نقد و بررسی
نقد Sweet Sue | 2023
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
پرترهای از تنهاییهای نامرتب فیلم «Sweet Sue» بهجای آنکه بر طرحی پرشتاب و محکم بنا شود، به آدمهایی نزدیک میشود که زندگیشان نهچندان قهرمانانه، نهچندان منظم و گاه مضحکانه بیجهت به نظر میرسد. سو زنی میانسال است که پس از تجربهای از فقدان و انزوا، دوباره به امکان رابطه دل میبندد.
آشناییاش با ران، مردی موتورسوار و کمحرف، دریچهای به سوی امیدی تازه باز میکند؛ اما ورود پسر ران، آنتونی، این رابطه را از مسیر آشنای عاشقانه بیرون میبرد و به برخوردی نامتعارف میان سه تن از آدمهای تنها بدل میسازد. لیو لی، در نخستین فیلم بلند داستانی خود، بیش از آنکه بخواهد قصهای کلاسیک با گرهافکنی و گرهگشایی دقیق بسازد، در پی ثبت برخوردهای روزمره و ناهنجار است.
از همین رو، فیلم را باید تا اندازهای همچون مطالعهای شخصیتی دید: آدمهایی که میخواهند به دیگری نزدیک شوند، اما ابزارهای عاطفی لازم را ندارند یا نمیدانند چگونه از آنها استفاده کنند. این رویکرد در لحظههایی به ظرافت و صداقت میرسد، اما در بخشهایی نیز فیلم را از انسجام روایی دور میکند.
سو؛ مرکز عاطفیِ گریزان جاذبه اصلی فیلم در شخصیت سو و بازی مگی اونیل نهفته است. سو در نگاه نخست زنی پرسروصدا و بیپرواست؛ کسی که ممکن است در موقعیتی نامناسب حرفی نسنجیده بزند یا با رفتار نامتعارف خود فضای اطراف را به هم بریزد. بااینحال، زیر این ظاهر سرسخت، آسیبپذیری و احتیاجی عمیق به دیدهشدن پنهان است.
« سو زنی میانسال است که پس از تجربهای از فقدان و انزوا، دوباره به امکان رابطه دل میبندد. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
اونیل این دوگانگی را با بازیای کمادعا و انسانی منتقل میکند: سو نه صرفاً مایه خنده است و نه قربانیای که فیلم بخواهد ترحم مخاطب را برانگیزد. فیلم در آغاز، با دقتی دلنشین به روزمرگی خستهکننده و تنهایی سو نزدیک میشود و رگههای اندوه را در میان لحظههای مضحک مینشاند. فقدان خانوادگی و روابط سرد، پسزمینهای برای میل او به شروع دوباره فراهم میآورند.
اما هرچه روایت پیش میرود، تمرکز از سو فاصله میگیرد و کشمکش میان ران و آنتونی برجستهتر میشود. این جابهجایی ممکن است از نظر دراماتیک قابلفهم باشد، اما عنوان فیلم و شروع آن انتظار میآفریند که جهان درونی سو پیوسته در کانون بماند. فیلم آن انتظار را بهتمامی برآورده نمیکند. ران و آنتونی؛ صمیمیت در میدان کشمکش ران با سکوتها و خویشتنداریاش در برابر انرژی نمایشی آنتونی قرار میگیرد.
رابطه پدر و پسر، بیش از آنکه با شرح مستقیم گذشتهشان پیش برود، از خلال رفتارها، مکثها و سوءتفاهمها شکل میگیرد. ران مردی است که گویی خود را پشت ظاهر زمخت و کمحرفش پنهان کرده؛ آنتونی، برعکس، با اعتمادبهنفسی پرهیاهو و تصویر بزرگی که از آیندهاش ساخته، هر فضایی را به صحنه خود بدل میکند.
هری تروالدویند در نقش آنتونی از مهمترین عوامل زندهماندن فیلم است. شخصیت او میتوانست به کاریکاتوری یکبعدی از جوانی خودشیفته و شیفته شهرت تقلیل یابد، اما بازیگر با اغراق حسابشده و لحظاتی از آسیبپذیری، به او بُعدی سرگرمکننده میدهد. جدلهای آنتونی و سو، بهویژه، از بهترین بخشهای فیلماند: نه به این دلیل که هر بار به نقطهای قاطع میرسند، بلکه چون نشان میدهند دو آدم با نیازهای متفاوت چگونه برای جلب توجه و حفظ جایگاه خود میجنگند.
« فقدان خانوادگی و روابط سرد، پسزمینهای برای میل او به شروع دوباره فراهم میآورند. »
شخصیتها و اجرا
تونی پیتس نیز با بازی مهارشدهاش، سکون ران را به حضوری قابلاعتنا تبدیل میکند؛ هرچند شخصیت او کمتر از دو شخصیت دیگر مجال گسترش مییابد. طنزِ نابههنگام و تلخیِ زیرپوستی طنز «Sweet Sue» از جنس شوخیهای پرضرب و پاسخهای فوری نیست. خنده بیشتر از ناراحتیِ موقعیت، سکوتهای کشدار، رفتارهای نامتناسب و فاصله میان آنچه شخصیتها درباره خود میپندارند و آنچه عملاً نشان میدهند پدید میآید.
گروه رقص آنتونی، «سرنوشت الکتریکی»، نمونهای گویا از همین طنز است: جاهطلبی او با واقعیتی که اطرافیان میبینند فاصله دارد، اما فیلم این فاصله را صرفاً برای تمسخر او به کار نمیگیرد. در دل این خودفریبی، میل واقعی به معنا، موفقیت و تعلق نیز دیده میشود. تلخی فیلم از تنهایی شخصیتها و ناتوانیشان در برقراری رابطهای پایدار میآید.
خوشیها کوتاهاند و اغلب در کنار نوعی اندوه یا خجالت قرار میگیرند. همین آمیزه به اثر حالوهوایی شیرینتلخ و گاه غریب میبخشد؛ لحظههایی که ممکن است همزمان خندهدار و دلگیر باشند. بااینهمه، میزان اثرگذاری این طنز برای همه یکسان نخواهد بود. فیلم گاهی چنان به awkward بودن موقعیت بسنده میکند که شوخی یا اندوه به اوج نمیرسد؛ تماشاگر ممکن است فضای نامعمول را دوست داشته باشد، بیآنکه هر صحنه از نظر عاطفی یا کمدی کاملاً بنشیند.
روایت پرسهزن و مسئله تمرکز ساختار فیلم عمداً یا ناخواسته از الگوی روایی متعارف فاصله میگیرد. صحنهها گاه همچون ایستگاههایی پراکندهاند که شخصیتها در آنها با یکدیگر برخورد میکنند، بیآنکه هر برخورد لزوماً مسیر داستان را با وضوحی تازه تعیین کند. این آزادی به فیلم امکان میدهد لحظههای کوچک و جزئیات رفتاری را جدی بگیرد؛ در عوض، پیوند میان بخشها سست میشود و گاه چنین به نظر میرسد که چند قطعه جداگانه به هم متصل شدهاند.
« طنزِ نابههنگام و تلخیِ زیرپوستی طنز «Sweet Sue» از جنس شوخیهای پرضرب و پاسخهای فوری نیست. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
ورود آنتونی تغییر مهمی در مسیر روایت ایجاد میکند و در پی آن، فیلم انرژی تازهای مییابد. اما این انرژی همیشه به پیشروی منسجم نمیانجامد. داستان به جای آنکه کشمکش مرکزی را پیوسته عمیقتر کند، گاهی میان روابط و موقعیتهای مختلف سرگردان میماند. برای گروهی از تماشاگران، این پرسهزنی بخشی از جذابیت جهان فیلم است؛ برای گروهی دیگر، نشانهای از کمبود تمرکز و پرداخت ناکافی.
هر دو برداشت با تجربه تماشای اثر سازگارند. بازیها و جهان بصری فیلم بر شیمی میان بازیگران و کیفیت حضور آنها تکیه دارد، نه بر جلوهگری فرمی. مگی اونیل، تونی پیتس و هری تروالدویند سه انرژی متفاوت را کنار هم قرار میدهند: آسیبپذیریِ آمیخته به بیپروایی، سکوتِ محتاطانه و نمایشیبودنِ بیمهار.
حاصل، صحنههایی است که حتی وقتی روایت کمرمق میشود، به واسطه واکنشها و اصطکاک میان شخصیتها جان میگیرند. شیوه شکلگیری فیلمنامه نیز با همکاری بازیگران و بداههپردازی در تمرینها پیوند داشته است؛ این امر به گفتوگوها حسی از ناصافی و خودانگیختگی میبخشد، هرچند گاهی همان ناصافی به پراکندگی بدل میشود.
از نظر حالوهوا، فیلم به واقعگرایی روزمره علاقه دارد، اما آن را با لحظههایی اغراقشده و تقریباً نمایشی میآمیزد. همین دوگانگی به شخصیتها اجازه میدهد هم مضحک باشند و هم اندوهبار؛ بااینحال، توازن میان این دو سویه همیشه دقیق نیست. برخی صحنهها بهخوبی از خجالت و سکوت طنز میسازند، در حالی که برخی دیگر بیش از اندازه مکث میکنند و نیروی خود را از دست میدهند.
« ورود آنتونی تغییر مهمی در مسیر روایت ایجاد میکند و در پی آن، فیلم انرژی تازهای مییابد. »
قوتها و کاستیها
ریتم کند و پرسهزن فیلم بنابراین صرفاً انتخابی سبکی نیست؛ محدودیتی است که میتواند بر میزان همدلی و درگیری مخاطب اثر بگذارد. پایانبندی و معنای ناتمامماندن بدون ورود به جزئیات داستان، میتوان گفت پایان فیلم نیز همان خصلت ناتمام و گشوده بخشهای پیشین را ادامه میدهد. اثر از جمعبندی روشن و تأکیدشده پرهیز میکند و به جای آنکه برای روابط شخصیتها نتیجهای کاملاً مشخص فراهم آورد، آنها را در وضعیتی باقی میگذارد که تفسیرش بر عهده تماشاگر است.
چنین رویکردی با جهان آدمهایی سازگار است که هنوز خودشان نمیدانند چه میخواهند؛ اما سازگاری مضمونی لزوماً به رضایت روایی نمیانجامد. برای برخی، این پایانبندی میتواند صادقانه باشد: زندگی این شخصیتها نیز احتمالاً با پاسخهای قطعی و تغییرهای ناگهانی حلوفصل نمیشود. برای برخی دیگر، فیلم پس از آنهمه پرسهزدن، چیزی کم از یک فرود قانعکننده دارد و ناگهان متوقف میشود، بیآنکه حس کاملشدن سفر عاطفی را ایجاد کند.
این اختلاف، بهخوبی نسبت فیلم با مخاطب را نشان میدهد: «Sweet Sue» بیشتر به تجربه زیستن در کنار شخصیتها علاقه دارد تا رساندن آنها به مقصدی روشن. جمعبندی «Sweet Sue» کمدیدرامی نامتعارف و شیرینتلخ است که قوت اصلیاش را از شخصیتهای غریب، بازیهای صمیمی و لحظههای کوچکِ برخورد و سوءتفاهم میگیرد.
مگی اونیل سو را با ترکیبی از بیپروایی و شکنندگی به شخصیتی دوستداشتنی بدل میکند و هری تروالدویند با حضور پرتحرکش به بخش مهمی از فیلم نیروی کمدی میبخشد. اثر در ثبت تنهایی و میل آدمها به یافتن خانوادهای تازه، گاه به لطافتی واقعی میرسد. در مقابل، پراکندگی روایت، ریتم کند و فاصلهگرفتن تدریجی از شخصیت محوری، مانع از آن میشود که همه این کیفیتها در قالبی کاملاً منسجم جمع شوند.
« اثر در ثبت تنهایی و میل آدمها به یافتن خانوادهای تازه، گاه به لطافتی واقعی میرسد. »
جمعبندی
پایان باز و ناگهانی نیز ممکن است برای تماشاگرانی که انتظار جمعبندی روشن دارند ناکافی باشد. بااینحال، فیلم بهسبب حالوهوای ویژه و شخصیتهایی که بهسادگی فراموش نمیشوند، تجربهای متمایز باقی میماند؛ اثری که بیش از آنکه قصهای کامل و صیقلی تعریف کند، لحظههایی از زندگی آدمهای نامنظم و نیازمند مهر را کنار هم مینشاند.
« پایان باز و ناگهانی نیز ممکن است برای تماشاگرانی که انتظار جمعبندی روشن دارند ناکافی باشد. »
ثبت دیدگاه