نقد و بررسی
نقد سرزمین شیرین (Sweet Country) | 2018
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
روایتِ گریز و تعقیب «سرزمین شیرین» در ظاهر از الگوی آشنای وسترن بهره میگیرد: مردی که در دفاع از خود دست به قتل زده، همراه همسرش از دست قانون میگریزد و گروهی مسلح به تعقیب او میروند. اما فیلم واریک تورنتون بهسرعت روشن میکند که مسئلهاش صرفاً تعلیقِ فرار یا سرنوشت یک متهم نیست.
پرسش اصلی این است که قانون در جامعهای نابرابر چگونه عمل میکند و چه کسی حق دارد از آن انتظار عدالت داشته باشد. داستان در استرالیای سال ۱۹۲۹ میگذرد؛ در سرزمینی که خشونت تنها در شلیک گلوله یا رویارویی مستقیم خلاصه نمیشود، بلکه در مناسبات روزمره، تقسیم قدرت و نگاه صاحبان زمین به مردم بومی حضور دارد.
سم کلی، کارگری بومی، پس از واقعهای سرنوشتساز ناگزیر به گریز میشود. از همین نقطه، سفر او و همسرش بهانهای برای آشکار کردن لایههای پنهان جامعه است: چه کسانی میتوانند خشونت خود را موجه جلوه دهند و چه کسانی حتی در دفاع از جانشان نیز از پیش گناهکار به شمار میآیند. وسترنی در جغرافیای استعماری فیلم از نشانههای ژانر وسترن استفاده میکند، اما آنها را در جغرافیا و تاریخی قرار میدهد که روایتهای معمول این ژانر کمتر به آن پرداختهاند.
بیابان، اسبها، سلاحها و گروه تعقیبکنندگان آشنا هستند؛ با این تفاوت که فضای دورافتاده استرالیا نه سرزمینی خالی از تاریخ، بلکه خانه مردمانی است که حضورشان زیر سایه استعمار و سلطه سفیدپوستان قرار گرفته است. این جابهجایی نگاه، معنای تعقیب را نیز دگرگون میکند. گروهی که در ظاهر برای اجرای قانون راه میافتد، خود بخشی از نظمی است که عدالت را به نفع قدرتمندان تعریف کرده است.
« اما فیلم واریک تورنتون بهسرعت روشن میکند که مسئلهاش صرفاً تعلیقِ فرار یا سرنوشت یک متهم نیست. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
از این رو، فیلم تقابل ساده قهرمان و ضدقهرمان نمیسازد. شخصیتها در شبکهای از ترس، منفعت، پیشداوری و گاه وجدان گرفتارند؛ حتی آنهایی که خود را نماینده قانون میدانند، الزاماً از معنای عدالت درکی یکسان ندارند. همین پیچیدگی به فیلم عمق میدهد و مانع میشود که موضوع آن به یک ماجرای تعقیبوگریز صرف فروکاسته شود.
بازیهایی بر پایه سکوت یکی از مهمترین پشتوانههای فیلم، بازیهای آن است؛ بهویژه بازی همیلتون موریس در نقش سم. حضور او کمادعا و درونی است. سم شخصیتی نیست که احساساتش را با گفتارهای طولانی توضیح دهد؛ بخش بزرگی از تجربهاش در مکثها، نگاهها و واکنشهایی منتقل میشود که گاه از دیالوگ گویاترند.
این خویشتنداری، شخصیت را به نمادی بیچهره بدل نمیکند، بلکه او را انسانی میسازد که میکوشد در شرایطی طاقتفرسا، امکان انتخاب و بقا را حفظ کند. ناتاسیا گوری-فربر نیز در نقش همسر سم، حضور مهمی دارد. فیلم رنج او را صرفاً ضمیمه ماجرای مردانه نمیکند؛ تجربه و آسیبپذیری او بخشی از جهان اخلاقی اثر است.
در سوی دیگر، برایان براون به تعقیبکنندهای جان میدهد که خشونت و تعصبش با نوعی انضباط شخصی درهم آمیخته است. سام نیل نیز در نقش واعظ، به فیلم تعادلی انسانی میبخشد، بیآنکه بهآسانی همه تضادهای اخلاقی آن را حل کند. حاصل، گروهی از بازیهاست که بیشتر بر حضور و رفتار متکیاند تا نمایشگری پرحرارت.
« از این رو، فیلم تقابل ساده قهرمان و ضدقهرمان نمیسازد. »
شخصیتها و اجرا
تصویر؛ زیباییای که آسودگی نمیآورد فیلمبرداری، از برجستهترین عناصر «سرزمین شیرین» است. دوربین، پهنههای وسیع استرالیا را با چشماندازهایی چشمنواز ثبت میکند؛ اما این زیبایی هرگز به منظرهای تزیینی و آرامشبخش تبدیل نمیشود. گستردگی دشتها و خشکی خاک، همزمان حس آزادی و بیپناهی میآفریند.
طبیعت در قابها باشکوه است، اما برای شخصیتها پناهگاهی مطمئن نیست؛ بیشتر نیرویی خاموش و بیاعتناست که مسیر گریز را دشوارتر میکند. این تضاد بصری با مضمون فیلم پیوند دارد. چشمانداز ممکن است در نگاه نخست دلانگیز باشد، اما تاریخ انسانیِ سرزمین در آن حضور دارد: خشونت، تصرف و حذف. قابهای باز، شخصیتها را کوچک و تنها نشان میدهند و این تنهایی را به تجربهای اجتماعی بدل میکنند.
در چنین جهانی، سکوت طبیعت نه نشانه آرامش، بلکه یادآور بیاعتنایی آن به سرنوشت انسانهاست. تصویرهای فیلم از همین راه، بدون توضیح مستقیم، بر تلخی روایت میافزایند. ریتم آرام و شیوه روایت تورنتون روایت را با شتاب پیش نمیبرد. فیلم فرصت میدهد فضا، سکوت و رفتار شخصیتها در ذهن تماشاگر تهنشین شود.
این انتخاب با حالوهوای اثر سازگار است: تنش آن همیشه از حادثهای تازه نمیآید، بلکه گاه از انتظار، فاصله و دانستنِ نابرابریای شکل میگیرد که شخصیتها درون آن زندگی میکنند. برشهایی که زمان روایت را جابهجا میکنند نیز در مواردی حس تقدیر و نگرانی میآفرینند و نگاه را از صرفاً دنبال کردن مسیر تعقیب فراتر میبرند.
« تصویر؛ زیباییای که آسودگی نمیآورد فیلمبرداری، از برجستهترین عناصر «سرزمین شیرین» است. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
با این همه، کندی ریتم همیشه به سود فیلم نیست. بعضی صحنهها بیش از اندازه مکث میکنند و حرکت داستان در بخشهایی چنان آرام میشود که تماشاگر ممکن است از کشش عاطفی آن فاصله بگیرد. این مسئله بهخصوص برای مخاطبی که از وسترن انتظار تعقیبوگریزی پرحادثه دارد، محسوستر خواهد بود. فیلم تعمداً از هیجان متعارف فاصله میگیرد، اما گاه میان تأمل و درنگِ طولانی مرز روشنی نمیگذارد.
صبوری در تماشای آن ضروری است؛ هرچند صبوری همیشه به معنای رضایت از ریتم نیست. مضمون عدالت و محدودیتهای درام قلب فیلم، پرسشی اخلاقی و سیاسی است: وقتی قانون در جامعهای بر پایه نابرابری عمل میکند، عدالت چه معنایی خواهد داشت؟ اثر پاسخ سادهای عرضه نمیکند و همین امتناع از داوری آسان، نقطه قوت آن است.
شخصیتهای مختلف، هر یک با تصوری از نظم و حق پیش میروند؛ اما فیلم نشان میدهد که این تصورها در خلأ شکل نگرفتهاند. جایگاه اجتماعی و نژادی افراد تعیین میکند سخن چه کسی شنیده شود و کدام روایت اعتبار پیدا کند. در عین حال، مضمون بیعدالتی ممکن است برای برخی تماشاگران آشنا و حتی تکرارشونده به نظر برسد.
فیلم در بخشهایی بهجای گشودن زاویهای کاملاً تازه، بر همان ساختارهای سلطهای تکیه میکند که از آغاز معرفی کرده است. بعضی مسیرهای داستانی نیز تا حدی قابلپیشبینیاند. با این حال، ارزش اثر تنها در تازگیِ طرح داستانی نیست؛ قدرت آن بیشتر از شیوهای میآید که این نابرابری را در رفتارها، سکوتها و حتی ترکیب قابها جاری میکند.
« با این همه، کندی ریتم همیشه به سود فیلم نیست. »
قوتها و کاستیها
فیلم نمیکوشد با سخنرانی جای تجربه را بگیرد، هرچند گاهی تأکید مضمونی آن بر ظرافت رواییاش میچربد. جمعبندی «سرزمین شیرین» وسترنی آرام، تلخ و تأملبرانگیز است که از یک گریز و تعقیب برای کاوش در تاریخ استعمار، نابرابری نژادی و معنای عدالت بهره میگیرد. بازیهای باورپذیر، بهویژه حضور درونی همیلتون موریس، و تصویرهای چشمنواز آن از مهمترین امتیازهای فیلماند.
زیبایی طبیعت در اینجا آسودگی نمیآورد؛ بلکه خشونت و تنهایی را برجستهتر میکند. در برابر این قوتها، ریتم کند و قابلپیشبینی شدن برخی مسیرهای داستانی ممکن است تجربه تماشا را برای همه یکسان دلپذیر نکند. این فیلم برای مخاطبی مناسبتر است که از وسترن صرفاً حادثه و هیجان نمیخواهد و آمادگی دارد در سکوتها و مکثهایش بماند.
پاداش چنین همراهی، نه روایتی پرشتاب، بلکه مواجههای سنگین با جهانی است که در آن قانون و عدالت الزاماً هممعنا نیستند.
« فیلم نمیکوشد با سخنرانی جای تجربه را بگیرد، هرچند گاهی تأکید مضمونی آن بر ظرافت رواییاش میچربد. »
ثبت دیدگاه