نقد و بررسی
نقد جانی (Taking Lives) | 2004
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
ایدهای جنایی با امکانهای فراوان «Taking Lives» از فرضی مرکزی بهره میبرد که بهخودیخود ظرفیت ساختن تریلری روانشناختی و هولناک را دارد: قاتلی که تنها جان قربانیانش را نمیگیرد، بلکه هویت آنان را نیز تصاحب میکند. این جنایت، مرز میان مرگ و محو شدن را مبهم میسازد؛ قربانی نهفقط از جهان حذف میشود، بلکه جای خالیاش را کسی پر میکند که میتواند گذشته و روابط او را به نفع خود بازنویسی کند.
داستان در مونترال میگذرد و با ورود ایلیانا اسکات، مأمور افبیآی و متخصص تحلیل رفتار مجرمان، از یک پرونده پلیسی محلی به تعقیبی پیچیدهتر بدل میشود. جیمز کاستا، کارمند موزهای که مدعی است شاهد جنایتی بوده، به نقطهای حساس در مسیر تحقیقات تبدیل میشود. فیلم بهجای آنکه صرفاً بر شمارش قربانیان تکیه کند، پرسشی ناآرامکننده پیش میکشد: اگر هویت را بتوان از بیرون تقلید کرد، چه چیزی انسان را از بدل خود متمایز میکند؟
آغاز تأثیرگذار و ضرباهنگ ناپایدار فیلم با شروعی تند و مؤثر توجه تماشاگر را جلب میکند. از همان ابتدا، خشونت و بیرحمی در کنار ایده سرقت هویت قرار میگیرند و نوید معمایی را میدهند که از یک تعقیب ساده فراتر میرود. این مقدمه، جهان داستان را با لحنی سرد و تهدیدآمیز معرفی میکند و حس میدهد که هر نشانهای ممکن است معنایی دوگانه داشته باشد.
« جیمز کاستا، کارمند موزهای که مدعی است شاهد جنایتی بوده، به نقطهای حساس در مسیر تحقیقات تبدیل میشود. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
بااینحال، انرژی آغازین در تمام مسیر حفظ نمیشود. پس از آنکه پرونده شکل میگیرد و شخصیتها در جایگاههای خود قرار میگیرند، روایت گاه از حرکت بازمیایستد و بیش از اندازه به صحنههای توضیحی، رابطههای میان شخصیتها و جابهجاییهای معمول ژانر تکیه میکند. نتیجه، فیلمی است که تماشاگر را بهخوبی وارد معما میکند، اما همیشه نمیتواند آن را با همان شدت درگیر نگه دارد.
تعلیق، فضا و بازی با انتظار «Taking Lives» در ساختن فضایی خوشپرداخت تواناست. مونترالِ فیلم، با فضاهای شهری، محیطهای بسته و مکانهایی که در آنها نگاه و دیدهشدن اهمیت پیدا میکند، بستری مناسب برای قصهای درباره پنهانکاری و تقلید هویت فراهم میآورد. نورپردازی تیره و موسیقی پرتنش فیلیپ گلس نیز به حس ناامنی کمک میکنند؛ گویی خطر میتواند از هر گفتوگو یا حضور ظاهراً عادی سر برآورد.
کارگردانی دی. جی. کاروسو به جلوههای بصری و حالوهوای صحنهها توجه دارد و در بخشهایی موفق میشود تماشاگر را در انتظار نگه دارد. اما فیلم گاهی چنان به نشانههای آشنای تریلرهای جنایی متوسل میشود که تعلیق بهجای آنکه از منطق موقعیت زاده شود، بر موسیقی، برشها و غافلگیریهای لحظهای متکی میماند.
« بااینحال، انرژی آغازین در تمام مسیر حفظ نمیشود. »
شخصیتها و اجرا
این تفاوت، بهویژه در نیمه دوم، آشکارتر میشود. ایلیانا اسکات؛ حضور محوری و شخصیتپردازی محدود آنجلینا جولی در نقش ایلیانا اسکات حضوری مسلط دارد. او شخصیت را با ترکیبی از اعتمادبهنفس، تمرکز و فاصله عاطفی پیش میبرد و به نقش، نیروی دیداری و اقتدار لازم را میبخشد. ایلیانا در ظاهر مأموری است که میتواند از رفتار و جزئیات، الگوی ذهنی مجرم را استخراج کند؛ اما فیلم بیش از آنکه به روش کار او عمق ببخشد، بر حضورش در صحنه و تأثیرش بر دیگران تکیه میکند.
همین امر گاه میان تصویری که داستان از توانایی حرفهای او میسازد و آنچه عملاً در روند تحقیقات میبینیم فاصله میاندازد. جولی همچنان تماشایی است، اما شخصیتپردازی به او فرصت نمیدهد پیچیدگی درونی ایلیانا را بهتمامی آشکار کند. او بیشتر مرکز ثقل روایت است تا شخصیتی که لایههایش با دقت کاویده شوند.
گروه بازیگران و فرصتهای نیمهتمام در کنار جولی، ایتن هاوک در نقش جیمز کاستا آسیبپذیری و اضطراب لازم را وارد داستان میکند. کاستا شخصیتی است که موقعیتش در پرونده، هم او را به شاهدی مهم بدل میکند و هم تماشاگر را نسبت به آنچه میداند یا پنهان میکند کنجکاو نگه میدارد. کیفر ساترلند حضوری کوتاهتر دارد، اما چهره و لحن او بهخوبی با فضای مشکوک فیلم جور درمیآید.
« این تفاوت، بهویژه در نیمه دوم، آشکارتر میشود. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
جنو رولندز نیز به قصه وقار و سنگینی میبخشد؛ در حالی که تکیهگاه عاطفی و بازیگری باتجربهای برای مجموعه فراهم میآورد. مشکل آن است که فیلم از این گروه توانمند استفادهای یکدست نمیکند. بعضی شخصیتها بیش از آنکه زندگی مستقل داشته باشند، ابزار پیشبرد معما هستند و برخی بازیگران مجال کافی برای شکلدادن به نقشی ماندگار پیدا نمیکنند.
بنابراین جذابیت ترکیب بازیگران همیشه به انسجام دراماتیک تبدیل نمیشود. معمای هویت و مسئله پیشبینیپذیری بزرگترین برگ برنده قصه، همان چیزی است که بزرگترین خطرش نیز به شمار میآید: ایده قاتلی که با تصاحب هویت قربانیان در میان دیگران زندگی میکند. این مفهوم بالقوه میتواند به پرسشهایی درباره خودشناسی، تعلق و ساختگیبودن ظاهر اجتماعی راه ببرد.
بااینحال، فیلم بیشتر از آنکه این ابعاد را واکاوی کند، از آنها برای برانگیختن تعلیق و پیشبرد معما بهره میبرد. نتیجه برای مخاطبان یکسان نیست. برخی ممکن است سرنخها را زودتر از فیلم کنار هم بگذارند و مسیر احتمالی راز را حدس بزنند؛ برای گروهی دیگر، نحوه چیدن اطلاعات و تغییر برداشتها همچنان سرگرمکننده خواهد بود.
« مشکل آن است که فیلم از این گروه توانمند استفادهای یکدست نمیکند. »
قوتها و کاستیها
پیچش اصلی را میتوان در چارچوب روایت فهمید، اما میزان غافلگیری آن به اندازهای نیست که همه تماشاگران را به یک اندازه متقاعد کند. فیلم بیش از آنکه بر پیچیدگی دقیق معما تکیه داشته باشد، به بازی با انتظار مخاطب امید میبندد. فیلمنامه و پیوندهای روایی فیلمنامه از رمانی به قلم مایکل پای اقتباس شده و جان بوکنکمپ آن را برای پرده نوشته است.
ساختار داستانی، ظرفیت خوبی برای پیوند میان پرونده جنایی، شخصیت شاهد و رابطه او با مأمور تحقیق دارد؛ اما پیوند این عناصر همیشه طبیعی و قانعکننده از کار درنمیآید. رابطههای شخصی گاه با شتاب شکل میگیرند و بعضی تصمیمها بیشتر به نیاز روایت برای رسیدن به صحنه بعدی شباهت دارند تا نتیجهای ناگزیر از شخصیتها.
این شتاب، بهویژه هنگامی که فیلم میخواهد همزمان راز را پنهان کند و اطلاعات لازم برای حل آن را در اختیار تماشاگر بگذارد، به انسجام آسیب میزند. برخی گرهها بهجای آنکه با ظرافت باز شوند، با توضیح یا حادثهای ناگهانی از مسیر کنار میروند. از همین رو، فیلم در لحظات هیجانانگیز موفقتر از بخشهایی است که باید منطق روانی و پلیسی قصه را محکم کند.
« فیلم بیش از آنکه بر پیچیدگی دقیق معما تکیه داشته باشد، به بازی با انتظار مخاطب امید میبندد. »
جمعبندی
جمعبندی «Taking Lives» تریلری جنایی با ایدهای جذاب، شروعی گیرا و فضایی آراسته است که در بهترین لحظاتش تماشاگر را درگیر حدسزدن و بدگمانشدن میکند. بازی جولی و حضور دیگر بازیگران شناختهشده نیز به فیلم کشش میبخشند، هرچند فیلمنامه فرصت بهرهگیری کامل از آنان را فراهم نمیکند. ضعف اصلی اثر در ناپایداری تعلیق، شخصیتپردازی محدود و نشانههایی از شتابزدگی روایی است؛ عواملی که باعث میشوند آغاز پرقدرت آن به تجربهای کاملاً یکدست نینجامد.
بااینهمه، فیلم برای علاقهمندان به معماهای قاتل زنجیرهای و تریلرهای روانشناختی اثری سرگرمکننده باقی میماند؛ فیلمی که جذابیتش بیش از آنکه از ژرفای تحلیل روانی بیاید، از فضای تیره، بازی با هویت و انتظار برای آشکارشدن حقیقت سرچشمه میگیرد.



ثبت دیدگاه