نقد و بررسی
نقد T Blockers | 2023
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
بازتعریف هیولا در وحشت روزمره «T Blockers» از ایدهای آشنا در سینمای وحشت—انگلی که بدن انسان را تسخیر میکند—برای صورتبندی ترسی اجتماعی بهره میگیرد. انگلهای باستانی فیلم تنها عامل دگرگونی جسمانی نیستند؛ آنها نفرت را تشدید میکنند و به آن امکان میدهند در جامعهای کوچک، از فردی به فرد دیگر سرایت کند.
به این ترتیب، هیولا از موجودی بیرونی به نیرویی بدل میشود که در ذهن و رفتار آدمها خانه میکند. استعاره آشکار است، گاه حتی بیش از اندازه صریح، اما همین صراحت به فیلم نیرویی شورشی میدهد: تعصب نه اختلاف نظری بیضرر، بلکه بیماریای است که میتواند دیگران را به خطر بیندازد. فیلم با این تمهید، وحشت را از قلمرو تهدیدهای دور و افسانهای بیرون میکشد و به واقعیتی نزدیک پیوند میزند.
آنچه شخصیتها را میترساند فقط ظاهر انگلها یا حملههای ناگهانی نیست؛ خشونتی است که در دل محیط آشنا رشد کرده و از آدمهای عادی سربرمیآورد. این انتخاب، بنیان مفهومی اثر را محکم میکند، هرچند گاهی میل به رساندن پیام، پیچیدگی روایی را به حاشیه میراند. سوفی و نگاه بیرونماندگان سوفی، فیلمساز جوان و زن ترنس، بهواسطه تواناییاش در تشخیص تسخیرشدگان، جایگاهی یگانه در روایت پیدا میکند.
« به این ترتیب، هیولا از موجودی بیرونی به نیرویی بدل میشود که در ذهن و رفتار آدمها خانه میکند. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
او صرفاً قهرمانی نیست که خطری را پیش از دیگران میبیند؛ نگاهش از تجربه زیستن در جامعهای شکل گرفته که اغلب نشانههای تهدید را نادیده میگیرد یا به کسانی که آن را بازگو میکنند اعتماد نمیکند. فیلم این تجربه را به نیرویی روایی بدل میسازد: آنکه پیشتر با طرد و بدگمانی روبهرو بوده، اکنون زودتر از دیگران تغییر چهره نفرت را میشناسد.
هویت ترنس سوفی در فیلم یک برچسب حاشیهای نیست، بلکه در جهانبینی اثر حضور دارد. بااینحال، فیلم به زندگی او فقط از دریچه رنج نمینگرد. کار، رابطهها، دوستیها و تلاش برای ساختن فیلم نیز بخشی از روزمرگی شخصیتاند. این توجه به زندگی معمول، به جهان اثر گرما میبخشد و مانع میشود که شخصیتها صرفاً به نمایندگان یک بحث اجتماعی تبدیل شوند.
با وجود این، شتاب در جابهجایی میان خطوط روایی گاه فرصت نمیدهد تا تجربههای سوفی به عمق عاطفی کامل برسند. دوستی بهمثابه نیروی مقاومت یکی از دلنشینترین جنبههای «T Blockers» رابطه میان سوفی و دوستانش است. همراهی آنها نه فقط تمهیدی برای گردآوردن گروهی از قهرمانان، بلکه پاسخ فیلم به احساس تنهایی و بیپناهی است.
« هویت ترنس سوفی در فیلم یک برچسب حاشیهای نیست، بلکه در جهانبینی اثر حضور دارد. »
شخصیتها و اجرا
شخصیتها پیش از آنکه در برابر انگلها صف ببندند، کنار هم مینشینند، شوخی میکنند و از گرفتاریهای روزمرهشان میگویند. همین لحظههای کوچک، وقتی بحران بالا میگیرد، به پیوندی معنادار تبدیل میشوند: مقاومت در این فیلم از دل جمعی شکل میگیرد که حاضر نیست اعضایش را تنها بگذارد. شیمی میان بازیگران، بهویژه در صحنههای گروهی، حس خودمانی و بیتکلفی میسازد.
شوخیهای نامتعارف و گفتوگوهای رها، گاهی از پرتنشترین بخشهای فیلم نیز بهیادماندنیترند. از همین رو، میتوان فهمید چرا تماشاگر ممکن است بیش از خود ماجرای انگلها به دورهمی این دوستان دل ببندد. مسئله این است که هرچه روایت به سوی وحشت و تعقیب تهدید مرکزی حرکت میکند، بخشی از آن صمیمیت کمرنگ میشود؛ گویی فیلم گاهی فراموش میکند که نیروی اصلیاش نه فقط موجودات عجیب، بلکه آدمهاییاند که با هم معنا پیدا میکنند.
لحن پانکی و زیباییشناسی خام «T Blockers» با حالوهوایی پانکی، پرانرژی و کماعتنا به قواعد صیقلی سینمای جریان اصلی پیش میرود. رنگهای تند، نورهای نئونی، موسیقی پرخاشگر و جلوههای ویژهای که عامدانه خام و اغراقآمیز به نظر میرسند، جهانی میسازند که بیشتر از آنکه به واقعگرایی وفادار باشد، به شور طغیان وفادار است.
« شیمی میان بازیگران، بهویژه در صحنههای گروهی، حس خودمانی و بیتکلفی میسازد. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
این خامی در بهترین لحظهها نه ضعف، بلکه بخشی از زبان فیلم است: اثری که درباره خشم و مقاومت حرف میزند، لازم نمیبیند همهچیز را مرتب و رام نشان دهد. با این همه، انرژی تصویری در سراسر فیلم یکدست نیست. بعضی صحنهها از دل نور و حرکت جان میگیرند، درحالیکه برخی دیگر تاریک، کمجان یا از نظر فنی ناپایدار به نظر میرسند.
افت کیفیت صدا نیز میتواند پیوند تماشاگر با لحظه را مختل کند. محدودیتهای اجرایی در شماری از بخشها به چشم میآیند، اما ذوق بصری فیلم همچنان قابل تشخیص است؛ سازنده میکوشد با امکانات محدود، هویتی مشخص بسازد و از تقلید بیروح پرهیز کند. روایت چندپاره و مسئله ریتم ضعف اصلی فیلم در انسجام فیلمنامه و تنظیم ریتم آن است.
داستان چند مسیر و مضمون را همزمان دنبال میکند: کشف انگلها، زندگی شخصی سوفی، دوستیها، ساخت فیلم و مبارزه با نفرت. این تکثر بالقوه میتوانست تصویری غنی از جامعهای در آستانه بحران بسازد، اما اتصال میان بخشها همیشه طبیعی نیست. روایت گاه بهجای آنکه خطوط مختلف را بهتدریج در هم ببافد، از یکی به دیگری میپرد و حس پراکندگی پدید میآورد.
« با این همه، انرژی تصویری در سراسر فیلم یکدست نیست. »
قوتها و کاستیها
شروع فیلم نیز بیش از اندازه وقت صرف میکند تا موتور اصلی ماجرا روشن شود. پرداختن به جهان روزمره شخصیتها برای ایجاد صمیمیت لازم است، اما وقتی بحران با تأخیر وارد میشود، برخی صحنهها از کارکرد روایی خود فاصله میگیرند و ریتم را کند میکنند. در بخشهایی دیگر، فیلم ناگهان میخواهد شتاب بگیرد و چند ایده را با هم پیش ببرد؛ حاصل، نوسانی است میان مکثهای طولانی و حرکتهای فشرده.
این ناهماهنگی بهخصوص در بخشهای پایانی محسوس میشود، بیآنکه لازم باشد جزئیات رویدادها فاش شود. کمدی، وحشت و مرزهای ناهماهنگی فیلم بهدرستی میخواهد از خشونت و ترس، فضایی برای طنز و رهایی بسازد. شوخیهای عجیبوغریب و لحظههای کمیک، گاه از شدت جدیت موقعیت میکاهند و به تماشاگر اجازه میدهند با شخصیتها نفس بکشند.
اما ترکیب کمدی آرام و وحشت کارتونی همیشه به تعادل نمیرسد. برخی لحظهها چنان سبک و روزمرهاند که ورود ناگهانی به خشونت غلوشده، نه تضاد خلاقانه بلکه گسست لحنی ایجاد میکند. این ناهماهنگی تا اندازهای از انتخاب آگاهانه فیلم برای نپذیرفتن قواعد یک ژانر واحد ناشی میشود. «T Blockers» نمیخواهد صرفاً ترسناک باشد؛ میخواهد خندهدار، سیاسی، صمیمی و شورشی نیز بماند.
« شروع فیلم نیز بیش از اندازه وقت صرف میکند تا موتور اصلی ماجرا روشن شود. »
جمعبندی
گاهی این آزادی به صحنههایی زنده و غیرمنتظره میانجامد و گاهی فیلم را از تمرکز دور میکند. نتیجه اثری است که لحظههای موفقش بهسبب همین بیپروایی برق میزنند، اما میان آن لحظهها پیوندی هموار و کامل برقرار نمیشود. جمعبندی «T Blockers» فیلمی نامتوازن، اما صاحب صدا و تخیل است. استعاره انگلهایی که نفرت را منتشر میکنند، ظرفیت اجتماعی روشنی دارد و با قهرمانی که تجربه طرد را میشناسد، پیوندی معنادار میسازد.
انرژی پانکی، شوخیهای غریب و رفاقت گروهی، بخشهایی از فیلم را سرزنده و دوستداشتنی میکنند؛ در مقابل، فیلمنامه پراکنده، شروع کند، نوسان لحن و کاستیهای فنی از اثرگذاری کلی آن میکاهند. ارزش فیلم را بیش از آنکه در اجرای بینقص جستوجو کنیم، باید در جسارتش دید: جسارت آنکه وحشت را به تجربه زیسته پیوند میزند و به جمعی که معمولاً در آثار ژانری در حاشیه میمانند، مرکز صحنه میدهد.
برای دوستداران وحشت کوییر و سینمای مستقلِ خام و پرشور، فیلم میتواند تجربهای خوشایند و متفاوت باشد؛ اما تماشاگرانی که انتظار روایتی منضبط و لحنی یکپارچه دارند، احتمالاً با همان پراکندگیای روبهرو میشوند که گاه نیروی شورشی اثر را نیز مهار میکند.
« گاهی این آزادی به صحنههایی زنده و غیرمنتظره میانجامد و گاهی فیلم را از تمرکز دور میکند. »



ثبت دیدگاه