نقد و بررسی
نقد Sweet As | 2023
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
سفری کوچک بهسوی امکان «Sweet As» در ظاهر فیلمی آشنا از جنس بلوغ است: نوجوانی در بحران، سفری گروهی بیرون از خانه، چند برخورد تازه و تجربههایی که آرامآرام نگاه او به خودش و جهان را دگرگون میکنند. اما فیلم میکوشد این الگوی شناختهشده را در جغرافیایی کمتر دیدهشده جای دهد و از دل آن، روایتی دربارهٔ امکانِ مکث و تغییر بیرون بکشد.
مورا، نوجوانی پانزدهساله که در خانه با آشفتگی و بیثباتی روبهروست، با دعوت عموی پلیسش به اردوی عکاسی قدم در راهی میگذارد که در آغاز نه انتخابی آزادانه، بلکه نوعی دورشدن از موقعیتی خطرناک به نظر میرسد. مقصد، پیلباراست؛ اما سفر واقعی فیلم درونی است: گذر از واکنشهای تند و بیاعتمادی به سوی مشاهده، رابطه و اندکی امید.
پیلبارا؛ چشمانداز، شخصیت و معنا بزرگترین دستاورد حسی فیلم، حضور پررنگ سرزمین استرالیای غربی در تصویرهاست. پیلبارا در «Sweet As» پسزمینهای تزیینی نیست که صرفاً زیبایی قابها را تأمین کند؛ پهناوری و سکوتش در برابر محدودیتهای زندگی روزمرهٔ نوجوانان معنایی پیدا میکند. جادهها، زمینهای سرخ و شکافهای صخرهای به مورا فرصت میدهند از فاصلهای تازه به زندگی نگاه کند.
« پیلبارا؛ چشمانداز، شخصیت و معنا بزرگترین دستاورد حسی فیلم، حضور پررنگ سرزمین استرالیای غربی در تصویرهاست. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
در سوی دیگر، شهر و فضای صنعتیِ پیرامونش حسی از محصوربودن و سنگینی میسازند. کنارهمنشینی طبیعت گسترده و نشانههای صنعت، به فیلم تضادی تصویری میدهد که از دیالوگهایش گویاتر است. قاببندیها اغلب ساده و روشناند و بهجای نمایش پرزرقوبرق، اجازه میدهند منظره و آدمها در نسبت با یکدیگر دیده شوند.
دوربین بهویژه هنگامی مؤثر است که درنگ میکند: نه برای آنکه طبیعت را به کارتپستالی بیجان بدل کند، بلکه برای آنکه تماشاگر فرصت یابد آرامش و تنهایی نهفته در فضا را حس کند. همین کیفیت بصری، در بخشهایی که روایت بهلحاظ دراماتیک کمشتاب میشود، همچنان نیروی نگهدارندهٔ فیلم باقی میماند.
عکاسی؛ یادگرفتنِ دیدن عکاسی در داستان، ابزار سرگرمی یا مهارتی تازه نیست؛ شیوهای برای بازآموزی نگاه است. دوربین به مورا امکان میدهد بهجای آنکه تنها در برابر اتفاقها واکنش نشان دهد، آنها را انتخاب کند، قاب بگیرد و از فاصلهای امنتر بنگرد. این تغییر، بهسادگی و یکباره رخ نمیدهد؛ فیلم آن را در جزئیات سفر و در توجه تدریجی مورا به پیرامونش میپروراند.
« در سوی دیگر، شهر و فضای صنعتیِ پیرامونش حسی از محصوربودن و سنگینی میسازند. »
شخصیتها و اجرا
همینجا پیوند میان صورت و مضمون اثر شکل میگیرد: فیلمی دربارهٔ عکاسی، خود نیز میکوشد جهان را با نگاه نوجوانی کنجکاو و آسیبپذیر قاببندی کند. بااینحال، این استعاره گاهی بیش از اندازه آشکار میشود. هرگاه دوربین در داستان به نشانهای مستقیم از رشد شخصیت تبدیل میشود، فیلم خطر توضیحدادنِ معنایی را میپذیرد که تصویرها پیشتر بهخوبی منتقل کردهاند.
بهترین لحظهها زمانیاند که عکاسی در دل تجربهٔ روزمره حضور دارد و تماشاگر خود ارتباطش را با دگرگونی مورا درمییابد؛ نه زمانی که روایت بر اهمیت آن تأکید مضاعف میگذارد. مورا و بازی محوری شانتائه بارنز-کوان در نقش مورا، مرکز عاطفی فیلم است. بازی او گرمایی کمادعا دارد و شخصیت را به مجموعهای از نشانههای آشنای «نوجوان خشمگین» تقلیل نمیدهد.
مورا هم میتواند تند و پسزننده باشد و هم در لحظههایی کوتاه، آسیبپذیری و میل به نزدیکی را آشکار کند. بارنز-کوان این دوگانگی را با نوسانهای کوچک در نگاه و حالت بدن منتقل میکند؛ گویی شخصیت هنوز نمیداند کدام بخش از خودش را باید به دیگران نشان دهد. در کنار او، نوجوانان اردو هرکدام نمایندهٔ تجربه و خلقوخویی متفاوتاند.
« بااینحال، این استعاره گاهی بیش از اندازه آشکار میشود. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
کایلی، شان و الویس زمینهای برای برخوردهای بامزه، تنشهای کوچک و شکلگیری رابطه فراهم میکنند، اما کیفیت بازیها یکدست نیست. بعضی اجراها طبیعی و بیتکلفاند، درحالیکه برخی دیگر گاه تصنعی یا ناموزون جلوه میکنند. این ناهماهنگی بهخصوص در صحنههای گروهی محسوس است؛ جایی که فیلم برای زندهشدن به ریتم جمعی و واکنشهای باورپذیر وابسته است.
بااینوجود، حضور مرکزی مورا و کیفیت قابلقبول بازیگران بزرگسال، انسجام عاطفی اثر را تا اندازهای حفظ میکند. لحن مهربان و مسئلهٔ خوشبینی «Sweet As» بهجای فروبردن تماشاگر در تلخی، بهدنبال لحنی امیدبخش است. این انتخاب، هم امتیاز فیلم است و هم محدودیتش. اثر بحرانهای خانوادگی و آسیبپذیری نوجوانان را انکار نمیکند، اما ترجیح میدهد بر امکان همراهی و حمایت تکیه کند.
در جهانی که شخصیتها گاه بیش از آنکه پاسخ آماده داشته باشند به حضور آدمی قابلاعتماد نیاز دارند، همین گرایش به مهربانی وجهی انسانی پیدا میکند. موسیقی نیز در ساخت این فضا نقش دارد و به سفر، حسی سبک و دلنشین میبخشد، بیآنکه همهٔ لحظهها را به هیجان اغراقآمیز سوق دهد. اما فیلم گاهی چنان مراقب است که مبادا بیش از حد تلخ یا آشفته شود، از روی پیچیدگیهای زندگی میگذرد.
« بعضی اجراها طبیعی و بیتکلفاند، درحالیکه برخی دیگر گاه تصنعی یا ناموزون جلوه میکنند. »
قوتها و کاستیها
چند لحظهٔ احساسی بهجای آنکه از دل رابطه و کنش شخصیتها بجوشند، اندکی طراحیشده به نظر میرسند. دیالوگها نیز همیشه به ظرافت تصویر نیستند و گاه بیش از اندازه روشن میگویند شخصیت چه احساسی دارد یا قرار است چه چیزی بیاموزد. نتیجه، لحظاتی است که نیت اثر را میتوان فهمید، اما تأثیر عاطفی آن به اندازهٔ مقصودش عمیق نمیشود.
ساختار روایی و ریتم فیلم با موقعیتی پرتنش آغاز میشود و از همان ابتدا برای مورا ضرورتی واقعی در تغییر محیط میسازد. سپس با حرکت گروه به سوی پیلبارا، ریتم روایت آرامتر میشود و توجه از بحران آغازین به روابط میان نوجوانان و تجربههای روزمرهٔ سفر انتقال مییابد. این تغییر، با حالوهوای سفر جادهای تناسب دارد: بخش مهمی از دگرگونی در رخدادهای بزرگ اتفاق نمیافتد، بلکه در گفتوگوها، شوخیها، مکثها و لحظههای کوتاهِ کنار هم بودن شکل میگیرد.
بااینحال، همین رویکرد سبب میشود خط روایت در ادامه کمی معمولیتر و کمفشارتر جلوه کند. صحنههایی که قرار است نزدیکی یا رشد شخصیتها را نشان دهند، گاه در قالبهای آشنای داستانهای اردوگاهی قرار میگیرند و از تازگی شروع فیلم فاصله میگیرند. پایانبندی نیز، بیآنکه نیاز باشد جزئیاتش گفته شود، بیش از اندازه مرتب و مؤدبانه احساس میشود؛ گویی اثر برای حفظ حس امید، ترجیح میدهد لبههای ناتمام تجربه را هموار کند.
« چند لحظهٔ احساسی بهجای آنکه از دل رابطه و کنش شخصیتها بجوشند، اندکی طراحیشده به نظر میرسند. »
جمعبندی
این تصمیم با جهانبینی مهربان فیلم سازگار است، اما از پیچیدگی و ماندگاری عاطفی آن میکاهد. جمعبندی «Sweet As» فیلمی صمیمی و خوشمنظر دربارهٔ نوجوانانی است که برای مدتی کوتاه از فشارهای زندگی روزمره فاصله میگیرند و فرصت مییابند خود و یکدیگر را از زاویهای تازه ببینند. پیلبارا و قاببندیهای چشمنواز، بازی گرم شانتائه بارنز-کوان، موسیقی دلنشین و باور به امکانِ حمایت، مهمترین نقاط قوت آناند.
در مقابل، ناهماهنگی بعضی اجراها، چند لحظهٔ احساسی کماثر، دیالوگهای گاه ناجور و پایانبندی بیش از حد مرتب، مانع میشوند فیلم به تمامی از محدودهٔ یک درام بلوغ آشنا فراتر برود. ارزش اثر بیش از آنکه در غافلگیریهای داستانی باشد، در نگاه آرام و امیدوارش به نوجوانی و در تصویرهایی است که گاهی بهتر از کلمات، امکانِ دوباره دیدن جهان را نشان میدهند.
« این تصمیم با جهانبینی مهربان فیلم سازگار است، اما از پیچیدگی و ماندگاری عاطفی آن میکاهد. »
ثبت دیدگاه