نقد و بررسی
نقد تِد ۲: راز پادشاه میداس (Tad, the Lost Explorer, and the Secret of King Midas) | 2017
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
ماجراجویی آشنا در لباسی پرزرقوبرق «تَد، کاوشگر گمشده و راز شاه میداس» دنبالهای بر انیمیشن اسپانیایی «تَد، کاوشگر گمشده» است؛ فیلمی که از همان آغاز، مقصد خود را روشن میکند: سرگرمکردن مخاطب خردسال با تعقیبوگریز، معماهای باستانی و گروهی از شخصیتهای نامتعارف. تَد هنوز رؤیای باستانشناسشدن و سفر به نقاط ناشناخته را در سر دارد، اما زندگی روزمره و کار ساختوساز او را از آن رؤیا دور نگه داشته است.
کشف سارا لاوروف درباره پاپیروسی مرتبط با گردنبند افسانهای میداس، فرصتی برای ورود او به ماجرایی تازه فراهم میکند؛ ماجرایی که بهسرعت از فضای پژوهش و موزه به تعقیب، خطر و سفر بدل میشود. این نقطهٔ عزیمت ظرفیت یک قصهٔ ماجراجویانهٔ پرکشش را دارد، اما فیلم بهجای آنکه از افسانهٔ میداس برداشتی تازه و پیچیده بسازد، به الگوی آشنای جستوجوی گنج و مقابله با تبهکاران تکیه میکند.
حاصل، اثری روان و تماشایی برای مخاطب کمسنوسال است؛ نه چندان بدساخت که دلزدهکننده باشد، و نه آنقدر خلاق که در ذهن بماند. قصهای که مسیرش را پنهان نمیکند فیلم برای پیشبردن روایت، بر رشتهای از سرنخها و خطرهای پیاپی تکیه دارد. قهرمان دستوپاچلفتی، دوست و همراهش، نیروی مخالفی که در پی دستیابی به قدرت یا ثروت است، و نشانههایی که گروه را به مرحلهٔ بعدی میرسانند، همگی اجزای آشنای قصههای ماجراجوییاند.
چنین ساختاری برای کودکان روشن و قابلدنبالکردن است؛ هر مانع تازه، دعوتی برای ادامهٔ تماشا به شمار میآید و تغییر موقعیتها فرصت میدهد تا ریتم فیلم از حرکت بازنماند. اما همین وضوح، به پیشبینیپذیری هم میانجامد. بسیاری از پیچوخمها بیش از آنکه از تصمیمهای غافلگیرکنندهٔ شخصیتها برآیند، از قواعد تثبیتشدهٔ این نوع روایت پیروی میکنند.
« قصهای که مسیرش را پنهان نمیکند فیلم برای پیشبردن روایت، بر رشتهای از سرنخها و خطرهای پیاپی تکیه دارد. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
بینندهای که با فیلمهای جستوجوی آثار باستانی و ماجراجوییهای قهرمانانه آشنا باشد، معمولاً میتواند حدس بزند که خطر بعدی از چه جنسی خواهد بود و اختلافها به چه سمتوسویی میروند. اثر در پی برهمزدن این انتظار نیست و تازگی چندانی به قالب نمیافزاید. تَد؛ قهرمانی دوستداشتنی اما کمعمق تَد قرار است نیروی کمدی و عاطفی فیلم را همزمان به دوش بکشد.
فاصلهٔ میان رؤیای بزرگ او و توانایی محدودش برای رویارویی با مشکلات، زمینهٔ شوخیهای فراوان را فراهم میکند. او قهرمان بینقصی نیست؛ اشتباه میکند، دستپاچه میشود و گاهی در موقعیتهایی قرار میگیرد که از کنترلش خارجاند. این ویژگیها برای مخاطب کودک جذاباند، زیرا قهرمان را از چهرهای دور از دسترس به شخصیتی قابلهمذاتپنداری تبدیل میکنند.
با این حال، فیلم کمتر از این ظرفیت برای ساختن شخصیتی چندلایه بهره میبرد. تَد بیش از آنکه درون مسیر ماجراجویی دگرگونی معناداری پیدا کند، همان قهرمان خوشنیت و گیج باقی میماند که از ابتدا شناختهایم. سارا نیز بیشتر در جایگاه کشفکنندهای توانا و محور انگیزههای داستانی قرار میگیرد تا شخصیتی با کشمکشهای مستقل و پرورده.
رابطهٔ میان آن دو به قصه گرمایی ساده میدهد، اما عمق احساسی آن محدود میماند. شخصیتهای فرعی، بهویژه مومیایی، سهم مهمی در تولید شوخی و آشوب دارند. حضور او به فیلم انرژی میبخشد، اما شوخیهای تکرارشونده و رفتارهای اغراقآمیز گاهی جای پرداخت دقیقتر شخصیتها را میگیرند. این انتخاب برای مخاطبی که از حرکات پرجنبوجوش و کمدی بدنی لذت میبرد، کارآمد است؛ برای تماشاگر بزرگسال، ممکن است بیشتر به تکرار یک لطیفهٔ واحد شبیه شود.
« اثر در پی برهمزدن این انتظار نیست و تازگی چندانی به قالب نمیافزاید. »
شخصیتها و اجرا
انیمیشن و طراحی جهان نقطهٔ قوت آشکار فیلم، تحرک بصری آن است. فضاهای متنوع، معماریهای رازآمیز و محیطهای پرجزئیات، حس سفر را زنده نگه میدارند و به ماجراجوییها جلوهای دیدنی میبخشند. طراحی رنگارنگ و حرکت سریع شخصیتها با حالوهوای سبک و سرگرمکنندهٔ فیلم تناسب دارد. صحنههای پرتحرک نیز عموماً بهگونهای چیده شدهاند که مخاطب کودک بتواند مسیر رخدادها را دنبال کند، بیآنکه در آشفتگی تصویری گم شود.
با وجود این، کیفیت بصری همیشه به خلق هویتی ویژه منجر نمیشود. فیلم در بسیاری از لحظات از زبان تصویری آشنای انیمیشنهای ماجراجویانهٔ معاصر استفاده میکند: شخصیتهای اغراقشده، حرکتهای پرشتاب و محیطهایی که بیشتر برای پیشبرد صحنهٔ بعدی طراحی شدهاند تا برای مکث و تماشا. گاهی جلوهٔ پرزرقوبرق، جای ظرافت در طراحی را میگیرد.
با این همه، کارگردانی بصری در حفظ شتاب و جاذبهٔ لحظهای فیلم موفق است و تماشاگر کمسنوسال احتمالاً بیش از آنکه به این محدودیتها توجه کند، از تنوع و جنبوجوش تصاویر لذت میبرد. موسیقی و ریتم؛ موتور محرک فیلم موسیقی پرانرژی اثر، بهخوبی با شیوهٔ روایت آن هماهنگ است. در لحظات تعقیبوگریز، ریتم موسیقی بر حس شتاب میافزاید و در بخشهای شوخطبعانه، به حفظ لحن سبک کمک میکند.
موسیقی قرار نیست جهان فیلم را به قلمرویی تازه ببرد یا بار عاطفی سنگینی بر دوش بکشد؛ کارکرد اصلیاش همراهی با حرکت است. از این منظر، انتخابی مؤثر و متناسب با مخاطب هدف به شمار میآید. ریتم کلی نیز بر پایهٔ رویدادهای پیاپی شکل گرفته است. فیلم فرصت زیادی برای سکون، تأمل یا گسترش روابط نمیگذارد و پیوسته شخصیتها را به موقعیتی تازه پرتاب میکند.
« انیمیشن و طراحی جهان نقطهٔ قوت آشکار فیلم، تحرک بصری آن است. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
این شتاب برای کودکان امتیاز مهمی است، زیرا توجه را حفظ میکند و مانع از کشدارشدن روایت میشود. در عین حال، همین سرعت گاهی مجال نمیدهد که شوخیها بهاندازهٔ کافی بنشینند یا پیامدهای عاطفی موقعیتها احساس شوند. فیلم حرکت را به مکث ترجیح میدهد و این ترجیح، هم منبع سرگرمی آن است و هم یکی از محدودیتهایش.
سایهٔ ماجراجوییهای مشهور مقایسهٔ فیلم با ماجراجوییهای مشهور باستانشناختی ناگزیر به نظر میرسد؛ نه فقط بهخاطر گنجینهها و معماها، بلکه بهسبب ساختار کلی جستوجو، تعقیب و رویارویی با رقیبان. با این حال، تفاوت اصلی در لحن است: اینجا ماجراجویی بیشتر با شوخیهای کودکانه و قهرمانی ناشیانه پیش میرود تا با هیجان جدی یا تعلیق پرقدرت.
فیلم از عناصر محبوب آن سنت بهره میگیرد، اما کمتر میکوشد آنها را به شکلی شخصی و تازه بازآفرینی کند. از همین رو، حس «نسخهای کمرمق از یک الگوی آشنا» در برخی بخشها پدیدار میشود. این شباهت الزاماً به معنای بیارزشی فیلم نیست؛ آثار خانوادگی میتوانند با استفاده از قالبهای آشنا برای مخاطب خردسال سرگرمکننده باشند.
مسئله آنجاست که فیلم کمتر از این قالبها فراتر میرود و بهندرت لحظهای میآفریند که تنها متعلق به جهان تَد باشد. مناسب چه مخاطبی است؟ این اثر بیش از همه برای کودکانی مناسب است که داستانهای پرحادثه، شخصیتهای بامزه و ماجراجوییهای ساده را دوست دارند. در همین چارچوب، میتوان آن را سرگرمی خانوادگی قابلقبولی دانست؛ قصه پیچیدگی آزاردهندهای ندارد و حرکت پیوستهٔ آن برای مخاطب کمسنوسال جذاب است.
« این شتاب برای کودکان امتیاز مهمی است، زیرا توجه را حفظ میکند و مانع از کشدارشدن روایت میشود. »
قوتها و کاستیها
تماشاگر بزرگسال نیز ممکن است از انیمیشن و موسیقی لذت ببرد، اما احتمالاً با تکرار الگوهای داستانی و شوخیهای کموبیش آشنا روبهرو خواهد شد. در ارزیابی تناسب سنی، باید توجه داشت که فضای فیلم همیشه به سبکیِ ظاهر رنگارنگش نیست. وجود تهدید، شخصیتهای مردهمتحرک و برخی لحظات تاریک یا پرتنش میتواند برای کودکان کمسنتر نگرانکننده باشد.
این عناصر در حدی نیستند که فیلم را به اثری ترسناک تبدیل کنند، اما ممکن است با انتظاری که از یک کارتون کاملاً ملایم وجود دارد، فاصله داشته باشند. همراهی بزرگسال برای کودکان حساستر میتواند تجربهٔ تماشا را آسودهتر کند. جمعبندی «تَد، کاوشگر گمشده و راز شاه میداس» انیمیشنی پرتحرک و خوشریتم است که در تصویرسازی، موسیقی و ایجاد سرگرمیِ لحظهای عملکردی موفق دارد.
ماجراجوییهای پیاپی و طنز سادهاش برای کودکان جذاباند و دنیای پرجنبوجوش آن به تماشای فیلم جان میدهد. در مقابل، قصه از کلیشههای شناختهشده فاصلهٔ چندانی نمیگیرد، شخصیتها بهندرت عمق پیدا میکنند و شباهت به الگوهای مشهور ماجراجویی گاهی بر هویت مستقل فیلم سایه میاندازد. این اثر را باید بیش از آنکه تجربهای تازه یا ماندگار دانست، سرگرمیای مناسب برای یک نوبت تماشا به شمار آورد؛ فیلمی که مخاطب کمسنوسال احتمالاً با آن همراه میشود، اما برای بزرگسالانی که دنبال روایتی خلاقانه و شخصیتپردازی جدیترند، دستاورد محدودتری دارد.
« در ارزیابی تناسب سنی، باید توجه داشت که فضای فیلم همیشه به سبکیِ ظاهر رنگارنگش نیست. »



ثبت دیدگاه