نقد و بررسی
نقد تابستان و دود (Summer and Smoke) | 1961
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
تابستانی میان روح و تن «Summer and Smoke» فیلمی است درباره دو نیرویی که در ظاهر در برابر یکدیگر میایستند: تمنای جسمانی و آرمانگرایی معنوی. داستان در شهری کوچک در میسیسیپیِ سال ۱۹۱۶ میگذرد؛ فضایی که آداب اجتماعی، باورهای مذهبی و نگاه تنگنظرانهٔ مردم، نه فقط رفتار شخصیتها، بلکه حتی شیوهٔ احساسکردنشان را شکل میدهد.
آلما وینمیلر، دختر کشیش شهر، سالهاست به جان بوکانان دلبسته است؛ پزشکی جوان که شور زندگیاش را در خوشگذرانی و تجربههای حسی میجوید. بازگشت جان، فاصلهٔ میان این دو را از میان نمیبرد، بلکه آن را آشکارتر میکند. فیلم از همان ابتدا عشق را نه نیرویی رهاییبخش، بلکه امکانی دشوار و زمانمند تصویر میکند: دو نفر ممکن است یکدیگر را ببینند و حتی به هم نزدیک شوند، اما هنوز نتوانند در یک زمان و با یک زبان عاطفی به هم برسند.
همین فاصله، هستهٔ تراژیک اثر است؛ فاصلهای که نه با بدخواهی، بلکه با ترس، تربیت، سوءبرداشت و دگرگونیهای فردی پدید میآید. آلما؛ بازی درون بازی جرالدین پیج در نقش آلما، مهمترین دستاورد فیلم است. او شخصیت را به تصویر زنی فرو نمیکاهد که صرفاً خجالتی یا سرکوبشده باشد. در بازیاش، وقار و اضطراب، اشتیاق و شرم، میل به صمیمیت و هراس از پیامدهای آن همزمان حضور دارند.
آلما گاه با آدابدانی و گفتاری سنجیده از خود محافظت میکند، اما در زیر این ظاهر، هیجانی ناآرام جریان دارد؛ هیجانی که بازی پیج آن را با مکث، نگاه و تغییرهای ظریف لحن آشکار میسازد. قدرت این اجرا در آن است که تماشاگر برای فهم آلما به توضیحهای مستقیم نیاز ندارد. تنش درونی او از فاصلهای که میان کلمات و احساساتش میافتد، پدیدار میشود.
« بازگشت جان، فاصلهٔ میان این دو را از میان نمیبرد، بلکه آن را آشکارتر میکند. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
پیج گاه به شخصیت حالتی نمایشی میبخشد؛ امری که با خاستگاه تئاتری اثر همخوان است، هرچند در بعضی لحظهها مرز میان اغراق سنجیده و تأکید بیش از اندازه باریک میشود. با این همه، حضور او به فیلم مرکز عاطفی میدهد و بسیاری از صحنهها را از ایستایی نجات میبخشد. جان و دوگانگیِ میل لارنس هاروی جان را مردی یکبعدی و بیاعتنا بازی نمیکند.
او در شخصیت، جذابیتی آسوده و بیپروایی اجتماعی دارد، اما زیر این ظاهر، گاه نوعی آسیبپذیری نیز دیده میشود. جان نمایندهٔ زندگی جسمانی و تجربهگرایانه است، ولی فیلم او را به نمادی ساده و بیعمق تبدیل نمیکند. رفتارهایش از میل به آزادی میآیند، اما آزادی او نیز خالی از تناقض نیست: گاهی به رهایی شباهت دارد و گاهی به گریز از مسئولیت.
تقابل جان و آلما زمانی اثرگذار میشود که فیلم از داوری اخلاقیِ شتابزده فاصله میگیرد. هیچیک صرفاً درستکار یا خطاکار نیستند؛ هر دو با محدودیتهایی روبهرو هستند که در زبان، تربیت و تصورشان از زندگی ریشه دارد. با این حال، پرداخت جان به اندازهٔ پرداخت آلما ظرافت ندارد. برخی از لایههای او بیشتر در نسبت با آلما معنا مییابند تا در تجربهٔ مستقل خودش، و به همین دلیل پیوند عاطفی فیلم در بسیاری از لحظهها یکسویه به نظر میرسد.
اقتباس از نمایشنامه و مسئلهٔ زبان سینما فیلم بر پایهٔ نمایشنامهٔ تنسی ویلیامز ساخته شده و همین سرچشمه هم به آن غنا میدهد و هم محدودیت تحمیل میکند. گفتوگوها حامل کشمکشهای فکریاند و بسیاری از صحنهها با تضادهای نمادین پیش میروند: روح در برابر جسم، قاعده در برابر لذت، و آرمان در برابر تجربه.
« با این همه، حضور او به فیلم مرکز عاطفی میدهد و بسیاری از صحنهها را از ایستایی نجات میبخشد. »
شخصیتها و اجرا
این بنیاد اندیشمندانه، به فیلم هویتی روشن میدهد؛ اما گاه احساس میشود اثر بیش از آنکه از امکانات سینما بهره بگیرد، به ساختار گفتوگومحور نمایش وفادار مانده است. پیتر گلنویل میکوشد با فضاهای بیرونی، رفتوآمدهای شهری و موقعیتهای اجتماعی، جهان نمایش را گسترش دهد. با این حال، محیط اغلب به پسزمینهای برای گفتوگوها بدل میشود و کمتر همچون مکانی زنده با ریتم و حیات مستقل عمل میکند.
نتیجه، اقتباسی است که ایدههای اصلی متن را حفظ میکند، اما همیشه آنها را به تصویرهایی به همان اندازه نافذ تبدیل نمیسازد. در برخی صحنهها، حرکت دوربین و میزانسن به شخصیتها مجال تنفس میدهد؛ در برخی دیگر، صحنه همان ایستاییِ یک اجرای صحنهای را حفظ میکند. سانسور و ملایمشدن تنش یکی از دشواریهای فیلم، محدودیتهایی است که بر بازنمایی میل و سرکوب تحمیل شدهاند.
داستان دربارهٔ خواهشی است که زیر فشار اخلاق رسمی و ترس از قضاوت اجتماعی پنهان میماند؛ بنابراین، هرچه این خواهش نرمتر و کمخطرتر نمایش داده شود، از شدت کشمکش مرکزی نیز کاسته خواهد شد. فیلم نشانههایی از این تنش را نگه میدارد، اما همیشه اجازه نمیدهد نیروی آن به سطحی برسد که تماشاگر را کاملاً درگیر و آسودهنبودن شخصیتها را محسوس کند.
این ملایمت، تضادی قابل توجه میسازد: اثر میخواهد دربارهٔ میل و پیامدهای سرکوب آن سخن بگوید، اما زبان تصویریاش در مواردی محتاط میماند. در نتیجه، برخی موقعیتها بیش از آنکه تکاندهنده یا خطرناک احساس شوند، صورتِ کنترلشدهای پیدا میکنند. این انتخاب، برای مخاطبی که انتظار دارد تندی و پیچیدگی متن ویلیامز در سینما نیز حفظ شود، ممکن است ناامیدکننده باشد.
« پیتر گلنویل میکوشد با فضاهای بیرونی، رفتوآمدهای شهری و موقعیتهای اجتماعی، جهان نمایش را گسترش دهد. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
با این حال، همین خویشتنداری گاهی توجه را از نمایش صریح به نشانههای رفتاری و بازی بازیگران منتقل میکند. ریتم، فضا و موسیقی ریتم «Summer and Smoke» آهسته است؛ نه از آن نوع کندیای که همواره به تأمل مجال بدهد، بلکه گاه از تکرار و مکثهایی پدید میآید که به عمق بیشتر منجر نمیشوند.
فیلم در بخشهایی بهآرامی میان موقعیتها حرکت میکند، اما پیوند صحنهها همیشه چنان روان نیست که دگرگونیهای شخصیتها را بیوقفه دنبال کنیم. این مسئله بهویژه وقتی آشکار میشود که داستان باید از تقابلهای گفتاری عبور کند و تغییرات درونی را به کنش سینمایی بدل سازد. در برابر این لغزشها، موسیقی المر برنستاین و حالوهوای گرم و خفهٔ اثر به فضای عاطفی آن کمک میکنند.
تابستان در اینجا تنها یک فصل نیست؛ کیفیتی حسی دارد که به اشتیاق، بیقراری و فرسودگی پیوند میخورد. شهر کوچک نیز، با قواعد و نگاههایش، صحنهٔ فشار اجتماعی است؛ هرچند فیلم در زندهکردن کامل آن موفق نمیشود. فضای تصویری بیشتر زمانی جان میگیرد که از مسیر بازی پیج و جزئیات رفتاری او به تجربهٔ درونی آلما نزدیک میشویم.
نقشهای مکمل و جهان اجتماعی بازیگران مکمل به فیلم بافتی فراتر از رابطهٔ مرکزی میدهند. ریتا مورنو در نقش رزا حضوری پرانرژی و متفاوت دارد و در برابر خویشتنداری آلما، نیرویی بیپردهتر از زندگی را مجسم میکند. تفاوت این دو زن صرفاً تفاوت میان اخلاقگرایی و بیقیدی نیست؛ هر یک شیوهای برای زیستن در جهانی محدودشده پیدا کردهاند.
« با این حال، همین خویشتنداری گاهی توجه را از نمایش صریح به نشانههای رفتاری و بازی بازیگران منتقل میکند. »
قوتها و کاستیها
یونا مرکل نیز در نقش مادر آلما، آشفتگی و رفتارهای غیرقابلپیشبینی را وارد فضای خانه میکند و به فهم محیط خانوادگی شخصیت اصلی یاری میرساند. با وجود این ظرفیتها، جهان اجتماعی فیلم گاه بیش از آنکه مجموعهای از آدمهای مستقل باشد، به چارچوبی برای تأکید بر کشمکش آلما و جان تبدیل میشود.
شخصیتهای فرعی فرصت چندانی برای گسترش نمییابند و نقش نمادینشان از فردیتشان پیشی میگیرد. این فشردگی با منطق نمایشنامه سازگار است، اما در سینما میتوانست با پرداخت تصویری و اجتماعیِ گستردهتر، تنوع بیشتری پیدا کند. جمعبندی «Summer and Smoke» اثری است که شکاف میان متن ادبی نیرومند و اقتباس سینماییِ محتاط را آشکار میکند.
فیلم در پرداخت برخی از لایههای نمایشنامه، بهویژه در تبدیل گفتوگو و نماد به تجربهای دیداری، به ظرفیت کامل خود نمیرسد؛ ریتم کند و لحنِ ملایمشده نیز از نیروی دراماتیک آن میکاهد. با این حال، بازی جرالدین پیج چنان دقیق، چندلایه و عاطفی است که فیلم را به اثری ارزشمند برای تماشا بدل میکند.
او نه فقط آلما را بازی میکند، بلکه کشمکش میان آنچه شخصیت میخواهد و آنچه جرئت میکند بخواهد، در رفتار و سکوتش قابل لمس میسازد. فیلم در نهایت بیش از آنکه اقتباسی کاملاً موفق از تنسی ویلیامز باشد، مطالعهای تأثیرگذار دربارهٔ میل، تربیت و فرصتهایی است که گاه پیش از آنکه آدمی آمادهٔ پذیرششان شود، از کنار او میگذرند.
« شخصیتهای فرعی فرصت چندانی برای گسترش نمییابند و نقش نمادینشان از فردیتشان پیشی میگیرد. »
ثبت دیدگاه