نقد و بررسی
نقد Sumala | 2024
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
بازگشت افسانه از دل تاریکی فیلم اندونزیایی «Sumala» به کارگردانی Rizal Mantovani، وحشت را نهفقط از حضور نیرویی ماورایی، بلکه از دل خشونت و بیرحمی آدمها بیرون میکشد. روایت، با تکیه بر افسانهای شهری در منطقهٔ سمارانگ، تصویری از شهری میسازد که ترس در آن به بخشی از حافظهٔ جمعی بدل شده است.
شبحی که برای انتقام از ستمگران خواهرش بازمیگردد، نیروی محرک داستان است؛ اما فیلم در لایهٔ عاطفی خود بیش از آنکه صرفاً دربارهٔ تعقیب و کشتار باشد، دربارهٔ رنجی است که پیش از هر امر فراطبیعی شکل گرفته است. «Sumala» از همان ابتدا حالوهوایی ناآرام میسازد و بهسرعت روشن میکند که قرار نیست وحشتش تنها به چند صحنهٔ ناگهانی محدود بماند.
جهانی که فیلم ترسیم میکند، در ظاهر آرام و آشناست، اما زیر این پوسته، خشونت و تهدیدی مداوم جریان دارد. همین تضاد، افسانه را از قصهای دور و غریب به کابوسی ملموس نزدیک میکند. افسانه، خشونت و ریشههای انتقام نقطهٔ قوت ایدهٔ مرکزی فیلم آن است که انتقام را واکنشی بیمقدمه نشان نمیدهد.
« جهانی که فیلم ترسیم میکند، در ظاهر آرام و آشناست، اما زیر این پوسته، خشونت و تهدیدی مداوم جریان دارد. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
روح بازگشته، صرفاً موجودی شرور برای ترساندن مردم نیست؛ حضورش با رنج خواهرش و ستمی که بر او روا شده پیوند دارد. این پیوند، به روایت جهتی اخلاقی و عاطفی میدهد: تماشاگر میتواند از خشونت بترسد و در عین حال بفهمد چرا نیروی انتقام به حرکت درآمده است. فیلم از افسانهٔ محلی همچون زمینهای برای پرداختن به آزار، تحقیر و بیعدالتی بهره میگیرد.
در این جهان، ترس فقط از خانههای تاریک و شبحهای کمینکرده نمیآید؛ از مناسباتی میآید که قربانی را در برابر کسانی بیپناه میگذارند که باید از او محافظت کنند. چنین انتخابی به «Sumala» بُعدی فراتر از وحشت صرف میدهد، هرچند فیلم همیشه در پرداخت این لایه به یک اندازه ظریف نیست. گاه معنای صحنهها چنان روشن بیان میشود که مخاطب فرصت کمتری برای کشف و برداشت شخصی پیدا میکند.
دو خواهر؛ قلب عاطفی داستان رابطهٔ دو خواهر مهمترین تکیهگاه احساسی فیلم است. این پیوند باعث میشود مسیر انتقام صرفاً رشتهای از رخدادهای هولناک نباشد و پشت آن اندوهی واقعی احساس شود. هرچه پیوند میان خواهران در ذهن مخاطب پررنگتر شود، بازگشت روح نیز معنایی پیچیدهتر مییابد: این بازگشت هم نشانهٔ عشق است و هم تجسم زخمی که التیام نیافته است.
« روح بازگشته، صرفاً موجودی شرور برای ترساندن مردم نیست؛ حضورش با رنج خواهرش و ستمی که بر او روا شده پیوند دارد. »
شخصیتها و اجرا
بازی Makayla Rose Hilli در نقشهای مرتبط با دو خواهر، بهویژه در ایجاد تفاوت میان حضورهای آنان، از عناصر چشمگیر فیلم است. او به روایت کمک میکند تا دوگانگیِ میان آسیبپذیری و تهدید را در چهره و رفتار شخصیتها به نمایش بگذارد. در سوی دیگر، Luna Maya با نقشی که در پیوند با فضای خانوادگی داستان قرار دارد، بر سنگینی و اضطراب آن میافزاید.
بااینحال، برخی شخصیتهای فرعی مجال چندانی برای شکلگیری پیدا نمیکنند. آنان گاه بیشتر کارکردی روایی دارند تا فردیتی مستقل، و همین مسئله دامنهٔ همدلی را محدود میسازد. فضاسازی و زبان دیداری فیلم در ساختن محیطی شوم و ناپایدار تواناست. خانهها، راهروها و فضاهای کمنور، فقط پسزمینهٔ وقوع حوادث نیستند؛ گویی خودشان در تهدید سهیماند.
سایهها قاب را سنگین میکنند و رنگبندی سرد، حس جهانی نفرینشده را تقویت میسازد. در چنین فضایی، حتی مکثهای کوتاه نیز میتوانند حامل انتظار و اضطراب باشند. طراحی صدا سهم مهمی در این تجربه دارد. سکوتهای حسابشده و صداهایی که از دل تاریکی به گوش میرسند، مرز میان آنچه واقعاً در قاب حضور دارد و آنچه ذهن تماشاگر میسازد، سست میکنند.
« او به روایت کمک میکند تا دوگانگیِ میان آسیبپذیری و تهدید را در چهره و رفتار شخصیتها به نمایش بگذارد. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
این شیوه در لحظههایی که فیلم به صبر و پرهیز از نمایش مستقیم متکی است، بیشترین تأثیر را دارد. بااینهمه، تکرار بعضی تصویرها و الگوهای بصری بهتدریج از تازگی آنها میکاهد. فضایی که ابتدا نامأنوس و تهدیدآمیز به نظر میرسد، گاهی به مجموعهای از نشانههای آشنای ژانر فروکاسته میشود.
ترس، غافلگیری و ریتم «Sumala» میداند چگونه از انتظار برای ساختن ترس استفاده کند، اما همیشه به این روش وفادار نمیماند. برخی صحنهها با سکوت و تعلیق پیش میروند و اجازه میدهند اضطراب آرامآرام در ذهن مخاطب تهنشین شود؛ برخی دیگر ناگهان به غافلگیریهای صوتی یا تصویری متوسل میشوند.
این جهشها میتوانند اثر فوری داشته باشند، اما تکرارشان از ظرافت وحشت میکاهد و گاه جای هراس ماندگار را با واکنشی گذرا عوض میکند. ریتم فیلم نیز در بخشهایی بیش از اندازه تند میشود. برشهای سریع و توضیحهای مستقیم، روند شکلگیری راز را مختل میکنند؛ در نتیجه، بعضی ایدهها پیش از آنکه فرصت کنند در ذهن تماشاگر رسوب کنند، به مرحلهٔ بعدی روایت میرسند.
« این شیوه در لحظههایی که فیلم به صبر و پرهیز از نمایش مستقیم متکی است، بیشترین تأثیر را دارد. »
قوتها و کاستیها
فیلم در لحظههای آرامتر، زمانی که به تصویر و صدا اجازهٔ کار میدهد، مؤثرتر است. هرجا شتاب میگیرد تا اطلاعات یا اتفاقی تازه عرضه کند، بخشی از ظرفیت رازآلود خود را از دست میدهد. خشونت و معنای آن خشونت در «Sumala» حضوری پررنگ دارد و گاهی به نمایش صریح و خونبار نزدیک میشود. این خشونت در بهترین لحظهها صرفاً آرایش بصری نیست: به تجربهٔ آزار و انتقام پیوند میخورد و نشان میدهد زخمهای پنهان چگونه میتوانند صورتی عریان و هولناک پیدا کنند.
مخاطب با نیرویی روبهروست که هم ترسناک است و هم از نظر عاطفی قابلفهم؛ همین دوگانگی، فضای اخلاقی فیلم را از سادگیِ خیر و شر مطلق دور میکند. بااینحال، نمایش خشونت همیشه از نظر هنری یکدست نیست. در بعضی صحنهها، تأکید بر شدت و غافلگیری بر معنا غلبه میکند و اثر بیشتر به شوک متکی میشود تا به پیامد عاطفی آنچه دیدهایم.
اگر فیلم در مواردی اندکی مکث میکرد و امکان میداد ترس پس از حادثه باقی بماند، احتمالاً خشونت آن تأثیر عمیقتری پیدا میکرد. جمعبندی «Sumala» اثری دیدنی برای علاقهمندان به وحشت فراطبیعی است که از یک افسانهٔ محلی، جهانی آکنده از ناامنی و اندوه میسازد. فضاسازی کابوسوار، طراحی صدا و پیوند عاطفی میان دو خواهر، به فیلم هویتی فراتر از مجموعهای از صحنههای ترسناک میبخشند.
« فیلم در لحظههای آرامتر، زمانی که به تصویر و صدا اجازهٔ کار میدهد، مؤثرتر است. »
جمعبندی
در برابر این امتیازها، شخصیتهای فرعی کمپرداخته، غافلگیریهای تکرارشونده و شتاب روایت از انسجام تجربه میکاهند. فیلم در بهترین لحظههایش میان اندوه و هراس تعادلی اثرگذار برقرار میکند و انتقام را به بازتاب زخمی انسانی بدل میسازد. در لحظههای ضعیفتر، توضیحهای مستقیم و نمایش شتابزده اجازه نمیدهند رمز و تعلیق به اندازهٔ کافی رشد کنند.
حاصل، فیلمی نابرابر اما خوشفضا و عاطفاً پرکشش است؛ اثری که قدرتش بیش از هر چیز در اتمسفر تاریک و در این پرسش نهفته است که خشونت چگونه میتواند قربانی را به نیرویی هولناک بدل کند.
« در لحظههای ضعیفتر، توضیحهای مستقیم و نمایش شتابزده اجازه نمیدهند رمز و تعلیق به اندازهٔ کافی رشد کنند. »
ثبت دیدگاه