نقد و بررسی
نقد هممعنیها (Synonyms) | 2019
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
فرار از خویشتن، جستوجوی زبان «Synonyms» ساختهٔ ناداڤ لاپید، بیش از آنکه روایتی متعارف از مهاجرت باشد، صورتبندی آشفته و پرتنشی از میل به گسستن است: گسستن از ملیت، زبان مادری و گذشتهای که شخصیت اصلی میخواهد همچون باری از تن خود جدا کند. یوآو، جوانی اسرائیلی که به پاریس میگریزد، نمیخواهد صرفاً در شهری تازه زندگی کند؛ او میکوشد به انسانی دیگر بدل شود.
این تفاوت، سرچشمهٔ نیروی فیلم و نیز دشواری آن است. پاریس برای او مقصدی جغرافیایی نیست، بلکه آزمایشگاهی است برای ساختن هویتی تازه؛ اما فیلم از همان آغاز نشان میدهد که هویت را نمیتوان با تصمیمی قاطع از نو نوشت. یوآو با واژهنامهٔ فرانسویـعبریاش میکوشد زبان تازه را بیاموزد و میان واژهها، معادلها و تفاوتهای ظریفشان حرکت کند.
این جزئیات بهتدریج از یک ابزار روزمره فراتر میرود و به استعارهٔ مرکزی اثر بدل میشود: آیا میتوان برای هر واژهٔ متعلق به گذشته، مترادفی تازه یافت؟ آیا تغییر زبان، خاطره و تعلق را نیز دگرگون میکند؟ فیلم پاسخی ساده نمیدهد؛ در عوض، شخصیت را در کشاکش میان آرزوی پاککردن گذشته و بازگشت ناگزیر نشانههای آن قرار میدهد.
روایتی که از بیقراری جان میگیرد ساختار فیلم خطی و منظم نیست. «Synonyms» از توالی موقعیتهایی شکل میگیرد که گاه بهسرعت از یک فضا و حالوهوا به فضایی دیگر میپرند. بعضی لحظهها چنان ناگهانی رخ میدهند که بیننده فرصت نمییابد رابطهٔ علّی یا عاطفیشان را بهتمامی دریابد. این گسست را میتوان بخشی از منطق اثر دانست: تجربهٔ مهاجر تازهوارد نیز غالباً پیوستگی ندارد؛ روزها با اضطراب، کشف، شرم و هیجان از هم جدا میشوند، بیآنکه فوراً به روایتی روشن و یکپارچه بدل شوند.
« این تفاوت، سرچشمهٔ نیروی فیلم و نیز دشواری آن است. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
بااینحال، این انتخاب همیشه به سود فیلم عمل نمیکند. گاهی پراکندگی از بیانِ بیقراری فراتر میرود و صحنههایی پدید میآورد که کمزمینه یا بیارتباط به نظر میرسند. مخاطبی که انتظار دارد هر رخداد در مسیری روشن به رخداد بعدی منتهی شود، ممکن است احساس کند فیلم در حال گریز از توضیح است.
اما لاپید بیش از آنکه به حلوفصل همهچیز علاقهمند باشد، به ثبت تکانههای متناقض شخصیتش گرایش دارد؛ نتیجه، تجربهای نامتعارف و زنده است که گاه عمداً از آسودگی روایی سر باز میزند. زبان بهمثابه خانه و میدان نبرد در این فیلم، زبان فقط وسیلهٔ ارتباط نیست؛ خانهای است که یوآو میخواهد ترکش کند، و همزمان راهی برای ساختن خانهای تازه.
او واژههای فرانسوی را با سماجت حفظ میکند و گویی میخواهد با هر کلمه، بخشی از خود پیشین را کنار بزند. این تلاش، گاه خندهآور و گاه دردناک است: زبانآموزی در فیلم نه سرگرمیای سبک، بلکه پروژهای وجودی است. یوآو میخواهد نه فقط فرانسوی حرف بزند، بلکه فرانسویبودن را در تن و رفتار خود تمرین کند.
فیلم در همین نقطه پرسشی پیچیده پیش میکشد: آیا تعلق فرهنگی انتخابی است، یا چیزی که در لحظههای ناخواسته خود را بازمییابد؟ تلاش برای خاموشکردن عبری، حضور آن را پررنگتر میکند. انکار زبان مادری به معنای محو آن نیست؛ بیشتر شبیه کشیدن خطی است که مدام زیر آن، نشانهای از گذشته باقی میماند.
« بااینحال، این انتخاب همیشه به سود فیلم عمل نمیکند. »
شخصیتها و اجرا
واژهنامهٔ کوچک یوآو از این رو شیئی کلیدی است: میان دو زبان قرار میگیرد، اما نمیتواند فاصلهٔ میان دو هویت را بهتمامی از میان ببرد. تام مرسیه و بدنِ ناآرام بازی تام مرسیه یکی از ستونهای اصلی فیلم است. او یوآو را نه با توضیحهای روانشناختی، بلکه با حضور جسمانی و رفتارهای متغیرش میسازد: گاهی منقبض و آمادهٔ واکنش، گاهی سرکش و نمایشی، و گاهی آسیبپذیر در لحظههایی کوتاه که شخصیت نمیتواند نقش تازهٔ خود را حفظ کند.
در چهره و بدن او، ارادهای برای کنترل خویشتن دیده میشود که پیوسته با آشفتگی درونی برخورد میکند. مرسیه بهخوبی از خطر تبدیل شخصیت به نمادی صرف میگریزد. یوآو ممکن است نمایندهٔ مهاجر، تبعیدی یا فردی درگیر هویت ملی باشد، اما بازیگر او را به مجموعهای از مفاهیم فرو نمیکاهد. شخصیت در عین حال لجوج، خودویرانگر، خشمگین و محتاج رابطه است؛ همین تناقضها او را زنده میکنند.
بااینحال، فیلمنامه همیشه فرصت کافی برای گشودن انگیزههایش فراهم نمیآورد. بعضی رفتارها بیش از آنکه از گذشته یا خواستهای روشن برآیند، همچون تکانههایی منفرد ظاهر میشوند. ابهام در اینجا هم بخشی از جذابیت است و هم محدودیتی در پرداخت شخصیت. شهر، تصویر و حرکت پاریس در «Synonyms» کارتپستالی آرام و رمانتیک نیست.
شهر فضایی است که یوآو در آن هم امکان فرار را میجوید و هم با بیگانگی روبهرو میشود. خیابانها و فضاهای عمومی، محل تمرین هویت تازهاند؛ اما تصویرها کمتر حس استقرار میآفرینند. قابها و حرکت دوربین با انرژی شخصیت هماهنگاند و به فیلم کیفیتی ناآرام میبخشند. این شیوهٔ بصری، جهان را نه همچون پسزمینهای خنثی، بلکه همچون فضایی تجربهشده از خلال اضطراب و میل نشان میدهد.
« تام مرسیه و بدنِ ناآرام بازی تام مرسیه یکی از ستونهای اصلی فیلم است. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
صحنههای رقص از ماندگارترین نمودهای این زبان تصویریاند. حرکت در آنها فقط آرایش زیباشناختی نیست؛ گاه راهی است برای بیان چیزی که گفتار از حملش ناتوان میماند. بدن، با تمام نیرو و محدودیتش، به میدان کشمکش بدل میشود: بدنِ مهاجر، بدنِ مردانه، بدنی که میخواهد از معنایی تحمیلشده فرار کند و معنای تازهای اختیار کند.
همین پیوند میان تصویر و حرکت است که به فیلم، حتی در لحظههای پراکندهاش، ضرباهنگی متمایز میدهد. سیاست؛ میان پرسش و خطابه فیلم از هویت شخصی جدا از سیاست سخن نمیگوید. ملیت یوآو چیزی نیست که بتوان آن را صرفاً درونی یا خصوصی دانست؛ گذشتهٔ او با تاریخ و ساختارهای جمعی پیوند دارد. در این معنا، میلش به ترک هویت اسرائیلی هم بیانگر بحران فردی است و هم واکنشی به بار سیاسی آن هویت.
لاپید از تنش میان فرد و ملیت استفاده میکند تا نشان دهد چگونه زبانها و تعلقها میتوانند به قلمروهای قدرت و منازعه تبدیل شوند. اما این رویکرد گاهی به صراحتی بیش از اندازه نزدیک میشود. برخی تأکیدها و نمادپردازیها چنان مستقیم عرضه میشوند که فرصت کشف و تفسیر را محدود میکنند. هرگاه فیلم بهجای آنکه تناقض را در رفتار و موقعیت شخصیت بپروراند، معنای خود را آشکارا بر زبان میآورد، از پیچیدگی هنریاش میکاهد.
بااینهمه، صراحت سیاسی را نمیتوان از جسارت اثر جدا کرد؛ فیلم حاضر نیست تعارضهای بنیادین را به پسزمینهای بیخطر تبدیل کند، حتی اگر گاهی در بیان آنها بیش از حد اصرار ورزد. رابطهها و شکنندگیِ بازآفرینی رابطهٔ یوآو با امیل و کارولین، بخشی از آزمون او برای ورود به جامعهای تازه است.
« صحنههای رقص از ماندگارترین نمودهای این زبان تصویریاند. »
قوتها و کاستیها
این پیوندها به او امکان میدهند خود را در برابر دیگران بازتعریف کند، اما بهسادگی به پناهگاه تبدیل نمیشوند. هر رابطه با انتظارها، سوءتفاهمها و نابرابریهایی همراه است که پروژهٔ بازآفرینی را پیچیده میکنند. امیل، بهویژه، با نگاهی متفاوت به زندگی یوآو نزدیک میشود؛ نزدیکی میان آن دو همدلی و کنجکاوی را درهم میآمیزد، بیآنکه به پیوندی ساده و بیابهام فروکاسته شود.
فیلم در ترسیم رابطهها نیز همان رویکرد ناپایدار خود را حفظ میکند. شخصیتها گاه همچون آینههایی برای میل یوآو عمل میکنند؛ گاه نیز مستقل از او، با خواستهها و محدودیتهای خود ظاهر میشوند. این نوسان، بخشی از جذابیت اثر است، اما میتواند مانع شکلگیری پیوند عاطفی عمیقتر شود. بیننده ممکن است بیش از آنکه با شخصیتها احساس نزدیکی کند، آنها را از فاصلهای سنجیده مشاهده کند.
جمعبندی «Synonyms» فیلمی دربارهٔ مهاجرت بهمثابه حرکت از نقطهای به نقطهٔ دیگر نیست؛ دربارهٔ کوشش دشوار برای تغییر خویشتن است، کوششی که زبان تازه، شهر تازه و رابطههای تازه را به ابزارهایی برای گریز و بازآفرینی بدل میکند. ارزش اثر در روایت پرجنبوجوش، بازی پرقدرت تام مرسیه و زبان بصری جسورانهاش نهفته است؛ همچنین در پرسشی که دربارهٔ امکان گسستن از گذشته مطرح میکند.
در مقابل، روایت پراکنده، پرداخت گاه ناکافی شخصیت اصلی و لحظههایی با تأکید سیاسی خطابهوار، از انسجام و ظرافت آن میکاهند. بااینهمه، ناهماهنگیهای فیلم تا حدی با موضوع آن همصداست: یوآو هنوز به خانهای تازه نرسیده و از خانهٔ پیشین نیز جدا نشده است. «Synonyms» همین وضعیت معلق را به تجربهای سینمایی تبدیل میکند؛ تجربهای گاه آشفته و گاه نافذ که در آن، هر واژهٔ تازه وعدهٔ رهایی میدهد، بیآنکه گذشته را بهکلی خاموش کند.
« این پیوندها به او امکان میدهند خود را در برابر دیگران بازتعریف کند، اما بهسادگی به پناهگاه تبدیل نمیشوند. »
ثبت دیدگاه