نقد و بررسی
نقد Super Troopers 2 | 2018
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
بازگشت به قلمرو شوخیهای آشنا «سوپر تروپرز ۲» دنبالهای است که بیش از آنکه در پی دگرگونکردن هویت مجموعه باشد، میکوشد دوباره مخاطب را به جمع آشنای مأمورانی ببرد که قانون را جدی نمیگیرند و از هر موقعیتی وسیلهای برای شوخی میسازند. مک، تورنی، فاستر، ربیت و فاروا این بار به منطقهای مرزی میان ایالات متحده و کانادا میروند تا پاسگاه تازهای برای گشت بزرگراه برپا کنند.
همین چارچوب، امکان دستانداختن تفاوتهای فرهنگی و رقابت دو سوی مرز را فراهم میکند؛ اما فیلم خیلی زود روشن میسازد که طرح داستانی برایش بیشتر سکویی جهت پرتاب شوخیهاست تا مسیری مستقل و پرکشش. تکیه بر همان گروه بازیگران و همان لحن نامتعارف، برای تماشاگرانی که فیلم نخست را دوست داشتهاند جذابیتی فوری دارد.
این دنباله از تغییر بنیادین پرهیز میکند و در عوض، میخواهد ثابت کند انرژی جمعی و بیپروایی کمدیاش هنوز پابرجاست. نتیجه، اثری است که گاه با یک لحظهٔ کوتاه و ابلهانه خنده میآفریند، اما همیشه نمیتواند این لحظهها را در روایتی منسجم به هم پیوند دهد. داستانی که بیشتر نقش بهانه دارد اختلاف مرزی بالقوه میتوانست بستری برای طنزی دقیق دربارهٔ هویت ملی، مناسبات سیاسی و تشریفات اداری باشد.
فیلم گهگاه از همین ظرفیت بهره میگیرد و برخورد آمریکاییها و کاناداییها را بهانهٔ شوخیهایی دربارهٔ لهجه، آداب و تصورهای کلیشهای دو ملت میکند. بااینحال، این زمینه هیچگاه به نیروی محرک نیرومندی بدل نمیشود. مأموریت گروه بیشتر همچون بندی نازک میان موقعیتهای کمدی عمل میکند و کشمکش اصلی بهاندازهای بسط نمییابد که مخاطب پیگیر سرنوشت آن شود.
« بااینحال، این زمینه هیچگاه به نیروی محرک نیرومندی بدل نمیشود. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
این ضعف به معنای بیاهمیتبودن کامل قصه نیست؛ روایت دستکم به فیلم امکان میدهد گروه را در موقعیتی تازه قرار دهد و روابطشان را با مأموران و ساکنان منطقه بیازماید. مشکل آنجاست که هر بار داستان به مسیری برای پیشرفت نیاز دارد، شوخی تازهای ممکن است آن را متوقف کند. از این رو، فیلم بیشتر شبیه رشتهای از طرحهای کوتاه و اپیزودهای کمدی است تا یک کمدی داستانمحور با اوجوفرود حسابشده.
گروهی که نیروی اصلی فیلم است ستون محکم اثر، همچنان شیمی میان اعضای گروه اصلی است. بازیگران، نقشهایی را بازی میکنند که بهخوبی میشناسند و همین آشنایی به تعاملشان نوعی روانی و بیتکلفی میدهد. طنز فیلم در بسیاری از لحظهها نه از ظرافت یک جملهٔ منفرد، بلکه از مکثها، واکنشهای نابجا و جدیت ساختگی شخصیتها در برابر موقعیتهای مضحک شکل میگیرد.
گروه با هم ریتمی پیدا میکند که در صحنههای کوتاه، گاه از خود شوخیها خندهدارتر است. فاروا، با غرور کودکانه و بینزاکتی آشکارش، همچنان یکی از منابع اصلی آشوب است و دیگران نیز هر یک سهمی در حفظ این فضای بیقاعده دارند. فیلم بهخوبی میداند که مخاطب برای دیدن همین جمع بازگشته است؛ بنابراین فرصتهایی فراهم میکند تا شخصیتها با یکدیگر کلکل کنند و رفتارهای عجیبشان را ادامه دهند.
این تکیه بر آشنایی، هم مزیت است و هم محدودیت: طرفدار قدیمی از بازگشت به جمعی محبوب لذت میبرد، اما فیلم کمتر میکوشد شخصیتها را به مسیر تازهای ببرد. طنزی زمخت، بیپروا و نامتوازن طنز «سوپر تروپرز ۲» بر بینزاکتی، اغراق و شکستن آداب متعارف بنا شده است. فیلم از شوخیهای بدنی و جنسی، بازی با کلمات و رفتارهای عامدانهٔ نابالغانه پرهیز نمیکند.
« مشکل آنجاست که هر بار داستان به مسیری برای پیشرفت نیاز دارد، شوخی تازهای ممکن است آن را متوقف کند. »
شخصیتها و اجرا
این انتخاب برای مخاطبی که کمدی مؤدبانه یا ظرافت زیرپوستی میخواهد، احتمالاً جذابیتی ندارد؛ اما برای دوستداران فضای زمخت و شلختهٔ قسمت نخست، بخشی از هویت مجموعه است. شوخیها گاهی با چنان جدیتی عرضه میشوند که تضاد میان لحن مأمورانه و محتوای بیمعنا، خود به منبع خنده بدل میشود. بااینهمه، بیپروایی بهتنهایی تضمینکنندهٔ تازگی نیست.
شماری از شوخیها بر همان الگوهای آشنا تکرار میشوند و اثر بهجای آنکه هر بار شدت یا پیچیدگی طنز را تغییر دهد، گاه به یک جنس شوخی بسنده میکند. برخی لحظهها واقعاً بازیگوشانه و خلاقانهاند؛ برخی دیگر بیشتر به این امید پیش میروند که صرفاً از شدت ابتذال یا طولانیشدنشان خنده بگیرند.
همین نوسان باعث میشود کیفیت کمدی یکدست نباشد. ریتمی گرفتار در کشآمدن صحنهها فیلم در لحظههای کوتاه و ضربهای بهتر عمل میکند: شوخیای ناگهانی، واکنشی غافلگیرکننده یا تقابل دو شخصیت میتواند صحنه را زنده کند. اما هرگاه یک موقعیت بیش از اندازه ادامه پیدا میکند، اثر بخشی از نیروی خود را از دست میدهد.
تکرار، که در آغاز ممکن است بخشی از منطق کمدی باشد، گاهی به طولانیشدن بیثمر میانجامد و ضرباهنگ روایت را کند میکند. این مسئله بهویژه از آنجا اهمیت دارد که خط داستانی اصلی نیز چندان نیرومند نیست تا فیلم را به جلو براند. در نتیجه، صحنههای کشدار نهتنها زمان روایت را پر میکنند، بلکه فاصلهٔ میان موقعیتهای موفق را هم بیشتر به چشم میآورند.
« بااینهمه، بیپروایی بهتنهایی تضمینکنندهٔ تازگی نیست. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
تدوین و میزانسن میتوانستند با فشردهترکردن بعضی لحظهها، انرژی شوخیها را حفظ کنند؛ ولی فیلم بارها ترجیح میدهد یک ایده را بیش از اندازه در معرض دید بگذارد. هجو مرزی و فرصتهای نیمهاستفادهشده قرارگرفتن داستان در منطقهای مورد مناقشه میان دو کشور، فرصتی برای شوخی با مرزها و اقتدار رسمی فراهم میکند.
فیلم از تضاد میان جدیت تشریفات دولتی و بیمسئولیتی قهرمانان بهره میبرد و در برخورد میان پلیسهای آمریکایی و کانادایی، موقعیتهایی برای هجو مییابد. این تضاد در بهترین لحظهها با شخصیتهای بیقاعدهٔ گروه جور درمیآید: مأموریتی که ظاهراً اهمیت سیاسی دارد، به دست کسانی سپرده شده که برای حفظ خونسردی یا رعایت نزاکت ساخته نشدهاند.
ولی فیلم این ظرفیت را به سطحی عمیقتر نمیبرد. شوخیهای فرهنگی بیشتر به کلیشههای ساده تکیه دارند تا مشاهدهای دقیق دربارهٔ تفاوتهای دو جامعه. از این رو، فضای مرزی گاهی بیش از آنکه جهان تازهای برای روایت بسازد، شلوغی و پسزمینهای رنگارنگ برای حضور گروه فراهم میکند. فیلم از امکان طنزی هوشمندانهتر دربارهٔ سیاست و مرزبندی آگاه است، اما معمولاً آن را به نفع شوخی فوری کنار میگذارد.
فیلمی برای طرفداران، نه برای همه «سوپر تروپرز ۲» در نهایت بیش از هر چیز به مخاطبی روی خوش نشان میدهد که از پیش با جنس کمدی مجموعه آشناست. شناخت شخصیتها کمک میکند شوخیهای تکرارشونده و رفتارهای آشنای آنان راحتتر پذیرفته شود؛ درحالیکه تماشاگر تازهوارد ممکن است در برابر انبوه شوخیهای زمخت و روایت کمجان، کمتر احساس همراهی کند.
« ولی فیلم این ظرفیت را به سطحی عمیقتر نمیبرد. »
قوتها و کاستیها
فیلم سرگرمیهایی پراکنده و لحظههایی واقعاً خندهدار دارد، اما برای تبدیلشدن به کمدیای ماندگارتر، به انسجام روایی و تنوع بیشتری در ساخت طنز نیاز داشت. این اثر را میتوان بازگشتی وفادارانه دانست که وفاداریاش هم امتیاز اصلی و هم مانع پیشرفتش است. گروه بازیگران هنوز انرژی و هماهنگی لازم را دارد و فضای بیپروای فیلم همچنان میتواند جمعی را سرگرم کند.
اما اتکای بیش از اندازه به همان فرمول، مانع از آن میشود که دنباله از سایهٔ قسمت نخست بیرون بیاید یا ایدهٔ تازهای را با پشتوانهٔ داستانی محکم پیش ببرد. جمعبندی «سوپر تروپرز ۲» کمدیای آشفته، بینزاکت و آگاهانه نامتعارف است که نیروی اصلیاش را از بازگشت گروه قدیمی و بازیگوشی جمعی آن میگیرد.
داستان اختلاف مرزی زمینهای مناسب برای چند شوخی فرهنگی فراهم میکند، اما بهندرت به روایتی پرکشش تبدیل میشود. شوخیهای موفق، صحنههای کوتاه و شیمی بازیگران میتوانند تماشاگر همسلیقه را بخندانند؛ در مقابل، تکرار، کشآمدن بعضی موقعیتها و ریتم ناپایدار از اثرگذاری کلی فیلم میکاهند.
حاصل، دنبالهای سرگرمکننده برای دوستداران جهان مجموعه است، اما نه اثری که فرمول آشنایش را بهطور معناداری گسترش دهد.
« این اثر را میتوان بازگشتی وفادارانه دانست که وفاداریاش هم امتیاز اصلی و هم مانع پیشرفتش است. »



ثبت دیدگاه