نمیکند؛ در عوض، از ما میپرسد آیا آدمها واقعاً یکدیگر را میشنوند، یا تنها زمانی متوجه فاصله میشوند که کسی دیگر در خانه نیست.
« بنابراین، نامتوازنی فیلم هم محدودیت آن است و هم سرچشمهٔ بخشی از جذابیتش. »



ثبت دیدگاه