نقد و بررسی
نقد Suck Me Shakespeer | 2013
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
کمدیای که از بینظمی نیرو میگیرد «Suck Me Shakespeer» ساختهٔ Bora Dağtekin، کمدی آلمانیای است که از برخورد دو جهان ناسازگار جان میگیرد: خلافکاری که قواعد مدرسه را جدی نمیگیرد و مدرسهای که درگیر نظمهای فرسوده و دانشآموزانی است که ظاهراً از نظام آموزشی کنار گذاشته شدهاند. زکی مولر، پس از آزادی از زندان، برای یافتن پولهای پنهانشدهاش راهی مدرسه میشود؛ اما بهجای آنکه بهعنوان سرایدار استخدام شود، اشتباهاً معلم جایگزین از آب درمیآید.
این موقعیت ساده، موتور اصلی فیلم را روشن میکند: مردی که هیچ علاقهای به آموزش ندارد، ناچار است با کلاسی پرآشوب کنار بیاید و در این مسیر، خود نیز دگرگون شود. فیلم از همین فرض نامحتمل، کمدیای پرتحرک و عامهپسند میسازد؛ کمدیای که بیش از آنکه به ظرافت روایی متکی باشد، بر انرژی بازیگران، شوخیهای مستقیم و آشفتگی دلپذیر فضای مدرسه تکیه میکند.
عنوان اصلی فیلم «Fack ju Göhte» است و کارگردانی و نویسندگی آن را داگتکین بر عهده داشته است. روایت آشنا، اجرای پرجنبوجوش طرح کلی داستان بهسرعت مسیر خود را آشکار میکند: شخصیتی خودخواه و بیمسئولیت، در محیطی قرار میگیرد که از او انتظار دارد راهنما و الگو باشد؛ سپس رابطهاش با دانشآموزان، او را با جنبههایی از خود روبهرو میکند که پیشتر نادیده میگرفت.
این الگو در کمدیهای مدرسهای بارها به کار رفته است و فیلم نیز نمیکوشد آن را از بنیاد دگرگون کند. ارزش روایت بیشتر در نحوهٔ حرکت آن است: موقعیتهای زنجیرهای، برخوردهای پرتنش و شوخیهایی که از تضاد میان نگاه خشن و منفعتطلبانهٔ زکی و منطق نهادی مدرسه پدید میآیند. بااینحال، داستان در بسیاری از بزنگاهها قابلحدس باقی میماند.
« عنوان اصلی فیلم «Fack ju Göhte» است و کارگردانی و نویسندگی آن را داگتکین بر عهده داشته است. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
فیلم برای رسیدن به تحول عاطفی قهرمان، از مسیرهایی آشنا عبور میکند و گاه بهجای آنکه تغییر شخصیت را با جزئیات روانشناختی بسازد، آن را از راه چند موقعیت آشکار و تأکیدهای مستقیم پیش میبرد. این انتخاب، از سرعت و روانی روایت میکاهد نه؛ اما دامنهٔ شگفتی و پیچیدگی آن را محدود میکند.
فیلم بیش از آنکه مخاطب را به کشف نتیجه دعوت کند، میخواهد او را در مسیر رسیدن به آن سرگرم نگه دارد. زکی مولر؛ ضدقهرمانی با جذابیت صحنهای بخش عمدهای از بار فیلم بر دوش Elyas M’Barek است. زکی در آغاز نه آموزگاری الهامبخش است و نه شخصیتی که بهسادگی بتوان با او همدلی کرد. او مدرسه را ابزاری موقت برای رسیدن به هدف شخصی خود میبیند و شیوههایش برای ادارهٔ کلاس، بیش از آنکه با آموزش سنجیده پیوند داشته باشد، از بداههپردازی و بیاعتنایی به قواعد نیرو میگیرد.
جذابیت بازی M’Barek در همین تضاد است: او به شخصیت اعتمادبهنفسی نمایشی و حضوری پرکشش میدهد، بیآنکه زکی را از ابتدا به چهرهای اخلاقاً بیعیب تبدیل کند. این ویژگی، مسیر تغییر قهرمان را قابلدنبالکردن میسازد، اما فیلم همیشه میان شوخی با رفتار ناموجه زکی و تأیید ضمنی آن مرز روشنی نمیگذارد.
گاه آنچه باید نشانهٔ بیمسئولیتی باشد، بهسبب اجرای پرانرژی و واکنشهای خندهدار دیگران، بیدردسر به رفتاری مؤثر و حتی تحسینبرانگیز تبدیل میشود. در نتیجه، تماشاگر ممکن است بیش از آنکه به پیامدهای رفتارش بیندیشد، مجذوب جسارت نمایشی او شود. فیلم در اینجا به جذابیت بازیگر متکی است و همین اتکا، هم نقطهٔ قوت آن است و هم محدودیتی در پرداخت اخلاقی شخصیت.
« این انتخاب، از سرعت و روانی روایت میکاهد نه؛ اما دامنهٔ شگفتی و پیچیدگی آن را محدود میکند. »
شخصیتها و اجرا
مدرسه و دانشآموزان؛ نیروی گروهی فیلم فضای مدرسه در «Suck Me Shakespeer» صرفاً پسزمینهای برای ماجرا نیست؛ میدان برخورد شخصیتها و منبع اصلی آشوب کمدی است. کلاس پرمسئله، با تفاوتهای فردی و واکنشهای پیشبینیناپذیر دانشآموزان، به فیلم امکان میدهد از شوخیهای موقعیتمحور بهره بگیرد.
هر بار که زکی میکوشد کلاس را به شیوهٔ خودش مهار کند، میان اقتدار رسمی معلم و واقعیت بیقاعدهٔ محیط فاصلهای خندهساز پدید میآید. این کشمکش، به ریتم سرحال فیلم کمک میکند و از یکنواختی روایت جلوگیری میکند. شخصیتهای دانشآموزان نیز در بهترین لحظهها از قالب «کلاس دردسرساز» فراتر میروند و ویژگیهای متمایزی پیدا میکنند.
حضور Jella Haase در نقش چانتال، بهویژه، از منابع مهم انرژی فیلم است؛ او با بازی پررنگ و حس کمدی دقیق، در بسیاری از صحنهها توجه را به خود جلب میکند. بااینهمه، فیلم برای همهٔ شاگردان فرصت یکسانی فراهم نمیکند. برخی بیشتر به کارکرد کمدی یا واکنشهای سریع محدود میمانند و کمتر به جهان درونیشان راه مییابیم.
در نتیجه، کلاس هم یک گروه زنده و پرتحرک است و هم گاهی مجموعهای از تیپهای آشنا که برای پیشبرد شوخیها به کار گرفته شدهاند. طنز بیپروا و مرزهای آن لحن فیلم آشکارا رک و بیپرواست. شوخیهایش اغلب از زبان تند، رفتارهای افراطی و شکستن قواعد رسمی تغذیه میشوند. این رویکرد با شخصیت زکی و فضای شورشی داستان سازگار است و به کمدی ضرباهنگی پرشتاب میدهد؛ فیلم از مکثهای طولانی و گفتوگوهای توضیحی فاصله میگیرد و ترجیح میدهد مخاطب را با موقعیتهایی غافلگیر کند که گاه بر اغراق و بینزاکتی بنا شدهاند.
« این کشمکش، به ریتم سرحال فیلم کمک میکند و از یکنواختی روایت جلوگیری میکند. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
اما این انتخاب همیشه به طنزی هوشمندانه نمیانجامد. برخی شوخیها بیش از آنکه از مشاهدهٔ دقیق رفتار آدمها یا نقدی اجتماعی نیرو بگیرند، بر توهین، تحقیر یا خصلتهای سطحی شخصیتها تکیه میکنند. به همین دلیل، خنده در بخشهایی از فیلم سریع و مؤثر است، اما پس از پایان موقعیت بهسرعت فروکش میکند.
گاهی نیز فیلم بهجای آنکه هدف شوخی را روشن کند، صرفاً از تندی آن برای جلب واکنش استفاده میکند. حاصل، کمدیای است که برای مخاطب علاقهمند به شوخیهای بیپرده میتواند سرگرمکننده باشد، اما برای کسانی که طنز ظریفتر یا انتقادیتر میپسندند، نوسان کیفیت خواهد داشت. تصویر زنان و بازتاب نابرابریها یکی از محدودیتهای جدی فیلم به نحوهٔ پرداخت شخصیتهای زن و نگاه آن به طبقه و جنسیت بازمیگردد.
در کنار زکی، شخصیت لیسی ــ با بازی Karoline Herfurth ــ نمایندهٔ نظمی مسئولانهتر و پایبندتر به قواعد مدرسه است. تقابل او با زکی ظرفیت دراماتیکی روشنی دارد، اما فیلم گاهی این تفاوت را به دوگانهای ساده بدل میکند: یک سوی ماجرا مردی جسور و جذاب که قواعد را میشکند، و سوی دیگر زنی که جدیت و احتیاطش میتواند بهمنزلهٔ خشکبودن تعبیر شود.
به این ترتیب، بخشی از جذابیت شخصیت مرد با کمرنگکردن دیدگاه مخالف او ساخته میشود. در سطحی گستردهتر، فیلم نشانههایی از تفاوتهای طبقاتی را وارد داستان میکند، اما کمتر به پیامدهای واقعی آنها میپردازد. دانشآموزان و محیط مدرسه گاه بهواسطهٔ برچسبها و کلیشههای آشنا تعریف میشوند، بیآنکه روایت بهاندازهٔ کافی از خود بپرسد این برچسبها چه چیزی را پنهان میکنند.
« اما این انتخاب همیشه به طنزی هوشمندانه نمیانجامد. »
قوتها و کاستیها
کمدی میتواند با اغراق و وارونهسازی، چنین کلیشههایی را نقد کند؛ اما این فیلم همیشه روشن نمیسازد که آیا قصدش نقد آنهاست یا صرفاً استفادهٔ آسان از آنها برای ساختن شوخی. همین ابهام، دامنهٔ اجتماعی اثر را محدود میکند. جمعبندی «Suck Me Shakespeer» فیلمی پرانرژی و خوشریتم است که بخش بزرگی از جذابیت خود را از حضور کاریزماتیک Elyas M’Barek، بازیهای زندهٔ گروه بازیگران و موقعیتهای شلوغ مدرسهای میگیرد.
رابطهٔ میان زکی و دانشآموزان، زمینهای آشنا برای روایت تحول شخصی فراهم میکند و فیلم با سرعت و شوخیهای مستقیم، مخاطب را درگیر نگه میدارد. در عین حال، پیشبینیپذیری قصه، اتکای گاه بیشازحد به شوخیهای رکیک و پرداخت کمعمق برخی شخصیتها مانع میشود که اثر از قالب کمدی عامهپسند فراتر رود.
قدرت فیلم در ظرافت فکری یا نقد اجتماعی عمیق آن نیست؛ در تواناییاش برای ایجاد سرگرمی سریع و ساختن لحظههایی پرتحرک است. اگر با طنز بیپردهاش همراه شوید، فیلم تجربهای سرزنده و خوشتماشا عرضه میکند. اما نگاه انتقادی، بهویژه دربارهٔ شیوهٔ بازنمایی زنان، طبقه و اقتدار آموزشی، نشان میدهد که خندههای آن گاه بر کلیشههایی بنا شدهاند که اثر بهندرت به چالش میکشد.
« همین ابهام، دامنهٔ اجتماعی اثر را محدود میکند. »
ثبت دیدگاه