نقد و بررسی
نقد تابو (Taboo) | 1999
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
معرفی و جایگاه فیلم «تابو» یا «گوهاتو» ساختهٔ ناگیسا اوشیما، فیلمی تاریخی است که بیش از آنکه به بازسازی پرتحرک جهان ساموراییها علاقه داشته باشد، به مناسبات پنهان قدرت، میل و انضباط در دل یک گروه نظامی میپردازد. داستان در کیوتوی سدهٔ نوزدهم و در میان اعضای شینسنگومی میگذرد؛ نیرویی که برای دفاع از شوگونسالاری شکل گرفته است.
ورود سامورایی جوانی به نام سوزابورو کانو، با مهارت و زیبایی چشمگیرش، توجه و دلبستگی دیگران را برمیانگیزد و آرامش ظاهری گروه را برهم میزند. فیلم از همین موقعیت محدود، پرسشی گستردهتر میسازد: جامعهای که بر نظم سخت و اطاعت استوار است، با میلی که از قواعد رسمی سرپیچی میکند چه میکند؟
روایتی کمحادثه با تنشی فزاینده ساختار روایت بر حادثههای بزرگ و پیدرپی تکیه ندارد؛ در عوض، فیلم با نگاهها، سکوتها، شایعهها و تغییرات کوچک در رفتار شخصیتها پیش میرود. هر گفتوگو ممکن است معنایی دوگانه داشته باشد و هر تمرین شمشیرزنی، افزون بر نمایش مهارت، به صحنهای برای سنجش رقابت و برتری بدل شود.
همین شیوه، فضایی رازآلود پدید میآورد: تماشاگر اغلب پیش از آنکه بداند دقیقاً چه رخ داده، اثر آن را در روابط گروه میبیند. این انتخاب روایی با فضای اثر سازگار است، اما همیشه بینقص عمل نمیکند. پراکندگی اطلاعات و پرهیز از توضیحهای مستقیم میتواند تشخیص انگیزهها را دشوار سازد؛ بهویژه برای مخاطبی که انتظار دارد هر کشمکش بهسرعت به مسیری روشن و علتومعلولی بدل شود.
« این انتخاب روایی با فضای اثر سازگار است، اما همیشه بینقص عمل نمیکند. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
فیلم از ابهام بهعنوان ابزار استفاده میکند، ولی گاه مرز میان ابهام معنادار و کمپرداختگی روایی باریک میشود. میل در برابر انضباط کانون اصلی فیلم برخورد میان میل فردی و انضباط جمعی است. شینسنگومی نه فقط یک واحد رزمی، بلکه اجتماع بستهای است که بقایش به اطاعت، سلسلهمراتب و کنترل رفتار اعضا وابسته است.
حضور کانو این نظم را از بیرون با نیرویی آشکار تهدید نمیکند؛ اختلال از درون و از راه واکنش دیگران شکل میگیرد. در نتیجه، فیلم تمرکز را از پرسش سادهٔ «چه کسی قانون را شکسته؟» به پرسشی پیچیدهتر میبرد: آیا خودِ قانون، با سرکوب خواستههای ناگفته، زمینهٔ بحران را فراهم میکند؟ اوشیما در پرداخت این موضوع، به محکومکردن آسان میل یا تقدیس بیقیدوشرط آن تن نمیدهد.
کشش میان مردان در این جهان نظامی، نه بهعنوان شوخی حاشیهای و نه صرفاً نشانهای برای رسوایی نمایش داده میشود؛ بلکه به نیرویی بدل میگردد که مناسبات قدرت و تصور ساموراییها از مردانگی را آشکار میکند. با این همه، فیلم بیشتر به اثر میل بر ساختار گروه میپردازد تا به تجربهٔ درونی و کامل هر شخصیت؛ ازاینرو، لایهٔ اجتماعی آن گاه از لایهٔ روانشناختی پررنگتر میشود.
بازیها و شخصیتپردازی بازیهای مرکزی بر خویشتنداری و ابهام استوارند. ریوhei ماتسودا در نقش کانو، شخصیتی کمحرف و دشوارخوان میسازد؛ حضوری که بیشتر از راه تأثیری که بر دیگران میگذارد تعریف میشود تا با اعترافها یا توضیحهای مستقیم. همین شیوه، جذابیت شخصیت را حفظ میکند، اما ممکن است فاصلهای میان تماشاگر و جهان درونی او ایجاد کند.
« فیلم از ابهام بهعنوان ابزار استفاده میکند، ولی گاه مرز میان ابهام معنادار و کمپرداختگی روایی باریک میشود. »
شخصیتها و اجرا
تادانوبو آسانو و شینجی تاکدا نیز به تنشهای عاطفی و رقابتهای پنهان وزن میدهند، بیآنکه همهچیز را به بازیهای پرشور و آشکار فروبکاهند. تاکشی کیتانو در نقش هیجیکاتا حضوری آرام و مقتدر دارد. اقتدار او نه با فریاد و خشونت نمایشی، بلکه با سکوت و مراقبت دائمی از نظم گروه منتقل میشود.
در کنار این نقشآفرینیهای ظریف، ضعف شخصیتپردازی نیز خود را نشان میدهد: برخی ساموراییها بیش از آنکه فردیت مستقل داشته باشند، نمایندهٔ واکنشی خاص به حضور کانو هستند. این انتخاب با فضای جمعمحور فیلم تناسب دارد، اما گاهی از پیچیدگی عاطفی شخصیتهای فرعی میکاهد. تصویر، میزانسن و موسیقی جهان بصری فیلم از شکوه پرزرقوبرق آثار حماسی فاصله میگیرد.
قابها سنجیده و اغلب آراماند؛ معماری، راهروها و اتاقهای بسته به شکلی طراحی شدهاند که محدودیت فضای زندگی ساموراییها را به احساس محصوربودن بدل کنند. سکون تصویر در تقابل با تمرینهای شمشیرزنی و خشونت ناگهانی قرار میگیرد و همین تضاد، تنش را بیآنکه مدام به اوج برسد، زنده نگه میدارد.
موسیقی ریوئیچی ساکاموتو نیز از همراهی متعارف و احساساتی با صحنهها پرهیز میکند. صدای آن گاه غریب و ناآرام است؛ نه احساسات را برای تماشاگر توضیح میدهد و نه لزوماً آرامش میبخشد. این انتخاب به فیلم هویتی شنیداری میدهد و فاصلهای میان نظم تاریخی تصویر و آشفتگی پنهان شخصیتها برقرار میکند.
« تاکشی کیتانو در نقش هیجیکاتا حضوری آرام و مقتدر دارد. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
البته همین رویکرد برای برخی مخاطبان ممکن است سرد یا نامأنوس جلوه کند؛ موسیقی بیشتر بر ناآرامی میافزاید تا آنکه راهی برای همدلی فوری بگشاید. ریتم و گفتوگوها ریتم «تابو» آهسته و تأملی است. بخش مهمی از پیشرفت داستان در گفتوگوهایی رخ میدهد که معنای اصلیشان در مکثها و ناگفتهها نهفته است.
این شیوه به فیلم فرصت میدهد تا فضای سوءظن و رقابت را بهتدریج بسازد، اما خطر فرسودگی نیز دارد. گفتوگوهای سنگین و صحنههای کمتحرک ممکن است برای تماشاگرانی که انتظار درامی سامورایی با نبردهای فراوان دارند، کشش لازم را فراهم نکنند. بااینحال، کندی اثر صرفاً نشانهٔ کمبود حادثه نیست؛ بخشی از منطق آن است.
فیلم میخواهد مخاطب در انتظار بماند و در همان فاصله، تغییرات ظریف میان شخصیتها را ببیند. مشکل زمانی پدید میآید که این انتظار به روشنشدن لایهای تازه منتهی نمیشود و بعضی صحنهها بیش از اندازه بر حالوهوا تکیه میکنند. اینجاست که تفاوت سلیقهٔ مخاطبان تعیینکننده میشود: آنچه برای یک تماشاگر مراقبهای و رازآلود است، برای دیگری ممکن است ایستا و مبهم باشد.
ابهام و حدود موفقیت «تابو» پاسخهای قطعی و توضیحهای فراوان عرضه نمیکند و از مخاطب میخواهد میان نشانههای پراکنده ارتباط برقرار کند. پایانبندی نیز با پرهیز از جمعبندی روشن، بخشی از این رویکرد را ادامه میدهد؛ بیآنکه لازم باشد جزئیات آن را آشکار کرد. این ابهام میتواند اثر را در ذهن نگه دارد، زیرا پرسشهایش را پس از پایان تماشا رها نمیکند.
« ریتم و گفتوگوها ریتم «تابو» آهسته و تأملی است. »
قوتها و کاستیها
در مقابل، اگر مخاطب انتظار داشته باشد مسیر هر شخصیت و علت هر تصمیم بهروشنی توضیح داده شود، فیلم ممکن است ناتمام یا نارسا به نظر برسد. این ویژگی در کنار کمعمقی نسبی بعضی شخصیتها، مهمترین محدودیت فیلم است. اوشیما بهخوبی ساختار اجتماعی و اضطراب جمعی را میکاود، اما همیشه به همان اندازه در ترسیم جهان خصوصی تکتک افراد پیش نمیرود.
ازاینرو، فیلم بیش از آنکه مجموعهای از شخصیتهای کاملاً گشوده باشد، تصویری از یک اجتماع گرفتار میل، رقابت و ترس است. جمعبندی «تابو» فیلمی نامتعارف در گونهٔ سامورایی است: بهجای آنکه شمشیر را محور اصلی درام قرار دهد، از فضای بستهٔ پادگان و تمرینهای رزمی برای بررسی میل، قدرت و شکنندگی انضباط بهره میگیرد.
بازیهای مهارشده، قاببندیهای دقیق و موسیقی ناآرام، جهانی متمایز میسازند که در آن خطر اغلب پیش از آنکه آشکار شود، در سکوتها حضور دارد. در برابر این دستاوردها، روایت پراکنده، ریتم کند، شخصیتپردازی نابرابر و ابهام روایی ممکن است فاصلهای میان فیلم و مخاطب ایجاد کند. بااینهمه، این کاستیها از اهمیت نگاه اثر نمیکاهند.
«تابو» برای تماشاگرانی مناسبتر است که از درامهای تاریخی انتظار تأمل و فضای روانی دارند، نه صرفاً کنش و پاسخهای روشن؛ فیلمی که نیروی اصلیاش در آن چیزی است که میان آدمها ناگفته میماند.
« این ویژگی در کنار کمعمقی نسبی بعضی شخصیتها، مهمترین محدودیت فیلم است. »



ثبت دیدگاه