نقد و بررسی
نقد رقصنده خیابانی سهبعدی (Street Dancer 3D) | 2020
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
رقص در جایگاه قهرمان فیلم «Street Dancer 3D» به کارگردانی Remo D'Souza از همان آغاز روشن میکند که رقص، نه جزئی فرعی از روایت، بلکه جاذبهی اصلی آن است. قصه در لندن میگذرد و حول دو گروه رقص رقیب، یکی هندی و دیگری پاکستانی، شکل میگیرد؛ گروههایی که رقابتشان از سالنهای تمرین فراتر میرود و به نشانهای از کشمکشهای ملی و هویتی بدل میشود.
ورود مسابقهای بینالمللی، زمینهای فراهم میکند تا این دشمنی به همکاری تبدیل شود و فیلم از تقابل به سوی همدلی حرکت کند. این طرح، ساده و آشناست، اما ظرفیت نمایشی فراوانی دارد: بدنهایی که به جای سخنرانی، با حرکت پاسخ میدهند و رقابتی که میتواند در عین سرگرمکنندگی، معنایی انسانی پیدا کند.
مشکل آن است که فیلم همیشه نمیداند چگونه این ظرفیت را به روایتی منسجم بدل سازد. قصهای که زیر بار بار نمایشی میماند فیلمنامه میخواهد همزمان چند کار انجام دهد: رقابت گروهها را پیش ببرد، روابط عاطفی و خانوادگی را پررنگ کند، به دشواریهای زندگی مهاجران اشاره داشته باشد و در نهایت، پیامی دربارهی کنار گذاشتن دشمنی عرضه کند.
این اجزا بهتنهایی میتوانستند جهان داستانی غنیتری بسازند، اما پیوند میانشان اغلب سست است. بعضی خطوط داستانی ناگهان وارد میشوند، مدتی توجه میگیرند و سپس زیر سایهی صحنهی رقص بعدی قرار میگیرند. نتیجه، روایتی است که در بخشهایی بیشتر شبیه مجموعهای از ایستگاهها برای رسیدن به مسابقهی نهایی جلوه میکند تا داستانی که کنشها و دگرگونیهایش از دل یکدیگر برآیند.
« مشکل آن است که فیلم همیشه نمیداند چگونه این ظرفیت را به روایتی منسجم بدل سازد. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
نیمهی نخست بهویژه از این ناپیوستگی آسیب میبیند. فیلم برای معرفی رقابت، شخصیتها و فضای اجتماعی خود زمان میگذارد، اما گذار میان این عناصر همیشه طبیعی نیست. شوخیها، تنشها و لحظههای احساسی گاه کنار هم قرار میگیرند بیآنکه لحن واحدی بسازند. برخی تماشاگران ممکن است از همان ابتدا با آهنگها و اجراها همراه شوند؛ برای برخی دیگر، پراکندگی روایت مانعی جدی است.
در هر دو حالت، روشن است که انرژی صحنهها از استحکام داستان بیشتر است. رقابت هند و پاکستان؛ ایدهای پرظرفیت، اجرایی کمعمق قرار دادن دو گروه هندی و پاکستانی در مرکز یک رقابت، به فیلم امکان میدهد دربارهی مرزهای ملی، غرور جمعی و امکان همکاری سخن بگوید. دشمنی آغازین، در سطح نمادین، نه فقط رقابت دو گروه، بلکه بازتاب عادت به دیدن دیگری بهمثابه حریف است.
هنگامی که رقصندگان ناچار میشوند در کنار هم قرار گیرند، فیلم بر این نکته تکیه میکند که هنر میتواند زبان مشترکی بسازد؛ زبانی که از داوریهای سیاسی و پیشداوریهای روزمره فراتر میرود. بااینحال، این مضمون بیشتر اعلام میشود تا آنکه با ظرافت در شخصیتپردازی و موقعیتها ریشه بدواند.
تقابلها گاهی به نشانههایی سادهشده فروکاسته میشوند و شخصیتها برای مدتی طولانی در قالب نمایندگان گروه یا کشور خود باقی میمانند. از همین رو، حرکتشان به سوی همدلی همیشه به اندازهی ایدهی مرکزی تأثیرگذار نیست. با وجود این، برای تماشاگرانی که با بار عاطفی چنین تقابلی ارتباط برقرار میکنند، پیام آشتی و همکاری میتواند صادقانه و برانگیزاننده باشد؛ فیلم در بهترین لحظههایش یادآوری میکند که رقابت الزاماً به معنای نفی دیگری نیست.
« نیمهی نخست بهویژه از این ناپیوستگی آسیب میبیند. »
شخصیتها و اجرا
رقصها؛ بدنی پرتحرک در قاب پرزرقوبرق بزرگترین امتیاز فیلم در صحنههایی است که قصه عقب مینشیند و اجرا مجال نفسکشیدن مییابد. طراحی رقصها، تنوع اجراکنندگان و ترکیب حرکتهای گروهی، پرشها و حرکات نمایشی، به فیلم نیروی دیداری میدهد. صحنههای رقابت، بهخصوص هرچه فیلم به بخشهای پایانی نزدیکتر میشود، ریتم و مقیاسی پرهیجان پیدا میکنند.
تدوین سریع، نورپردازی پررنگ و استفاده از جلوههای سهبعدی میکوشند تماشاگر را در دل نمایش قرار دهند؛ گاهی نیز همین آرایش تصویری باعث میشود حرکتها بیش از آنکه خودجوش باشند، به نمایشهای صیقلی و حسابشده شباهت پیدا کنند. در اینجا باید میان «رقص خیابانی» بهعنوان یک فرهنگ و «رقص سینمایی» بهعنوان نمایشی طراحیشده تمایز گذاشت.
فیلم بهروشنی به سوی دومی گرایش دارد: اجراها بزرگ، هماهنگ و گاه آکروباتیکاند و برای ایجاد تأثیر فوری در پردهی سینما ساخته شدهاند. این انتخاب برای یک فیلم موزیکال قابلفهم است، اما ممکن است برای بینندهای که با رقص خیابانی واقعی آشناست، فاصلهای محسوس ایجاد کند. حرکتها بیشتر در خدمت جلوهی صحنه و اوج هیجاناند تا بازتاب دقیق فضای بداههپردازانه و اجتماعی این رقص.
بنابراین، جذابیت بصری فیلم را نباید با بازنمایی واقعگرایانهی فرهنگ رقص خیابانی یکی دانست. موسیقی؛ خاطرهای ماندگارتر از روایت آهنگهای فیلم از عناصر موفق آناند؛ قطعات پرانرژی و بهیادماندنی، حتی برای مخاطبی که زبان هندی را نمیداند، میتوانند از راه ریتم و حالوهوایشان اثر بگذارند.
« طراحی رقصها، تنوع اجراکنندگان و ترکیب حرکتهای گروهی، پرشها و حرکات نمایشی، به فیلم نیروی دیداری میدهد. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
موسیقی به صحنهها ضرباهنگ میدهد و در لحظههایی که فیلمنامه توان برانگیختن هیجان را ندارد، بار عاطفی را تا اندازهای به دوش میکشد. گاه یک قطعه بهتنهایی چنان سرزنده است که تماشاگر را از ضعف پیوندهای داستانی دور میکند. اما فراوانی موسیقی و اجراها نیز مسئلهای پدید میآورد: وقتی صحنههای رقص با فاصلههای کوتاه پشت سر هم میآیند، تفاوت میان آنها کمرنگ میشود.
اوجها فرصت کافی برای ساختهشدن پیدا نمیکنند و شور اولیه ممکن است به تکرار بدل شود. بعضی آهنگها و حرکتها در ذهن میمانند، اما فیلم همیشه نمیتواند آنها را به تحولی درونی برای شخصیتها پیوند دهد. موسیقی در این اثر بیش از آنکه داستان را پیش ببرد، وقفههای روایی را پر میکند و فضای سرگرمی را زنده نگه میدارد.
شخصیتها و بازیها؛ حضوری وابسته به اجرا Varun Dhawan و Shraddha Kapoor در نقش دو چهرهی اصلی رقابت، بیش از هر چیز با حضور بدنی و تواناییشان در اجرا جلب توجه میکنند. فیلم فرصت محدودی برای پرداخت پیچیدهی روانی آنها فراهم میکند؛ در نتیجه، تغییرهای عاطفی شخصیتها گاه سریعتر از آن پیش میرود که تماشاگر بتواند آنها را باور کند.
بااینحال، شور و جدیت بازیگران در صحنههای رقص، به شخصیتها انرژی میبخشد و از سردشدن کامل رابطهی مرکزی جلوگیری میکند. Prabhu Deva با تجربه و مهارتش در جهان رقص فیلم حضوری طبیعی دارد و یادآور سنتی است که اثر به آن تکیه میکند. Nora Fatehi نیز در اجراها چشمگیر است و کیفیت حرکتی و اعتمادبهنفس صحنهایاش به نمایش رنگ میدهد؛ هرچند نقش او به اندازهی ظرفیت حضورش بسط نمییابد.
« گاه یک قطعه بهتنهایی چنان سرزنده است که تماشاگر را از ضعف پیوندهای داستانی دور میکند. »
قوتها و کاستیها
گروه بزرگ رقصندگان، در مجموع، نقطهی قوت مهمی است: بسیاری از لحظههایی که فیلم از نظر داستانی کم میآورد، با مهارت و هماهنگی این اجراکنندگان جان میگیرد. ریتم و پیوند میان سرگرمی و احساس «Street Dancer 3D» میکوشد تماشاگر را از مسیرهای گوناگون درگیر کند: شوخی، رقابت، احساسات خانوادگی، اندوه و سرانجام هیجان اجرای گروهی.
این تنوع، گاهی به فیلم گرما میدهد. برخی لحظههای عاطفی، بهویژه هنگامی که رقص از نمایش صرف فراتر میرود و به بیان رنج یا امید بدل میشود، مؤثرند. در چنین لحظههایی، بدنها چیزی را آشکار میکنند که دیالوگهای توضیحی فیلم نمیتوانند بهخوبی منتقل کنند. بااینهمه، تغییر لحن همیشه نرم نیست.
فیلم ممکن است از شوخی به ملودرام و از آنجا به یک اجرای پرزرقوبرق برسد، بیآنکه زمان کافی برای گذار میان این فضاها فراهم کند. همین ناهمواری، بهخصوص در نیمهی نخست، حس وصلهپینهبودن ایجاد میکند. در بخشهای مسابقه، ریتم بهتر میشود و هدف نمایشی فیلم روشنتر به نظر میرسد؛ اما این بهبود نمیتواند تمام ضعفهای روایی پیشین را محو کند.
جمعبندی «Street Dancer 3D» فیلمی است که شور رقص و موسیقی را با داستانی کمجانتر از ظرفیت ایدهی مرکزیاش همراه میکند. بهترین لحظههایش در اجراهای پرانرژی، آهنگهای گیراتر و پیام انسانیِ همکاری میان رقیبان شکل میگیرد؛ ضعیفترین لحظههایش زمانی پدیدار میشوند که قصه برای پیوند دادن اجزای پراکندهاش به دیالوگهای توضیحی و ملودرام تکیه میکند.
« برخی لحظههای عاطفی، بهویژه هنگامی که رقص از نمایش صرف فراتر میرود و به بیان رنج یا امید بدل میشود، مؤثرند. »
جمعبندی
فاصلهی میان رقص سینمایی و رقص خیابانی واقعی نیز ممکن است برای برخی مخاطبان چشمگیر باشد. این فیلم بیش از آنکه بهعنوان درامی منسجم به یاد بماند، بهعنوان نمایشی موسیقایی و پرجنبوجوش عمل میکند. تماشاگر علاقهمند به رقابتهای رقص و اجراهای بزرگ احتمالاً از بخشهایی از آن لذت خواهد برد؛ اما کسی که در کنار حرکتهای تماشایی، انتظار شخصیتپردازی دقیق و روایتی محکم دارد، ممکن است از ناهماهنگیهایش دلزده شود.
در نهایت، شور اجراها فیلم را تا حدی سرپا نگه میدارد، ولی جای قصهای را که بتواند همان اندازه پرقدرت حرکت کند، نمیگیرد.
« فاصلهی میان رقص سینمایی و رقص خیابانی واقعی نیز ممکن است برای برخی مخاطبان چشمگیر باشد. »
ثبت دیدگاه