نقد و بررسی
نقد Sugar & Spice | 2001
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
کمدی نوجوانانهای با نقشهای نامتعارف «Sugar & Spice» محصول سال ۲۰۰۱، از همان ایدهٔ مرکزیاش اعلام میکند که قرار نیست در محدودهٔ آشنای کمدی دبیرستانی بماند: گروهی از تشویقکنندگان برای کمک به دوستشان به سراغ نقشهٔ سرقت از بانک میروند. این پیوند میان دنیای پرزرقوبرق نوجوانی و ژانر سرقت، به فیلم هویتی متمایز میدهد؛ جهانی که در آن تمرینهای هماهنگ، آرایشهای حسابشده و خیالپردازیهای عامهپسند با تصمیمهایی خلاف قانون کنار هم قرار میگیرند.
فیلم بهجای آنکه این تضاد را به درامی واقعگرایانه تبدیل کند، آن را بهانهای برای کمدی سیاه و هجوآمیز میگیرد. نتیجه، اثری است که بیش از آنکه دربارهٔ چگونگی ارتکاب یک جرم باشد، از برخورد تصور نوجوانانه با مسئولیتهای بزرگسالانه نیرو میگیرد. همین انتخاب، هم سرچشمهٔ جذابیت فیلم است و هم محدودیت اصلی آن: ماجرا جسورانه و تماشایی است، اما قرار نیست در همهٔ لحظات از منطق واقعگرایانه پیروی کند.
روایت و تعلیقِ کمیک قصه با بحرانی پیشبینینشده آغاز میشود که زندگی دایان و جک را از مسیر معمول دبیرستانی بیرون میبرد. فشار مالی و بیپناهی آنها، دوستان دایان را به همدستی در نقشهای نامتعارف سوق میدهد. روایت با رفتوبرگشت زمانی و صدای لیسا شکل میگیرد؛ انتخابی که از همان ابتدا میان ماجرا و تفسیر آن فاصله میاندازد.
« فشار مالی و بیپناهی آنها، دوستان دایان را به همدستی در نقشهای نامتعارف سوق میدهد. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
تماشاگر نهفقط شاهد رویدادها، بلکه شنوندهٔ روایتی است که با رقابتهای گروهی، دلخوریها و میل به دیدهشدن رنگآمیزی شده است. این شیوه ظرفیت طنزآمیزی دارد، زیرا روایت را به حقیقتی بیطرف و قطعی تبدیل نمیکند. شخصیتها در دل ماجرا گرفتارند، اما راوی نیز انگیزهها و داوریهای خودش را دارد.
بااینحال، بازی با اطلاعات گاهی بیش از آنکه تعلیق بسازد، بهانهای برای پیچشهای غافلگیرکننده میشود. بعضی رخدادها بهگونهای طراحی شدهاند که خنده یا شگفتی فوری ایجاد کنند، نه آنکه از رفتار پیشین شخصیتها بهطور طبیعی برآیند. هجوِ تصویر نوجوانی فیلم کلیشههای دبیرستانی را هم به کار میگیرد و هم به بازی میگیرد: گروههای محبوب، سلسلهمراتب اجتماعی، ورزشکاران، دانشآموزان درسخوان و رقابت میان دستههای تشویقکنندگان.
هویتهای پررنگ و لقبهای شخصیتها نیز این نگاه کارتونی را تقویت میکنند. در چنین فضایی، دبیرستان نه محیطی پیچیده و واقعگرا، بلکه صحنهای برای اجرای نقشهای اجتماعی است؛ هرکس میکوشد جایگاهی پیدا کند و تصویری مشخص از خود به دیگران نشان دهد. از این منظر، تشویقکنندگی صرفاً پسزمینه نیست.
« این شیوه ظرفیت طنزآمیزی دارد، زیرا روایت را به حقیقتی بیطرف و قطعی تبدیل نمیکند. »
شخصیتها و اجرا
هماهنگی بدنی و انضباط گروهی، بهنوعی زبان تصویری فیلم بدل میشود؛ همان ویژگیهایی که در نمایش عمومی جذاباند، در نقشهٔ سرقت نیز به کار میآیند. این ایده در سطح استعاری بامزه است: مهارتهایی که برای جلب توجه و حمایت از تیم پرورش یافتهاند، در موقعیتی کاملاً متفاوت به ابزار همکاری بدل میشوند.
فیلم این شباهت را با جدیتی اندک و بازیگوشی فراوان پی میگیرد. گروه شخصیتها و دوستی گرمای اثر بیش از آنکه از عمق فردی شخصیتها بیاید، از رابطهٔ میان آنها سرچشمه میگیرد. دختران گروه، با تفاوتهای آشکار در خلقوخو و پیشینه، بهتدریج در یک هدف مشترک کنار هم قرار میگیرند. وفاداریشان به دایان، هستهٔ عاطفی داستان است: حتی وقتی تصمیمهایشان نسنجیده یا مضحک به نظر میرسد، انگیزهٔ همراهی با دوستی که در تنگنا افتاده، قابلفهم باقی میماند.
بااینحال، این جمعبودن به بهای کمرنگشدن بعضی شخصیتها تمام میشود. ویژگیهای هرکدام اغلب در چند صفت یا شوخی خلاصه میشود و فرصت چندانی برای آشکارشدن ترسها، تناقضها و دگرگونیهای درونیشان وجود ندارد. دایان نیز بیشتر بهعنوان مرکز بحرانی که گروه را به حرکت درمیآورد عمل میکند تا شخصیتی با تحولی روانشناختی گسترده.
« فیلم این شباهت را با جدیتی اندک و بازیگوشی فراوان پی میگیرد. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
به همین دلیل، پیوند گروهی اثرگذارتر از پرترهٔ مستقل اعضای آن است. بازیها و انرژی اجرایی بازیگران به فیلم نوعی انرژی جمعی میبخشند که برای چنین کمدی پرتحرکی ضروری است. مارلی شلتون در نقش دایان محور عاطفی داستان را نگه میدارد و جیمز مارسدن در نقش جک، با حضوری سبکتر، به فضای ابلهانه و خودآگاه فیلم کمک میکند.
مارلا سوکولوف نیز در نقش لیسا، لحن روایت را شکل میدهد و رقابت و حسادت را به موتور فرعی قصه بدل میسازد. بااینهمه، بازیها همیشه از دام اغراق بیرون نمیآیند. گاه شخصیتها بیش از آنکه آدمهایی با واکنشهای طبیعی باشند، مهرههایی در یک نمایش کارتونی به نظر میرسند. این مسئله لزوماً با هدف کلی فیلم ناسازگار نیست، اما در لحظاتی که داستان انتظار همدلی یا باورپذیری دارد، فاصلهای میان تماشاگر و شخصیتها ایجاد میکند.
فیلم در صحنههای گروهی و موقعیتهای کمیک سرزندهتر است تا در مکثهای عاطفی. ریتم، طنز و لحن لحن «Sugar & Spice» بر تضاد میان شیرینی تصویر و نامتعارفبودن رفتار شخصیتها بنا شده است. رنگوبوی پاپ، ارجاعهای فرهنگی و شوخیهای بازیگوشانه، جهان فیلم را به یک کارتون اجتماعی نزدیک میکنند؛ جهانی که در آن نوجوانان با شور و اعتمادبهنفس وارد موقعیتهایی میشوند که از توان و تجربهشان فراتر است.
« به همین دلیل، پیوند گروهی اثرگذارتر از پرترهٔ مستقل اعضای آن است. »
قوتها و کاستیها
همین فاصله، بخش مهمی از کمدی را میسازد. اما لحن فیلم همیشه یکدست نیست. برخی شوخیها از اغراق و بیپروایی سود میبرند، درحالیکه برخی دیگر به شوخیهای جسمانی یا تحقیرآمیز تکیه میکنند و زودتر کهنه میشوند. در بخش میانی نیز ریتم اندکی افت میکند؛ تدارکها و برخوردهای فرعی گاهی انرژی آغازین را پراکنده میسازند.
فیلم مدتزمان فشردهای دارد، اما فشردگی بهتنهایی مانع از آن نمیشود که بعضی موقعیتها بیش از اندازه درنگ کنند یا زودتر از موعد به شوخی بعدی پناه ببرند. ایدههای اصلی و محدودیتها در زیر ظاهر سبک و پرجنبوجوش، فیلم به شکلی ساده با ورود زودهنگام به مسئولیتهای بزرگسالانه روبهرو میشود.
دایان و جک ناچارند با پیامدهایی مواجه شوند که در خیال نوجوانانهشان جای چندانی نداشتهاند. در برابر این بحران، دوستی به پناهگاه و نیروی محرک تبدیل میشود؛ اما پاسخ گروه به مشکل، خود پرسشی دربارهٔ حدومرز وفاداری است. فیلم این پرسش را جدی طرح میکند، ولی معمولاً پیش از آنکه به پیامدهای اخلاقیاش بپردازد، به شوخی بعدی میرسد.
« همین فاصله، بخش مهمی از کمدی را میسازد. »
جمعبندی
از همین رو، اثر بیش از آنکه تحلیلی ژرف از فقر، خانواده یا مسئولیت باشد، یک فانتزی کمیک دربارهٔ واکنش افراطی به فشار است. این سطحیبودن را میتوان هم نقص دانست و هم بخشی از قرارداد فیلم: قرار نیست شخصیتها به نمادهایی پیچیده تبدیل شوند، بلکه باید در مجموعهای از موقعیتهای شگفتآور و بامزه حرکت کنند.
مشکل زمانی پدید میآید که فیلم همزمان خواهان همدلی عاطفی و بیاعتنایی به پیامدهای واقعی رفتار شخصیتهاست؛ تعادلی که همیشه به دست نمیآید. جمعبندی «Sugar & Spice» کمدی نوجوانانهای نامتعارف و پرتحرک است که ترکیب تشویقکنندگی، دوستی گروهی و نقشهٔ سرقت را به منبعی برای هجو و سرگرمی بدل میکند.
ایدهٔ مرکزیاش همچنان نیروی جذابی دارد و رابطهٔ میان اعضای گروه به قصه گرما میبخشد، اما پرداخت کمعمق شخصیتها، شوخیهای نابرابر و افت مقطعی ریتم، مانع از آن میشوند که فیلم به اثری کاملاً منسجم تبدیل شود. حاصل، فیلمی سبک و گاه نامعقول است که بیش از واقعنمایی، بر انرژی و بازیگوشی تکیه دارد؛ تجربهای مناسب برای تماشاگرانی که از کمدیهای نوجوانانهٔ قانونگریز و آگاهانه اغراقآمیز لذت میبرند.



ثبت دیدگاه