نقد و بررسی
نقد قوی ترین پیک (Strongest Deliveryman) | 2017
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
آغاز؛ از خیابان تا رؤیای بزرگ «Strongest Deliveryman» با موقعیتی ساده اما پُرظرفیت آغاز میشود: دو پیک غذا، در میان فشارهای اقتصادی و محدودیتهای اجتماعی، میکوشند آیندهای متفاوت برای خود بسازند. چوی کانگسو فقط به رساندن سفارشها قانع نیست؛ رؤیای ساختن کسبوکاری در حوزهٔ ارسال غذا را در سر دارد.
لی دانآ نیز با جدیتی سختگیرانه، کار و استقلال مالی را راهی برای رهایی از وضع موجود میبیند. این دو خواسته، در بستری روزمره و آشنا شکل میگیرند: خیابانها، رستورانهای کوچک، مشتریان عجول و نیروی کاری که معمولاً در حاشیهٔ تصویر میماند. جذابیت اولیهٔ سریال در همین انتخاب نهفته است.
بهجای آنکه رؤیاپردازی را صرفاً به فضای شرکتهای بزرگ یا زندگی ثروتمندان محدود کند، داستان از کاری آغاز میشود که با زمان، خستگی و درآمد روزانه گره خورده است. سریال شانزدهقسمتی، با ترکیب درام روزمره، کمدی و عاشقانه، جهانی میسازد که در آن مسیر شغلی و زندگی شخصی شخصیتها بهتدریج در هم تنیده میشود.
کار و طبقه؛ واقعگرایی در کنار امید یکی از امتیازهای اثر، توجه به نابرابری اقتصادی و ناامنی شغلی است. برای شخصیتهای اصلی، پول موضوعی انتزاعی نیست؛ بر انتخابهای روزانه، رابطهها و تصویری که از آینده دارند اثر میگذارد. کارِ پیکبودن نیز فقط بهانهای برای جابهجایی میان صحنهها نیست: سرعت، دقت، خستگی جسمانی و وابستگی به سفارشها، بخشی از تجربهٔ زیستهٔ آنان را میسازد.
« چوی کانگسو فقط به رساندن سفارشها قانع نیست؛ رؤیای ساختن کسبوکاری در حوزهٔ ارسال غذا را در سر دارد. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
این نگاه، به داستان وزن اجتماعی میبخشد و مانع میشود که همهچیز به عاشقانهای بیدردسر فروکاسته شود. بااینحال، سریال بیش از آنکه گزارشی واقعگرا از دشواریهای اقتصاد باشد، قصهای امیدبخش دربارهٔ امکان همیاری است. آدمها در این جهان، گاه بیش از آنچه شرایط واقعبینانه اجازه میدهد به یاری یکدیگر میشتابند.
همین خوشبینی ممکن است برای تماشاگرانی که انتظار تصویری سختگیرانهتر از کار و فقر دارند، سادهانگارانه جلوه کند؛ اما در منطق عاطفی سریال، مهربانی و همکاری بخشی از پاسخ شخصیتها به بیعدالتی است، نه انکار آن. کسبوکار ارسال غذا؛ موتور پرتحرک روایت قصهٔ تلاش برای ساختن کسبوکاری در حوزهٔ ارسال غذا، تازهترین و زندهترین نیروی سریال است.
ایده بهخودیخود ظرفیت دراماتیک دارد: چگونه میتوان با منابع محدود، اعتماد مشتریان و همکاران را به دست آورد؟ چه چیزی یک خدمت محلی را از فعالیتی پراکنده به طرحی جمعی تبدیل میکند؟ اثر در بهترین لحظههایش به این پرسشها با شور و شوخطبعی پاسخ میدهد و نشان میدهد که یک رؤیای شخصی، وقتی با نیازهای دیگران پیوند میخورد، میتواند به پروژهای مشترک بدل شود.
در این بخش، پیکها از چهرههایی گذرا در پسزمینه به نیرویی اثرگذار در داستان تبدیل میشوند. همکاری آنان هم زمینهٔ کمدی فراهم میکند و هم امکان میدهد مفهوم قدرت از نو تعریف شود: قدرت نه فقط در سرمایه و جایگاه اجتماعی، بلکه در پیوند میان آدمهایی است که معمولاً بهتنهایی دیده میشوند.
« این نگاه، به داستان وزن اجتماعی میبخشد و مانع میشود که همهچیز به عاشقانهای بیدردسر فروکاسته شود. »
شخصیتها و اجرا
با این همه، منطق پیشرفت کسبوکار گاهی بیش از اندازه آسان و خوشفرجام به نظر میرسد. سریال در بعضی لحظهها از پرداخت دقیق موانع عملی فاصله میگیرد تا به سرعت به نقطهٔ عاطفی یا قهرمانانهٔ بعدی برسد. کانگسو؛ آرمانگرایی دوستداشتنی یا لجاجت خستهکننده؟ کانگسو قهرمانی است که از اصول خود بهآسانی عقب نمینشیند.
او پرانرژی، جسور و مشتاق کمک به دیگران است؛ ویژگیهایی که گاه او را به مرکز گرمای عاطفی مجموعه بدل میکند. در عین حال، همین پافشاری میتواند به رفتاری یکسویه و آزاردهنده بینجامد. وقتی شخصیت باور دارد نیت خوبش برای توجیه تصمیمهایش کافی است، ممکن است مرز میان شجاعت و بیاعتنایی به پیچیدگی دیگران کمرنگ شود.
این دوگانگی، از ضعفهای شخصیتپردازی نیست؛ دستکم در آغاز، بخشی از جذابیت اوست. کانگسو قرار نیست قهرمانی بینقص باشد و سریال تا حدی میکوشد نشان دهد که صداقت اخلاقی همیشه با ظرافت رفتاری همراه نیست. اما تکرار بعضی از واکنشهای او، بدون آنکه پیامدشان بهاندازهٔ کافی بر شخصیت اثر بگذارد، ممکن است صبر مخاطب را بیازماید.
برای برخی، سرسختیاش الهامبخش است؛ برای برخی دیگر، همان صفتی است که تماشایش را دشوار میکند. دانآ و رابطههای عاطفی دانآ از آن شخصیتهایی است که هدفهایش را روشنتر از احساساتش بیان میکند. او حسابگر و مستقل به نظر میرسد، اما این سختی بیرونی از تجربهٔ ناامنی و ضرورت مراقبت از خویش سرچشمه میگیرد.
« با این همه، منطق پیشرفت کسبوکار گاهی بیش از اندازه آسان و خوشفرجام به نظر میرسد. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
حضورش در کنار کانگسو، صرفاً وسیلهای برای شکلگیری رابطهٔ عاشقانه نیست؛ تفاوت نگاه این دو به پول، اعتماد و خطرپذیری، به گفتوگوهایشان معنا میدهد. رابطهٔ آنان زمانی باورپذیرتر میشود که سریال بهجای تکیه بر جاذبهٔ فوری، فرصت میدهد احترام و نزدیکی در دل همکاری روزمره شکل بگیرد. بااینحال، پیوند عاطفی میان شخصیتهای اصلی در تمام مسیر به یک اندازه متوازن پرداخت نمیشود.
بعضی دگرگونیهای احساسی سریعتر از آنچه زمینهچینیها اقتضا میکند رخ میدهند و تماشاگر ممکن است بخواهد لحظههای بیشتری از شناخت متقابل آنان ببیند. در کنار این زوج، شخصیتهای مکمل نیز لحظات سرگرمکننده و گاه تأثیرگذاری دارند؛ اما پراکندگی داستانهای فرعی باعث میشود توجه سریال میان چند رابطه و چند مسیر شخصی تقسیم شود.
تغییر لحن و ازدحام داستانهای فرعی بزرگترین لغزش روایی مجموعه، نه وجود داستانهای فرعی، بلکه انباشت و وزن نامتوازن آنهاست. ماجراهایی که در آغاز به گسترش جهان محلی داستان کمک میکنند، گاهی چنان پررنگ میشوند که رشتهٔ اصلی را به عقب میرانند. در نتیجه، بعضی بخشها کش میآیند و ضرباهنگی که با شتاب و جنبوجوش حرفهٔ پیکبودن آغاز شده بود، گاه کند یا پراکنده میشود.
تغییر تدریجی تمرکز از زندگی روزمرهٔ پیکها و شکلگیری کسبوکارشان به رقابت شرکتها و سازماندهی گروهی، میتواند برای بخشی از مخاطبان غافلگیرکننده باشد. این گسترش از نظر موضوعی بیارتباط نیست: رؤیای یک کسبوکار کوچک، دیر یا زود با مناسبات قدرت و سرمایه برخورد میکند. مسئله آن است که گذار میان این دو مقیاس همیشه نرم و طبیعی احساس نمیشود.
« بااینحال، پیوند عاطفی میان شخصیتهای اصلی در تمام مسیر به یک اندازه متوازن پرداخت نمیشود. »
قوتها و کاستیها
وقتی فضای رقابت شرکتی غالب میشود، لطافت و صمیمیت محلهایِ بخشهای نخست ممکن است کمرنگ شود؛ و تماشاگرانی که به همان جهان کوچک و انسانی دل بستهاند، احتمالاً با این تغییر حالوهوا همراه نخواهند شد. بازیها و لحن اجرایی بازیگران اصلی به سریال گرمایی میبخشند که در لحظههای کمحادثه اهمیت بیشتری پیدا میکند.
گو کیونگپیو برای کانگسو انرژی و سرزندگی میآورد، درحالیکه چه سوبین در نقش دانآ خویشتنداری و عزم شخصیت را بهخوبی منتقل میکند. کیم سونهو نیز در جایگاه او جینگیو به قصه امکان میدهد تصویری پیچیدهتر از برخورد میان امتیاز طبقاتی، رشد شخصی و نیاز به پذیرفتهشدن ارائه دهد. لحن کلی اثر میان کمدی سبک، ملودرام و قصهٔ اجتماعی در نوسان است.
این آمیزه به آن امکان میدهد از تلخی مداوم فاصله بگیرد، اما گاهی تغییر لحن بیش از اندازه محسوس میشود. صحنهای که قرار است شوخطبعانه باشد، ممکن است درست در کنار مسئلهای جدی قرار گیرد؛ یا یک موقعیت اجتماعی، ناگهان زیر سایهٔ کشمکش عاشقانه و رقابتهای تازه برود. با وجود این نوسانها، سریال در حفظ حالوهوای امیدوارانهاش موفق است و برای بسیاری از تماشاگران، همین سرزندگی میتواند از کاستیهای ساختاریاش مهمتر باشد.
جمعبندی «Strongest Deliveryman» سریالی است دربارهٔ آدمهایی که از جایگاههای نادیدهگرفتهشده میکوشند سهمی در ساختن آیندهٔ خود داشته باشند. بهترین بخشهایش از دل کار روزمره، رؤیای راهاندازی کسبوکار و همبستگی میان پیکها بیرون میآید؛ بخشهایی که هم سرگرمکنندهاند و هم به نابرابری اجتماعی توجه دارند.
« بازیها و لحن اجرایی بازیگران اصلی به سریال گرمایی میبخشند که در لحظههای کمحادثه اهمیت بیشتری پیدا میکند. »
جمعبندی
رابطههای عاطفی و شخصیتهای مکمل نیز به جهان آن گرما میبخشند، هرچند همیشه به یک اندازه پرداخت نمیشوند. در مقابل، تعدد خطوط فرعی، افتوخیز ریتم و تغییر پررنگ فضای داستان به سوی رقابت شرکتها، از انسجام اثر میکاهد. کانگسو نیز قهرمانی است که میتواند هم الهامبخش باشد و هم طاقتفرسا.
بااینهمه، مجموعه در مجموع نیرویی صمیمی و خوشبینانه دارد: گاهی کند میشود، گاهی از مسیر اصلی فاصله میگیرد، اما هرگاه دوباره به تلاش آدمهای معمولی برای ساختن چیزی باارزش بازمیگردد، جذابیتش را بازیابی میکند.
« رابطههای عاطفی و شخصیتهای مکمل نیز به جهان آن گرما میبخشند، هرچند همیشه به یک اندازه پرداخت نمیشوند. »



ثبت دیدگاه