نقد و بررسی
نقد Submarine | 2011
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
نوجوانی در مقام محفظهای بسته «Submarine» از همان عنوانش استعارهای مرکزی میسازد: زیستن در محفظهای تنگ، جدا از جهان بیرون، جایی که صداها کدر و فشارها محسوساند. الیور تیت، نوجوانی پانزدهساله در سوانزی، چنین محفظهای را پیرامون خود ساخته است؛ با ذهنی که پیوسته زندگی را صحنهپردازی میکند و برای هر موقعیت، روایتی آماده دارد.
او میخواهد در عشق و خانواده مداخله کند، اما اغلب جهان را نه آنگونه که هست، بلکه آنگونه که خیال میکند میفهمد. فیلم بهجای آنکه این خصلت را صرفاً وسیلهای برای شوخی قرار دهد، آن را زبان ناپخته و گاه دفاعی نوجوانی میبیند. قهرمانی دوستداشتنی، نه لزوماً دوستداشتنیرفتار الیور شخصیتی است که همزمان میتواند خندهدار، خودمحور، حساس و تنها باشد.
او برای لحظههای معمولی معنایی عظیم میتراشد و گاهی چنان در تصویر ذهنی خود از خویش فرومیرود که دیگران را به نقشهایی در نمایش شخصیاش تقلیل میدهد. فیلم از این خودشیفتگی آگاه است و آن را پنهان نمیکند؛ همین آگاهی، فاصلهای میان مخاطب و شخصیت میسازد که بهجای همذاتپنداری ساده، فرصتی برای تماشای او فراهم میآورد.
« فیلم بهجای آنکه این خصلت را صرفاً وسیلهای برای شوخی قرار دهد، آن را زبان ناپخته و گاه دفاعی نوجوانی میبیند. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
بااینحال، این فاصله همیشه به سود فیلم نیست: گاهی شوخیهای خشک و نریشنهای پیدرپی بیش از آنکه عمق ذهن الیور را آشکار کنند، بر ساختگیبودن لحن تأکید میگذارند. عشق نخست و اضطرابِ دانستن رابطهٔ الیور و جوردانا قلب عاطفی فیلم است، اما نه عشقی آرمانی و بیدردسر. جوردانا سرزنده، سرسخت و بازیگوش است؛ در برابر الیور، که میکوشد احساساتش را با برنامهریزی و تفسیر مهار کند، حضوری مستقیمتر دارد.
جذابیت رابطه از همین ناهمترازی میآید: الیور میخواهد بداند عشق چه معنایی دارد و چگونه میتوان آن را حفظ کرد، درحالیکه زندگی عاطفی از قواعدی که او برایش میچیند پیروی نمیکند. Craig Roberts و Yasmin Paige این پیوند را با ظرافتی نوجوانانه میسازند. میان آنها نه شورِ پرطمطراق یک ملودرام، بلکه دستپاچگی، کنجکاوی و رنجشهای کوچک جاری است.
فیلم در بهترین لحظههایش میفهمد که عشق نخست بیش از آنکه تجربهای باشکوه باشد، برخوردی نامطمئن با شخص دیگری است؛ کسی که نمیتوان او را بهتمامی در خیال خود جا داد. خانواده؛ بحرانی بیرون از میدان دید نوجوان در کنار رابطهٔ عاشقانه، فروپاشی تدریجی زندگی مشترک والدین، نگرانی دیگری را بر دوش الیور میگذارد.
« عشق نخست و اضطرابِ دانستن رابطهٔ الیور و جوردانا قلب عاطفی فیلم است، اما نه عشقی آرمانی و بیدردسر. »
شخصیتها و اجرا
او گمان میکند باید وضع خانواده را تشخیص دهد و حتی آن را نجات دهد؛ نقشی که از توان و جایگاه او بزرگتر است. این خط داستانی امکان میدهد فیلم از خودشیفتگی نوجوانانه فراتر برود: الیور فقط درگیر تصویر خودش نیست، بلکه با ترس واقعیِ از دسترفتن امنیت خانه نیز روبهروست. بازی Noah Taylor و Sally Hawkins به این بخش خصلتی تلخ و انسانی میدهد.
پدر و مادر، برخلاف تصور سادهانگارانهٔ فرزندشان، صرفاً مهرههایی در داستان او نیستند؛ هر یک زندگی درونی و ناکامیهای خاص خود را دارند. همین نکته به فیلم وزن میبخشد، هرچند دو مسیر عاطفی گاه چنان جداگانه پیش میروند که پیوندشان کاملاً طبیعی احساس نمیشود. داستان خانواده و رابطهٔ الیور و جوردانا هر دو دربارهٔ ناتوانی در کنترل دیگریاند، اما فیلم همیشه این پیوند موضوعی را به انسجام روایی بدل نمیکند.
قابهایی که ذهن شخصیت را روایت میکنند کارگردانی Richard Ayoade بهجای واقعگرایی خنثی، جهانی طراحیشده و اندکی رؤیایی پیش مینهد. قاببندیهای منظم، رنگهای سنجیده، مکثهای حسابشده و نماهایی که گاه حالوهوای خاطرهای بازسازیشده دارند، با ذهن الیور همخواناند. محیط فیلم فقط پسزمینهٔ رخدادها نیست؛ صورت بیرونیِ میل او به نظمدادن به جهانی آشفته است.
« او گمان میکند باید وضع خانواده را تشخیص دهد و حتی آن را نجات دهد؛ نقشی که از توان و جایگاه او بزرگتر است. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
در نتیجه، سبک بصری نه تزئینی صرف، بلکه بخشی از شخصیتپردازی میشود. این انتخاب در عین حال خطر خود را دارد. گاهی زیبایی تصویر و میزانسنِ حسابشده چنان به چشم میآیند که از خود موقعیت عاطفی پیشی میگیرند. لحن فیلم نیز میان طنز خشک، رمانتیسم و اندوه در رفتوآمد است؛ برای برخی مخاطبان این ترکیب دلنشین و متمایز خواهد بود، اما برای برخی دیگر ممکن است بیش از اندازه غلوشده یا خودآگاه به نظر برسد.
«Submarine» از آن فیلمهایی است که سبک آن را نمیتوان از داستان جدا کرد، و همین ویژگی هم نقطهٔ قوت آن است و هم منشأ ناهمواریهایش. نریشن و شکاف میان خیال و واقعیت نریشن الیور ما را به درون ذهن او میبرد، اما قرار نیست حقیقت بیواسطه را تحویل دهد. صدای او آمیزهای است از مشاهده، خیالپردازی و خودتوجیهی؛ گاه با اطمینان حکم میدهد، درحالیکه رفتار و موقعیت نشان میدهند فهمش از دیگران ناقص است.
این تضاد، یکی از منابع اصلی طنز فیلم است. الیور میخواهد راویِ مسلط زندگی خود باشد، ولی فیلم بارها نشان میدهد که او همچون تماشاگران، از همهٔ واقعیت خبر ندارد. نریشن در بسیاری از صحنهها به فیلم ریتم و شخصیت میبخشد و بهجای توضیح صرف، بخشی از جهان ذهنی نوجوان را میسازد. بااینحال، اتکای مداوم به صدای راوی و شوخیهای روایی گاهی اجازه نمیدهد احساسات در سکوت یا کنشهای ساده مجال بروز پیدا کنند.
« در نتیجه، سبک بصری نه تزئینی صرف، بلکه بخشی از شخصیتپردازی میشود. »
قوتها و کاستیها
هرگاه فیلم به تصویر اعتماد میکند و توضیح را کنار میگذارد، عاطفهاش معمولاً نافذتر میشود. موسیقی؛ همراهی با اندوه پنهان ترانههای Alex Turner از عناصر برجستهٔ تجربهٔ فیلماند. موسیقی او با رنگوبویی ملانکولیک و عاشقانه، به احساساتی که الیور نمیتواند بهروشنی بیان کند، شکل میدهد.
ترانهها از بیرون بر تصاویر الصاق نشدهاند؛ با حالوهوای درونی داستان همنفس میشوند و میان شور نوجوانانه و آگاهی مبهم از گذر زمان پلی میزنند. قطعات موسیقی متنِ Andrew Hewitt نیز به ساختن فضای فیلم کمک میکنند و از شدت تصنع بصری آن نمیکاهند، بلکه به آن بافتی لطیفتر میبخشند. بااینحال، موسیقی گاهی خطر آن را دارد که بهجای تقویت احساس، آن را برای مخاطب تعیین کند.
فیلم در لحظههایی آشکارا به آهنگ تکیه میکند تا صحنه را رمانتیک یا اندوهناک جلوه دهد. اما هماهنگی موسیقی با نگاهِ خاطرهساز الیور چنان کامل است که این صراحت اغلب به بخشی از لحن اثر بدل میشود، نه صرفاً راهی آسان برای برانگیختن احساس. جمعبندی «Submarine» فیلمی دربارهٔ نوجوانی است که میخواهد جهان را پیش از آنکه جهان او را غافلگیر کند، توضیح دهد و مهار کند.
« هرگاه فیلم به تصویر اعتماد میکند و توضیح را کنار میگذارد، عاطفهاش معمولاً نافذتر میشود. »
جمعبندی
Richard Ayoade این اضطراب را در قالب کمدی خشک، تصویرپردازی خیالانگیز و داستانی آمیخته با عشق و اندوه خانوادگی بیان میکند. الیور گاهی آزاردهنده و خودمحور است، اما همین نابسندگی، او را به شخصیتی باورپذیر بدل میسازد؛ نوجوانی که هنوز نمیداند چگونه از خویش بیرون بیاید و دیگری را واقعاً ببیند.
فیلم در پیوند دادن همهٔ خطوط داستانی همیشه یکدست نیست و لحن نمایشیاش میتواند فاصلهای عاطفی ایجاد کند. بااینهمه، بازیهای متقاعدکننده، موسیقی بهیادماندنی و جهان بصری منحصربهفردش اثری میسازند که خاطرهٔ آن بیش از طرح داستان در ذهن میماند: خاطرهٔ نخستین عشق، خانهای در آستانهٔ دگرگونی، و ذهنی که برای مدتی کوتاه خیال میکند میتواند همهچیز را در قاب خود نگه دارد.
« فیلم در پیوند دادن همهٔ خطوط داستانی همیشه یکدست نیست و لحن نمایشیاش میتواند فاصلهای عاطفی ایجاد کند. »
ثبت دیدگاه