نقد و بررسی
نقد سوررئالیستیِ افراطی (Surrealist Overdose) | 2022
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
جایگاه فیلم و تصحیح یک برداشت «Surrealist Overdose (2022)» با مشخصاتی که در درخواست آمده، با فیلمی شناختهشده و قابلشناسایی تطبیق ندارد. فیلم جنایی فرانسویِ سال ۲۰۲۲ که عنوانش «Overdose» است، ساختهٔ Olivier Marchal است و داستانش دربارهٔ همکاری دو پلیس در پیوند میان قاچاق مواد مخدر و قتل دو نوجوان شکل میگیرد؛ نه بازیگری در مهمانی شامی وهمآلود.
بنابراین نقد پیش رو بر همان فیلم فرانسوی استوار است و نکاتی مانند رؤیا، مهمانی رازآلود و کابوس را به آن نسبت نمیدهد. این فیلم بر پایهٔ رمانی از Pierre Pouchairet ساخته شده و Sofia Essaïdi، Assaad Bouab و Alberto Ammann از بازیگران اصلی آن هستند. جنایت بهمثابه موتور روایت «Overdose» از الگویی آشنا در تریلرهای پلیسی بهره میگیرد: دو مسیر تحقیقاتی که ابتدا جدا به نظر میرسند، کمکم به یکدیگر نزدیک میشوند و در میانهٔ تعقیبوگریز، عملیات مخفی و کشف سرنخها، مخاطب را به دنبال خود میکشانند.
سارا، مسئول واحد مبارزه با مواد مخدر در تولوز، از یک سو درگیر خبر انتقال محمولهای از اسپانیا به فرانسه است و از سوی دیگر، ریچارد در پاریس قتل دو نوجوان را پیگیری میکند. پیوند احتمالی میان این پروندهها، استخوانبندی تعلیق را میسازد؛ فیلم از همان ابتدا میکوشد اطلاعات را قطرهچکانی عرضه کند و هر کشف تازه را به پرسشی دیگر بدل سازد.
این طرح برای یک فیلم جنایی ظرفیت فراوانی دارد، اما جذابیت آن بیش از آنکه به پیچیدگی معماییِ بیسابقهاش وابسته باشد، از حرکت پیوستهٔ روایت میآید. فیلم مرتب از یک گروه به گروهی دیگر، و از یک کانون جغرافیایی به کانونی دیگر میرود. این جابهجایی، جهان داستان را پرجنبوجوش میکند، اما همزمان تمرکز آن را در معرض خطر میگذارد: هرچه شاخههای پرونده بیشتر میشوند، تشخیص خط اصلی دشوارتر میشود.
« فیلم مرتب از یک گروه به گروهی دیگر، و از یک کانون جغرافیایی به کانونی دیگر میرود. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
نتیجه، روایتی است که میتواند تماشاگر علاقهمند به ژانر را سرگرم نگه دارد، اما گاه به جای تعمیق معما، صرفاً حجم آن را افزایش میدهد. ریتم و کشاکش میان شاخههای داستان فیلم بهجای ساختن یک مسیر کاملاً مستقیم، چند خط روایی را موازی پیش میبرد: تحقیق پلیسی، عملیات قاچاق، مأموریت مخفی و روابط میان اعضای گروه.
این ساختار در آغاز حس گستردگی و پیچیدگی ایجاد میکند. با این حال، هر شاخه به یک اندازه پرداخت نمیشود و همین نابرابری گاه به آشفتگی میانجامد. بعضی پیوندها از دل جزئیات پرونده برمیآیند و طبیعی به نظر میرسند؛ بعضی دیگر چنان ناگهانی وارد میدان میشوند که فرصت نمییابند در شبکهٔ کلی داستان جایگاهی قانعکننده پیدا کنند.
پیامد این پراکندگی را میتوان در ریتم فیلم دید. لحظههای اکشن و تعقیبوگریز، انرژی و شتاب لازم را فراهم میکنند، اما فاصلهگذاری میان این لحظات همیشه به اندازهٔ کافی سنجیده نیست. گاهی فیلم پیش از آنکه یک موقعیت را بهخوبی تثبیت کند، به خط دیگری میپرد؛ گاهی هم برای بستن یا توضیح دادن چند مسیر، بیش از اندازه مکث میکند.
در نتیجه، زمان فیلم در بخشهایی سنگینتر از نیاز دراماتیک آن احساس میشود. فیلم از کمبود حادثه رنج نمیبرد؛ مسئله این است که همهٔ حوادث به یک اندازه ضروری یا بهیادماندنی نیستند. سارا و ریچارد؛ دو شیوهٔ مواجهه با قانون در مرکز فیلم، سارا و ریچارد قرار دارند؛ دو مأمور با روشها و پیشینههای متفاوت که ناچار میشوند در پروندهای مشترک همکاری کنند.
« این ساختار در آغاز حس گستردگی و پیچیدگی ایجاد میکند. »
شخصیتها و اجرا
این تقابل، امکان خوبی برای ساختن تنش میان شخصیتها فراهم میآورد: اختلاف در رویکرد، تجربه و شیوهٔ اعتماد کردن میتواند به اندازهٔ خود پرونده جذاب باشد. فیلم از این ظرفیت استفاده میکند، اما همیشه آن را تا نهایت پیش نمیبرد. کشمکش میان دو شخصیت بیشتر در سطح تفاوت روشها و برخوردهای کاری باقی میماند و کمتر به شناختی عمیق از زخمها، باورها و تناقضهای درونی آنها میرسد.
Sofia Essaïdi حضوری محکم در نقش سارا دارد و تواناییاش در حفظ توجه مخاطب، بهویژه در میان انبوه شخصیتها و سرنخها، یکی از نقاط اتکای فیلم است. Assaad Bouab نیز نقش ریچارد را با خویشتنداری و جدیتی متناسب با فضای اثر اجرا میکند. هماهنگی بازیگران اصلی کمک میکند صحنههای مشترک باورپذیر باشند، حتی زمانی که فیلمنامه برای برخی روابط فرصت کافی فراهم نمیکند.
نقشهای فرعی نیز در ساخت فضای گروهی و پلیسی مؤثرند، اما شماری از آنها بیشتر کارکرد روایی دارند تا شخصیتی مستقل؛ وارد داستان میشوند تا بخشی از عملیات یا یکی از مسیرهای فرعی را پیش ببرند و کمتر به حضوری کامل و متمایز بدل میشوند. خشونت، تعقیب و طراحی فضا Olivier Marchal جهان فیلم را در قالب یک فضای جنایی پرتنش و خشن سامان میدهد.
مسیرهای جادهای، تعقیبها، درگیریها و جابهجایی میان محلهای تحقیق، به روایت حس حرکت میبخشند. فیلم در صحنههای اکشن میکوشد تنش را از طریق سرعت، خطر و نزدیکی فیزیکی موقعیتها منتقل کند؛ از همین رو، نیروی آن بیش از آنکه در ظرافت بصریِ هر قاب باشد، در پیوند میان صحنههای پرتحرک و حس شتاب مداوم قرار دارد.
« فیلم از این ظرفیت استفاده میکند، اما همیشه آن را تا نهایت پیش نمیبرد. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
با اینهمه، پرتحرکی بهتنهایی به معنای تازگی نیست. برخی لحظهها به قراردادهای شناختهشدهٔ سینمای جنایی نزدیک میشوند: مواجهههای مسلحانه، چهرههای سرسخت، مأمورانی که میان وظیفه و قضاوت شخصی گرفتارند، و مجرمانی که تهدیدشان بیشتر از طریق رفتار و خشونت بیان میشود تا پرداختی چندلایه.
این عناصر در خدمت ژانرند و فیلم را قابلفهم و تماشایی نگه میدارند، اما کمتر آن را از نمونههای مشابه متمایز میکنند. فضاسازی مؤثر است، ولی بیشتر به ایجاد تنش متکی است تا آفرینش جهانی بصری که مدتها پس از پایان فیلم در ذهن بماند. نقاط قوت و محدودیتهای فیلمنامه برجستهترین قوت فیلمنامه، توانایی آن در حفظ حرکت است.
رابطهٔ پروندهها با یکدیگر، پرسش از میزان اعتمادپذیری افراد درگیر و امتداد عملیات در چند محیط متفاوت، به فیلم نیروی پیشبرنده میدهد. مخاطب معمولاً دلیل روشنی دارد که به صحنهٔ بعدی برسد: کشف سرنخ تازه، نزدیکشدن تعقیبکنندگان به هدف، یا تغییر مسیر تحقیق. این ویژگی برای تریلری پلیسی که قصد دارد بر تعلیق و اکشن تکیه کند، امتیازی مهم است.
محدودیت اصلی، همان چندپارگی است. بعضی خردهروایتها چنان کوتاه یا کمپرورشاند که تأثیر عاطفی و معناییشان کامل نمیشود؛ برخی نیز به خط اصلی وصل میشوند، اما نه با چنان استحکامی که حضورشان ناگزیر به نظر برسد. در نتیجه، فیلم گاهی میان «پیچیده بودن» و «پرمطلب بودن» تفاوت نمیگذارد.
« با اینهمه، پرتحرکی بهتنهایی به معنای تازگی نیست. »
قوتها و کاستیها
پیچیدگی زمانی ثمربخش است که هر رشته، در شناخت شخصیتها یا تعمیق مضمون نقشی داشته باشد؛ اما در اینجا بخشی از شاخهها بیشتر زمان و اطلاعات اضافه میکنند تا معنای تازه. همین نابرابری، شخصیتپردازی را نیز محدود میسازد: درام دربارهٔ آدمهایی است که تصمیم میگیرند و عمل میکنند، اما همیشه فرصت نمییابد نشان دهد چرا این تصمیمها برای آنان تا این اندازه دشوار یا تعیینکنندهاند.
جمعبندی «Overdose» تریلری جنایی با بازیهای متناسب، فضایی پرتنش و طرحی چندمسیره است که برای مخاطبان علاقهمند به تعقیبوگریز و پروندههای پلیسی، سرگرمی قابلقبولی فراهم میکند. فیلم در پیشبرد حوادث و حفظ شتاب توانمندتر از پرداخت عمیق شخصیتها و یکپارچهسازی همهٔ شاخههای داستان است.
به همین دلیل، پیچیدگی روایت گاه به جای آنکه معما را غنیتر کند، تمرکز را پراکنده میسازد و بعضی خردهداستانها ناتمام یا کماثر باقی میمانند. با وجود این کاستیها، حضور بازیگران اصلی و نیروی حرکتیِ صحنههای اکشن، فیلم را از افتادن به رخوت کامل بازمیدارد. حاصل، اثری ژانری و پرحادثه است که بیش از آنکه تجربهای نوآورانه باشد، بر آشنایی مخاطب با قواعد سینمای پلیسی تکیه میکند؛ تماشایی برای علاقهمندان این فضا، اما نه چندان ماندگار در پرداخت روایی و شخصیتمحور.
« فیلم در پیشبرد حوادث و حفظ شتاب توانمندتر از پرداخت عمیق شخصیتها و یکپارچهسازی همهٔ شاخههای داستان است. »
ثبت دیدگاه