نقد و بررسی
نقد جلو بیفت (Take the Lead) | 2006
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
رقص بهمثابه زبان مشترک «Take the Lead» فیلمی دربارهٔ رقص است، اما نیروی اصلیاش را نه از نمایش مهارتهای بدنی، بلکه از برخورد دو جهان اجتماعی متفاوت میگیرد. پییر دولین، رقصندهای باتجربه و آشنا با آداب رقص سالنی، وارد مدرسهای دولتی در نیویورک میشود تا به گروهی از دانشآموزان بازداشتشده آموزش دهد.
پیشنهاد او از همان ابتدا با بیاعتمادی و تمسخر روبهرو میشود: رقص رسمی برای نوجوانانی که زبان حرکتی و فرهنگیشان از هیپهاپ و خیابان شکل گرفته، چیزی دور از دسترس و حتی بیربط به نظر میرسد. فیلم این فاصله را صرفاً مانعی برای رسیدن به یک اجرای تماشایی نمیبیند. تفاوت سلیقهها به مسئلهای دربارهٔ منزلت، قدرت و شنیدهشدن بدل میشود.
دولین باید دریابد که آموزشدادن تنها انتقال قواعد نیست؛ او نیز ناچار است به جهان شاگردانش گوش بسپارد. در همین چرخش دوطرفه است که رقص به زبان مشترک بدل میشود، نه نسخهای آماده که معلم از بالا برای نوجوانان تجویز کند. فیلم از داستان زندگی رقصنده و آموزگار واقعی، پییر دولین، الهام گرفته است.
معلمی که باید تغییر کند یکی از امتیازهای دراماتیک فیلم آن است که دولین را ناجی بینقصی تصویر نمیکند؛ دستکم ایدهٔ مرکزی فیلم به چنین برداشتی تن نمیدهد. او با اعتمادبهنفس و تجربه وارد مدرسه میشود، اما نخستین واکنش دانشآموزان نشان میدهد که مهارت و نیت خیر بهتنهایی برای برقراری ارتباط کافی نیست.
« فیلم این فاصله را صرفاً مانعی برای رسیدن به یک اجرای تماشایی نمیبیند. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
روش او باید از قالبی انعطافناپذیر بیرون بیاید و با واقعیتهایی روبهرو شود که در سالن رقص آشنایش حضور نداشتهاند. این جنبه، فیلم را از قصهای صرفاً دربارهٔ «معلمی که شاگردان را نجات میدهد» دور میکند. اثر در بهترین لحظههایش یادآور میشود که تحول، اگر قرار است باورپذیر باشد، باید دوطرفه باشد: دانشآموزان میآموزند با نظمی تازه روبهرو شوند و دولین نیز درمییابد که برای آموزش آنان باید پیشفرضهای خود را تعدیل کند.
البته فیلم همیشه این فرایند را با ظرافت یکسان پیش نمیبرد؛ گاه تغییر در رابطهها سریعتر از آن رخ میدهد که تماشاگر بتواند تمام مراحل روانی آن را احساس کند. بااینهمه، همین تأکید بر یادگیری متقابل به روایت عمق اخلاقی میبخشد. بدن، اعتماد و احترام در «Take the Lead»، رقص فقط مجموعهای از قدمها و چرخشها نیست؛ نوعی تمرین برای اعتمادکردن است.
رقص سالنی مستلزم هماهنگی، توجه به دیگری و پذیرش نوعی رابطهٔ مشترک در حرکت است. فیلم از این ویژگی برای پیوند دادن آموزش بدنی با موضوعاتی چون احترام، مسئولیت و مرزبندی استفاده میکند. آنچه در ظاهر یک کلاس رقص است، به عرصهای بدل میشود که نوجوانان میتوانند رفتار خود را در برابر دیگران دوباره بسنجند.
بااینحال، فیلم بیش از آنکه این ایدهها را در پیچیدگی موقعیتها بکاود، گاهی آنها را به پیامهای روشن و مستقیم تبدیل میکند. این صراحت برای اثری سرگرمکننده و امیدبخش قابلفهم است، اما از ظرافت دراماتیک میکاهد. بعضی دشواریهای اجتماعیِ پیرامون دانشآموزان ــ از فشارهای خانوادگی و محلهای تا بیاعتمادی به نهاد مدرسه ــ بیشتر بهمنزلهٔ پسزمینه باقی میمانند تا مسئلههایی با حضور مستقل و ماندگار.
« این جنبه، فیلم را از قصهای صرفاً دربارهٔ «معلمی که شاگردان را نجات میدهد» دور میکند. »
شخصیتها و اجرا
بنابراین فیلم ارزش آموزشی رقص را پررنگ میکند، ولی همیشه برای نشاندادن محدودیتهای آن به همان اندازه وقت نمیگذارد. همنشینی رقص سالنی و هیپهاپ مهمترین جاذبهٔ بصری و ریتمیک اثر، برخورد رقص سالنی با حرکات خیابانی است. تضاد این دو سبک به فیلم انرژی میدهد، اما اهمیتش فقط در تازگیِ صحنهها نیست.
این تلفیق شکل فشردهای از خود روایت است: هیچیک از دو جهان قرار نیست بهکلی حذف شود؛ امکان تازه از تماس و سازگاری آنها پدید میآید. هنگامی که شیوهٔ رسمی دولین با سلیقه و تواناییهای جوانان درهم میآمیزد، رقص از موضوع کلاس به نشانهای از همکاری تبدیل میشود. کارگردانی لیز فریدلندر به جنبوجوش صحنههای تمرین و اجرا توجه دارد و موسیقی نیز در حفظ ضرباهنگ فیلم نقش مهمی ایفا میکند.
حرکتها، بدنها و ریتم، لحظاتی فراهم میآورند که شخصیتها میتوانند چیزی را بیآنکه به زبان بیاورند نشان دهند: رقابت، خجالت، اعتماد یا میل به تعلق. در این بخشها فیلم از توضیحدادن فاصله میگیرد و به تصویر اجازه میدهد بار عاطفی را حمل کند. بااینحال، همانطور که انتظار میرود، بعضی اجراها بیش از آنکه حاصل فرایندی دشوار به نظر برسند، برای تأثیر فوری بر تماشاگر طراحی شدهاند.
بازیها و شخصیتپردازی آنتونیو باندراس در نقش دولین به فیلم گرما و کاریزما میبخشد. او شخصیت را با آراستگی و اعتمادبهنفس همراه میکند، اما نقشآفرینیاش زمانی دلپذیرتر میشود که این اطمینان با صبر و کنجکاوی نسبت به شاگردانش متعادل میشود. باندراس میتواند جذابیت ستارهوار خود را به نیرویی درون داستان بدل کند، بیآنکه تمام توجه فیلم را به خود اختصاص دهد.
« همنشینی رقص سالنی و هیپهاپ مهمترین جاذبهٔ بصری و ریتمیک اثر، برخورد رقص سالنی با حرکات خیابانی است. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
در سوی دیگر، آلفره وودارد در نقش مدیر مدرسه حضور مقتدری دارد و یادآور میشود که آموزش، افزون بر ارادهٔ یک فرد، به تصمیمها و مناسبات نهادی نیز وابسته است. گروه دانشآموزان، با بازی راب براون، یایا داکوستا و دیگر بازیگران جوان، به فیلم تنوع و تحرک میبخشد. بااینحال، فرصت پرداخت میان شخصیتها یکسان نیست.
برخی از آنان بیشتر با یک ویژگی یا تعارض فوری شناخته میشوند و مجال کافی نمییابند تا از تیپهای آشنا فراتر بروند. این کمبود بهویژه در روایتی که بر اهمیت دیدن و جدیگرفتن تکتک دانشآموزان تأکید دارد، محسوس است. فیلم از ظرفیت گروهی بازیگرانش بهره میبرد، اما نمیتواند برای همهٔ آنان زندگی درونی همسنگی بسازد.
پیشبینیپذیری و شتاب روایت ساختار فیلم به الگوی آشنای درام مدرسهای و داستانهای موفقیت جمعی نزدیک است: آغاز پرتنش، مقاومت شاگردان، شکلگیری تدریجی همکاری و حرکت بهسوی یک هدف مشترک. این آشنایی، تماشاگر را سریع وارد روایت میکند و مسیر عاطفی فیلم را روشن نگه میدارد؛ در عین حال، بسیاری از گرهها پیش از آنکه واقعاً غافلگیرکننده شوند، قابلحدس به نظر میرسند.
کشمکش میان معلم و شاگردان، و نیز دشواری پذیرفتهشدن برنامه در مدرسه، اغلب در مسیری پیش میرود که نمونههای دیگر این نوع فیلم پیشتر ترسیم کردهاند. مشکل اصلی نه استفاده از الگوی آشنا، بلکه سرعت عبور از برخی موانع است. بعضی تغییر نگرشها چنان زود رخ میدهند که فرصت کافی برای مشاهدهٔ تردید، عقبنشینی یا پیامدهای آنها باقی نمیماند.
« گروه دانشآموزان، با بازی راب براون، یایا داکوستا و دیگر بازیگران جوان، به فیلم تنوع و تحرک میبخشد. »
قوتها و کاستیها
نتیجه آن است که پیام امیدبخش فیلم گاهی بر پیچیدگی موقعیتها غلبه میکند. وقتی سازش میان جهانهای متفاوت آسان به نظر برسد، دستاورد نهاییِ رابطهها نیز اندکی از وزن واقعگرایانهٔ خود را از دست میدهد. فیلم در این زمینه بیش از آنکه به کشمکشهای طولانی وفادار بماند، بر نیروی آشتیبخش هنر تکیه میکند.
جمعبندی «Take the Lead» اثری سرزنده و خوشنیت است که از رقص برای گفتوگو دربارهٔ اعتماد، احترام و تفاوتهای اجتماعی بهره میگیرد. ترکیب رقص سالنی و هیپهاپ لحظههای پرانرژی و تماشایی میآفریند؛ بازی گرم آنتونیو باندراس نیز به فیلم جذابیتی پایدار میبخشد. مهمتر از همه، روایت در بخشهای موفق خود نشان میدهد که آموزش زمانی معنا پیدا میکند که معلم شاگردانش را نه مسئلههایی برای اصلاح، بلکه انسانهایی با زبان، تجربه و تواناییهای خاص خود ببیند.
در برابر این امتیازها، فیلم به الگوهای شناختهشدهٔ ژانر تکیه میکند، برخی دگرگونیها را شتابزده پیش میبرد و به تعدادی از شخصیتهای فرعی فرصت کافی برای عمقیافتن نمیدهد. بااینحال، این کاستیها جذابیت اصلی اثر را از میان نمیبرند: لذت دیدن دو زبان حرکتی که ابتدا با یکدیگر بیگانهاند و سپس، بدون آنکه یکی کاملاً دیگری را کنار بزند، راهی برای همصدایی پیدا میکنند.
«Take the Lead» نه اثری انقلابی در روایت فیلمهای مدرسهای، بلکه فیلمی خوشریتم و مؤثر است که شور رقص را با پیامی انسانی دربارهٔ گوشدادن و همکاری پیوند میزند.
« نتیجه آن است که پیام امیدبخش فیلم گاهی بر پیچیدگی موقعیتها غلبه میکند. »
ثبت دیدگاه