نقد و بررسی
نقد Surf's Up 2: WaveMania | 2017
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
بازگشت به موجها، بیآنکه روح فیلم نخست بازگردد «Surf's Up 2: WaveMania» دنبالهای است که بیش از آنکه از دل جهان داستانی فیلم نخست بجوشد، از برخورد دو قلمرو سرگرمی شکل گرفته است: موجسواریِ پنگوئنها و نمایش پرهیاهوی کشتی حرفهای. کودی، جوِ مرغ، لانی و تانک بار دیگر در مرکز ماجرا هستند؛ اینبار گروه نامدار «هنگ فایو» آنها را به سفری پرخطر دعوت میکند و موجهای عظیم، آزمونی برای شجاعت و کار گروهی میشوند.
فیلم از همان آغاز روشن میکند که قصد دارد ماجراجوییای سبک و پرتحرک عرضه کند، اما در کنار این شور ظاهری، دشوار میتوان نادیده گرفت که دنبالهاش از تازگی و هویت مستقل فیلم اول فاصله گرفته است. این اثر در سال ۲۰۱۷ و در قالبی ویدئویی منتشر شد و با مشارکت استودیوی کشتیکج دبلیودبلیوئی ساخته شد؛ حضوری که هم به ماجرا رنگی متفاوت میدهد و هم گاه بر آن سایه میاندازد.
داستان آشنا و مسیر ازپیشپیموده ستون اصلی روایت، مسیری آشنا در سینمای خانوادگی است: گروهی از شخصیتهای متفاوت راهی سفری خطرناک میشوند، با مانعهایی پیاپی روبهرو میگردند و در خلال ماجرا درمییابند که مهارت فردی برای عبور از دشواریها کافی نیست. چنین الگویی، بهخودیخود نقصی ندارد؛ مسئله آن است که فیلم کمتر میکوشد به این چارچوب جزئیات تازه یا کشمکشی واقعاً غافلگیرکننده بیفزاید.
مقصد پرموج و خطرناک، دعوت گروه افسانهای و آزمونهایی که پیش روی شخصیتها قرار میگیرند، همگی ظرفیت ساختن تعلیق دارند، اما بسیاری از گرهها چنان بهآسانی حدسزدنیاند که تماشاگر زودتر از شخصیتها مسیر کلی را تشخیص میدهد. در نتیجه، ماجراجوییها بیشتر نقش ایستگاههای پیاپی را بازی میکنند تا اجزای یک روایت پیوسته و رو به تعمیق.
« در نتیجه، ماجراجوییها بیشتر نقش ایستگاههای پیاپی را بازی میکنند تا اجزای یک روایت پیوسته و رو به تعمیق. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
هر خطر تازه فرصتی برای نمایش موجی بزرگتر، شوخیای تازه یا موقعیتی آشفتهتر فراهم میآورد، ولی کمتر به شناخت بیشتر شخصیتها یا دگرگونی معنادار رابطههایشان میانجامد. پیام کار گروهی نیز روشن و مناسب مخاطب کمسن است، اما چنان مستقیم و آشنا عرضه میشود که به ندرت طنین عاطفی پیدا میکند.
کودی، قهرمانی که به حاشیه میرود کودی در فیلم نخست با جاهطلبی، آسیبپذیری و میل به اثبات خود، شخصیتی قابلدرک بود. تماشاگر میتوانست میان رؤیای بزرگ او و تردیدهای پنهانش ارتباط برقرار کند. در این دنباله، بااینحال، پرداخت شخصیت او به اندازه کافی ظریف نیست و رفتارهایش گاه بیشتر خستهکننده به نظر میرسد تا دوستداشتنی.
وقتی قهرمان داستان مدام در تلاش است توجه یا تأیید دیگران را به دست آورد، اما فیلم برای این کشمکش زمینه عاطفی نیرومندی نمیسازد، نتیجه ممکن است به جای همدلی، دلزدگی باشد. غیبت «بیگ زی» نیز در همین زمینه اهمیت دارد. او در فیلم نخست تنها شخصیتی محبوب نبود؛ حضورش به داستان پیوندی میان تجربه، شکست و رشد کودی میبخشید.
دنباله میکوشد جای خالی آن وزن راهنمایانه را با چهرهها و موقعیتهای تازه پر کند، اما این جایگزینی به همان اندازه اثرگذار نیست. برای بینندهای که به رابطه کودی و بیگ زی دل بسته بود، نبود آن شخصیت میتواند نشانهای از گسست میان دو فیلم باشد، نه صرفاً تغییری در ترکیب بازیگران. شوخیها و انرژی جمعی نقطه قوت فیلم را باید در لحظههایی جستوجو کرد که به منطق ساده سرگرمی وفادار میمانند.
« تماشاگر میتوانست میان رؤیای بزرگ او و تردیدهای پنهانش ارتباط برقرار کند. »
شخصیتها و اجرا
شوخیهای جوِ مرغ و تانک گاه فضای یکنواخت روایت را میشکنند و برخورد شخصیتها، بهویژه وقتی جدیت موجسواری با رفتارهای نامتعارفشان در تضاد قرار میگیرد، موقعیتهای بامزهای میآفریند. بخشی از طنز نیز از اغراق در خطرها و واکنشهای بزرگ شخصیتها نیرو میگیرد؛ فیلم میداند که مخاطب کودکانهپسندش از ماجرایی پرآشوب و اندکی مضحک لذت میبرد.
با این همه، شوخیها از کیفیت یکسانی برخوردار نیستند. برخی بر پایه شخصیتپردازی شکل میگیرند و به همین دلیل طبیعیترند، اما بعضی دیگر تنها برای پرکردن فاصله میان دو صحنه حادثهآمیز به کار میروند. دیالوگها نیز همیشه به شخصیتها فرصت نمیدهند که با صدایی متمایز سخن بگویند؛ گاه جملهها صرفاً وسیلهای برای رساندن اطلاعات یا آغاز شوخی بعدیاند.
بنابراین، فیلم لحظات خندهدار دارد، اما کمدیاش به اندازهای منسجم نیست که بتواند ضعفهای داستان را جبران کند. موجها و نابرابری در تصویر فضای رنگارنگ ساحلی، موجهای بزرگ و حرکتهای پیدرپی، فیلم را برای تماشای تفریحی زنده نگه میدارند. خودِ موجسواری امکان تصویری جذابی در اختیار سازندگان میگذارد: سطح آب میتواند هم میدان نمایش مهارت باشد و هم تهدیدی عظیم که شخصیتها را به دل خطر میکشاند.
در بهترین لحظهها، رنگ و اندازه موجها حس ماجراجویی را تقویت میکنند و فیلم از برخورد شخصیتهای کوچک با محیطی بزرگ برای ساختن هیجان بهره میبرد. اما میان ایدههای دیداری و اجرای انیمیشن فاصلهای محسوس وجود دارد. حرکتها همیشه روان یا طبیعی نیستند و بعضی صحنهها خشکیای دارند که از شدت خطر و سرعت میکاهد.
« با این همه، شوخیها از کیفیت یکسانی برخوردار نیستند. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
به همین سبب، نماهایی که باید تماشاگر را در دل موج فرو ببرند، گاهی بیشتر به زنجیرهای از کنشهای سادهشده میمانند. این کاستی بهویژه در مقایسه با فیلم نخست برجسته میشود؛ زیرا بازگشت به دنیایی مشابه، انتظار تداوم کیفیت و خلاقیت بصری را بالا میبرد. حضور کشتیگیران نامآشنا نیز به فیلم رنگی تبلیغاتی میدهد و گاه حس میشود که هیجانِ معرفی چهرهها بر پیوستگی جهان داستانی اولویت یافته است.
هنگ فایو؛ جاذبهای دو لبه ورود گروه «هنگ فایو» مهمترین تفاوت این دنباله با فیلم پیشین است. این گروه با هویت نمایشی و چهرههای وابسته به دبلیودبلیوئی وارد داستان میشود و به ماجرا نیرویی پرسروصدا میبخشد. برای مخاطبی که با کشتی حرفهای آشناست، دیدن این چهرهها در قالب شخصیتهای انیمیشنی میتواند جذاب باشد؛ حضورشان فضای فیلم را به نمایشی پراغراق و شوخ نزدیک میکند.
ولی این انتخاب همزمان یکی از محدودیتهای اثر را آشکار میسازد. هنگامی که گروه مهمان مرکز توجه میشود، کودی و همراهانش گاه در داستانی قرار میگیرند که بیش از آنکه از نیازهای خودشان برخاسته باشد، برای جا دادن چهرههای تازه طراحی شده است. پیوند موجسواری با نمایش کشتیکج میتوانست برخوردی خلاقانه پدید آورد، اما فیلم همیشه نمیداند چگونه این دو را از نظر مضمونی به هم متصل کند.
حاصل، گاه ترکیبی سرگرمکننده است و گاه مجموعهای از حضورها و لحظههای عجیب که انسجام ماجرا را کاهش میدهند. مخاطب خانواده و اندازه انتظار «Surf's Up 2: WaveMania» در مقام سرگرمی خانوادگی، بیفایده نیست. خطرهای پیدرپی، موقعیتهای پرتحرک و شوخیهای ساده میتوانند برای تماشاگر کمسن یا کسی که انتظار روایتی پیچیده ندارد، چند لحظه خوشایند بسازند.
« هنگ فایو؛ جاذبهای دو لبه ورود گروه «هنگ فایو» مهمترین تفاوت این دنباله با فیلم پیشین است. »
قوتها و کاستیها
پیام همکاری نیز صریح است و برای مخاطب کودک بهآسانی دریافت میشود. از این منظر، فیلم میتواند گزینهای برای گذران وقت باشد؛ اثری که لازم نیست برای دنبالکردن داستان، تماشای فیلم نخست شرط باشد، هرچند آشنایی با آن مقایسه را اجتنابناپذیر میکند. اما میزان لذت از فیلم تا حد زیادی به انتظاری بستگی دارد که از دنباله میرود.
اگر انتظار بازگشت به همان ظرافت شخصیتی، طنز متمایز و کیفیت فنی فیلم اول وجود داشته باشد، این اثر پاسخ رضایتبخشی نمیدهد. اگر معیار تنها ماجرایی سبک با چند لحظه خنده و موجسواری پرهیاهو باشد، ضعفهایش آسانتر تحمل میشوند. فیلم نه یک شکست کامل در سرگرمکردن است و نه دنبالهای که جهان پیشین را به شکلی درخور گسترش دهد؛ میان این دو جای میگیرد، با لحظههای پراکندهای از طراوت و کمبودهایی مداوم در روایت و اجرا.
جمعبندی «Surf's Up 2: WaveMania» از موجهای بلند، شخصیتهای آشنا و حضور گروهی تازه برای ساختن ماجرایی خانوادگی بهره میگیرد، اما این عناصر بهندرت در روایتی بهیادماندنی به هم پیوند میخورند. کمدی جوِ مرغ و تانک، رنگوبوی ماجراجویانه و چند صحنه پرتحرک، فیلم را برای تماشای بیتکلف قابلقبول میکنند؛ در مقابل، داستان کلیشهای، پرداخت کماثر کودی، غیبت بیگ زی، دیالوگهای کمجان و انیمیشنی که گاه خشک به نظر میرسد، فاصله آن را با فیلم نخست بیشتر میکنند.
دنباله در نهایت بیش از آنکه ادامهای همسنگ برای قصه کودی باشد، تجربهای فرعی و آمیخته با نمایش چهرههای کشتی حرفهای است. میتوان از بعضی لحظههایش لذت برد، اما دشوار است آن را اثری ضروری یا پیشرفتی معنادار در این مجموعه دانست. برای تماشاگر کمتوقع، موجها و شوخیهای پراکنده شاید کافی باشند؛ برای کسی که به شخصیتها و حالوهوای فیلم نخست دل بسته، جای خالی عمق و پیوند عاطفی بهروشنی احساس خواهد شد.
« پیام همکاری نیز صریح است و برای مخاطب کودک بهآسانی دریافت میشود. »
ثبت دیدگاه